خانه / مدخل / کلیمیان اصفهان، گویش

کلیمیان اصفهان، گویش

گویش کلیمیان اصفهان

هنوز هیچ مقاله ای برای این مدخل نوشته نشده است. علاقه مندان از طریق فرم زیر می توانند مقاله خود را ارسال کنند.

مقدمه

گویش کلیمیان اصفهان که گویشورانش آن را «جیدی» jidi (تغییریافتۀ واژۀ «جُهودی/جودی») می‌نامند، یکی از گویش‌های مرکزی ایران و از مجموعۀ زبان‌ها و گویش‌های ایرانی شمال غربی است. جیدی به دلیل مهاجرت گستردۀ یهودیان از سکونت‌گاه تاریخی و اولیۀ خود، یعنی محلۀ یهودی‌نشینِ جوباره*، به دیگر محلات اصفهان یا به تهران و خارج کشور، و متعاقباً دوزبانه شدن آنها، گویشی در حال زوال است که فقط درمیان برخی سالمندان یهودی اندک رواجی دارد. جمعیت یهودیان اصفهان از نیم‌قرن پیش تا کنون در حال کاهش بوده‌است. طبق نظر برخی از پژوهشگران، جیدی بازماندۀ زبان قدیم اصفهان است که پس‌از پایتخت شدن اصفهان در دورۀ صفوی* (حک‍ : ح‍ 907- 1135) به دلیل گسترش زبان فارسی، کم‌کم از رواج افتاد، ولی یهودیان کماکان آن را در میان خویش حفظ کرده‌اند. جیدی بیشترین همانندی را با گویش‌های گزی* و خورزوقی (در شمال شهر اصفهان)، و سدهی* (در غرب شهر اصفهان) دارد. این گویش فاقد ادبیات مکتوب است و هیچ متن و نوشته‌ای از آن موجود نیست ولی اشعاری عامیانه معروف به «شیرا» širâ از شاعرانی گمنام در میان گویشوران آن رواج دارد. از پژوهش‌های انجام‌شده، این موارد را می‌توان نام برد: کلباسیi (1373ش)، ابراهیمیii (1385ش/2006)، برجیانiii (1394ش)، آبراهامیانiv (1936)، یارشاطرv (1353ش/1974)، استیلوvi (2008)، برجیانvii،viii (2014 و 2019).1

ویژگی‌های آوایی

  • جیدی 22 صامت (همخوان) دارد:
چاکنایی ملازی نرم‌کامی کامی پس‌لثوی لثوی دندانی میان‌دندانی لب‌ودندانی دولبی
ʔ – q k ɡ t d p b انسدادی
h x – š –   θ ð f v سایشی
č ǰ انسایشی
n m خیشومی
r لرزشی
l کناری
y غلت

2) سایشی‌های تیغه‌ای هم به گونۀ لثوی /s/ <س> و /z/ <ز> تولید می‌شوند و هم به گونۀ میان‌دندانی /θ/ <ث> و /ð/ <ذ> (ذال مُعجَمه). به علت حضور بیشتر گونۀ میان‌دندانی (به‌ویژه در گفتار گویشوران کم‌سواد و کهنسال)، ظاهراً سایشی‌های /θ/ و /ð/ بنیادی‌تر از /s/ و /z/ هستند:

فارسی جیدی فارسی جیدی
زانو ðâni سال θâl
زمین ðimin سیاه θiyâ
زاغ ðâq سبز θowð
دیزی diði کاسه θe
آزاد âðâd آسان âθun
مزه meððe کنیسه keniθâ
بز boð اسب aθm
دراز derâð دست daθθ

البته واج /ð/ <ذ> گاهی نتیجۀ تغییر آوایی یا تضعیف واج انسدادی دندانی /d/ <د> پس‌از مصوت است، مانند xeðâ «خدا»؛ eðene «آدینه/جمعه»؛ eθbeð «سفید» و šeðan «رَفتن» (قس bešde «رفته‌است»)، beðan «بودن» (قس bebde «شده‌است») و dâvið «داوید/داوود».ix در جیدی واج /ž/ <ژ> نیز وجود ندارد و به‌جای آن از /ǰ/ <ج> استفاده می‌شود، مانند moǰe «مُژه»؛ ǰâpun «ژاپن»؛ ǰâkat «ژاکت». صامت‌های چاکنایی /h/ و /ʔ/، در واژه‌های دخیل از عربی و عبری، غالباً به‌صورت حلقی (/ħ/ و /ʕ/) تلفظ می‌شوند، مانند ruħoš «روحش»؛ sebâ saħb-i «فردا صبحش»؛ ševʕâ «قَسَم»؛ ye sâʕat o nim «یک ساعت و نیم».

