اصفهانی، سیدابوالحسن، از مراجع تقلید شیعه در قرن سیزدهم و چهاردهم (1246-1325ش).
او در 1284 در مَدیسه، از روستاهای اصفهان از بلوک لِنجان*، به دنیا آمد1و به مدیسهای مشهور بود2، هرچند او این لقب را برای خودش به کار نبرده است. نَسَب وی با بیستوهشت واسطه به امام موسی کاظم علیهالسلام میرسد.3 نام پدرش سیدمحمد و نام جدّش سیدعبدالحمید بود. اجداد وی تا قبل از سیدعبدالحمید ساکن بهبهان بودند؛ چنانکه در برخی منابع از او به «البهبهانی الاصل» یاد شده است.4 پدر وی از عالمان دین نبود، ولی جدش از عالمان دین و از شاگردان شیخموسی، فرزند جعفر کاشفالغطاء، و نیز از شاگردان محمدحسن نجفی* مشهور به صاحب جواهر بود؛ چنانکه تقریرات دروس فقه وی را نیز نوشته است.5
سیدابوالحسن اصفهانی برخی از علوم مقدماتی را در زادگاهش آموخت و سپس در دهسالگی و به روایتی در اوایل سن بلوغ به اصفهان رفت و در مدرسۀ میرزاحسین در محلۀ بیدآباد* ساکن شد. او نزد علمای اصفهان ازجمله سیدمحمدمهدی نحوی، ملامحمد کاشی*، میرزاجهانگیرخان قشقایی، سیدمحمدباقر دُرچهای، سیدمحمدهاشم چهارسوقی* و شیخمحمد، فرزند حاجمحمدابراهیم کرباسی، ادبیات عرب، سطوح فقه و اصول و دروس معقول را آموخت. اصفهانی بخشی از دروس عالی فقه و اصول را نزد برخی از علمای اصفهان گذراند و در 1307 و به روایتی در 1308، به منظور تکمیل دانستههای خود به نجف رفت و در درسهای فقه و اصول میرزاحبیبالله رشتی و آخوند ملامحمدکاظم خراسانی شرکت کرد. پس از درگذشت آخوند خراسانی در 1329، او بهعنوان یکی از استادان مبرّز به تدریس فقه و اصول پرداخت و جمعی از طلاب در دروس وی حاضر شدند. بهتدریج شهرت وی فراگیر شد و ریاست دینی محدودی یافت، ولی پس از درگذشت محمدتقی شیرازی و شریعت اصفهانی* و محمدحسین نائینی* در 1355، مرجع بلامنازع و منحصربهفرد شیعه شد. در این دوره، شیعیان عراق، ایران، افغانستان، هند و مناطق دیگر همه از مقلدان او شدند.6
برخی از مشهورترین شاگردان سیدابوالحسن اصفهانی که تقریرات درس وی را نیز نوشتهاند، عبارتاند از: آقابزرگ شاهرودی، سیدابوالقاسم تقوی قزوینی، حسن سیادتی سبزواری، حسین حلی، علی علیاری تبریزی، محمدتقی آملی، محمدحسین نجفی کلباسی، محمدرضا طبسی، سیدمحمود امام جمعه زنجانی و موسی رهنما مازندرانی7. در برخی منابع8 ، برخی از شاگردان میرزای نائینی، مانند سیدجمال گلپایگانی، را بهاشتباه از شاگردان سیدابوالحسن اصفهانی شمردهاند.
