ایزدگشسب، اسدالله، عالم و عارف قرن چهاردهم.
شهرتش تا نیمههای عمر «گلپایگانی» بود و از 1304ش لقب «ایزدگُشَسب» یعنی ایزدپرست را برای خود اختیار کرد.1 او در ١٣۰۳ در گلپایگان* متولد شد و علوم رسمی، از قبیل صرف، نحو، منطق، ادبیات، فقه، اصول فقه و کلام را تا هجدهسالگی همانجا نزد استادانی مانند ملامحمدعلیبن ملامحمدصادق، ملاعلیبن حاجیغفار (متوفی 1327) که از فقهای بزرگ و از تبار شیخبهاءالدین عاملی بود، حاجیمیرزا محمدباقربن ملامحمدعلی، سیدالمجتهدین آقامیرزا محمدکاظم (متوفی 1329) برادر آقامیرزا محمدصادق (امامجمعه گلپایگان) فرا گرفت.2
او در 1320 راهی اصفهان شد و طی شش ماه توقف در آنجا از درس استادانی چون سیدحسین بروجردی*، سیدعلی نجفآبادی، میرزامحمدعلی تویسرکانی، شیخمحمدتقی نجفی و ملامحمد کاشانی، مشهور به آخوند کاشی*، بهره برد و در درسهای شرح فصوصالحکم و شفا و الاسفار جهانگیرخان قشقایی* حاضر شد.3 سپس به کاظمین و نجف رفت و از عالمانی مانند سیدابراهیم خراسانی شاگرد میرزای شیرازی، میرزاابراهیم سلماسی (متوفی 1342)، سیدموسی طبیب همدانی (متوفی 1327) فقه و اصول فقه و طب فراگرفت. همچنین، در نجف در کلاسهای درس آخوند خراسانی و سیدکاظم یزدی شرکت کرد و از درس محمدباقر اصطهباناتی بهرۀ فراوان برد و از او لقب «شمسالحکما» دریافت کرد.4 اشتغال او به علوم دینی و رسمی موجب شد که از وی با لقب «حجةالاسلام»5 یاد شود.
ایزدگشسب به علوم ظاهر بسنده نکرد و بهسبب خوابی که دید،6 همراه با یار و همدرسش غلامحسین حاجیانی از نجف راهی اصفهان شد. او پس از آشنایی با تفسیر بیانالسعادة به دیدار سلطانعلیشاه گنابادی، یکی از اقطاب طریقت نعمتاللهی* در بیدخت خراسان شتافت و از 1325 تا اوایل 13277 زیر نظر وی به سیر و سلوک مشغول شد8 و ضمن آن، تفسیر و اصول کافی را نزد سلطانعلیشاه آموخت. پس از آن، به حاجملاعلی نورعلیشاه ثانی، فرزند و جانشین سلطانعلیشاه، دست ارادت داد و سپس به گلپایگان و از آنجا به اصفهان رفت و مقیم آنجا شد.9 او بعد از درگذشت نورعلیشاه، با فرزند وی حاجمحمدحسن صالح علیشاه بیعت معنوی کرد و در 1337 به امامت جماعت درویشان گنابادی در اصفهان مشغول بود. ایزدگشسب در 1350 با لقب «درویش ناصرعلی»10 به ارشاد طالبان مجاز شد11 و تا پایان عمر افزونبر تألیف و تدریس به هدایت سالکان اهتمام داشت.
