شمسآبادی، سیدابوالحسن آل رسول، فقیه و واعظ دورۀ معاصر (1281ـ1355ش).
او در 1281ش در اصفهان در خاندانی از عالمان دینی متولد شد.1 پدرش، آقا سیدمحمدابراهیم، فرزند آقا سیدعبدالله، از علمایی چون آقانجفی اصفهانی، جهانگیرخان قشقایی*، آخوند کاشی*، ملامحمدباقر فشارکی، محمدهاشم چهارسوقی و محمدباقر نجفی مسجدشاهی2 بهره برد. سیدمحمدابراهیم مدتی برای تحصیل به نجف رفت و در درسهای فقه و اصول سیدمحمدکاظم یزدی شرکت کرد و صاحبنظر شد و پس از اخذ اجازۀ اجتهاد و نقل روایت از استادش به اصفهان بازگشت و به تدریس، ارشاد، امامت جماعت و تبلیغ پرداخت.3
سیدابوالحسن مقدمات و درسهای علوم ابتدایی حوزوی (مشهور به سطح) را از پدرش و ابوالقاسم زِفرهای، جلالالدین همائی*، احمد مدرس شهیدی، عبدالوهاب زاهدی و محمدحسن داورپناه آموخت. در همین دوره، خوشنویسی را نزد اسدالله رجالیان فراگرفت. شمسآبادی در درسهای عالی فقه و اصول (مشهور به خارج) بزرگانی از اصفهان شرکت کرد، ازجمله سیدمحمد و سیدعلی مدرس نجفآبادی، محمدحسین فشارکی، احمد مجتهد بیدآبادی، سیدعلیاصغر مدرس برزانی، محمدعلی فتحی دزفولی، محمد همامی، سیدحسین خادمی* و عباسعلی ادیب*. شمسآبادی در 1315ش برای تکمیل تحصیلات به نجف مهاجرت کرد و در درسهای استادان شاخص حوزۀ نجف بهخصوص سیدابوالحسن اصفهانی (ده سال) و آقا ضیاءالدین عراقی (شش سال) شرکت کرد. دیگر استادان وی در نجف عبارت بودند از: محمدحسین نائینی، سیدعبدالهادی شیرازی، محمدکاظم شیرازی، سیدجمالالدین گلپایگانی و حاج میرزاابوالحسن مشکینی.4 ابوالحسن تا 1326ش در نجف ماند و سپس با کسب اجازات متعدد روایی و اجتهادی به اصفهان بازگشت.5
شمسآبادی در اصفهان درسهای عالی فقه و اصول حوزه را در مدرسۀ صدر بازار تدریس میکرد و یک روز در هفته در مدرسۀ درب کوشک (باقریه) به مباحثه میپرداخت.6 برخی از شاگردان وی عبارتاند از: محمدحسین رشتی، سیدابوالفضل طباطبایی خوراسگانی، مظفر فرزانه، سیدابوالحسن درچهایزاده، محمدعلی فشارکی، اسدالله جوادی، سیدمحمدعلی صادقی، اسداللهالهی حسینآبادی، سیدتقی هاشمی دهسرخی، سیدمحمدتقی حجازی فروشانی، سیدمحمدتقی مدنی چهارسویی، سیدجواد ابطحی، مرتضی رشتی، سیدمجتبی مهدوی هرستانی، سیدمحمدتقی حجازی فروشانی و سیدناصر موسوی مهدوی.7 شمسآبادی ابتدا وکیل مطلق سیدحسین بروجردی، مرجع تقلید معاصر شیعه، بود و سپس وکالت همۀ مراجع تقلید در امور شرعی و مالی را بر عهده گرفت و تا هنگام شهادت در 1355ش، پرداخت شهریه طلاب حوزۀ اصفهان را تقبل میکرد.8 افزون بر تدریس، او در دو مسجد سرتیپ چهارسوق و شیخبهائی امام جماعت بود. همچنین در بنیاننهادن و نظارت بر چندین مؤسسۀ اجتماعی عامالمنفعه مشارکت داشت، که غالب آنها به تبلیغ مهدویت گرایش داشتند و هنوز هم به فعالیت خود ادامه میدهند، ازجمله مؤسسه آموزشی ابابصیر*9؛ انجمن مددکاری صاحبالزمان، ویژۀ کمک به یتیمان؛ بیمارستان عسکریه؛ آزمایشگاه مهدیه؛ مؤسسۀ خیریه و دبیرستان احمدیه؛ حسینیه و زائرسرای اصفهانیها در مشهد؛ زائرسرای اصفهانیها در کربلا؛ و ساختمان قائمیه.10 گفته شده هنگام نفوذ برخی از افراد منسوب به فرقه «ازلی» در حسینیه و مسجد دهستان «تار و کشه» از توابع کاشان، شمسآبادی با فرستادن نمایندگانی و در نهایت طی سفر خودش به آنجا، اعمال آنان را خنثی کرد، عدهای را هدایت و بقیه را از محل بیرون کرد.11