با وجود آنکه سیدابوالحسن اصفهانی خودش نزد برخی از حکمای نامدار اصفهان حکمت و فلسفه آموخته بود، به رواج تدریس فلسفه در حوزۀ علمیۀ نجف9 مایل نبود و تدریس این درس را برای حوزۀ مذکور تحریم کرد. حتی گفته شده او از سیدحسن مسقطی ـ که از مدرسان حکمت و از عرفا و شاگردان سیدعلی قاضی طباطبائی بود ـ خواست تا نجف را ترک کند و به مسقط برود.10
سیدابوالحسن اصفهانی چه پیش از مرجعیت و چه پس از آن، از دخالت در سیاست رویگردان نبود.11 مهمترین اتفاق سیاسی حیات وی تبعیدش از نجف به ایران بهسبب تحریم انتخابات عراق بود. در 13 تیر 1302 بروز برخی اختلافات میان علما و مراجع تقلید شیعه با ملک فیصل اول، پادشاه عراق، ازجمله اختلاف بر سر تحریم انتخابات عراق ـ که مجری آن دولت انگلستان بود و قصد داشت با تشکیل مجلس مؤسسان، قیمومت انگلستان را بر عراق تثبیت کند ـ باعث شد که ملک فیصل حدود چهل تن از ایشان ازجمله شیخمهدی خالصی را به حجاز و سیدابوالحسن اصفهانی را به ایران تبعید کند. در ایران از سیدابوالحسن اصفهانی استقبال شایانی شد و او مدتی در قم اقامت گزید تا آنکه پس از یازده ماه، در پی مذاکرات دولت ایران با حکومت ملک فیصل، به علمای مزبور ـ بهجز شیخمهدی خالصی ـ اجازه داده شد که به شرط مداخله نکردن در امور سیاسی به عتبات مراجعت کنند و سیدابوالحسن اصفهانی در همان ایام به عراق بازگشت.12
سیدابوالحسن اصفهانی و علمایی چون عبدالکریم حائری یزدی و محمدحسین نائینی در بیانیه مشترکی در 25 شعبان 1342 مخالفت صریح خود را با جمهوریت اعلام کردند و از رضاخان خواستند این موضوع متوقف شود. او با استناد به همین بیانیه همگان را از پیگیری جمهوریت منع کرد و به سمت تشکیل پادشاهی پهلوی سوق داد.13پس از به قدرت رسیدن رضاشاه و در پی اجرای قانون متحدالشکل شدن لباس، بسیاری از روحانیان فقط با اجازۀ مراجع تقلید حق پوشیدن لباس روحانیت را داشتند14. از این رو سیدابوالحسن اصفهانی برای روحانیان15 بالغ بر حدود چهار هزار اجازه اعم از اجازۀ اجتهاد و اجازۀ تصدی امور شرعیه نوشت16 و سهم بسزایی در حفظ طبقه روحانیت داشت. البته این به معنای نادیده گرفتن اجازات فراوانی نیست که او قبل از به قدرت رسیدن رضاخان صادر کرد.
سیدابوالحسن اصفهانی در 13 آبان 1325در کاظمین درگذشت و پس از تشییعی باشکوه ـ که حتی اهل سنت و برخی از یهودیان و مسیحیان نیز در آن شرکت جستند ـ در نجف، در صحن حرم امام علی علیهالسلام به خاک سپرده شد. به مناسبت درگذشت او، ادارات و بازار تهران تعطیل و مجالس سوگواری بسیاری در شهرهای ایران، عراق و سوریه برپا شد.17 همچنین شاعران بسیاری در غم و اندوه فقدان وی شعرها سرودند و مرثیهها گفتند و در بسیاری از مجلههای فارسی و عربیزبان، مقالههای متعددی در شرححال او و بیان فضائل و خدمات وی در ترویج تشیع به چاپ رسید.18
شیخآقابزرگ طهرانی ـ که همراه سیدابوالحسن اصفهانی در دروس آخوند خراسانی شرکت میکرد و سالها پس از آن نیز با وی مراوده داشت ـ و سید محسن امین و بسیاری دیگر سیدابوالحسن اصفهانی را فقیهی مبرّز، خوشبیان، باهوش، دارای حافظهای قوی، پرهیزکار، سادهزیست، خوشاخلاق و برخوردار از سجایای اخلاقی پسندیدهای چون عفو و گذشت، صبر در مصائب، بخشندگی، اهتمام به حل مشکلات دیگران بهویژه طلاب علوم دینی و در مجموع دارای اهلیت و صلاحیت برای مرجعیت و زعامت شیعیان دانستهاند.19 از ویژگیهای اخلاقی وی صبر بر بلایا و امتحانهای الهی بود. پسر بزرگ او، سیدمحمدحسن، در شب 22 تیر 1309 درحالیکه در نماز جماعت پدرش شرکت کرده بود به علل نامعلومی کشته شد. سیدابوالحسن اصفهانی در این رخداد تلخ صبری فوقالعاده از خود نشان داد که موجب تعجب همگان شد. از شاهدان این حادثه نقوی20 است که آن را کامل گزارش کرده است. برخی برای سیدابوالحسن اصفهانی کرامتهایی نقل کردهاند و او را محل توجه و نظر اولیای الهی دانستهاند.21
آثار سیدابوالحسن اصفهانی همگی در فقه و اصولاند و عبارتاند از: 1) شرحی بر کتاب کفایة الاصول؛ 2) وسیلة النجاة، که رسالۀ عملیۀ او بود؛ 3) ذخیرة العباد؛ 4) ذخیرة الصالحین؛ 5) انیس المقلدین؛ 6) منتخب الرسائل؛ 7) صراط النجاة، که ترجمۀ فارسی وسیلة النجاة است؛ 8) حاشیه بر کتاب العروة الوثقی؛ 9) حاشیهای بر نجاة العباد؛ 10) مناسک الحج؛ 11) حاشیه بر تبصرة المتعلمین.22 در میان آثار سیدابوالحسن اصفهانی کتاب وسیلة النجاة وی محل توجه فقیهان امامی پس از وی بوده و دستکم سی تن از آنها بر آن تعلیقه نوشتهاند، ازجمله سیدابوالقاسم خویی، سیدمحمدهادی میلانی، امام خمینی، سیدمحمدرضا گلپایگانی، سیدشهابالدین مرعشی، جواد تبریزی، محمدتقی بهجت، سیدعزالدین زنجانی، محمدفاضل لنکرانی و ناصر مکارم شیرازی.23
علاوه بر کتابهای فارسی و عربی فراوانی که بخشهایی از آنها به شرححال سیدابوالحسن اصفهانی اختصاص دارند،24 تا کنون تکنگاریهایی دربارۀ سیدابوالحسن اصفهانی نگاشته شدهاند، که یکی از بهترین آنها شناختنامۀ مرحوم آیتالله سیدابوالحسن اصفهانی25 است.26
/مهدی باقری سیانی/
منابع:
آقا بزرگ طهرانی، محمد محسن، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت: دارالاضواء، 1403/1983.
