دردشت (بابالدشت/بابلدشت)، از محلههای قدیم اصفهان، واقع در منطقۀ شمال شهر.
دربارۀ وجه نامگذاری دردشت، که در منابع دورههای مختلف با اسامی متفاوت آمده، چند روایت وجود دارد. یک روایت این است که بر اساس نام اولیه این محله دَری یا دَریه، احتمالاً منسوب به در به معنای در یا دروازه، و با توجه به نزدیکی آن به صحرا و دشت، به آن دریدشت/ دَرِدَشت گفتهاند1 و در طول زمان به دَردَشت مختصر شده است.2 علاوهبراین، دردشت را با نامهای دیگری، همچون بابالدشت/باب دشت3 و دشت/ الدّشت،4 نیز ثبت کردهاند. روایت دیگر این است که از جمله اسامی این محله بابِل دشت بوده است و گفته شده قوم یهود پس از مهاجرت از بابِل و رسیدن به اصفهان، این محله را برای زندگی مناسب یافتند و از آنجا که محل دردشت، دشتی بیش نبود، اسم بابِلدشت – امروزه در گویش اصفهانی* «بابُلدشت»- را بر آن نهادند تا یادآور نام وطن قبلی آنها باشد.5
تاریخچه
با توجه به نامیده شدن این محله به بابل دشت، برخی محققان احتمال دادهاند که این محله همان «دشت عطاء» یا «باب عطاء» منسوب به ابوزید عطاء بن سائب (متوفی حدود 136) باشد و بتوان قدمت آن را به دورۀ پیش از اسلام نیز رساند.6 دربارۀ دردشت تا دورۀ اسلامی اطلاعی در دست نیست و احتمالاً این محله نیز همچون جوباره* و جَی* در حدود سال 23 هجری به صلح فتح شده است.7 پس از آن و با پذیرش و گسترش اسلام در این محله، دردشت محل رفتوآمد بزرگان علم و دین شد، چنانکه محمدبن یعقوببن مهران، از راویان و محدثان نیمه اول قرن سوم، در بابالدشت ساکن بود. راویان دیگری نیز همچون عبدالرحمانبن محمدبن سیاهدشتی (متوفی 346) و ابوبکر محمدبن حسینبن سوید دشتی (متوفی 410) از این محله برخاسته بودند.8
در دورۀ حکومت علاءالدوله دیلمی (حکـ: 398-433)، مؤسس آل کاکویه* در اصفهان و همدان، دردشت از محلههای مهم و حاکمنشین بود. آثاری از این دوره همچون مدرسۀ علائی و خانۀ یا عمارت علاءالدوله شاهد این مدعاست. گفته شده احتمالاً ابنسینا* (متوفی 428) حدود پانزده سال در این محل حضور داشته و به پرورش شاگردان و نگارش آثارش مشغول بوده است.9 علاءالدوله با ایجاد حصار در این محله، آن را جزو باروی شهر قرار داد.10
با رویکارآمدن سلجوقیان* (حکـ: 429ـ552) و انتخاب اصفهان بهعنوان پایتخت، دردشت موقعیتی ممتاز یافت، بهویژه با ورود گروهی به نام آل خجند* از ماوراءالنهر، که با حمایت و توصیه خواجه نظامالملک* به اصفهان آمدند و در محله دردشت، که بیشتر شافعینشین بود، ساکن شدند. بزرگان این خاندان ریاست مذهبی شافعیان و تولیت و تدریس در مدرسه نظامیۀ اصفهان* را، که به دستور خواجه نظامالملک در نزدیکی مسجد جامع محله دردشت ساخته شده بود، برعهده گرفتند و بهجز آن، مناصب دیگری همچون خطابت و قضا هم داشتند. آل خجند همواره با آل صاعد*، رقیبان حنفیمذهبشان که در جوباره در کنار یهودیان* زندگی میکردند، در کشمکش بودند؛ به گونهای که در سال 560 درگیری مذهبی بین دو خاندان به کشته و زخمی شدن بسیاری از مردم و ویرانیهایی در اصفهان انجامید.11 این درگیریها که در طول سالهای بعد نیز ادامه یافت،12 صبر کمالالدین اسماعیل*(متوفی 635)، شاعر معروف اصفهان، را به پایان رساند و او در شعرش آنان را نفرین کرد. مورخانی گفتهاند نفرین کمالاسماعیل اجابت شد و در 633 مغولان پس از ورود به اصفهان، از شافعیه و حنفیه بهطور مساوى قتل عام کردند.13