شمسآبادی در کنار فعالیتهای دینی و خدمات اجتماعی، از فعالیتهای سیاسی برکنار نبود. در خرداد 1342، در حمایت از امام خمینی و بهاءالدین محلاتی و علمایی که حکومت پهلوی آنان را دستگیر کرده بود، اعلامیهای با امضای وی و دیگر عالمان اصفهان منتشر شد. او در 20 تیر 1342، برای اعتراض به دستگیری امام خمینی و پیوستن به جمع علمای معترض به تهران عزیمت کرد و تا آزادی امام آنجا ماند. در 25 تیر 1347، عدهای از علمای اصفهان ازجمله شمسآبادی در اعتراض به دستگیری و محکومیت حسینعلی منتظری* و عبدالرحیم ربانی شیرازی، دو عالم شاخص، تلگرامهایی به مراجع تقلید و علمای شهرها فرستادند. از دیگر فعالیتهای سیاسی شمسآبادی پیغام او به گروهی از طلاب ادارۀ اوقاف حکومت پهلوی در 1355ش و دعوت آنان به منزلش بود؛ او از آنان خواست تا از خدمت به ادارۀ اوقاف زیر نظر حکومت پهلوی استعفا کنند و به آنها قول داد در صورت استعفا، حقوق بیشتری به آنان بدهد.12
شمسآبادی را گروهی مذهبی و افراطی، که بعدها به گروه مهدی هاشمی13 معروف شدند، به شهادت رساندند. انگیزۀ طراحان قتل هنوز مبهم است. گفته شده یکی از دلایل اختلاف مهدی هاشمی و شمسآبادی به منازعات دامنهدار درباره کتاب شهید جاوید، نوشته نعمتالله صالحی نجفآبادی، بازمیگردد. شمسآبادی از مخالفان محتوای این کتاب بود و آن را اثری منحرف میدانست که در آن علم غیب امام حسین انکار شده است. او بهطور مکرر و آشکارا بر ضد این کتاب، محتوا و نویسندهاش موضع گرفت. بهعلاوه گفته شده ساواک برای اختلافافکنی میان روحانیون سنتی، که شمسآبادی یکی از آنان تلقی میشد، و طرفداران نهضت امام خمینی، این قتل را به طرفداران امام خمینی نسبت داد.14
او صبحدم چهارشنبه 18 فروردین 1355 هنگام خروج از خانه برای ادای نماز صبح ربوده شد. قاتلان او را در خودرو خفه کردند و سپس جنازهاش را در مسیر اصفهان به شهر درچه* پنهان کردند. با طلوع آفتاب رهگذران متوجه جنازه شدند و خبر به شهر رسید. انبوه مردم بهصورت دستههای عزادار به محل وقوع فاجعه حرکت کردند و پیکرش را با کمال احترام به شهر آوردند. پیکر او روز بعد طی تشییعی باشکوه و با حضور هزاران نفر ازجمله علمای اصفهان و برخی شهرهای دیگر در تخت فولاد* تکیه لسانالارض* (بعدها گلستان شهدا) دفن شد. به مناسبت شهادت او گفته شده مغازههای اصفهان تا یک هفته و درسهای حوزۀ علمیه قم به مدت سه روز و بازار قم یک روز تعطیل بودند و مجالس سوگواری او تا بیش از چهل روز در استان اصفهان و دیگر شهرهای ایران ادامه یافت. مراجع تقلید در قم، تهران، مشهد و نجف مراسمی در پاسداشت یاد او برگزار کردند و ادبا و شعرای فراوان در رثای وی اشعاری به فارسی و عربی سرودند.15 مزار شمسآبادی از همان روزهای نخست محل زیارت مردم شد و علاقهمندان وی بنای زیبایی بر آن بنیاد نهادند. با اوجگرفتن حوادث انقلاب اسلامی تعدادی از شهدای انقلاب در کنار مزار شمسآبادی به خاک سپرده شدند و بهتدریج این تکیه به نام گلستان شهدا مشهور شد.16 گفتنی است از محل نذورات و هدایای مرقد او مسجدی در محل شهادتش ساخته شد و کتاب تحفةالابرار دربارۀ چرایی نماز، نوشتۀ سیدمحمدباقر شفتی* (متوفی1260)، به چاپ رسید.