آقابزرگ طهرانی، محمد محسن، طبقات اعلام الشیعة: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، قسم 1-4، مشهد: دارالمرتضی، 1404.
امامی خوئی، محمد امین، مرآة الشرق: موسوعة تراجم اعلام الشیعة الامامیة فی القرنی الثالث عشر و الرابع عشر، چاپ علی صدرائی خوئی، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، 1385ش.
امین، محسن، اعیان الشیعة، چاپ حسن امین، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، 1403/1983.
باقری سیانی، مهدی، اجازات، اسناد و استفتاءات آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی، قم: موسسۀ کتابشناسی شیعه، 1401 ش.
حسینی طهرانی، محمدحسین، روح مجرد: یادنامۀ موحد عظیم و عارف کبیر حاج سید هاشم موسوی حداد، مشهد: علامه طباطبائی، 1425.
خلیلی، جعفر، هکذا عرفتهم، [بغداد: بی نا.] ، 1963.
سیاست و لباس: گزیدۀ اسناد متحدالشکل شدن البسه، چاپ محمد حسین منظور الاجداد، تهران: سازمان اسناد ملی ایران، 1380ش.
شبیری زنجانی، موسی، جرعه ای از دریا، قم: موسسۀ کتاب شناسی شیعه، 1389ش _ .
شناختنامۀ مرحوم آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی، اصفهان: وسپان، 1387ش.
مبارکهای اصفهانی، محمدعلی، گزیدۀ دانشوران و رجال اصفهان، چاپ رحیم قاسمی، قم: موسسۀ کتاب شناسی شیعه، 1393 ش.
مرعشی، محمود، المسلسلات فی الاجازات، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، 1416.
معلم حبیبآبادی، محمدعلی، مکارمالآثار ، ج7، اصفهان: انجمن کتابخانه های عمومی اصفهان، 1374ش.
مکی، حسین، تاریخ بیست سالۀ ایران، ج 3، تهران: نشر ناشر، 1362ش.
میبدی، ناصر، سراج المعانی در احوالات امام سید ابوالحسن اصفهانی، مشهد: اردشیر، 1375ش.
نقوی، علی نقی، اقرب المجازات الی مشایخ الاجازات، کربلا: العتبة العباسیة المقدسة، مکتبة و دار مخطوطات، ۱۴۳۷/2016.