از دیگر فعالیتهای ایزدگشسب تدریس عربی و ادبیات فارسی در مدرسههای مختلف اصفهان مانند گلبهار*، نیّراعظم،12 اقدسیّه و آلیانس* بود. او از اولین افرادی بود که به همکاری با ادارۀ معارف اصفهان روی آورد و رسماً از 1304ش به استخدام آن اداره درآمد.13 تدریس در مدرسۀ ثروت و مدرسۀ صنعتی اصفهان و سپس بر عهده گرفتن مدیریت آن در 1306ش و نیز مدیریت دبستان شمارۀ 11 حکمت در 1308ش، در کارنامۀ آموزشی او نیز ثبت شده است. همچنین، در 1318ش در دبیرستانهای صارمیه*، سعدی* و چهارباغ تدریس کرد. آخرین خدمت دولتی او فعالیت علمیاش در ادارۀ اوقاف بود.14 بهدلیل پشتکار و اشتیاق ایزدگشسب به تعلیم و تربیت تا سالهای پایانی عمر، وزارت معارف در ۱۳۱۵ش او را شایستهٔ دریافت نشان علمی درجهٔ دوم دانست.15 برخی ادبا و پژوهشگران معاصر اصفهان، ازجمله سیفالله وحیدنیا،16 حسین شفیعی،17 سیّدمحمدباقر کتابی*18 و سیّدمصلحالدین مهدوی*19 از شاگردان وی بودند.
ایزدگشسب با تخلّص «شمس» شعر میسرود، چُنانکه پارهای از اشعار وی در تذکرهها،20 مجلات و روزنامههای زمانش21 به چاپ رسید و برخی از آثار خود را در قالب مثنوی منتشر کرد.
او در 7 فروردین ١٣٢٦ (5 جمادی الاولى ١٣٦٦) در ۶۳سالگی درگذشت و در تخت فولاد* در بخش شرقی تکیۀ کازرونی، مجاور تکیۀ عبداللطیف خواجویی، به خاک سپرده شد. بعداً بر مزار او تکیهای معروف به «تکیۀ درویشان» یا «تکیۀ درویش ناصرعلی» بنا شد.22 این اثر با عنوان «تکیه ایزدگشسب» در ۳۰ تیر ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۲۹۶ بهعنوان یکی از آثار ملّی ایران به ثبت رسیده است.23 با این وجود، در بهمن 1389 تکیه ویران شد و اینک فقط بقعۀ مزار او باقی است.
آثار
ایزدگشسب در موضوعات فلسفه و کلام، تاریخ، عرفان، فقه و ادبیات (فارسی و عربی) آثاری دارد. برخی از آثار منتشرشدۀ او عبارتاند از:24
- اسرارالعشق منظومهای در تفسیر عرفانی سورهٔ یوسف و تفسیر آیات مربوط به دیدار خضر و موسی که ابتدا در ١٣٤٣ (1303ش) چاپ شد و سپس مؤلف در 1324ش برخی مثنویات و منتخبی از غزلیات خود و منظومهای کوتاه در حالات و مقامات عرفانی به نام روحالعرفان را به آن افزود و تجدید چاپ کرد. همین اثر در سالهای ۱۳۳۸، ۱۳۴۹، ١٣٦۰ش هم چاپ شده است.25
- شمسالتواریخ به فارسی دربارۀ شرححال فقها، حکما، عرفا، شعرا و ادبا که ابتدا در ۱۳۳۱ چاپ شد و سپس با ویرایش و تعلیقات و مجموعهای از اشعار مؤلف در 1345ش به اهتمام عبدالباقی ایزدگشسب، فرزند وی، به چاپ رسید. به این کتاب بارها علما و تراجمنویسان معاصرِ مؤلف مانند آقابزرگ طهرانی در الذریعه و معلم حبیبآبادی* در مکارمالآثار استناد کردهاند.26
- معرفةالروح به فارسی که در 1313ش به انضمام کتاب هدایةالامم (در عظمت حضرت محمد (ص) و حقانیت دین اسلام و قرآن) چاپ شد.27
- نامهٔ سخنوران تذکرهای به فارسی در شرححال 69 شاعر معاصر با گراور عکس آنها و گزیدۀ اشعار 29 شاعر دیگر معاصر مؤلف.28 این اثر در 1316ش چاپ شد.29
- نورالابصار به فارسی که در آن شرححال، گزیدۀ آثار و معرفی برخی یاران و ارادتمندان نورعلیشاه اصفهانی را آورده است. این اثر به انضمام منظومۀ کبری در علم منطق، سرودۀ نورعلیشاه، در 1325ش در چاپخانهٔ دانش تهران به چاپ رسید.30 چاپ دوم نورالابصار به اهتمام محمدابراهیم ایرجپور در 1397ش در انتشارات سلسلةالرضا منتشر شده است.