  • جیدی مانند فارسی معیار شش مصوت (واکه) دارد که /i, e, a, â, o, u/ هستند. همچنین، در جیدی چهار مصوت مرکّب آوایی [ow]، [ew]، [âw] و [aw] دیده می‌شود، مانند θow «سیب»؛ θowθ «سبوس»؛ mew «مُو/تاک»؛ newker «نوکر»؛ hewð «حوض»؛ ðâw «زائو»؛ bepawn «پائیده‌ام».2

واج‌شناسی تاریخی

از دید درزمانی، جیدی گویشی شمال‌غربی است، ولی به دلیل قرار گرفتن این گویش و دیگر گویش‌های مرکزی ایران در منطقۀ همپوشی یا حائلِ میانِ زبان‌های شمالی و جنوبی که نتیجۀ آن به وجود آمدن آمیختگی زبانی است، مواردی از تحولات آوایی مربوط به زیرشاخۀ جنوب‌غربی زبان‌های ایرانی نیز در آن دیده می‌شود.

برخی تناظرات آواییِ مهم‌تر این گویش:

1) آوای /w/ ایرانی میانه در آغاز کلمه، در این گویش (و دیگر گویش‌های مرکزی) بیشتر به‌صورت /v/ باقی مانده و برعکس زبان فارسی (و دیگر زبان‌ها و گویش‌های جنوب غربی) به /b/ یا /ɡ/ بدل نشده‌است:

فارسی جیدی فارسی جیدی فارسی جیدی
گشنه veyše باران vârun باد vâð
گذر- veðer- برف varf بچه veče
گذشت- veðašd- بد v بیدار vidâr

2) آوای /y/ ایرانی میانه در آغاز کلمه، در چند واژۀ این گویش (و دیگر گویش‌های مرکزی) باقی مانده، ولی در زبان فارسی (و دیگر زبان‌ها و گویش‌های جنوب غربی) به /ǰ/ بدل شده‌است:

فارسی جیدی فارسی جیدی فارسی جیدی
جاری (زن‌برادرشوهر) yâð جوش y جو ye
یانه (هاون) yâne جابجا yâbeyâ جُستن yoθθan

3) وجود آوای /ǰ/ شمالی دربرابر /z/ جنوبی. آوای ایرانی باستانِ */-č-/ در این گویش به /ǰ/ بدل شده‌است، ولی در فارسی و دیگر زبان‌ها و گویش‌های جنوبی، به /z/ تبدیل شده‌است:

فارسی جیدی فارسی جیدی فارسی جیدی
بازار ǰâr زیر ǰir زن ǰan
ارزان eǰun تازه ǰe زنده ǰande
ریز- reǰ بیز- viǰ دویدن teǰ

4) وجود آوای /z/ شمالی (در جیدی /ð/) دربرابر /d/ جنوبی. آوای ایرانی باستانِ */z/ در زبان‌ها و گویش‌های شمالی، باقی مانده ولی در زبان‌ها و گویش‌های جنوبی، مانند فارسی به /d/ دگرگون شده‌است:

فارسی جیدی فارسی جیدی فارسی جیدی
دیروز eðeri دانست- (بن ماضی) ðunâ- داماد ðumâð

5) وجود آوای /r/ شمالی دربرابر /s/ جنوبی:

فارسی جیدی فارسی جیدی فارسی جیدی
آسیاب دستی ârči آبستن ovir پسر pir

6) خوشۀ صامتی ایرانی باستانِ */dw/ در زبان‌ها و گویش‌های شمالی، مانند پارتی و جیدی به /b/ بدل شده، ولی در زبان‌ها و گویش‌های جنوبی، مانند فارسی به /d/ تحول یافته‌است:

فارسی ایرانی‌باستان پارتی جیدی
در <*dwar bar bar
دیگر <*dwitya bid bi

از تحولات آوایی مهم جیدی می‌توان به تضعیفِ صامت‌های گرفته اشاره کرد. در اثر این تغییر آوایی، صامت‌های گرفته حذف شده‌اند. این موارد عبارت‌اند از:

1) حذف صامت‌های /x/ و /h/ از آغاز واژه:

فارسی جیدی فارسی جیدی فارسی جیدی
هلو ili خریدن irintan خربزه arbiðe
هیچکی/هیچ‌کس iški خُفتن، خوابیدن iyowθâ- خرما ormâ
هرکه arki خمیر imir خُرد ird
هجده ižde هوو evu خشک ošɡ
همیشه amiše حالا âlâ حنا enâ

با این حال، گاه صامت /x/ در واژه‌هایی مانند xow «خواب»، xox «خواهر»، xuntan «خواندن»، xin «خون»، xorθi «خُسور» (مادرزن/مادرشوهر) حفظ شده‌است.

2) حذف صامت /x/ از میان یا پایان واژه:

فارسی جیدی فارسی جیدی
ساختن θâtan دختر dot
سوختن θowtan سرخ sir
ریختن ritan تلخ tâl
بیختن vitan فروختن ferâtan

3) حذف صامت /q/ از پایان واژه:

فارسی جیدی
دروغ duru
چراغ čerâ

4) سایشی‌شدگی صامت /d/ پس‌از مصوت به /ð/ در میان یا پایان واژه. برای مقایسه، معادل واژه‌های جیدی در دو گویش گزی و مُشکنانی نیز ارائه شده‌است. شایان ذکر است که این تغییر در فارسی قدیم هم رخ داده بوده‌است، مانند «بُوَذ» و «باشذ» به‌جای «بُوَد»، «باشد» که به آن ذال معجمه گفته می‌شده‌است:

فارسی مُشکنانی گزی جیدی
خانه (< کده) kiye kiye keðe
سگ (kūdaɡ پهلوی) kuwe kuwe kuðe
برادر berâ berâ beðâr
بادام hâm ʔum ðum
کدو vi ʔü kiði
روده ruyi ruwe ruðe
چادر čowor čowr čeðor
سفید sibi ösbö esbeð
مادر ð
دود dið
زود(ی) ðiði
نخود nexow noxo noxoð
گنبد ɡonbez ɡumbö ɡombeð

ولی در مثال زیر، به مانند دیگر گویش‌های منطقۀ اصفهان، تضعیف یا حذف /d/ پس‌از مصوت رخ داده‌است:

فارسی مُشکنانی گزی جیدی
بازی (kādaɡ پهلوی) kaha kaʔa ka:

تبدیل مذکور، یعنی سایشی شدن /d/ به /ð/ عمومیت ندارد و در برخی واژه‌ها مانند مثال‌های زیر رخ نداده‌است:

فارسی مُشکنانی گزی جیدی
بیدار biyâr biyâr bidâr
قدم qiyam qedam

5) تضعیف صامت‌های لبی /b/ و /f/ به غلتِ /w/ پس‌از مصوت؛ در این موارد، مصوت افتادۀ /â/ به /o/، و مصوت افتادۀ /a/ به /e/ بدل شده‌است:

فارسی جیدی فارسی جیدی فارسی جیدی
لب lew شب šew آب ow
درفش derewš کبک kewk خواب xow
ابر ewr کفش kewš جوراب ǰirow

در واژه‌های θowð «سبز» و owθâr «افسار»، مصوت افتادۀ /a/ به‌جای /e/ به /o/ بدل شده‌است:

6) مصوت /u/ ایرانی میانه در جیدی در اثر پیشین‌شدگی به /i/ بدل شده‌است، مانند:

فارسی جیدی فارسی جیدی فارسی جیدی
سرخ θir مو mi خون xin
خوک xik دوک dik رو (صورت) ri
سوسک θiθk ننو nâni ابرو abri
سوزن θiðun نور nir کوچه kiče
ستون θittin هلو ili کوره kire
قشنگ (مقبول) maqbil توت tit موش miš
زالو ðeli صندوق θandiq مورچه mirče
زانو ðâni جادو ǰâdi حسود haθit
ترازو terâði پول pil تنور tenir
آهو3 âhi انگور anɡir مادرزن/مادرشوهر xorθi