دردشت بهرغم این کشمکشهای مذهبی همچنان اهمیت خود را حفظ کرد، چنانکه در قرن هفتم یاقوت حَمَوی در معجم البلدان14 از دردشت بهعنوان محلهای مهم در اصفهان یاد کرده و از بعضی منسوبان و مشاهیر آن نام برده است. از آثار مهم و دارای اهمیت دردشت در طول سده بعد، بقعۀ سلطان بُختآغا* است که مدفن خانسلطان، دختر امیر غیاثالدین کیخسرو از خاندان اینجو*، بود که در نیمۀ اول سده هشتم بر اصفهان و شیراز حکم میراندند.15 همچنین حمدالله مستوفی16 در قرن هشتم، دردشت را یکی از چهار محله مهم و اصلی شهر اصفهان دانسته بود. در دورۀ تیموریان (حکـ: 771ـ907)، گروهی از شیعیان در بخشی از محلۀ دردشت، که محلۀ ساداتنشین و معروف به حسینیان بود، ساکن بودند. این محله پس از کشتهشدن شاه علاءالدین محمد حسینی*، عارف معروف از خاندان علائی و شهشهانی، به فرمان شاهرخ تیموری در 850 به محله شاه شاهان (شهشهان) معروف شد.17
در قرن دهم و پیش از انتقال پایتخت صفویان از قزوین به اصفهان، بناهایی در دردشت ساخته شدند، ازجمله مسجد الفتح، یادگاری از دوران شاهطهماسب* صفوی، که امروزه بهجز سردر آن، بقیه بنا کاملاً دگرگون شده است.18 علاوه بر این، ظاهراً آخرین خبری که از فعال بودن مدرسۀ نظامیۀ اصفهان در دست است مربوط به همین دوره و کتابت نسخهای از شرح مختصرالاصول ابنحاجب به دست محمدزمان حسینی اصفهانی به تاریخ یکشنبه بیستوششم ربیعالآخر 962 است، که در مدرسه نظامیه در محلۀ دردشت به پایان رسیده است.19
طی انتقال پایتخت به اصفهان در دورۀ شاهعباس اول* (حکـ: 996ـ1038)، بهرغم توسعه و عمران بسیار شگرف و قابل توجه شهر اصفهان به طرف جنوب، بعضی محلههای کهن آن، همچون دردشت در شمال اصفهان، پویایی و رونق خود را حفظ کردند و در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی پیشرفتهای چشمگیری در آنها رخ داد. محله دردشت بهسبب قرار گرفتن آثار و بناهایی از دورۀ صفویه* اهمیت داشته است. در بعضی نوشتهها ازجمله سفرنامۀ شاردن*i، که در دوره شاهعباس دوم* (حکـ: 1052ـ1077) و شاهسلیمان* (حکـ: 1077یا 1078ـ1105) دربارۀ ایران و اصفهان تألیف شده، به وجود دردشت بهعنوان یکی از اصلیترین محلههای اصفهان اشاره شده است. شاردن اهمیت دردشت را تبیین و برخی بناهای آن را وصف کرده است؛ البته امروزه تعدادی از آنها پابرجا نیستند. او از سکونتگاه یا خانههای تعدادی از مقامات و سران، بزرگان اصناف و اعیان شهر در کوچهها و فضاهای مسکونی این محله سخن گفته است؛ منازل و خانههایی از میرزا تقیخان، ناظر گرجیان و کلانتر؛ اسماعیلبیگ صاحبدیوان؛ و کربلایی عنایت، سردسته دلقکان دربار شاهعباس اول.20 شاردن21 اشاره کرده که در انتهای محلۀ دردشت، دروازۀ عباسی قرار داشته که محل قرارگیری کاخها و کوشکهای برخی از سران حکومت صفوی و شاهزادگان بوده است. دردشت در آن دوره دارای بیش از هشتادوپنج خانه در کوچههایی همچون فراشباشی، نقشیان، میرزا فصیح، و کلاهدوزان و دو بازار و چند مسجد بوده و به قبرستانی به نام شیخ ابومسعود* (آببخشان* یا آبپخشگان، امروزه در خیابان جامی) ختم میشده است.22 اهالی دردشت در این دوره بر مذهب تشیع و از پیروان دسته حیدریه یا میرحیدری، مریدان سلطان قطبالدین حیدر تونی، بودند و همواره با نعمتیهای محلۀ جوباره، که طرفداران شاهنعمتالله ولی بودند، نزاع و کشمش داشتند.23 پس از زوال حکومت صفویان و وقوع فتنه افغان، میرزا زکی مشهدی (متوفی 1163) این واقعه را بهمثابۀ مصیبتی عظیم برای ایران بهویژه اصفهان قلمداد کرد و محلههای شهر را محل این بلای بزرگ دانست. او احوال مردم دردشت را در آن ایام این گونه وصف کرده است: دادرسی غیــر اجل کـس ندیــد/ مرگ به فـریاد خلایـق رسیــــد// گرسنگی زد همــه را نشـت کرد/ دست اجل دشت ز دردشت کرد.24
