اعتمادی، فضلالله، شاعر و ادیب معاصر، متخلص به «بُرنا».
او در 1309ش در کوی داروغه در محلهٔ نو شهیش (شِیش) بیدآباد اصفهان به دنیا آمد. پدرش عبدالحسین از طبقۀ علما نبود ولی اجدادش اغلب از فقها و علمای اصفهان و آذربایجان بودند.1 نَسَبش از طرف پدر به حاج ملامحمد شفیع خوئی، از علمای قرن سیزدهم هجری،2 و از طرف مادر به فتحعلیخان اعتمادالدولهٔ داغستانی، صدراعظم اواخر دورۀ صفوی* (حـ907-1135) میرسد.3 او نزد پدرش سواد آموخت و از نوجوانی، در کنار یادگیری هنرهایی مانند نقاشی* و خوشنویسی، شعر سرود و با انواع آن و فن نوشتن و سرودن «مادهتاریخ» آشنا شد. اعتمادی، به استثنای سال دوم متوسطه که در دبیرستان علّیّه تحصیل کرد، از اول ابتدایی تا سوم متوسطه را در مدرسۀ فرهنگ اصفهان گذراند. سپس در 1327ش، برای ادامۀ تحصیل به واحد شبانهروزی دبیرستان البرز تهران رفت ولی بهدلیل درگذشت ناگهانی پدر و مادرش تحصیلاتش ناتمام ماند. او همزمان با تحصیل در مدارس جدید، به تحصیل علوم دینی در مدارس حوزوی مشغول شد. مقدمات ادبیات عربی را نزد میرزاعبدالوهاب زاهدی فراگرفت و در مدرسۀ میرزاحسین، واقع در محلۀ بیدآباد*، از ملاعلی ماربینی و در مدرسۀ صدر بازار* از شیخ ابوالقاسم بَرزانی اندکی اصول فقه و حدیث آموخت. از دیگر استادانی که مدعی بود در درسشان حاضر شده است، میرزا ابوالقاسم نورایی، نورالله نورشرق، فیضالله نوری و شیخ احمد فیاض درخور ذکرند.4
تخلص اعتمادی ابتدا «شاعف» بود، اما پس از چندی به پیشنهاد محمدحسین صغیر اصفهانی* «بُرنا» را برگزید.5 به گفتۀ خودش،6 در انجمنهای ادبی متعددی در اصفهان شرکت میکرد و حتی در بعضی از آنها عضو بود، مانند خاکیا، کمال، پروانه، سعدی، فردوسی، و صائب. اعتمادی مدعی بود در بنیانگذاری انجمن «صائب» نقش داشته است.7 او بهتدریج در بین شاعران تهران شناخته شد و در برخی انجمنهای ادبی تهران هم شرکت کرد؛ از جمله، انجمن ایران و پاکستان، حافظ، دانشوران، و نسیم.8
اعتمادی در سرودن شعر و بهخصوص در ساختن «مادهتاریخ» متبحر شد. او برای بسیاری از شعرا، علما و هنرمندان، مرثیه و مادهتاریخهایی سروده که برخی از آنها در جرایدی مانند روزنامۀ حیات اصفهان، هفتهنامۀ مجاهد، هفتهنامۀ اصفهان و هفتهنامۀ نوید اصفهان با تخلص «بُرنا» چاپ شدهاند.9 برخی از این مادهتاریخها بر روی سنگ مزار اشخاص حک شده است؛ مانند مزار میرسیدحسن مدرس هاشمی واقع در آرامگاه مجلسی و عزیزالله شکیبا مدفون در تکیۀ ریزی تخت فولاد. بیشتر اشعار او مرثیه و مادهتاریخهایش برای شاعران، عالمان و هنرمندان اصفهان است و از نظر تعداد شعرهایی با این مضمون کمنظیر است. اعتمادی را میتوان در ردۀ مادهتاریخسُرایان مشهور اصفهان همچون میرزا محمدطاهر نصرآبادی، میرزا محسن تاثیر تبریزی، مشتاق اصفهانی*، ناطق اصفهانی*، رفیق اصفهانی*، میرزاحبیبالله نیّر، و هور اصفهانی قرار داد. غزلیاتی که از او باقی مانده اندک است و شعرهایش اغلب پند و اندرز و مدایح و مراثی بزرگان و امامان شیعهٔ امامی و علمای معاصر است.