- جوابیه به فارسی پاسخ به انتقاداتی است که عباسعلی کیوان قزوینی در رازگشا مطرح کرد. این اثر به ضمیمۀ شرححال ملاعلی بیهودی در ۱۳۸۱ش در انتشارات حقیقت در تهران چاپ شد.
- جذبات الهیه، گزیدۀ کلیات شمسالدین تبریزی است که ابتدا در 1319ش منتشر شد و در ۱۳۷۸ و 1386ش با اصلاحات بسیار و با مقدمۀ محمدابراهیم باستانی پاریزی در انتشارات حقیقت در تهران تجدید چاپ شده است.
- حیات جاوید به فارسی با درونمایهای اخلاقی، گزیدهای است از معراجالسعادة ملااحمد نراقی که در 1344/1304ش به خط علیبن اسماعیل اصفهانی در چاپخانۀ گلبهار اصفهان به چاپ رسید.31
- فلسفه شرعیات رسالهای فارسی و چاپ شده (بدون تاریخ).32
گفتنی است ایزدگشسب از 1305 تا 1306ش با سرمایۀ خود مجلهای علمی، اخلاقی، ادبی، فکاهی و اجتماعی با عنوان عنقا را در دوازده شماره منتشر کرد.33
همچنین برخی از آثار چاپنشدهٔ ایزدگشسب عبارتاند از:
بدایعالآثار به فارسی، خاطرات و سوانح حیات مؤلف است که ضمن آن به بعضی امور تاریخی و ادبی پرداخته است. سلطان حسین تابنده در کتاب نابغۀ علم و عرفان به این دستنوشته دسترسی داشته و پارهای از وقایع و حالات و مکاشفات ایزدگشسب را از آن نقل کرده است؛34 تحفةالسفر به فارسی، سفرنامه مؤلف است تا ۱۳۲۹؛35 طَرائفالحِکَم به عربی در حکمت الهی و طبیعی؛36 مصابیحالعقول به فارسی در حکمت و اخلاق و اصول فقه؛37 گلهای همهرنگ، کشکولی از مطالب متنوع به فارسی؛38 مظاهرالانوار به فارسی در اصول عقاید (تاریخ نگارش 1323)؛39 بساط العشق و المحبة به فارسی؛40 حواشی بر بخشی از کفایةالاصول آخوند محمد کاظم خراسانی به عربی؛41 جنةالنفوس به عربی در احکام روزه و اسرار آن؛42 دیوان النبویة فى الاسرار السُلوکیة به عربی؛43 قَبَساتالأسرار به فارسی در عرفان؛44 لوامعالأنوار منظومهای به عربی در عرفان که ایزدگشسب در آن «سلطانی» تخلّص کرده است؛45 مجمعالفیوضات یا شرح صلوات دوازده امام به فارسی، که شرح رسالۀ صلوات ابنعربی است.46 او این رساله را در 1329 به درخواست سیدخلیل خلیفهسلطانی، ناظم مدرسۀ نیّر اعظم،47 برای نشاندادن مشی و مرام این مدرسه به نگارش درآورد.48
در پایان بنگرید به نمونهای از غزلیات ایزدگشسب:49
چشم مست تو عجب حال غریبی دارد/بَهر دل بردنم اصرار عجیبی دارد
تو به یک غمزه دل از شیخ و ز زاهد ببری/چشم شوخ تو عجب مکر و فریبی دارد
گر نه ترسا شدهای، ای بت من از چه سبب/مصحف روی تو از موی صلیبی دارد
چـشـم بـیـمار تـو بر درد حکـیم افـزوده/چون مسیحای لبت گرچه طبیبی دارد
من چو گل چاک زدم پیرهن از دست فراق/عـجب از بـلبـل شیـدا کـه شکـیبـی دارد
بـاک از مکـر و جفـاهــای رقیـبـش نبود/هر که یـک یـار وفـادار حبیـبـی دارد
چنگ بر دل نزند، نغمۀ بلبل نشود/زاغ در باغ اگر چند نعیبی دارد
نشود شعله مشکات محبت خاموش/تا صفاهان چو تو ای شمس ادیبی دارد
/محمدابراهیم ایرجپور/
منابع
آقابزرگ طهرانی، محمد محسن، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی واحمد منزوی، بیروت: دارالاضواء،1403/ 1983.