محله دردشت تا دوره قاجار (حکـ: 1210ـ1344) همچنان اهمیت داشت و در این دوره کدخدایی آن را اداره میکرد و دروازۀ آن یکی از دروازههای کهن شمال شهر اصفهان به شمار میآمد و آب دردشت نیز در مقایسه با محلههای دیگر مرغوبتر بود.25
در دوره پهلوی (حکـ:1304ـ1357ش)، دردشت به استناد صورت احصائیه در سالهای نخست دهه 1300ش جزو ناحیه دو اصفهان بود و کوچههایی همچون عصاری، کلیمیها، باغ، حمام خرابه، سیدان، ابراهیم خمرهای، میرزاعلی لنجانی، گلدسته، سیدها، یخچالیها، گازُرها و غلامحسین توتونی را شامل میشد. دردشت همچنان جمعیت قابل توجهی داشت و ساکنان آن بیشتر اهالی قدیم و بومی و غالبا شیعه امامی بودند.26 محلۀ دردشت بهسبب وجود مزارع کشاورزی در حوالی آن مانند محلههای سرچشمه و خوابجان و نیز با توجه به ارتباط کشاورزان منطقۀ برخوار با محلههای شمالی اصفهان، محلی برای فروش محصولات زراعی بود و بازارچه آن از بزرگترین بازارهای محلی شهر محسوب میشد.27
با وقوع انقلاب اسلامی در 1357ش این محله به یکی از مراکز حضور و فعالیت انقلابیون و هیئتهای مذهبی تبدیل شد و مکانهایی مانند حسینیه بنیفاطمه، مسجد آقانور و بعضی از مساجد و اماکن این محله در تحولات مذهبی، سیاسی و انقلابی اصفهان در آن زمان تأثیرگذار بودند.28
بافت، معماری و آثار تاریخی
بر اساس تقسیمات جدید شهرداری اصفهان، محله دردشت در منطقه 3 اصفهان، در قطعه شهری 1-3 با مساحت 1155.39 هکتار در مرکز شهر و شمال زایندهرود* قرار دارد. با توجه به اینکه خیابان ابنسینا* از وسط این محله گذشته، در غرب هممرز با محلههای درب امام* و سنبلستان* است و خیابان علامه مجلسی و در ادامه، از چهارراه کمال به طرف شمال تا مرز خیابان مدرس بخشهای شرقی آن را تشکیل میدهند. دردشت از جنوب به بازار بزرگ* (عبدالرزاق) و شهشهان و از شمال به محلۀ سرچشمه* و حوالی طوقچی* محدود میشود.
محله تاریخی دردشت، که در دورههایی از مراکز مهم شهر اصفهان به حساب میآمد، امروزه بهسبب مسائلی چون همجواری و همسایگیهای نامناسب، فرسودگی جدارهها، کیفیت نامناسب بافتهای مسکونی، اختلاط فضاهای رفتوآمد خودروها با حریم مسکونی و پیادهروها، و کفسازی نامناسب گذرها بسیار آسیب دیده است. معماری شهری فعلی دردشت با ویژگیهای معماری شهری تاریخی آن همخوانی ندارد و شهرداری منطقه با صدور مجوز احداث مجتمعهای چندطبقه توجهی به خانههای با ارزش تاریخی بافت محله قدیم نکرده است. احداث خیابان ابنسینا نیز از نیمه دوم دهۀ 1340ش بافت قدیم محله را بسیار تغییر داد و بسیاری از منازل تخریب و نوسازی شدهاند. قسمتی از بازار بزرگ دردشت و بخشی از کاروانسرا نیز تخریب شده است. تعداد قابل توجهی از خاندانها و فامیلهای اصلی محله، که بعضی شاید چند قرن در این محله سکونت داشتهاند، از این محله رفته و به جای آنان بعضی افراد مهاجر و غیربومی ساکن شدهاند که تعلقی به این محله ندارند.29 با این همه، هنوز آثار قابل توجهی از ادوار مختلف در این محله پابرجاست. مساجدی وجود دارند که قدمت آنها به قبل از دورۀ صفوی میرسد، اما طی زمان از نظر معماری تغییر شکل یافتهاند، ازجمله مساجد پاسنگ، جنب دومنار، و الفتح. از مسجد الفتح فقط سردری از زمان ساخت آن باقی مانده که متعلق به دوران شاهطهماسب اول (حکـ: 930ـ984) است.30 مسجد آقانور بزرگترین مسجد محله دردشت و از شاهکارهای معماری صفوی در دورۀ شاهعباس دوم* است. این بنا که در آثار ملی ایران ثبت شده است، بهسبب ساختوسازهای غیرمجاز در حریم مسجد و نبود اعتبارات مالی لازم برای مرمت و بازسازی، با تهدید جدی روبهرو است.31