معاصران شمسآبادی تهجد وشبزندهداری، تقوی، جود و سخاوت، تواضع و فروتنی، و زهد او را ستودهاند. گفته شده او با قرآن و دعا بسیار انس داشت و در بزرگداشت و تجلیل از عالمان کوشا بود.17 در صله رحم و رعایت حقوق خویشان نیز چنین بود و به مناسبتهای مختلف آنها را میهمان میکرد.18 از شمسآبادی نوشتههایی شخصی بهصورت نامرتب باقی مانده، ولی هیچکدام منتشر نشدهاند، ازجمله «تقریرات درس فقه و اصول » سیدابوالحسن اصفهانی* و آقاضیاءالدین عراقی در قم19؛ «دیوان اشعار» در فضائل، مناقب و مصائب ائمه اطهار علیهمالسلام؛ «رسالهای مختصر در اصول دین»؛ و جزوهای به نام «موعظه ابراهیم».20
/محمود فروزبخش/
منابع:
انصاری قمی، ناصرالدین، اختران فقاهت: بررسی زندگی علمی و سیاسی گروهی از علمای سدۀ اخیر، قم: دلیل ما، 1385ش.
توطئۀ شاه بر ضد امام خمینی در رابطه با قتل حجة الاسلام شمس آبادی و جنجال مربوط به شهید جاوید و…، زیرنظرصالحی نجف آبادی، تهران:خدمات فرهنگی رسا، 1363ش.
خلیلیان، حمید، “شمسآبادی، حاج سید ابوالحسن”، در دانشنامۀ تخت فولاد اصفهان، زیر نظر اصغر منتظرالقائم، ج2، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1391ش.
درایتی، مصطفی، فهرستگان نسخههای خطی ایران(فنخا)، تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران،1390-1394ش.
روضاتی، احمد، معین الاسلام و فرهنگ معاصر اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1388ش.
زندهدل، مریم، شهید اصفهانی: زندگی نامۀ آیت الله سید ابوالحسن شمس آبادی ، اصفهان: همای رحمت، 1388ش.
شریف رازی، محمد، گنجینۀ دانشمندان، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1352- 1370ش.
شفتی، محمدباقربن محمدنقی، تحفةالابرارالملتقط من آثار الائمة الاطهار، چاپ مهدی رجائی، اصفهان: کتابخانۀ مسجد سید اصفهان، 1409.
صدراییخویی،علی، فهرستگان نسخههای خطی حدیث و علوم حدیث شیعه، ج11، قم: دارالحدیث، 1389ش.
فروزبخش، محمود، فروغ مغرب: زندگی نامۀ آیت الله اسد الله جوادی گورتانی ، اصفهان: مسک، 1402ش.
کتابی، محمدباقر، رجال اصفهان: در علم و عرفان و ادب و هنر، ج1، اصفهان: گلها، 1375ش.
محمدیریشهری، محمد، خاطرات سیاسی، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1369ش.
منتظرالقائم، اصغر، بزمگاه دلبران: تاریخچۀ گلستان شهدای اصفهان، اصفهان: کانون پژوهش، 1385ش.
مهدوی، مصلحالدین، اعلام اصفهان، تصحیح، تحقیق و اضافات غلامرضا نصراللهی، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1386ش.
مهدوی، مصلحالدین، زندگی نامۀ علامه مجلسی، اصفهان: دبیرخانۀ همایش بزرگداشت علامه مجلسی، 1378ش.
- شفتی، ج2، ص521.[↩]
- همان، ج2، ص520ـ521؛ صدرایی خویی، ج11، ص39.[↩]
- شفتی، ج2، ص520-521.[↩]
- انصاری قمی، ج2، ص960؛ مهدوی، 1386ش، ج1، ص250؛ شفتی، ج2، ص521ـ522.[↩]
- مهدوی، 1386ش، ج1، ص250.[↩]
- کتابی، ج1، ص234؛ زندهدل، ص20.[↩]
- خلیلیان، ص542.[↩]
- همان، ص541.[↩]
- شریف رازی، ج8، ص188.[↩]
- شفتی، ج 2، ص 522-523.[↩]
- انصاری قمی، ج2، ص962؛ نیز نگاه کنید به: فروزبخش، ص 75-76.[↩]
- محمدی ریشهری، ص160-161.[↩]
- برای جزئیات انگیزه قاتل یا قاتلان و حوادث بعدی مربوط به آن نگاه کنید به: هاشمی*، سیدمهدی[↩]
- توطئۀ شاه بر ضد امام خمینی، ص 30- 31.[↩]
- شریف رازی، ج8، ص189؛ شفتی، ج2، ص524-525.[↩]
- منتظرالقائم، ص36.[↩]
- شفتی، ج2، ص523.[↩]
- روضاتی، ص45.[↩]
- درایتی،ج3، ص 244.[↩]
- شریف رازی، ج3، ص99؛ مهدوی، 1378ش، ج2، ص343.[↩]