ویژگی‌های صرفی اسم، صفت، ضمیر، حرف اضافه

اسم جنس دستوری و حالت ندارد. نشانۀ جمع مانند فارسی گفتاری تکواژ -â است، مثل ǰið-â «یهودها»، ɡuym-â «مسلمان‌ها». صفت وصفی و مضاف‌الیه با نشانۀ اضافه (کسرۀ اضافه) پس‌از اسمِ موصوف و مضاف می‌آیند، مانند beðâr-e bele-m «برادرِ بزرگم»، daθθ-e xox-od «دستِ خواهرت»، oðun-e jiði esfouni «زبانِ جیدیِ اصفهانی». نشانه‌های نکره به‎مانند فارسی‌اند (عدد «یک» و یای نکره): âdem-e delraħm-i bo «آدم دل‌رحمی بود»، ye nâli pâkiðe «یک تشک پاکیزه». صفت تفضیلی و عالی با پسوندهای -tar و -tarin ساخته می‌شود: bele-tar(-in) «بزرگ‌تر(ین)».

ضمایر شخصی آزاد و پیوسته عبارت‌اند از:

ضمایر پیوستۀ ضمایر آزاد
-(o)m من mun
-(o)d تو to
-(o)š او un
-مان -(o)mun ما âmâ
-تان -(o)dun شما šemâ
-شان -(o)šun آنها unâ / išun

ضمیرهای پیوسته علاوه‌بر نقش ملکی، در تصریف فعل‌های ماضی متعدی نقش فاعلی هم دارند. ضمیر مشترک xo(č)- «خود» است که همیشه با ضمایر پیوسته به کار می‌رود، مانند xočaš/xoš «خودش». حروف اضافه جیدی، به‌جز râ «را»، همه پیش‌اضافه‌اند، مانند að/eð «از»؛ be، še و piš «به»؛ xod(e) و bâ «با»؛ berâ و vâθe «برایِ/واسه»؛ tu «تویِ»، مانند eð ulâm šeðe «از دنیا رفته»، mun piš-e pir-od be-m-vât «من به پسرت گفتم»، še/be mun buwâ «به من بگو»، pilâ-m-â še-d netune «پول‌هایم را بهت نمی‌دهم»، pil-oš-â še-š de «پولش را بهش بده»، dim-e aθb-oš «رویِ اسبش»، xode večâ-šun ka:-mun karte «با بچه‌هایشان بازی می‌کردیم»، xode ǰan-om «با زنم».4

ویژگی‌های صرفی فعل

  • فعل دو مادّۀ مضارع و ماضی دارد و صفت مفعولی نیز با افزودن دو پسوند -e و -a به مادّۀ ماضی ساخته می‌شود، مانند xort-e «خورده» و pa «پاییده». شناسه‌های فعلی در تصریف ساخت‌های مضارع (لازم و متعدی) و ماضی (فقط لازم) به کار می‌روند و عبارت‌اند از:
فارسی ماضی مضارع
1شخص‌مفرد -un -un
2شخص‌مفرد -i -i/-e/-Ø
3شخص‌مفرد -u
1شخص‌جمع -im -im
2شخص‌جمع -id -id
3شخص‌جمع -end -end
  • شناسۀ دوم شخص مفرد مضارع به سه گونه ظاهر می‌شود: تکواژ -i در مضارع اخباری، تکواژ -e در مضارع التزامی و تکواژ -∅ (شناسۀ صفر) در ساخت امری به کار می‌رود، گرچه گاهی از -e برای ساخت امری نیز استفاده می‌شود. نشانۀ استمراری فعل (معادل با پیشوند «می-» در فارسی) پسوند /-e/ است که فقط در دو ساخت مضارع اخباری و ماضی استمراری کاربرد دارد و همواره در پایان فعل قرار می‌گیرد. در بقیۀ ساخت‌های فعلی از پیشوند be- (معادل با پیشوند «بــ» در فارسی) استفاده می‌شود. این پیشوند در بافت‌های گوناگون به شکل‌‌های ba-، bo-، bu-، bi-، b- نیز ظاهر می‌گردد، مانند:
بریز bi-riǰ بگویم bu-vâun برویم be-šim
بیاور b-âr بخور bo-xor بخورم ba-xrun
  • جیدی دو زمان مضارع و ماضی، و چهار وجه اخباری، التزامی، امری و تمنایی دارد و ساخت جداگانه‌ای برای آینده در آن دیده نمی‌شود. ساخت مضارع افعال لازم و متعدی یکسان است. در جداول زیر، صیغگان مضارع فعل لازم «گشتن» و فعل متعدی «خوردن» آمده‌است:

صیغگان مضارع فعل لازم «گشتن» (با مادّۀ مضارع ɡart-)

مضارع التزامی مضارع اخباری
بگردم be-ɡart-un می‌گردم ɡart-un-e
بگردی be-ɡart-e می‏‌گردی ɡart-i-ye
بگردد be-ɡart-u می‏‌گردد ɡart-u-ve
بگردیم be-ɡart-im می‏‌گردیم ɡart-im-e
بگردید be-ɡart-id می‏‌گردید ɡart-id-e
بگردند be-ɡart-end می‏‌گردند ɡart-end-e

صیغگان مضارع فعل متعدی «خوردن» (با مادّۀ مضارع xer-/xr-)

مضارع التزامی مضارع اخباری
بخورم ba-xr-un می‌خورم xer-un-e
بخوری ba-xr-e می‏‌خوری xer-i-ye
بخورد ba-xr-u می‏‌خورد xer-u-ve
بخوریم ba-xr-im می‏‌خوریم xer-im-e
بخورید ba-xr-id می‏‌خورید xer-id-e
بخورند ba-xr-end می‏‌خورند xer-end-e

ولی ساخت ماضی افعال لازم و متعدی متفاوت است؛ به این معنا که در تصریف ساخت‌های ماضی افعال متعدی، به‌جای شناسه‌های فعلی، از ضمایر پیوسته برای ارجاع به فاعلِ جمله استفاده می‌شود. در این ساخت که به کُناییx معروف است، ضمایر پیوسته در نقش فاعل، پیش‌از مادۀ ماضی (به‌جز ماضی استمراری) قرار می‌گیرند. استفاده از ضمایر پیوسته به جای شناسه، در ساخت مضارع چند فعل از جمله افعال وجهی هم دیده می‌شود.

جدول‌های صیغگان ماضی فعل لازم ɡartan «گشتن» (با مادۀ ماضی ɡartâ- و صفت مفعولی ɡarta-):

ماضی ساده ماضی استمراری
گشتم be-ɡartâ-un می‏‌گشتم ɡartâ-un-e
گشتی be-ɡartâ-y می‏‌گشتی ɡartâ-y-e
گشت be-ɡartâ می‌‏گشت ɡartâ-e > ɡarta
گشتیم be-ɡartâ-ym می‏‌گشتیم ɡartâ-ym-e
گشتید be-ɡartâ-yd می‏‌گشتید ɡartâ-yd-e
گشتند be-ɡarta-nd می‏‌گشتند ɡarta-nd-e

 

ماضی نقلی ماضی التزامی
گشته‌ام be-ɡarta-un گشته باشم be-ɡarta-bun
گشته‌ای be-ɡarta-y گشته باشی be-ɡarta-be
گشته‌است be-ɡarta گشته باشد be-ɡarta-bu
گشته‌ایم be-ɡarta-ym گشته باشیم be-ɡarta-bim
گشته‌اید be-ɡarta-yd گشته باشید be-ɡarta-bid
گشته‌اند be-ɡarta-nd گشته باشند be-ɡarta-bend

 

ماضی بعید نقلی ماضی بعید
گشته بوده‌ام be-ɡarta-beðoun گشته بودم be-ɡarta-boun
گشته بوده‌ای be-ɡarta-beðey گشته بودی be-ɡarta-boy
گشته بوده be-ɡarta-beðe گشته بود be-ɡarta-bo
گشته بوده‌ایم be-ɡarta-beðeym گشته بودیم be-ɡarta-boym
گشته بوده‌اید be-ɡarta-beðeyd گشته بودید be-ɡarta-boyd
گشته بوده‌اند be-ɡarta-beðend گشته بودند be-ɡarta-bend

جدول‌های صیغگانِ ماضی فعل متعدی xortan «خوردن»:

ماضی ساده ماضی استمراری
خوردم be-m-xort می‏‌خوردم xort-em-e
خوردی be-d-xort می‏‌خوردی xort-ed-e
خورد be-š-xort می‌‏خورد xort--e
خوردیم be-mun-xort می‏‌خوردیم xort-emun-e
خوردید be-dun-xort می‏‌خوردید xort-edun-e
خوردند be-šun-xort می‏‌خوردند xort-ešun-e

 