ازجمله بقاع متبرکه محله اکنون یکی امامزاده عبدالله معروف به شوری و دیگری امامزاده سهتنان (سهتن) برجایند.32 ازجمله مزارات محلۀ دردشت، گنبد سلطان بُختآغا (خانسلطان) است. این گنبد بقعهای بیش از 18 متر ارتفاع دارد و نمای بیرونی آن آجرکاری شده است و کاشی معرق با نقوشی هندسی به شکل قطاربندی در آن خودنمایی میکند. سنگ قبر بنا به رنگ صورتی و دارای نقش سرو است.33 در محوطۀ دومنار دردشت، مقبرۀ عارفی به نام «عمو چُماقلو» بوده که امروزه اثری از آن نیست.34 مزارات دیگری مانند باباقاسم و بقعۀ شهشهان* (شاهعلاءالدین محمد) در زمرۀ آثار محلۀ دردشت بودهاند که اکنون با توجه به تقسیمبندیهای سالهای اخیر، جزو محلۀ شهشهان محسوب میشوند. قبرستان کهن سُنبلان نیز جزو مزارات محله دردشت بوده است و برخی مردگان این محله، ازجمله برخی خجندیها و صدرالدین خجندی (متوفی 523) در آنجا دفن شدهاند.35
از جملۀ مدارس مهم محله، مدرسۀ علائی است. علاءالدوله دیلمی، حاکم اصفهان، این مدرسه را احداث کرد و از این رو، علائی نام دارد. گفته شده در این مدرسه ابوعلی سینا* تدریس میکرده است و از این رو، به آن «مَدرس ابنسینا» نیز گفتهاند. اکنون فضایی بقعهمانند با گنبدی آجری از آن پابرجاست. بعضی معتقدند این مدرسه بسیار بزرگ بوده و تا مدرسۀ شفیعیه، در حدود دویستمتری آن، امتداد داشته و گنبد فعلی در واقع در شمال مدرسه قرار داشته است. گمان برخی بر آن است که اینجا مدفن شیخالرئیس ابوعلی سینا بوده است.36 مدرسۀ دیگر محله، مدرسۀ نظامیه اصفهان بوده است، که آوی37 ساختمان آن را از حیث شکل و بنا مرغوب و در غایت رفعت و نهایت رتبت دانسته و منارهاش را مانند ستون و قبۀ آسمان کشیده و دراز و با عیوق و فرقدان همّنشین و همراز وصف کرده است. برخی معتقدند بنای دومنار دردشت و کاروانسرای آن قبلاً جزئی از نظامیه بودهاند.38سومین مدرسه، مدرسۀ شفیعیه در خیابان ابنسینا، در کوچه پاگلدسته است. این بنای هشتحجرهای در زمان شاهعباس دوم و به سفارش محمد شفیع خوزانی بنیان و به مساحت 1304 متر ساخته شده است. تاریخ پایان بنا بر اساس کتیبۀ سردر سال 1067 است.39
محلۀ دردشت منارههای بلند و زیبایی داشته است، ازجمله مناره مسجد گلدسته (پاگلدسته) از دورۀ سلجوقی که امروزه از آن منار فقط پایهای مانده که بر روی آن گلدسته مسجد نصب شده است.40 همچنین باید از دو منار در مجاورت گنبد سلطان بُختآغا نام برد که امروزه بهسبب بازسازی، دگرگونیهایی داشتهاند.41
بازار دردشت، ازجمله قدیمترین فضاهای دادوستد بوده است که پس از قرنها هنوز پابرجاست، اما جنبوجوش و رونق گذشته را ندارد و بسیاری از مغازههای آن تعطیل است. این بازار سابق محل عرضۀ اجناس و محصولات برخی محلات، مناطق و روستاهای اطراف اصفهان، ازجمله بُرخوار*، بود. در مسیر بازار دردشت بهجز دکانهای متعدد، مساجد، حمام و سقاخانههایی وجود دارد. هرچند تا سه دهه پیش، اصناف مختلفی از قبیل خراطان، مسگران، طباخان، علافان، قلمزنان، عطاران، و حلاجان در این بازار فعالیت داشتند، امروزه فقط یکی دو صنعت در آن فعالیت میکنند. در کتاب بازار بزرگ اصفهان، تعداد دکانهای این بازار 126 دهنه (کوچک و بزرگ) ذکر شده است. این بازار یکطبقه و سقف آن طاق چشمهای است و در سالهای گذشته، بازسازی یا بهسازی شده است. این بازار در انتها به کوچههای دومنار و امامزاده شوری میرسد.42
