گاوخونی، تالابی مشهور در اقلیم اصفهان.
این تالاب در 140 کیلومتری جنوبشرقی شهر اصفهان و 30 کیلومتری شهر وَرزَنه* قرار دارد و ازجمله تالابهایی است که در 1354ش در فهرست تالابهای جهانی کنوانسیون رامسر با وسعت 47،600 هکتار ثبت شد.1
نام این تالاب در منابع متقدم و متأخر به صورتهای گاوخانی، گاوخوانی، گاوخانه و گاوخونی ضبط شدهاست.2 در فرهنگهای فارسی، گاو را بزرگ3 و خانی را حوض و چشمۀ آب4 معنا کردهاند. نویسندۀ آنَنْدْراج5 ذیل گاوخانی، خانی را به معنای چاه و گاو را به معنای بزرگ دانسته است و اینکه برخی آن را با واو و بهصورت گاوخوانی مینویسند، خطا میداند. رضاقلی هدایت6 نیز همین تعریف را بدون هیچ افزودهای دربارۀ گاوخانی در فرهنگ خود تکرار کرده است. محمد مهریار «خانی» را حوض و تالاب، و «گاو» را نشانۀ نسبت و شباهت دانسته که بزرگی در اندازه را میرساند. همچنین، به نظر او گاوخونی صورت عامیانۀ گاوخانی در گویش اصفهانی است.7
جغرافیای تاریخی
کاوشهای باستانشناختی نشان میدهد پیشینۀ سکونت در حوالی تالاب گاوخونی به بیش از 7500 سال پیش بازمیگردد.8 در زیر تپههای ماسهای پیرامون این تالاب، آثار و بناهای متعلق به شهر سرای یا سبا شناسایی شده است.9 تاریخ گاوخونی با افسانهها و بنیان شهر اصفهان آمیخته است. بنابر روایتی، محل امروزی اصفهان دریایی بزرگ بود، تا اینکه حضرت سلیمان به جنیان فرمان داد در پیرامون آن نقبهایی برای فرورفتن آب حفر کنند. آنها در مکان امروزی گاوخونی (جاوخانی) نقبها را حفر کردند و پس از خشکشدن دریا شهر اصفهان در آنجا ساخته شد.10 در منابع دیگر اینگونه ضبط شده که حضرت سلیمان از سواحل خرم و زیبای دریاچهای که از زایندهرود* (در محل امروزی اصفهان) پدید آمده بود، به نشاط آمد و در اندیشۀ ساخت شهری در آنجا برآمد. از آنجا که طغیان آب زایندهرود مانع ایجاد آن بود، یکی از جنیان تحت فرمان سلیمان به نام گاوخونی (جاوخانی) در زمین فرو رفت و شکافی پدید آورد که آب دریاچه در آن فرو رفت و شهر اصفهان پس از خشکشدن دریاچه بنا شد.11
نخستین اطلاع تاریخی دربارۀ این تالاب در کتابهای جغرافیایی اوایل دورۀ اسلامی ضبط شدهاست. به نوشتۀ ابنخُرداذبه،12 مورخ و جغرافیدان مشهور قرن سوم، در رویدشت، یکی از رُستاقهای اصفهان، آب زایندهرود (زرنروذ) فرو میرود و در کرمان بیرون میآید که بین آنها نود فرسخ فاصله است. او در جای دیگری نوشته است: زایندهرود (زرینروذ) پس از آبیاری اصفهان در آخر مسیر در شنزارها فرو میرود و سپس در کرمان بیرون میآید که شصت فرسخ دورتر از محل فرورفتن آب زایندهرود است و پس از آبیاری زمینهای کرمان به دریا میریزد.13 به نوشتۀ ابنخُرداذبه14 و قزوینی15 این مسئله از آنجا دانسته شده که تکهچوب یا نیپارۀ نشانشدهای را درون آب انداختند که در کرمان برون آمد.16 ابنرُسته*،17 جغرافیدان مشهور قرن سوم، همین مطلب را آورده با افزودهای که آب زایندهرود در رُستاق رویدشت اصفهان به زمین فرو میرود.