ماضی نقلی ماضی التزامی
خورده‌ام be-m-xorte خورده باشم be-m-xorte-bu
خورده‌ای be-d-xorte خورده باشی be-d-xorte-bu
خورده‌است be-š-xorte خورده باشد be-š-xorte-bu
خورده‌ایم be-mun-xorte خورده باشیم be-mun-xorte-bu
خورده‌اید be-dun-xorte خورده باشید be-dun-xorte-bu
خورده‌اند be-šun-xorte خورده باشند be-šun-xorte-bu

 

ماضی بعید نقلی ماضی بعید
خورده بوده‌ام be-m-xorte-beðe خورده بودم be-m-xorte-bo
خورده بوده‌ای be-d-xorte-beðe خورده بودی be-d-xorte-bo
خورده بوده‌است be-š-xorte-beðe خورده بود be-š-xorte-bo
خورده بوده‌ایم be-mun-xorte-beðe خورده بودیم be-mun-xorte-bo
خورده بوده‌اید be-dun-xorte-beðe خورده بودید be-dun-xorte-bo
خورده بوده‌اند be-šun-xorte-beðe خورده بودند be-šun-xorte-bo

ضمایر پیوسته در نقش فاعلی معمولاً پیش‌از مادۀ ماضی قرار می‌گیرند، ولی در تصریف ماضی سادۀ سه فعل «آوردن»، «دانستن» و «داشتن» ضمایر پیوسته استثنائاً بعد از مادّۀ ماضی می‌آیند:

داشتند dârt-ošun دانستند ðunâ-šun
می‌داشتند dârt-ošun-e می‌دانستند ðunâ-šun-e
داشته‌اند dârte-šun دانسته‌اند ðuna-šun
داشته بودند dârte-šun-bo دانسته بودند ðuna-šun-bo
—– —– دانسته باشند ðuna-šun-bu
داشته بوده‌اند dârte-šun-beðe داشته بوده‌اند ðuna-šun-beðe

نهی (امر منفی) با وند ma-/me- ساخته می‌شود: m-ede «نده»، me-xand «نخند»، m-âr «نیاور»، me-rin «نخر». گونه‌ای ساخت تمنایی فقط به صیغۀ سوم شخص مفرد وجود دارد که با افزودن شناسۀ -â به‌جای شناسۀ -u ساخته می‌شود:

خدا بیامرزدش xeðâ be-š-âmorð-â
خدا نگه‌دارش باشد xeðâ ɡušdâr-oš b-â

گاهی این ساخت در معنی مضارع التزامی هم به کار می‌رود:

اگر یادت باشد می‌گفتند این ثواب دارد aɡar virod b-â vâtešune in miθvâ dâru

به دلیل تاریخی، دو فعل اسنادی/ربطی «بودن» و «شدن» مادۀ فعلی واحدی دارند: b- مادّۀ مضارع، bo-/beð-/bd- مادّۀ ماضی و beðe-/bde- صفت مفعولی است. البته در تصریف فعل «بودن» از پسوند استمراری -e و پیشوند be- استفاده نمی‌شود. همچنین، برای مضارع اخباری «بودن» از صورت‌های پیوسته آن استفاده می‌شود، مانند نمونه‌های زیر:

فعل «شدن»  فعل «بودن»
می‏‌شود b-u-ve است (می‌باشد) -u
بشود be-b-u باشد b-u
بشو be-b-i باش b-i
شد be-bo بود bo
می‏شد bo-ʔe می‌بود bo-ʔe
شده‌است be-bde بوده‌است beðe
شده‌بود be-bde-bo بوده‌بود beðe-bo

تفاوت این دو فعل را در دو جملۀ زیر نیز می‌توان دید:

خسته شد xaθθe be-bo خسته بود xaθθe bo
این گناهم پاک بشود in âwn-om pâk bebu

در تصریف افعال وجهی نیز به‌جای شناسه، از ضمایر پیوسته فاعلی استفاده می‌شود. این افعال «توانستن» با مادّۀ مضارع و ماضی هم‌آوای /šâ-/؛ «خواستن» با مادّۀ مضارع /ɡu-/ و ماضی /ɡuma-/؛ «بایستن» با مادّۀ مضارع /ɡu-/ و مادۀ ماضی /ɡâ-/ هستند.