گرمابههای تاریخی متعدد نیز در این محله وجود داشتهاند که بسیاری از آنها طی زمان از بین رفتهاند. بعضی از اینها مرمت شده یا در حال ترمیم است، ازجمله حمام دردشت، معروف به حمام آقامؤمن، یا حمام بازارچه.43 شاردن44 نیز حمام اسطورهای شیخ بهایی را جزو گرمابههای این محله قلمداد کرده است. حمامهای کربلائی عنایت، شوری، ملاشمس و نمنبات (در گویش محلی ممناباد) ازجمله حمامهای تاریخی محلهاند که امروزه وجود ندارند.45
همچنین عصارخانههای متعددی در این محله وجود داشته است، همچون عصارخانه اول کوچه ارابهچیها (تیر جهاننما)، پاسنگ، شیخ تقی، ارباب شکرالله، و نزدیک دومنار، که اکنون هیچ کدام موجود نیستند. امروزه مخروبۀ عصارخانۀ بزرگی از عصر صفوی در مرز بین محلۀ دردشت و جماله وجود دارد، که ظاهراً در قدیم جزو دردشت بوده است. این عصارخانه در دست مرمت است.46
بهرغم نابودی بسیاری از منازل تاریخی این محله، بهویژه در پنج دهۀ گذشته، هنوز خانههایی از دورۀ صفوی تا قاجار با تزیینات زیبا، گوشوارههای تزیینشده، درهای اُرُسی مُشبّک با شیشههای رنگی و حیاطی وسیع باقی ماندهاند، همچون خانۀ کدخدایی، خانۀ هریتاش، خانۀ جواهری و خانه نیلفروشان. برخی از این خانهها، مانند خانه نیلفروشان، به ثبت ملی هم رسیده و امروزه مرمت شدهاند و حتی محل سکونتاند و از این رو، بازدید عمومی ندارند.47
رجال و مشاهیر
محله دردشت محل پرورش و رشد و حضور مشاهیر بسیار در عرصههای علمی، دینی، فرهنگی، هنری، سیاسی و اجتماعی بوده است. به گواهی منابع تاریخی و تذکرهها، این محله بیش از دوازده قرن مسکون بوده است. محمدبن یعقوببن مهران بابالدشتی (متوفی حـ 200)، از محدثان معروف، در این محله سکونت داشت.48 همچنین بسیاری از مورخان و تذکرهنویسان عبدالرحمانبن احمد سیاهدشتی (متوفی 346)، معروف به مُذکّر، را اهل دردشت دانستهاند.49 بنابر نوشته بعضی از رجالنویسان، صاحببن عَبّاد*، وزیر مشهور آل بویه*، از ساکنان محلۀ دردشت بوده و در آنجا زندگی میکرده است.50 در دورۀ سلجوقیان و صدارت نظامالملک، خاندان خجندی در اصفهان، محلۀ دردشت را محل اسکان و پایگاه خود قرار داده بودند و با توجه به قرائن چند قرن در آنجا حضور داشتند.51 گفته شده نورالدین عبدالرحمانبن نظامالدین احمد (متوفی 898)، معروف به جامی، اصالتاً از محله تاریخی دشت یا دردشت اصفهان بوده است.52 قطبالدین علی بابالدشتی (متوفی 955) از نامآوران این محله در اوایل دوره صفوی بود که بانی خدماتی عمرانی و فرهنگی در اصفهان ازجمله چهارسویی بود که بعدها چهارسوی شیرازیها* نام گرفت.53 از زمان صفویه تا دورۀ معاصر، اشخاصی مانند کربلایی عنایت، نورالدین اصفهانی (بانی مسجد آقانور)، حاج محمد کریم دردشتی متخلص به «مجنون» (متوفی 1285)، میرزا نصرالله بهشتی معروف به ملکالمتکلمین (متوفی 1326)، یونس کلیمی دردشتی (موسیقیدان)، محمدصادق لقمانی معروف به صدّیقالأطبّاء (متوفی 1374)، محمدباقر نیلفروشان متخلّص به «راجی» (متوفی 1378ش) و خاندانهایی چون گلستانه، شهشهانی، ملکزاده، صدیق لقمانی (صدیقالاطباء)، نیلفروشان، قزوینی، جزائری، صیرفیان، صلواتی، نقدهدوزان و خاندانهایی با عنوان دردشتی و بابالدشتی از این محله برخاستهاند.