عبداللهبن محمد ابوالشیخ اصفهانی* (متوفی 369) اطلاعات بیشتری از تالاب گاوخونی داده است. به نوشتۀ او،18 یکی از ویژگیهای اصفهان وجود شگفتانگیزترین تالاب جهان به نام هَنام است که پهنهای به وسعت هجده در دو فرسخ دارد و هرچه آب زایندهرود بدان میریزد سطح آب آن تغییر نمیکند و هیچ موجودی جز پرندگان نمیتواند بدان نزدیک شود، زیرا در آن فرومیرود.19 احتمالاً این دسترسی دشوار بهسبب باتلاقیبودن این تالاب است، چنانچه ابنحَوقَل،20 جغرافیدان قرن چهارم، که این تالاب را دریاچۀ طَهفیروز میخواند، نوشته است: در محل فرونشستن آب انسان نمیتواند قدم بردارد مگر اینکه دو صفحۀ چوبی یا توری به زیر پاها ببندد. به نوشتۀ ابوالشیخ اصفهانی،21 در برابر این تالاب (حوضچه) عرصهای وجود دارد که مسیری مستقیم از آن تا کرمان امتداد دارد و پوشیده از گز و دیگر گیاهان است و در اطراف آن کوههایی از گِل رُس وجود دارد و فزونی آب کرمان در ایام بهار از زایندهرود نشئت میگیرد.22 ابونُعَیم اصفهانی*23 (قرن چهارم و پنجم) نیز این روایت را با اندکی تفاوت نقل کردهاست. به نوشتۀ مافَرّوخی*،24 مورخ قرن پنجم، در منتهاالیه رُستاق رویدشت حوضچهای به نام جاخوانی وجود دارد که آب زایندهرود بدان میریزد و در کرمان سرچشمه میگیرد. حسینبن محمدبن ابیالرضا آوی25 که در ترجمۀ کتاب مافَرّوخی اضافاتی بر محاسن اصفهان* افزوده، برای «جاخوانی» معادل «گاوخوانی» را ضبط کردهاست. به نوشتۀ مافَرّوخی26 از عجایب درخور توجه دربارۀ گاوخوانی این است که هجده در دو فرسخ است که هنگام پُرآبی آب آن در هشتاد فرسخ دورتر در کرمان سرچشمه میگیرد. اهالی کرمان همچنین در ایام پُرآبی ماهی و تخم ماهی به تالاب میانداختند تا هنگام پایینآمدن آب از مواهب آن استفاده کنند.27 طبق افزودههای آوی28 خبر فراوانی آب گاوخونی سبب میشد اهالی کرمان همچون ایام عید نوروز به شادکامی بپردازند و به مناسبت فراخ نعمتی به یکدیگر مژدگانی دهند.
حمدالله مستوفی،29 مورخ و جغرافینویس قرن هشتم، روایت فرورفتن آب زندهرود در تالاب گاوخانی و برونآمدن آن از کرمان را بهسبب وجود زمینها و جِبال سخت و بلندتربودن زمین کرمان ضعیف دانسته است.30 تالاب گاوخانی در همین زمان چنان آباد بود که به نوشتۀ او31 شکارگاههای فراوان و نیکو داشت و هر شکاری در آن دیده میشد.32 حافظِ اَبرو،33 مورخ و جغرافینویس قرنهای هشتم و نهم، این تالاب را گاوخوانی ضبط کرده و مسئلۀ فرورفتن آب زندهرود در آنجا و بیرونآمدن آن از کرمان را با اندک تفاوتهایی در مقایسه با منابع متقدم ذکر میکند.
در دورۀ صفوی این تالاب گاوخانی خوانده میشد. چنانکه اسکندرمنشی*،34 مورخ و مؤلف کتاب تاریخ عالمآرای عباسی*، در ذکر آثار خیر و عمارات ساختهشدۀ دورۀ شاهعباس اول (996ـ1038) به ساخت رُباط (اسراحتگاه) گاوخانی و رباطی دیگر در بیابان خرگوشی میان ورزنه و رودِشتین اصفهان و ندوشن یزد اشاره کردهاست.
دربارۀ تالاب گاوخونی در منابع دورۀ قاجار اطلاعات فراوانی یافت میشود. محمدمهدی ارباب اصفهانی*35 در کتاب خود این تالاب را بهصورت گاوخوانی نوشته و بهطور مفصّل آن را وصف کرده است. به نوشتۀ او گاوخوانی قطعه زمین پستی در انتهای اراضی رویدشت سُفلا و مَصبّ آبهای مازاد زایندهرود است. بلوک رودشت اصفهان مشتمل بر دو قسمت عُلیا و سُفلا بود و از شرق به گاوخوانی محدود میگردید.36 گاوخوانی در این ایام بسیار آباد بود و کنارش تمام گزستان و مرتع دامهای اهالی پیرامون آن بود.37 وسعت تالاب برحسب کمبود یا فراوانی آب تغییر میکرد و به گفتۀ برخی سیاحان در مواقع سیلاب و طغیان آب، طول و عرض آن به ده فرسخ در دو فرسخ و ژرفای آن به پنج تا شش ذرع شاهی (هر ذرع 104 سانتیمتر) میرسید. وسعت گاوخونی چندان بود که به نوشتۀ تحویلدار* در سیلابهای بزرگ تمام آب را میخورد.38 این در حالی است که جابری انصاری*39 فرورفتن آب در گاوخونی را افسانه قلمداد کرده است. در هنگام کمآبی نیز بلدهای (راهنمایان) بومی از میان این تالاب میگذشتند. در این هنگام، تالاب زیستگاه جانورانی همچون ماهی، خوک و خنزیر یا گراز و چَلپاسَه بزرگ یا بُزمجه بود40 که به نوشتۀ تحویلدار41 خوک و خنزیر را فرنگیها و ارمنیها شکار میکردند و در جلفا* میفروختند. از اواخر دورۀ قاجار و اوایل دورۀ پهلوی کاربرد باتلاق42 یا مرداب43 بر این تالاب رواج یافت.