استادی، رضا، دائرةالمعارف، یا، مجموعه آثار حاجشیخرضا استادی، به کوشش کاظم استادی، قم: تولید و پخش کتاب ارزشمند، 1398ش.
ایرجپور، محمدابراهیم، «نظری به منظرالاولیا»، آینهٔ میراث، ش 48، بهار و تابستان 1390.
ایزدگشسب، اسدالله، اسرارالعشق، تهران: رودکی، 1360ش.
ایزدگشسب، اسدالله، رسالۀ نورالابصار، چاپ محمدابراهیم ایرجپور، مشهد: سلسلةالرضا، 1397ش.
ایزدگشسب، اسدالله، شرح دوازده امام، نسخۀ خطی کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی، ش 15497.
ایزدگشسب، اسدالله، شمسالتواریخ، چاپ عبدالباقی ایزدگشسب، تهران: چاپخانهٔ نقشجهان، 1345ش.
ایزدگشسب، اسدالله، نامهٔ سخنوران، تهران: چاپخانهٔ فردوسی، 1316ش.
برقعی، محمدباقر، سخنوران نامی معاصر ایران، قم: نشر خرم، 1373ش.
پازوکی طرودی، ناصر و شادمهر، عبدالکریم، آثار ثبت شدۀ ایران در فهرست آثار ملّی: از 24/6/1310 تا 24/6/1384، تهران: سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور، 1384ش.
تابنده، سلطانحسین، نابغهٔ علم و عرفان در قرن چهاردهم، تهران: حقیقت، 1384ش.
درایتی، مصطفی، فهرستوارهٔ دستنوشتهای ایران (دنا)، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 1389ش.
دینشاه ایرانی، سخنوران دوران پهلوی، ج1،[کلکته]: بینا.، ۱۳۱۳ش.
رحیمی ششده، مرتضی، از مجذوبعلیشاه کبودرآهنگی تا مجذوبعلیشاه گنابادی، تهران: مرتضی رحیمی ششده، 1394ش.
شریف رازی، محمد، گنجینۀ دانشمندان، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1352-1370ش.
شعبانی، احمد، «فهرست کتب سنگی چاپ اصفهان»، مجلۀ فرهنگ اصفهان، ش 14، زمستان 1378.
صالحعلیشاه گنابادی، محمدحسن، نامههای صالح، [قزوین]: دانش امروز، 1358ش.
صدر هاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات ایران، اصفهان: کمال، 1364-1363ش.
طباطبایی، مصطفی، «خلیفهسلطانی، سیدخلیل»، در دانشنامهٔ تختفولاد اصفهان، زیر نظر اصغر منتظرالقائم، ج2، اصفهان: سازمان فرهنگی ـ تفریحی شهرداری، 1391ش.
عسکرانی، محمدرضا، فرهنگ و فرهنگیان اصفهان، اصفهان: چشمۀ آفرینش، 1398ش.
قدسی، بهزاد، «فهرست کتابهای چاپ سنگی اصفهان»، میراث شهاب، ش 71، بهار 1392.
کتابی، محمدباقر، رجال اصفهان (در علم و عرفان و ادب و هنر)، ج1، اصفهان: نشر گلها، ١٣٧۵ش.