/محمدحسین ریاحی/
منابع
ابناثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت:دارصادر ،1385/1965.
ابنجَوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1412/1992.
ابوالشیخ اصفهانی، طبقات المحدثین باصبهان والواردین علیها، چاپ عبدالغفور عبدالحق حسین بلوشی، بیروت: مؤسسة الرسالة، 1412/1992.
ابونُعَیم اصفهانی، کتاب تاریخ اصبهان: ذکر اخبار اصبهان، چاپ سید کسروی حسن، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1410/1990.
ارباب اصفهانی، محمدمهدی بن محمدرضا، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران: امیرکبیر، 1368ش.
ایمانیه، مجتبی، تاریخ فرهنگ اصفهان: مراکز تعلیم از صدر اسلام تا کنون ، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1355ش.
بروسوی، محمدبن علی، اوضح المسالک الی معرفةالبلدان و الممالک، چاپ مهدی عبدالرواضیه،ترجمه و تحشیۀ حسین قره چانلو، تهران: نگارستان اندیشه، 1394ش.
بَلاذُری، احمدبن یحیی، فتوح البلدان، بیروت: مکتبة الهلال، 1988.
بی قراران:یادمان یکصدونود شهید بنیفاطمه سلام الله علیها اصفهان، اصفهان: شهید حسین فهمیده، 1391ش.
تحویلدار، حسین بن محمدابراهیم، جغرافیای اصفهان، چاپ الهه تیرا، تهران: اختران، 1388ش.
جابری انصاری، حسن، تاریخ اصفهان، چاپ جمشید مظاهری، اصفهان: مشعل، 1378ش.
جامی، عبدالرحمان بن احمد، نفحات الانس، چاپ محمود عابدی، تهران: اطلاعات، 1373ش.
جناب اصفهانی، علی، احصائیه خانهها و محلات اصفهان، چاپ رضوان پورعصار، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری ، 1393ش.
جناب اصفهانی، علی، الاصفهان،چاپ عباس نصر، اصفهان: نشر گلها، 1371ش.
جناب اصفهانی، علی، رجال و مشاهیر اصفهان، چاپ رضوان پورعصار، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1396ش.
حمدالله مستوفی، حمدالله بن ابی بکر، کتاب نزهة القلوب، چاپ گی لسترنج، لیدن 1915، چاپ افست تهران: دنیای کتاب، 1362ش.
دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعرا، چاپ محمد رمضانی، تهران: پدیده، 1366ش.
دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، زیر نظر محمد معین و جعفر شهیدی، تهران: دانشگاه تهران، 1377ش.
رحمتی، جواد و اسماعیلی، سمیه، ارزشهای هنری فرهنگی در معماری صنعتی عصارخانه، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری ، 1395ش.
رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، آثار ملّی اصفهان، تهران: انجمن آثار ملّی، 1352ش.
ریاحی، محمدحسین، پیشوایان معرفت، اصفهان: وسپان، 1391ش.
ریاحی، محمدحسین، فروغ ادب: یکصد چهرۀ نام آور تاریخ ادب اصفهان، اصفهان: وسپان، 1396ش.
ریاحی،محمدحسین، نگین اصفهان : محلههای شهشهان، سنبلستان و سرچشمه، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری ، 1400ش.
سُبکی، عبدالوهاببن علی، طبقات الشافعیة الکبری، چاپ محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، ] قاهره [: 1964-] 1976 [.
سَمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، چاپ عبد الرحمانبن یحیى معلمى یمانى، حیدر آباد،دکن: دائرة المعارف العثمانیة، 1382/1962.
شاردن، ژان، سفرنامۀ شاردن :قسمت اصفهان، ترجمۀ حسین عریضی، چاپ مرتضی تیموری، اصفهان: نشر گلها، 1379ش.
« شاهکار معماری عهد صفوی در حال نابودی/ نم زدگی و موریانه در مسجد آقانور اصفهان»، خبرگزاری مهر، 1392ش.