جغرافیای طبیعی
زمینشناسی و ناهمواریها. گاوخونی از نظر زمینشناختی منطقهای فروافتاده است که احتمالاً در نتیجۀ حرکات زمینساختی و فرورانش صفحۀ اقیانوسی به زیر منطقۀ ایران مرکزی پدید آمدهاست. این منطقه به طول حدود 600 کیلومتر در حدِّفاصل رشتهکوه زاگرس و نوار آتشفشان سهند ـ بزمان قرار دارد و بهجز گاوخونی نواحی پست و فروافتادۀ دیگری همچون فرورفتگی ارومیه ـ اراک، اصفهان ـ اَبَرقو ـ مَروَست، و سیرجان ـ ابراهیمآباد دارد. در این گودالها دریاچههایی پدید آمده که گاوخونی مهمترین آنهاست.44 کوههای بسیار بلندی در حوضۀ گاوخونی واقعاند که هرچه به سمت گاوخونی پیش رویم از ارتفاعشان کاسته میشود.45 تالاب گاوخونی پستترین نقطۀ این حوضه است و 1450 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.46
در تقسیمات هیدرولوژیک ایران، گاوخونی از زیرحوضههای حوضهآبریز مرکزی ایران است و در استان اصفهان و قسمتهایی از استان یزد گسترده شدهاست. زیرحوضۀ گاوخونی با 43،938 کیلومترمربع مساحت در غرب حوضهآبریز مرکزی ایران قرار دارد و از شمال به زیرحوضۀ دریاچۀ نمک، از غرب به حوضهآبریز خلیج فارس و دریای عمان، از شرق به زیرحوضۀ کویر سیاهکوه و از جنوب به زیرحوضۀ کویر سیرجان محدود است. گاوخونی بین 32 درجه و 15 دقیقه تا 33 درجه و 22 دقیقۀ عرض جغرافیایی شمالی و 52 درجه و 45 دقیقه تا 52 درجه و 59 دقیقه طول شرقی قرار دارد.47 زایندهرود یا زندهرود به درازای 405 کیلومتر، مهمترین رودخانۀ این حوضه است که رودهای آب کوهرنگ، پِلاسجان، جوب آسیاب، خشکهرود، خوربه، دره گاو و شور به آن میپیوندند. این رودخانه پس از عبور از شهر ورزنه به تالاب گاوخونی میریزد. از دیگر رودهای مهم گاوخونی اِسفرجان، ایزدخواست، سه گنبد و کُهرویه درخور ذکرند.48
در گاوخونی رسوبات نئوژن و کواترنر انباشته و بهسبب تبخیر آب آن شور شده، و اکنون چهرۀ کویری یافته است. در اطراف گاوخونی محوطهای به مساحت حدود 17،395 هکتار پوشیده از تپههای ماسهای وجود دارد که از مجاورت ورزنه تا حدود روستای خارا به طول 184 کیلومتر کشیده شده است.49 این تپهها بهطور میانگین حدود 150 متر ارتفاع دارند.50 تپههای ماسهای در قدیم مقداری از آب تالاب را جذب میکردند و بهصورت چشمه در ناحیۀ جَرقویۀ* عُلیا به بیرون میجوشیدند.51
آبوهوا
میانگین بارش سالانۀ تالاب گاوخونی در دهۀ 1380ش 110 میلیمتر گزارش شده است. به همین سبب، پایداری تالاب بهشدت به میزان آب ورودی از زایندهرود وابسته است که مهمترین منبع تغذیۀ آن است.52 مطالعات آبوهواشناختی نشان میدهد میانگین دمای حوضۀ گاوخونی در پنجاه سال اخیر عمدتاً روند افزایشی داشته است. بهعلاوه، میزان بارش هم کاهش درخور ملاحظهای را نشان میدهد. این عوامل سبب تشدید خشکسالی، کوچکترشدن تالاب، تغییرات کمّی و کیفی بومسازگان، گسترش بیابانزایی و حرکت شنهای روان شدهاست.53
وسعت
وسعت تالاب گاوخونی طی دورههای مختلف بهسبب نوسان شدید سالانۀ آب آن بسیار متفاوت بودهاست. بنابر مطالعات زمینریختشناسیi و شناسایی پادگانههای دیرینۀ گاوخونی در ارتفاعات 1600 تا 1450 متری، وسعت زیاد این تالاب بین 15,578 تا 3,590 کیلومترمربع در دورههای مختلف برآورد شده است.54 بنابر مطالعهای دیگر، گاوخونی در فاز پایانی دورۀ کواترنریii (از 2,588,000 سال پیش تا اکنون) حدود 5000 کیلومترمربع وسعت داشت و به این اعتبار آن را بایگانی زمینریختشناسی کواترنر ایران نامیدهاند.55 به نوشتۀ حسینعلی رزمآرا،56 در گذشتۀ نه چندان دور، عرض و طول گاوخونی در پهناورترین صورت آن 30 کیلومتر در 55 کیلومتر بود و هرچند در زمستان آب بیشتری داشت، در تابستان بهسبب استفادۀ زیاد از آب زایندهرود خشک میشد. به نوشتۀ شفقی*،57 این نوسان زیاد بهشدت به میزان بارش حوضه و آب ورودی از طریق زایندهرود وابسته بود؛ بااینحال، وسعت آن نباید کمتر از پانصد کیلومتر مربع (پنجاههزار هکتار) باشد. شفقی58 