گلچینمعانی، احمد، تاریخ تذکرههای فارسی، تهران: سنایی، 1363ش.
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی فارسی، تهران: [بینا.]، 1350-1355ش.
معلم حبیب آبادی، محمد علی، مکارم الآثار، اصفهان: کمال، 1362ش.
منزوی، احمد، فهرستوارهٔ کتابهای فارسی، تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1382ش.
مولوی، جلال الدین محمد بن محمد، جذبات الهیه: منتخبات کلیات شمس تبریزی، نگارش و گردآوری اسدالله ایزدگشسب، تهران: حقیقت، 1386ش.
مهدوی، مصلحالدین، اعلام اصفهان، تصحیح، تحقیق و اضافات غلامرضا نصراللهی، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری ، 1386ش- .
مهدوی، مصلحالدین، تذکرهٔ شعرای معاصر اصفهان، اصفهان: کتابفروشی تأیید، ١٣٣٤ش.
مهدوی، مصلحالدین، دانشمندان و بزرگان اصفهان، تصحیح، تحقیق و اضافات رحیم قاسمی و محمدرضا نیلفروشان، اصفهان: گلدسته، 1383-1384ش.
میرانصاری، علی، مشاهیر ادب معاصر ایران، ج1، تهران: سازمان اسناد ملّی ایران، 1376ش.
وحیدنیا، سیفالله، «یاد و خاطره ای از دو استاد»، پیام بهارستان، دورۀ 2، ش4، تابستان 1388.
هادویفرد، مرتضی، بزم ادب، [اصفهان]: نامی، 1373ش.
همایی، جلالالدین، تاریخ اصفهان: مجلّد ابنیه و عمارات، فصل تکایا و مقابر، به کوشش ماهدخت بانو همایی، تهران: هما، 1381ش.
- ایزدگشسب، 1345ش، ص120.[↩]
- همان، ص116-117؛ همو، 1360ش، ص4.[↩]
- ایزدگشسب، 1345ش، ص117؛ همو، 1360ش، ص4.[↩]
- ایزدگشسب، 1345ش، ص8، 117-118.[↩]
- شریف رازی، ج6، ص419؛رضا استادی (ج14، ص530-536) ضمن شرححال تفصیلی از ایزدگشسب، بهکاربردن لقب «حجةالاسلام» را برای وی روا ندانسته است.[↩]
- تابنده، ص٤٤٥.[↩]
- همان، ص269.[↩]
- مولوی، مقدمۀ عبدالباقی ایزدگشسب، ص سیزده؛ ایزدگشسب، 1397ش، مقدمۀ ایرجپور، صسیزده.[↩]
- تابنده، ص446.[↩]
- در برخی منابع (برای نمونه نگاه کنید به: مشار، ج5، ستون 5330؛ همایی، ج1، ص413) لقب طریقتی ایزدگشسب «ناصرعلیشاه» ضبط شده است که درست نیست، زیرا در نظام تصوف دو قرن اخیر افزودن «شاه» به لقب طریقتی اراده معنای قطبیت میکند (نگاه کنید به: ایرجپور، ص14).[↩]
- برای دیدن اجازهنامههای ایشان نگاه کنید به: صالحعلیشاه گنابادی، ص19-21؛ رحیمی ششده، ص257–259.[↩]
- ایزدگشسب، شرح دوازده امام، گ2.[↩]
- عسکرانی، ص591-592.[↩]
- همان، ص592.[↩]
- میرانصاری، ج1، ص557، 593.[↩]
- وحیدنیا، ص71-75.[↩]
- مهدوی، 1386ش، ج2، ص738؛ برقعی، ج10، ص269.[↩]