Retrieved Sep.13, 2025, from https:www.mehrnews.com/news/2158649.
شریفیان، مریم و عمرانی پور، علی، « بررسی بافت محلۀ دردشت اصفهان و ارائۀ راهکارهایی جهت حفاظت و ایجاد تعادل و توازن میان کالبد قدیم و جدید محله»، در کنفرانس بینالمللی عمران، معماری و توسعۀ پایدار شهری، تبریز، 27 – 28 آذر 1392، سیویلیکا،1392ش.
Retrieved ep.14,2025, from https://civilica.com/doc/273720.
شفقی، سیروس، بازار بزرگ اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری ، 1385ش.
شفقی، سیروس، جغرافیای اصفهان: به ضمیمۀ یک صد و پنجاه قطعه نقشه، نمودار و عکس، چاپ دوم، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1381ش.
صدر هاشمی، محمد، «خاندان خجندی در اصفهان»، یادگار، سال 3، ش1 ، شهریور 1325.
علل برافتادن صفویان= مکافات نامه، تصحیح و تألیف رسول جعفریان، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، 1372ش.
فخرالدین علی صفی، رشحات عینالحیات، چاپ علیاصغر معینیان، تهران: بنیاد نیکوکاری نوریانی،1356ش.
کتبی، محمود، تاریخ آل مظفر، چاپ عبدالحسین نوائی، تهران، امیرکبیر، 1364ش.
کسائی، نورالله، مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن، تهران:امیرکبیر، 1363ش.
لطفی،علی رضا و مسجدی، حسین، فرهنگوارۀ گرمابه، تهران: کتاب آبان، 1390ش.
مافَرّوخی، مفضّل بن سعد، ترجمۀ محاسن اصفهان، به قلم حسین بن محمد بن ابی رضا آوی، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران: شرکت سهامی چاپ، 1328ش.
مافَرّوخی، مفضّلبن سعد، کتاب محاسن اصفهان، چاپ جلالالدین حسینی طهرانی، تهران: مطبعۀ مجلس، ]بی تا.[.
المختارات من الرسائل :دربرگیرندۀ رسالۀ فراق نامه، 479 فرمان و حکم و نامه و داستان پیل و چکاو، به کوشش غلامرضا طاهر و ایرج افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار ،1398ش.
معینالدین نطنزی، منتخب التواریخ معینی، چاپ پروین استخری، تهران: اساطیر، 1383ش.
مهدوی، مصلحالدین، اصفهان دارالعلم شرق: مدارس دینی اصفهان، تصحیح، تحقیق و اضافات محمدرضا نیلفروشان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری ، 1386ش.
مهدوی، مصلحالدین، مزارات اصفهان از قرن سوم هجری تا زمان حاضر، چاپ اصغر منتظرالقائم، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1382ش.
همایی، جلالالدین، تاریخ اصفهان، مجلد ابنیه و عمارات و آثار باستانی، به کوشش ماهدخت بانو همایی، تهران: هما، 1384ش.
همایی، جلالالدین، مقالات ادبی، تهران: هما، 1369ش.
هنرفر، لطف الله، اصفهان، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1386ش.
هنرفر، لطفالله، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، اصفهان: ثقفی، 1344ش.
یاقوت حَمَوی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1399/1979.