همچنین مینویسد در فصول گرم سال گاوخونی تقریباً خشک میشود. وسعت تالاب در 1354ش و هنگام ثبت آن در فهرست کنوانسیون رامسر 47,600 هکتار بود.59 بنابر مطالعهای، وسعت منطقۀ فرورفتۀ گاوخونی 2800 کیلومترمربع (280هزار هکتار) بوده و با افزایش درجۀ گرما و تبخیر شدید از وسعت آن کاسته شده است، تا اینکه در اواخر تابستان و اوایل پاییز، به چالۀ مرکزی به وسعت 30 کیلومترمربع محدود میشده است.60 گفته شده61 بخش مرکزی تالاب که ارتفاع کمتر و عمق بیشتری دارد، آب بیشتری در طول سال در خود نگاه میدارد و بعضاً در فصل گرم هم خشک نمیشود و مساحت تالاب در زمان پُرآبی به 43,000 هکتار میرسد. تالاب گاوخونی در حال حاضر بهسبب کاهش شدید آب ورودی از زایندهرود تقریباً خشک شده است.62
حیات گیاهی و جانوری
تالاب گاوخونی بهسبب داشتن حاشیههای مرطوب و شور زیستگاه مناسبی برای رشد گیاهان شورپسند بوده است. در پیرامون این تالاب حدود 65 گونۀ گیاهی شناسایی شده است. در قسمت شمالغربی تالاب پوشش انبوهی از درخت گز در کنار آبراههای منتهی به تالاب وجود دارد که جنگلزار خوانده میشود.63 قطع بیرویۀ درختان گز برای تهیۀ زغال آسیب زیادی به پوشش گیاهی انبوه قدیم زده است.64 از دیگر گونههای گیاهی این تالاب میتوان به نِی لویی، دِرمَنه، شِکرتیغال، اِفِدرا، خارشتر، شیرینبیان، گَوَن، اِسکَنبیل، اسپند، خارخسک و قِیچ اشاره کرد که در چرای دامهای پیرامون تالاب نقشی مهم دارند.65 در سالهای اخیر در نتیجۀ کاهش شدید کمیت و کیفیت آب تالاب و خشکشدن قسمت عمدهای از آن، بسیاری از گونههای گیاهی از بین رفتهاند و بخش زیادی از اراضی پیرامون تالاب پوشش گیاهی خود را از دست دادهاند.66
تالاب گاوخونی از قدیم زیستگاه انواع پرندگان و جانوران بودهاست؛ هرچند در سالهای اخیر در نتیجۀ بیتوجهی به مسائل زیستمحیطی از شمار و تنوع این گونهها بهشدت کاسته شدهاست.67 به گفتۀ اهالی پیرامون تالاب، در قدیم شکارچیان بسیاری که برای شکار گورخر به این تالاب آمده بودند، در این تالاب فرورفتهاند68 و این نقل حاکی از وجود این گونۀ حیوانی در منطقه است. اطلاعات حمدالله مستوفی69 دربارۀ شکارگاههای فراوان و نیکوی گاوخونی، نشان از غنای حیات جانوری این تالاب در قدیم دارد. تحویلدار70 به وجود پرشمار جانورانی همچون خوک و خنزیر یا گراز در پیرامون این تالاب اشاره کرده است. امروزه، جانورانی همچون گورخر، غزال و آهو، کل، بز، میش، قوچ*، خوک و گراز در نتیجۀ شکار بیرویه و بیتوجهی به مسائل زیستمحیطی از بین رفتهاند یا تعداد اندکی از آنها باقی مانده است.71 بااینحال، هنوز برخی دوزیستان، خزندگان و پستانداران همچون قورباغه، لاکپشت، مارمولک، گرگ، شغال و روباه در اطراف تالاب زندگی میکنند.72
بهدلیل مهاجرت پرندگان آبزی، فضای تالاب در فصول پاییز و زمستان چهرۀ دیگری دارد. تعداد و نوع پرندگان مهاجر و بومی این تالاب طی سالهای مختلف بر حسب گسترش تالاب و وجود امنیت و منابع غذایی تغییر کرده است. در سالهای اخیر، در پی کاهش آب ورودی تالاب گاوخونی و کاهش وسعت آن، افزایش آلودگی و شکار بیرویه از تعداد و تنوع گونههای پرندگان بهشدت کاسته شدهاست. براساس آمار سال 1366ش، تعداد پرندگان مهاجر گاوخونی چهلهزار قطعه و بیشتر شامل انواع مرغابیها بود.73 از دیگر پرندگان تالاب قو، فلامینگو، اِگرِت کوچک، خُوتکا، سرسبز، غاز خاکستری، کاکایی سرسیاه و نقرهای، باکلان، چوبپا، کشیم کوچک، حَواصیل، سلیم کوچک، اِگرِت بزرگ، آبچلیک تالابی، اَنقوت، اردک، تَنجه، فِیلوَش، چَنگَر، سار، پلیکان، بوتیمار، لکلک سفید، و پرندگان شکاری همچون عقاب تالابی، شاهین و کرکس درخور ذکرند.74 هرچند در قدیم تالاب گاوخونی زیستگاه برخی ماهیان بود،75 امروزه امکان زیست ماهیان بهسبب شوری آب وجود ندارد.76
تهدیدات زیستمحیطی