- کتابی، ج1، ص426.[↩]
- مهدوی، 1386ش، ج4، ص13-14.[↩]
- برقعی، ج۳، ص۲۰۰۵–۲۰۰۹؛ دینشاه ایرانی، ج1، ص٣٤٩–٣٥٠؛ مهدوی، ١٣٣٤ش، ص۲۷۹–۲۸۲؛ هادویفرد، ص380.[↩]
- ایزدگشسب، 1316ش، ص95.[↩]
- مهدوی، 1383-1384ش، ج1، ص260؛ مهدوی، 1386ش، ج1، ص533؛ همایی، ج1، ص412-413؛ مولوی، مقدمۀ عبدالباقی ایزدگشسب، صشانزده؛ ایزدگشسب، 1345ش، ص17؛ کتابی، ج1، ص426.[↩]
- پازوکی طرودی و شادمهر، ص92.[↩]
- برای فهرست کامل آثار او نگاه کنید به: ایزدگشسب، 1345ش، ص118-120؛ همو، 1360ش، ص5-7.[↩]
- مشار، ج1، ستون 293.[↩]
- برای نمونه نگاه کنید به: آقا بزرگ طهرانی، ج3، ص441، ج4، ص38 ، ج5، ص161، ج7، ص106 ، 109 ، 117، ج9، قسم 2، ص 544، 599، قسم 4، ص 1231، ج10، ص 96، 215، ج11، ص 68 ، 234، ج12، ص180، ج14، ص 220 ، ج15، ص155 ، 199، ج17، ص34، ج18، ص 215، 361، ج21 ، ص90 ، 163، ج24، ص 23 ، 41 ،361، ج26، ص 100 ، 102 ، 168؛ معلم حبیبآبادی ، ج1، ص5 ، 10 ، 17، 23، ج2، ص405 ، 415 ، 443 ، 444 ، 450، و جاهای دیگر، ج3، ص745 ،749، 853، 875، 977، ج4، ص 1060، 1076، 1080، 1085، و جاهای دیگر، ج5، ص13 ، 1685، ج6، ص 2125، 2243. [↩]
- مشار، ج5، ستون 5457.[↩]
- گلچینمعانی، ج2، ص343.[↩]
- ایزدگشسب، 1316ش، ص 9.[↩]
- منزوی، ج3، ص2331؛ مشار، ج5، ستون 5330.[↩]
- قدسی، ص258.[↩]
- شعبانی، ص136.[↩]
- صدر هاشمی، ج4، ص52-53.[↩]
- ایزدگشسب، 1345ش، ص120؛ تابنده، ص211، 248، 251، 253، 419، 549.[↩]
- ایزدگشسب، 1345ش، ص119.[↩]
- همانجا؛ دو فصل از این اثر در انتهای شمسالتواریخ (ص122-126) مندرج است.[↩]
- ایزدگشسب، 1345ش، همانجا؛ فهرست کامل این اثر و صفحاتی از آن در انتهای شمسالتواریخ (ص127-130) درج شده است.[↩]
- ایزدگشسب، 1360ش، ص7 ؛ ایزدگشسب، 1345ش، ص44.[↩]
- ایزدگشسب، 1345ش، ص118.[↩]
- همانجا.[↩]
- همان، ص120.[↩]
- همان، ص119.[↩]
- ایزدگشسب، 1345ش، ص118.[↩]
- دو صفحه از این اثر برای نمونه در شمسالتواریخ (ص120-121) درج شده است.[↩]
- ایزدگشسب، 1345ش، ص130؛ ابیاتی از این منظومهٔ عربی در پایان شمسالتواریخ (ص126-127) درج شده است.[↩]
- ایزدگشسب، 1360ش، ص7؛ همو، 1345ش، ص119؛ همو، 1397ش، مقدمۀ ایرجپور، صهفده؛ مولوی، مقدمۀ عبدالباقی ایزدگشسب، صپانزده.[↩]
- طباطبایی، ج2، ص203-204.[↩]
- برای نسخۀ آن در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی نگاه کنید به: درایتی، ج19، ص692.[↩]
- ایزدگشسب، 1345ش، ص189.[↩]