- Jean Chardin[↩]
- جناب اصفهانی، 1371ش، ص 251؛ دهخدا، ج7، ص 10721.[↩]
- نگاه کنید به: یاقوت حَمَوی، ج 2، ص450؛ شاردن، ص 10.[↩]
- ابوالشیخ اصفهانی، ج 3، ص 394؛ ابونُعَیم اصفهانی، ج 2، ص 185.[↩]
- بروسوی، ص 277؛ یاقوت حموی، ج2، ص 456.[↩]
- ابوالشیخ اصفهانی ، ج1، ص 55ـ56؛ شفقی ، 1381ش، ص 556ـ557.[↩]
- نگاه کنید به: ابوالشیخ اصفهانی ، ج1، ص55ـ56؛ همایی، 1384، ص66؛ نیز شریفیان و عمرانی پور، ص 2.[↩]
- نگاه کنید به: بَلاذُری، ص۳۰4ـ305.[↩]
- ابوالشیخ اصفهانی، ج 3، ص 394؛ سَمعانی، ج5، ص 353ـ355.[↩]
- همایی، 1369ش، ج1، ص 76 -77؛ ایمانیه، ص 52ـ54.[↩]
- مافَرّوخی، ترجمۀ فارسی، ص 113؛ شفقی، 1381ش، ص 400.[↩]
- نگاه کنید به: مافرّوخی، ص 104 -105، ترجمۀ فارسی، ص 142؛ ابنجَوزی، ج 17، ص 63ـ64؛ ابناثیر، ج 11، ص 319؛ صدر هاشمی، ص10ـ13.[↩]
- برای نمونه نگاه کنید به: المختارات من الرسائل، ص 158.[↩]
- هنرفر، 1386ش، ص 119؛ نیز نگاه کنید به: حمدالله مستوفی، ص 49ـ50.[↩]
- یاقوت حموی، ج 2، ص 450.[↩]
- معینالدین نطنزی، ص 7، 144؛ ریاحی، 1400ش، ص 16؛ برای اطلاع بیشتر از این بقعه و مدرسهای که بعدها در کنار آن ساخته شده و اکنون ویران است، نگاه کنید به: مهدوی، 1386ش، 141.[↩]
- حمدالله مستوفی، ص 48.[↩]
- دولتشاه سمرقندی، ص 256؛ هنرفر،1386ش، ص 333ـ340. نیز نگاه کنید به: مقاله شهشهان، بقعه[↩]
- ریاحی، 1400ش، ص 62.[↩]
- کسائی، ص 228.[↩]
- شاردن، ص 115 -116.[↩]
- همان، ص171ـ173.[↩]
- همان، ، ص99، 171.[↩]
- همان ، ص 11.[↩]
- علل برافتادن صفویان، ص 189.[↩]
- تحویلدار، ص148؛ ارباب اصفهانی، ص25، 84.[↩]
- جناب اصفهانی، 1393ش، ص 209 ـ220.[↩]
- ریاحی، 1400ش، ص 67 -68.[↩]
- بی قراران، ص 14 – 15.[↩]
- نگاه کنید به: شریفیان و عمرانی پور، ص 3، 7ـ8.[↩]
- ریاحی، 1400ش، ص 62 -63.[↩]
- هنرفر ،1344ش، ص 501ـ504؛ جابری انصاری، ص 131 ؛ « شاهکار معماری عهد صفوی …»، 1392ش.[↩]
- مهدوی، 1382ش، ص 262ـ264؛ هنرفر ،1344ش، ص 862ـ863.[↩]
- کتبی، ص 96 -97؛ معینالدین نطنزی، ص 144؛ جابری انصاری، ص 114؛ هنرفر ،1344ش، ص 317ـ321.[↩]
- ریاحی، 1400ش، ص 157.[↩]
- همو، 1396ش، ص 30.[↩]
- دولتشاه سمرقندی، ص 41؛ ایمانیه، ص53- 54؛ هنرفر، 1344ش، ص47؛ ریاحی، 1391ش، ص256.[↩]
- مافرّوخی، ترجمه فارسی، ص142.[↩]
- هنرفر ، 1344ش، ص61ـ62؛ کسائی، ص 228؛ ایمانیه، ص61.[↩]
- هنرفر ،1344ش،، ص 589ـ592؛ ارباب اصفهانی، ص 283؛ مهدوی، 1386ش، ص168ـ170.[↩]
- همایی، 1384ش، ص 255؛ ریاحی،1400ش، ص62.[↩]
- ایمانیه، ص 72ـ74.[↩]
- شفقی، 1385ش، ص707 ـ 709.[↩]
- لطفی و مسجدی، ص 347.[↩]
- شاردن، ص116.[↩]
- نیز نگاه کنید به: ریاحی، 1400ش، ص135.[↩]
- رحمتی و اسماعیلی، ص116ـ122.[↩]
- نگاه کنید به: ریاحی، 1400ش، ص110، 117، 124، 128.[↩]
- ابوالشیخ اصفهانی، ج3، ص394؛ ابونعیم اصفهانی، ج2، ص185.[↩]
- برای نمونه نگاه کنید به: ابونعیم اصفهانی، ج2، ص83؛ سمعانی، ج2، ص80؛ یاقوت حموی، ج2، ص450.[↩]
- جناب اصفهانی، 1396ش، ص251.[↩]
- سُبکی، ج 4، ص123-124؛ کسائی، ص223.[↩]
- فخرالدین علی صفی، ج1، ص233 -234؛ جامی، مقدمۀ عابدی، صپنج؛ جناب اصفهانی، 1396ش،، ص130؛ ریاحی، 1396ش، ص109.[↩]
- رفیعی مهرآبادی، ص212.[↩]