امروزه، وضع زیستمحیطی تالاب گاوخونی بهرغم اهمیت فوقالعاده طبیعی و بینالمللی آن بحرانی است و تقریباً خشک شدهاست. صنعتیشدن اصفهان و ساخت صنایع آببر، کاهش شدید آب ورودی از زایندهرود، عدم رعایت حقابۀ* زیستمحیطی تالاب، برداشتهای بیرویۀ کشاورزان بالادست حوضه زایندهرود و تالاب، ورود پسابهای شهری و صنعتی مهمترین عوامل وقوع این رخداد بودهاند.77 ساخت سدها بر روی زایندهرود و کاهش محسوس آب ورودی به تالاب گاوخونی سبب شوری بیشتر آب و خاک و سختشدن کشاورزی و پیامد آن تخلیۀ برخی آبادیهای پیرامون گاوخونی همچون شاخ کنار و شاخ میان شدهاست.78 خشکشدن گاوخونی موجب افزایش وسعت و حرکت شنهای روان، بیابانزایی، گسترش کویر و تبدیل بستر خشک این تالاب به منشأ گردوغبار شده که آثار ناگواری بر سلامت انسانها میگذارد.79 افزایش آلودگیها و تغییرات دمایی و کیفیت آب تالاب گاوخونی در سالهای اخیر حیات گیاهی و جانوری تالاب گاوخونی را به مخاطره انداخته است.80 در سالهای اخیر، برای احیای تالاب گاوخونی برنامههای متنوعی تهیه شده که تأثیر چندانی در احیای آن نداشته است و تغییرات بومشناختی ایجادشده خطر اضافهشدن آن را به تالابهای در معرض خطر، موسوم به فهرست مونترو،iii ایجاد کردهاست.81
جغرافیای انسانی و اقتصادی
زراعت و دامداری در قدیم از فعالیتهای مهم اهالی آبادیهای پیرامون تالاب گاوخونی بود. برای کشاورزی بندهایی در نزدیکی این تالاب بر زایندهرود ساخته شده بود که از مهمترین آنها میتوان به بندهای شانزده دیه، شاخ میان و شاخ کنار اشاره کرد.82 تا چند دهه پیش، مراتع و علفزارهای حاشیۀ گاوخونی برای علوفهخواری حدود 150،000 رأس دام در فصل زمستان مناسب بود. در سالهای اخیر بهسبب خشکسالی و کاهش سطح آب زایندهرود و تالاب گاوخونی، مراتع و علفزارهای تالاب بهشدت آسیب دیدهاند.83
استخراج نمک از این تالاب نیز پیشینهای قدیم دارد. اهالی با ایجاد حوضچههایی به عمق یک متر یا بیشتر، نمک باقیمانده در کف این حوضچهها را جمع میکردهاند. همچنین در مرکز تالاب چالهای نسبتاً ژرف وجود دارد که معدنچیان نمک به آن دریا میگفتند. معدن خارا بزرگترین معدن نمک تالاب گاوخونی و حسنآباد و سیان از دیگر معادن نمک مهم گاوخونی بودهاند.84 تالاب گاوخونی بهرغم مسائل زیستمحیطی یکی از بومسازگانهای بکر اقلیم اصفهان است و بهسبب چشماندازهای زیبای طبیعی، وجود پرندگان و جانوران مختلف توان گردشگری فوقالعادهای دارد.85
هنر
گاوخونی چهرۀ اسرارآمیزی در منابع جغرافیایی و تاریخی داشته و بعضاً منشأ الهام و مضمون برخی شاعران، ادیبان و هنرمندان در خلق آثار ادبی و هنری بودهاست. بنابر روایتی که نظامی86 در هفت پیکر به نظم درآورده، بهرام گور در گاوخونی ناپدید شد که به نوشتۀ ثروتیان،87 مصحح هفت پیکر، احتمالاً نظامی دربارۀ کانالهای اطراف گاوخونی یا زایندهرود مطالبی خوانده یا شنیده بود. همچنین نقل شده که ملاعلی فنای اورجانی لنجانی پس از تحولات روحی به انگیزۀ یافتن پایان رودخانۀ زایندهرود و نحوۀ فرورفتن آب در گاوخونی با پای پیاده در امتداد رودخانه به راه افتاد و در شعبان 1351/آذر 1311 ناپدید شد و دیگر کسی او را ندید.88 ملکالشعرای بهار89 هم در قصیدهای به این تالاب اشاره کرده است. جعفر مدرس صادقی، نویسنده و مترجم اصفهانی، رمان گاوخونی را در 1362ش نوشت که تالاب گاوخونی در روایت قصۀ آن نقش مهمی داشت.90 بهروز افخمی، کارگردان مشهور، هم فیلم گاوخونی را با اقتباس از این رمان ساخته است.91
/احمد آریننیا/
منابع
ابنحَوقَل، کتاب صورة الارض، چاپ کرامرس، لیدن: بریل، 1938-1939.
ابنخرداذبه، کتاب المسالک و الممالک، چاپ دخویه، لیدن: بریل، 1889.
ابنرُسته، کتاب الاعلاق النفیسة، چاپ دخویه، لیدن: بریل، 1892.
ابوالشیخ اصفهانی، طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیها، چاپ عبدالغفور عبدالحق حسین بلوشی، بیروت: مؤسسة الرسالة، 1412/ 1992.
ابونُعَیم اصفهانی، کتاب تاریخ اصبهان: ذکر اخبار اصبهان، چاپ سید کسروی حسن، بیروت: دارالکتب العلمیة، 1410/ 1990.