از اعتمادی، مقالاتی هم در شناخت رجال منتشر شده است، مانند مقالهای دربارۀ «شهادت امامرضا علیهالسلام»،10 و زندگینامۀ «مَلاذ روضاتی».11 او در جمعآوری زندگینامۀiشعرای اصفهان، با علیاکبر مشیر سلیمی، ادیب و روزنامهنگار و در دورهای رئیس انتشارات کمیسیون ملی یونسکو در ایران، همکاری داشت.12 مجموعۀ اشعار و مادهتاریخهای سرودهشدهاش با عنوان سپند مجمر عشق در 1401ش در اصفهان چاپ شده است. از وی چند دفتر و یادداشتهایی با موضوعات ادبیات، تاریخ و تاریخ اصفهان و نیز رسالهای با عنوان «بزرگان محلهٔ نو» برجای مانده که هنوز چاپ نشدهاند. او در زمان حیاتش کتابی دربارهٔ خاندان پدری جمعآوری کرد که پس از مرگش چاپ شد.13
اعتمادی از 1350 تا 1371ش در ذوب آهن* اصفهان، بخش اداری، شاغل بود. او تا آخر عمر مجرد زیست و در 14 خرداد 1396 درگذشت. اقوام، دوستان و علاقهمندانش در 11 تیر از مرگ او باخبر شدند و پیکرش را در قطعۀ نامآوران آرامستان باغ رضوان به خاک سپردند.14 نَسَبنامۀ حکشده بر روی سنگمزارش از هادی نجفی و مادهتاریخهای حاشیۀ آن، بهترتیب از سرودههای عبدالستار الحسنی البغدادی15 به عربی و سیدمصطفی نحوی (مهدوی) به فارسی است. ابیات لوح ایستادۀ بالای سنگ قبر از سرودههای خود اوست.
حفظ و مراقبت از قبور مفاخر اصفهان در تخت فولاد* و جاهای دیگر یکی از دغدغههای اعتمادی بود. او در آزادسازی مزار صائب تبریزی* اصفهانی فعالیت داشت. اعتمادی مدعی بود این مزار در باغی متعلق به یکی از اهالی محلۀ لُنبان* به نام «خُلدینَسَب» است. سپس با نوشتن نامههایی به مقامات اداری و فرهنگی اصفهان و تهران و با جمعآوری امضا و حمایت برخی فرهیختگان اصفهان توانست باغ مزبور را از تملک صاحبش خارج و آن را به مقبره (آرامگاه) صائب* تبدیل کند.16 کلنگ ساخت این آرامگاه روز جمعه 5 مهر 1342، با حضور مقامات رسمی، و به دست جلالالدین همایی* به زمین زده شد و در 1346ش به پایان رسید.17 به پاس این خدمت، اعتمادی مورد تشویق قرار گرفت و تابلویی از تصویر صائب، اثر محمدحسین مُصوّرالمَلِکی، با خط حبیبالله فضائلی* به او اهدا شد.

18 نشریاتی مانند کوشش و خاک و خون19 نیز وی را ستودند. همچنین، حسین مستحسن اُنسی دربارهٔ این اقدام ملی، خطاب به اعتمادی، اشعاری سرود که مادهتاریخ آن چنین است:
طبع «انسی» از پی تاریخ اتمامش نوشت (سرود)ii/ باشد این آرامگه از همت «بُرنا» بِپاiii
دو نمونه از اشعار مادهتاریخدار اعتمادی برای عبدالکریم بصیری، شاعر و خوشنویس، و شیخ محمدباقر صدیقین* بدین قرار است:
نوشت از پی تاریخ فوت او (برنا)/ بفن شاعری عبدالکریم بوده بصیر20
گفت از راه صدق، صدیقین/ باقر علم بود و یاور دین21
نمونهای از شعر فضلالله اعتمادی در وصف قیام امام حسینعلیهالسلام:
ای فدای حق نموده مال و جان و جسم و سر/ دیدۀ حق بین زِقتلت تا قیامت گشته تر
از قیامت ریشهکن شد خار بیداد و ستم/ نهضتت بِنمود شاخ نخل دین را پرثمر22
/مهدی نجار اعرابی/
منابع
اعتمادی، فضلالله، خاندان حاجی ملامحمد شفیع خویی، گردآورنده: محمد الوانساز خویی، قم: دارالصفای خوی، 1402ش.