- امین، ج2، ص331؛ آقابزرگ طهرانی، 1404، قسم 1، ص41؛ معلم حبیبآبادی، ج7، ص2585، 2587؛ میبدی، ص74.[↩]
- مبارکهای اصفهانی، ص67؛ باقری سیانی، ج1، ص21 ، ج3، ص686.[↩]
- معلم حبیبآبادی، ج7، ص2586، 2592، 2596؛ قس میبدی، ص73ـ74،که گفته نسب او با سیودو واسطه به امام کاظم میرسد.[↩]
- امین، ج2، ص331؛ آقابزرگ طهرانی، 1404، قسم 1، ص41؛ میبدی، ص73ـ74؛ قس معلم حبیبآبادی، ج7، ص2593، که با استناد به شجرهنامۀ سیدابوالحسن اصفهانی، بهبهانی بودن اجداد وی را رد کرده است.[↩]
- امین، ج2، ص332؛ آقابزرگ طهرانی، 1404، قسم 1، ص41؛ معلم حبیبآبادی، ج7، ص2586؛ میبدی، ص78؛ برای تصویر صفحۀ نخست و صفحۀ آخر تقریرات مذکور نگاه کنید به: میبدی، ص79ـ80؛ قس مبارکهای اصفهانی، ص70، که جد وی را استثنا نکرده و همۀ پدران او را کشاورز دانسته است.[↩]
- نگاه کنید به: امین، ج2، ص332؛ آقابزرگ طهرانی، 1404، قسم1، ص41؛ معلم حبیبآبادی، ج7، ص2585-2590؛ مبارکهای اصفهانی، ص67ـ 68، 70؛ میبدی، ص81ـ82، 85، 87ـ88؛ قس معلم حبیبآبادی، ج7، ص2585، 2588، که سال رفتن او به عتبات را 1310 نوشته است و امامی خوئی، ج1، ص184؛ میبدی، ص91ـ93، که سیدمحمدکاظم یزدی، میرزامحمدتقی شیرازی و شریعت اصفهانی را نیز از استادان وی در نجف دانسته است.[↩]
- باقری سیانی، ج4، ص294-296.[↩]
- میبدی، ص178.[↩]
- نگاه کنید به: باقری سیانی، ج1، ص170.[↩]
- نگاه کنید به: حسینی طهرانی، ص102ـ103.[↩]
- برای برخی از فعالیتهای سیاسی وی ← خلیلی، ج1، ص106؛ میبدی، ص305ـ312.[↩]
- نگاه کنید به: امین، ج2، ص332؛ معلم حبیبآبادی، ج7، ص2590؛ میبدی، ص272ـ276، 278ـ292؛ قس مبارکهای اصفهانی، ص70، که سال تبعید سیدابوالحسن اصفهانی به ایران را 1342 نوشته است.[↩]
- مکی، ج۳، ص14ـ15.[↩]
- نگاه کنید به: سیاست و لباس، ص3ـ4.[↩]
- اعم از اجازۀ اجتهاد و اجازۀ تصدی امور شرعیه.[↩]
- مرعشی، ج1، ص361؛ باقری سیانی، ج1، ص32؛ برای متن بسیاری از اجازات اجتهاد و روایی وی و اجازات او در امور حسبیه و تصاویر آنها ← شناختنامۀ مرحوم آیة الله سیدابوالحسن اصفهانی، ص453ـ503؛ باقری سیانی، ج1، ص 133-769، ج2، ص14ـ779؛ برای نام بسیاری از گیرندگان اجازه از سیدابوالحسن اصفهانی ← شناختنامۀ مرحوم آیة الله سیدابوالحسن اصفهانی، ص447ـ452؛ باقری سیانی، ج1، 784ـ822.[↩]
- امامی خوئی، ج1، ص187ـ188؛ امین، ج2، ص332ـ333؛ معلم حبیبآبادی، ج7، ص2597؛ میبدی، ص336ـ338. [↩]
- برای برخی از این اشعار نگاه کنید به: امین، ج2، ص334-335؛ آقابزرگ طهرانی، 1404، قسم 1، ص41-42؛ میبدی، ص338ـ341؛ برای برخی از این مقالات نگاه کنید به: معلم حبیبآبادی، ج7، ص2596-2598، قس ج7، ص2586، که گفته او در سامرا درگذشته است.[↩]
- امامی خوئی، ج1، ص183ـ186؛ امین، ج2، ص332؛ آقابزرگ طهرانی، 1404، قسم 1، ص41؛ معلم حبیبآبادی، ج7، ص2596.[↩]
- نقوی، ص432.[↩]
- برای نمونه نگاه کنید به: میبدی، ص232ـ248.[↩]
- آقابزرگ طهرانی، 1403، ج25، ص85؛ امین، ج2، ص332-333؛ معلم حبیبآبادی، ج7، ص2586، 2590؛ مرعشی، ج1، ص361؛ میبدی، ص217ـ219.[↩]
- مرعشی، ج1، ص361؛ میبدی، ص222، 224ـ225، 228ـ229، 231؛ برای نام دیگر فقیهان امامی که بر وسیلة النجاة تعلیقه نوشتهاند نگاه کنید به: میبدی، ص220ـ230.[↩]
- برای نام آنها نگاه کنید به: شناختنامۀ مرحوم آیة الله سیدابوالحسن اصفهانی، ص25- 27.[↩]
- تهیه و تدوین مؤسسۀ کتاب شناسی شیعه، اصفهان: وسپان، 1387ش.[↩]
- برای نام این تکنگاریها و گزارش کوتاهی از آنها نگاه کنید به: شناختنامۀ مرحوم آیة الله سیدابوالحسن اصفهانی، ص14ـ24.[↩]