«احیای تالاب گاوخونی در ابهام!»، اصفهان زیبا، سال19، ش 4679، 24 مهر 1402.
ارباب اصفهانی، محمدمهدی بن محمدرضا، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران: امیرکبیر، 1368ش.
اسکندرمنشی، تاریخ عالمآرای عباسی، تهران: امیرکبیر، 1350ش.
اعتمادالسلطنه، محمدحسن بن علی، مرآة البلدان، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، تهران: دانشگاه تهران، 1367-1368ش.
افشین، یدالله، رودخانههای ایران، تهران: وزارت نیرو، شرکت مهندسین مشاور جاماب، 1373ش.
اکبری، حسین، «خشکی تالاب گاوخونی به مرز فاجعه رسیده است»، اصفهان زیبا، سال19، ش 4670، 13 مهر 1402.
برهان، محمدحسین بن خلف، برهان قاطع، تهران: کتابفروشی ابنسینا، 1342ش.
بهار، محمدتقی، دیوان اشعار، تهران: نشرعلم، 1381ش.
بهروزیراد، بهروز، تالابهای ایران، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، 1387ش.
پاکزاد، حمیدرضا و همکاران، «ترکیب و منشأ ماسههای آبرفتی و بادی پلایای گاوخونی (جنوب شرق اصفهان)»، پژوهشهای چینهنگاری و رسوبشناسی، سال 28، ش3، پاییز1391.
تحویلدار، حسینبن محمد ابراهیم، جغرافیای اصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1342ش.
تسلیمی، علی و همکاران، «شیوههای بازنمایی مؤلف پنهان و خوانندۀ پنهان در بررسی رمان گاوخونی و فیلم اقتباسی آن»، دو فصلنامۀ زبان و ادبیات فارسی، ش86، بهار و تابستان 1398.
جابری انصاری، حسن، تاریخ اصفهان، چاپ جمشید مظاهری، اصفهان: مشعل، 1378ش.
جعفری، عباس، گیتاشناسی ایران، تهران: مؤسسۀ جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی، 1384ش.
جناب اصفهانی، علی، الاصفهان، اصفهان: وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، ادارۀ معارف ، 1303ش.
حافظِ ابرو، عبدالله بن لطفالله، جغرافیای حافظ ابرو، چاپ صادق سجادی، تهران: میراث مکتوب، 1375-1378ش.
حسینی اَبَری، حسن، اصفهان رهآورد زاینده رود، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1387ش.
حسینی اَبَری، حسن، زاینده رود از سرچشمه تا مرداب، اصفهان: نشر گلها، 1379ش.
حسینی اَبَری، حسن، «مرداب گاوخونی»، نشریۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، دورۀ 2،ش1، مهر- اسفند 1361ش.
حمدالله مستوفی، حمداللهبن ابیبکر، کتاب نزهة القلوب، چاپ گی لسترنج، لیدن: بریل، 1915.
خوانساری، محمدباقربن زینالعابدین، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، چاپ اسدالله اسماعیلیان، قم:اسماعیلیان، 1392-1390.
درویشزاده، علی، زمینشناسی ایران، تهران: نشر دانش امروز، 1370ش.
دستغیب، عبدالعلی، کالبدشکافی رمان فارسی، تهران: سورۀ مهر، 1383ش.
رامشت، محمدحسین و سیف، عبدالله، «کاربرد تصاویر ETM لندست و تکنیک G.I.S در بررسی قلمروهای دیرینه پلایای گاوخونی»، مجلۀ جغرافیا و توسعه، سال 2، ش4، پاییز و زمستان 1383.
رزمآرا، حسینعلی، فرهنگ جغرافیائی ایران(آبادیها)، تهران: دایرۀ جغرافیائی ستاد ارتش، 1328- 1339ش.
سیف، عبدالله و محمدی، ملیحه، «تفکیک و شناسایی شکلی واحدهای پلایای گاوخونی به منظور تهیۀ نقشههای ژئومورفولوژی»، مطالعات جغرافیایی مناطق خشک،سال1، ش1، پاییز 1389.
شاد، محمدپادشاه بن غلام محییالدین، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، لکهنو: منشی نول کشور، 1892.
شفقی، سیروس، جغرافیای اصفهان: به ضمیمۀ هفتاد قطعه نقشه و نمودار و عکس، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1353ش.
طاوسی، تقی و غیور، حسنعلی، «شناخت فرایندهای بیابانزایی در اکوسیستم خشک چالۀ گاوخونی»، فصلنامۀ تحقیقات جغرافیائی، سال18، ش1، بهار 1382.
طاوسی، تقی و همکاران، «ارزیابی تغییرات کاربری اراضی و تحلیل روند بیابانزایی اقلیمی چالۀ گاوخونی»، فضای جغرافیایی، ش56، زمستان 1395.
عطایی، هوشمند و فنایی، راضیه، «شناسایی روند تغییرات ماهانه و سالانۀ متوسط دمای حوضۀ آبریز گاوخونی طی دورۀ آماری 2010- 1961»، اکوبیولوژی تالاب، سال 5، ش17، پاییز 1392.
فرهنگ جغرافیایی رودهای کشور، تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، 1381- 1384ش.