اعتمادی، فضلالله، سپند مجمر عشق: شامل مادهتاریخ، مجموعه اشعار (قصائد، غزلیات، رباعیات) و مقالات، چاپ مهدی نجار اعرابی، اصفهان: سلام سپاهان، 1401ش.
اعتمادی، فضلالله، مصاحبه، مصاحبه کننده: غلامرضا نصرالهی، 22 مهر 1395.
سیوری، راجر مروین، ایران عصر صفوی، ترجمهٔ کامبیز عزیزی، تهران: سحر، 1391ش.
مهدوی، مصلحالدین، اعلام اصفهان، تصحیح، تحقیق و اضافات غلامرضا نصراللهی، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1386ش- .
واعظ نجفی، محمدحسین، نابغة بغداد: ذکری العلامة السید عبدالستار الحسنی البغدادی، قم: مؤسسة تراث الشیعة، 1442.
هنرفر، لطف الله، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، تهران: ثقفی،1350ش.
- نامههای برجامانده بین اعتمادی و مشیر سلیمی نشان میدهد او از اعتمادی خواسته شرح احوال برخی از شعرای اصفهان را برای او ارسال کند. اعتمادی شرححال شعرایی مانند صغیر اصفهانی را برای وی فرستاد. اما با مرگ مشیر سلیمی (1350ش) این کتاب به چاپ نرسید.[↩]
- در نسخۀ اصلی، «سرود» هم نوشته شده است.[↩]
- مصراع دوم، مطابق معانی حروف ابجد 1346ش است.[↩]
- اعتمادی، 1401ش، ص17؛ بنابر گفتۀ خودش (1401ش، ص 31)، طبق مادهٔ 102 آییننامۀ آمار، کلمۀ میرزا از اول و کلمۀ خان از آخر اسمش حذف و نام خانوادگیاش از اعتمادی خویی به اعتمادی تغییر یافت. در برخی منابع، نام و نام خانوادگی سابق او هم آورده شده است.[↩]
- دربارۀ خاندانش نگاه کنید به: اعتمادی، 1402ش.[↩]
- همو، 1401ش، ص17؛ دربارهٔ فتحعلیخان اعتمادالدولهٔ داغستانی نگاه کنید به: سیوری، ص122، 264.[↩]
- اعتمادی، مصاحبۀ مورخ 22 مهر 1395.[↩]
- برای جزئیات این تغییر نگاه کنید به: اعتمادی، 1401ش، ص18.[↩]
- اعتمادی، مصاحبۀ مورخ 22 مهر 1395.[↩]
- همان مصاحبه.[↩]
- همان مصاحبه.[↩]
- برای نمونه نگاه کنید به: مادهتاریخ فوت منوچهر قدسی در نوید اصفهان، سال 9، ش437، 12 دی 1375، ص6.[↩]
- نگاه کنید به: نوید اصفهان، سال7، ش310، 19مرداد 1373، ص7.[↩]
- نگاه کنید به: نوید اصفهان، سال 11، ش497، 20 اسفند 1376، ص2.[↩]
- اعتمادی، مصاحبۀ مورخ 22 مهر 1395.[↩]
- نگاه کنید به: همو، 1402ش.[↩]
- نگاه کنید به: همو، 1401ش، ص23.[↩]
- برای اطلاع از شرح احوال عبدالستار الحسنی البغدادی، نگاه کنید به: واعظ نجفی، 1399ش.[↩]
- مهدوی، ج4، ص809؛ برای روایت دیگری از پیداشدن قبر صائب و ساختن آرامگاه نگاه کنید به: صائب تبریزی، مقبره (آرامگاه)*؛ در جمع این دو روایت باید در نظر داشت که گاهی برای احیای اثری یا فعالیتی فرهنگی پیگیریهای موازی صورت میگیرد و به نتیجه میرسد.[↩]
- هنرفر، ص636، پانویس.[↩]
- اعتمادی، 1401ش، ص19، 325.[↩]
- نگاه کنید به: کوشش، سال46، ش27، 1 اسفند 1344، ص4؛ خاک و خون، ش58، 15 اسفند 1344، ص2.[↩]
- اعتمادی، 1401ش، ص62؛ مطابق معانی حروف ابجد برابر با 1409/ 1367ش است.[↩]
- همان، ص117؛ مطابق معانی حروف ابجد مصراع اول برابر با 672 و مصراع دوم برابر با 742 و جمع اینها 1414ق/1372ش، سال وفات محمدباقر صدیقین است.[↩]
- همان، ص261.[↩]