فیضنیا، سادات و همکاران، «منشأ یابی رسوبات بادی حاشیۀ پلایای گاوخونی با استفاده از روش ژئوشیمی»، فصلنامۀ تحقیقات مرتع و بیابان ایران، سال22، ش4، زمستان 1394.
قزوینی، زکریا بن محمد، عجائب المخلوقات و الحیوانات و غرائب الموجودات، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1421/ 2000.
کوشافر، محمد، امینی، فرهاد، و نجفی، پیام، «بررسی تدوین برنامۀ مدیریت تالاب گاوخونی با رویکرد زیست بومی»، فصلنامۀ مدیریت و حقوق محیطزیست، سال1، ش2، زمستان 1402.
کوهستانی، محمدرضا، «در پایان زندهرود نیز زندگی است: گاوخونی گوهر درخشان فلات مرکزی»، رشد معلم، ش197، بهمن 1384.
کیانی، طیبه و همکاران، «بررسی تغییر اقلیم حوضۀ گاوخونی در فاز پایانی کواترنر»، پژوهشهای جغرافیای طبیعی، دورۀ 48، ش2، تابستان 1395.
کیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران: مطبعۀ مجلس، 1310-1311ش.
مافَرّوخی، مُفَضَّلبن سعد، ترجمۀ محاسن اصفهان، به قلم حسین بن محمد بن ابی رضا آوی، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران: شرکت سهامی چاپ، 1328ش.
مافَرّوخی، مُفَضَّلبن سعد، محاسن اصفهان، چاپ عارف احمد عبدالغنی، دمشق: دار کنان للنشر و التوزیع، 1431/ 2010.
محمودیان، محمد، زایندهرود اصفهان، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1348ش.
«مدیریت مصرف، تنها راه نجات گاوخونی»، اصفهان زیبا، سال15، ش 3478، 30 اردیبهشت 1398.
مذهب بهار، محمد علی، مقدمۀ تذکرۀ مدایح المعتمدیه، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1390ش.
مَقدِسی، محمد بن احمد، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، چاپ دخویه، لیدن: بریل، 1877.
مهدوی، مصلحالدین، اعلام اصفهان، تصحیح، تحقیق و اضافات غلامرضا نصراللهی، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1386ش- .
مهریار، محمد، فرهنگ جامع نامها و آبادیهای کهن اصفهان، اصفهان: فرهنگ مردم، 1382- 1387ش.
نجاری، حبیبالله، تالاب بینالمللی گاوخونی اصفهان، تهران: سازمان حفاظت محیطزیست، 1382ش.
نجمی تبریزی ، رضا، کلیات جغرافیای ایران: مشتمل بر اوضاع طبیعی و سیاسی و اقتصادی، چاپ سنگی تهران: مطبعۀ حاج عبدالرحیم، 1342.
نظامی، الیاس بن یوسف، هفت پیکر، تصحیح و شرح بهروز ثروتیان، تهران: توس، 1377ش.
هدایت، رضاقلیبن محمد هادی، کتاب فرهنگ انجمن آرای ناصری، چاپ سنگی تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1288، چاپ افست [بیتا.].
هنرفر، لطفالله، اصفهان، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1386ش.
Allemagne, Henry René dˊ, Du Khorassan au pays des Backhtiaris: trois mois de voyage en Perse, Paris: Hachette et Cie, 1911.
Browne, Edward, A year amongst the Persians, London: Adam and Charles Black, 1893.
Le Strange, Guy, The lands of the Eastern Caliphate, Cambridge: Cambridge University Press, 1905.
Stack, Edward, Six months in Persia, vol.2, New York: G. P. Putnam’s Sons, 1882.
- شفقی، ص74؛ نجاری، ص24، 31؛ مقایسه کنید با: حسینی اَبَری، 1387ش، ص71؛ کوشافر و همکاران، ص32؛ “مدیریت مصرف، تنها راه نجات گاوخونی”، ص13، که فاصلۀ گاوخونی از اصفهان را بهترتیب 120، 110 و 167 کیلومتر ذکر کردهاند.[↩]
- حمدالله مستوفی، ص216؛ حافظِ ابرو، ج1، ص164؛ جابری انصاری، ص437؛ نجمی تبریزی، ص44؛ شفقی،ص74؛ Stack,vol.2, p.245;Le Strange, p.206.[↩]
- شاد، ج3، ص5.[↩]
- برهان، ج2، ص709.[↩]
- شاد، ج3، ص5.[↩]
- هدایت، ص621.[↩]
- مهریار، ج2، ص672.[↩]
- حسینی ابری، 1387ش، ص39.[↩]
- جناب اصفهانی، ص27؛ شفقی، ص76؛ حسینی ابری، 1361ش، ص162.[↩]
- خوانساری، ج1، ص6؛ نیز نگاه کنید به: Allemagne, vol.4, p.110.[↩]
- جناب اصفهانی، ص3؛ محمودیان، ص273.[↩]
- ابن خرداذبه، ص20.[↩]
- همان، ص176.[↩]
- همانجا.[↩]
- قزوینی، ص157.[↩]
- برای همین گزارش نگاه کنید به: حمدالله مستوفی، ص216.[↩]
- ابن رُسته، ص155.[↩]
- ابوالشیخ اصفهانی، ج1، ص155-156.[↩]
- نیز نگاه کنید به: مَقدِسی، ص396.[↩]
- ابن حَوقَل، ج2، ص366.[↩]
- ابوالشیخ اصفهانی، ج1، ص156.[↩]
- همان، ج1، ص155-156.[↩]
- ابونُعَیم اصفهانی، ج1، ص52.[↩]
- مافَرّوخی، ص64.[↩]
- همان ، ترجمۀ فارسی، ص35.[↩]
- مافرّوخی، ص97.[↩]
- همان، ص97-98.[↩]
- همان، ترجمۀ فارسی، ص36.[↩]
- حمدالله مستوفی، ص216.[↩]
- نیز نگاه کنید به: اعتمادالسلطنه، ج1، ص101.[↩]
- حمدالله مستوفی، ص49.[↩]
- نیز نگاه کنید به: شاد، ج3، ص5.[↩]
- حافظ ابرو، ج1، ص164-165.[↩]
- اسکندرمنشی، ج2، ص1111.[↩]
- ارباب اصفهانی، ص306.[↩]
- همان، ص306-307.[↩]
- همان، ص307؛ تحویلدار، ص38.[↩]
- تحویلدار، ص37-38.[↩]
- جابری انصاری، ص437.[↩]
- ارباب اصفهانی، ص307؛ تحویلدار، ص62.[↩]
- تحویلدار، ص62.[↩]
- نجمی تبریزی، ص44.[↩]
- Browne, p. 197 ؛ کیهان، ج1، ص88؛ رزمآرا، ج10، ص55.[↩]
- درویشزاده، ص794؛ کیهان، ج1، ص61؛ شفقی، ص97.[↩]
- شفقی، ص12.[↩]
- حسینی ابری، 1387ش، ص159؛ مقایسه کنید با: شفقی، ص18، که ارتفاع تالاب را 1440 متر ذکر کردهاست.[↩]
- نجاری، ص31؛ فرهنگ حغرافیایی رودهای کشور، ج3، ص45؛ حسینی ابری، 1387ش، ص159؛ مقایسه کنید با: رامشت و سیف، ص174؛ فیضنیا و همکاران، ص695-696؛ پاکزاد و همکاران، ص66، که مختصات جغرافیایی متفاوتی برای گاوخونی آوردهاند.[↩]
- فرهنگ جغرافیایی رودهای کشور، ج3، ص47-50، 52-53؛ جعفری، ج2، ص247-249؛ افشین، ج1، ص66.[↩]
- درویشزاده، ص794؛ فیضنیا و همکاران، ص696.[↩]
- شفقی، ص75-76؛ هنرفر، ص19.[↩]
- جناب اصفهانی، ص27-28.[↩]
- بهروزیراد، ص166.[↩]
- کیانی و همکاران، ص226؛ طاوسی و همکاران، ص92؛ عطایی و فنایی، ص44-45.[↩]
- رامشت و سیف، ص187.[↩]
- کیانی و همکاران، ص215.[↩]
- رزم آرا، ج10، ص55.[↩]
- شفقی، ص74-75.[↩]
- همان، ص17.[↩]
- نجاری، ص24.[↩]
- حسینی ابری، 1379ش، ص230.[↩]
- بهروزیراد، ص165-166.[↩]
- کوشافر و همکاران، ص31.[↩]
- نجاری، ص89-91.[↩]
- شفقی، ص77.[↩]
- نجاری، ص91-96.[↩]
- کوشافر و همکاران، ص33.[↩]
- نجاری، ص138-141.[↩]
- شفقی، ص74.[↩]
- حمدالله مستوفی، ص49.[↩]
- تحویلدار، ص62.[↩]
- نجاری، ص139-140؛ حسینی ابری، 1387ش، ص174.[↩]
- بهروزیراد، ص170-171.[↩]
- نجاری، ص140-141.[↩]
- همان، ص140؛ بهروزیراد، ص171.[↩]
- ارباب اصفهانی، ص307.[↩]
- بهروزیراد، ص170-171.[↩]
- حسینی ابری، 1387ش، ص155؛ کوشافر و همکاران، ص31؛ اکبری، ص5؛ طاوسی و غیور، ص64.[↩]
- شفقی، ص75؛ حسینی ابری، 1361ش، ص161؛ بهروزیراد، ص167-168.[↩]
- حسینی ابری، 1387ش، ص160؛ “مدیریت مصرف، تنها راه نجات گاوخونی”، ص13؛”احیای نالاب گاوخونی در ابهام!”، ص5؛ طاوسی و همکاران، ص86-92؛ سیف و محمدی، ص24.[↩]
- نجاری، ص136-137.[↩]
- کوشافر و همکاران، ص37-38؛ کوهستانی، ص35.[↩]
- محمودیان، ص176.[↩]
- حسینی ابری، 1361ش، ص165-166.[↩]
- همان، ص168-169؛ همو، 1379ش، ص230.[↩]
- نجاری، ص73-74؛ حسینی ابری، 1387ش، ص164، 170-171.[↩]
- نظامی، ص345.[↩]
- نظامی، شرح ثروتیان، ص590.[↩]
- مذهب بهار ، مقدمۀ مسجدی، ص151.[↩]
- بهار، ج2، ص697.[↩]
- مهدوی، ج2، ص341؛ دستغیب، ص407، 414-416.[↩]
- تسلیمی و همکاران، ص66-74.[↩]