ماضی استمراری مضارع اخباری
می‌توانستم be-šâ-m-bo می‌توانم be-šâ-m
می‌توانستی be-šâ-d-bo می‌توانی be-šâ-d
می‌توانست be-šâ-š-bo می‌تواند be-šâ-š
می‌توانستیم be-šâ-mun bo می‌توانیم be-šâ-mun
می‌توانستید be-šâ-dun bo می‌توانید be-šâ-dun
می‌توانستند be-šâ-šun-bo می‌توانند be-šâ-šun

 

ماضی استمراری مضارع اخباری
می‌خواستم ɡuma-m-e می‌خواهم ɡu-m-e
می‌خواستی ɡuma-d-e می‌خواهی ɡu-d-e
می‌خواست ɡuma-š-e می‌خواهد ɡu-š-e
می‌خواستیم ɡuma-mun-e می‌خواهیم ɡu-mun-e
می‌خواستید ɡuma-dun-e می‌خواهید ɡu-dun-e
می‌خواستند ɡuma-šun-e می‌خواهند ɡu-šun-e

فعل اصلی پس از دو فعل وجهی «توانستن» و «خواستن» به وجهِ التزامی می‌آید:

می‌توانیم برویم bešâmun bešim
نمی‌توانستیم حرف بزنیم nešâmunbo benɡârim
می‌خواهیم برویم ɡumune bešim

ضمایر پیوسته فاعلی از فعل جدا شده و به مفعول متصل می‌شوند:

از من چه می‌خواهی؟ eð mun čiči-d ɡu-ve?
هرچه از او می‌خواهی … arci-d eð un ɡu-ve

فعل وجهی بایستن به مانند فارسی است و از صورت فعلی bâyed «باید» استفاده می‌شود: bâyed bepušun «باید بپوشم»، ولی دو صورت ɡubu «باید» و ɡuma-bu «بایست» هم ظاهراً وجود داشته‌اند/دارند که برجیان (2019) فقط دومی را ذکر کرده‌است:

باید حرف بزرگترها را گوش بدهیم ɡumaa-bu ħarf-e beleytarâ râ ɡuš etim

فعل مجهول با افزودن صیغگان فعل کمکی «شدن» به صفت مفعولی فعل اصلی ساخته می‌شود: košte buve «کشته می‌شود»، košte bebo «کشته شد»، košte bebde «کشته شده‌است». مصدر با افزودن دو پسوند -an و -(â)mun به مادۀ ماضی ساخته می‌شود، مثل ferâtan «فروختن»، feresnan «فرستادن»، vât-âmun «گفتن»، xort-âmun «خوردن»، šeδ-an و  šo:-mun«رفتن»، baθθ-an و baθθ-âmun «زدن».5

ویژگی‌های نحوی

مهم‎ترین ویژگی نحوی این گویش، جابجایی ضمایر پیوسته در نقش فاعلی (عامل) و اتصال‌شان به دیگر عناصر قرار گرفته قبل از مادۀ ماضی فعل است. مهم‎ترین این عناصر مفعول صریح (مفعول رایی) و جزء غیرفعلی فعل مرکّب‌اند:

دو تا پسرهایم زن گرفته‌اند di tâ pirâ-m ǰan-ošun bexâθθe
دخترم شوهر کرده‌است dot-om mere bekarte
دایره (دف) می‌زدند dâriyešun baθθe
قسم خوردم ševʕâ-m bo-xort
ملایی که ختنه می‌کرد mallâ-yi ke milâ karte

اگر مفعول صفت بیانی داشته باشد، ضمیر فاعلی به صفت بیانی متصل می‌شود، نه به موصوف:

یک خانۀ کوچک داشت ye keðe kučuli-š dârt

اگر هر دو عنصر وجود داشته باشند، ضمیر پیوسته فاعلی به مفعول متصل می‌شود:

باز کرد tâq-oš
در را باز کرد bar-oš tâq nâ
در خانه را باز کرد bar keðe tâq nâ

ضمیر پیوسته فاعلی پس از ضمیر پیوسته ملکیِ مفعول می‌آید:

مشق‌هایش را نیاورده mašqâ-š-oš nâʔârte
دستم را گرفت daθ-om-oš biɡifd

ضمیر فاعلی می‌تواند پس از مسندِ مفعول (تمیز) هم قرار بگیرد:

[در قدیم] ذبح را گناه می‌دانستند šehitâ râ âwnšun ðunaʔa

ضمایر پیوستۀ فاعلی به قید (معمولاً در صورت نبود مفعول) هم وصل می‌شود:

خیلی خوردم xeyli-m bexort
هروقت دیدم، به تو می‌گویم arvaxt-om bidi, be to vâune

ولی ضمیر پیوسته فاعلی برخلاف برخی دیگر از گویش‌های مرکزی به مفعول غیرصریح متصل نمی‌شود:

از من پرسید eð mun e-parθâ
ازم گرفت eð-om iš-ɡifd

ضمایر پیوسته به مانند فارسی نقش مفعولی نیز دارند، مانند: be-šun-xeru «بخوردشان»، be-š-ferâšu «بفروشدش»، ve-m-ɡarnuve «برم‌می‌گردانَد»، pâk-oš keruve «پاکش می‌کند».

در ساخت‌های ماضی، ضمایر پیوسته در دو نقش فاعلی و مفعولی با هم همنشینی دارند. در این موارد ضمیر پیوستۀ مفعولی پس از ضمیر پیوستۀ فاعلی به کار می‌رود: na-šun-oš-ferât «نفروختندش»، pâk-om-oš bekart «پاکش کردم».6

واژگان

xox «خواهر»؛ bowθire «پدرزن/پدرشوهر»؛ θart «نردبان»؛ θandi «هندوانه»؛ keveǰ «زالزالک»؛ run «روغن»؛ xeyrat «خاگینه/نیمرو»؛ išpiš «شپش»؛ donde «زنبور»؛ kukume «جغد»؛ ɡešt «همه»؛ xeθartan «چاییدن»، onɡoθ «انگشت»؛ oðun «زبان»؛ bebe «مردمک»؛ âyuve «دهن‌دره»؛ ošniǰe «عطسه»؛ ɡenâθ «خسیس»؛ kelonɡoθ «با انگشت جستجو کردن»؛ ɡâre «پایین»؛ mofleq «کبوتربچه»؛ θiriǰi «سرخک»؛ ɡâxâre «گهواره»؛ il-o-obe «کس‌وکار»؛ enɡâšdemun «حرف زدن»

برخی واژه‌های عمدتاً دینیِ دخیل از زبان عبری (یا احیاناً دیگر زبان‌های سامی) در زیر آمده است:

فارسی عبری جیدی
گدا، فقیر עָנִי (ʕāni) âni
نماز شب ערבית (ʕarvit) arvit
گناه עָווֹן (ʕāwon) âwn / âwn-e vadây
دنیا עוֹלָם (ʕolām) ulâm
حرام אָסוּר (āsur) âsir
ظالم אַכְזָר (axzār) axsâr
قبرستان בֵּית חַיים (bet ḥayim) betehaym
تفسیر، موعظه דָּרַשׁ (dāraš) dârâš
غرور، تکبر גְּבַהּ (ɡevah) ɡavâ
دزد גַּנָּב (ɡanāv) ɡenow
زشت גְזֵרָה (ɡezerā) ɡezerâ
مسلمان גוים (ɡoyim) ɡuym
خواب חֲלוֹם (ḥalom) halum
استغفرالله، نعوذبالله חס ושלום (ḥas wešālom) hasbe-šâlom
سجده הִשׁתַחֲוּוּת (hištahawut) hištaħavim
سیّد כֹּהֵן (kōhēn) kuven
سلامتی לחיים (leḥayim) leħayim
غسلگاه מִקְוֶה (miqwa) maqve
عید מועד (moʕed) maʔð
فرشته מלאך (malāk) melâx
عزرائیل מלאך המוות (malāx ha-māwet) melax-movat
قربانگاه מִזבֵּחַ (mizbeāḥ) miðbeyah
ختنه מִילָה (milā) millâ
نماز عصر מִנחהַ (minḥā) minhâ
ثواب، کار خیر מִצְוָה (mitzvah) miθvâ
پیغمبر נביא(nabi) nâvi
زجر، شکنجه נְקָמָה (neqāmā) neqâmâ
زیبا נשמה (nešāmā) nešâmâ
شنبه שַׁבָּת (šabbat) šabbât
سلام علیکم שלום עלהם(šālom-ʕaleyxem) šâlom-alexem
شیطان שטן  (satan) sâtân
جن שֵׁדִים (šedim) šeðim
اشباح و اجنه שֵׁדִים ומזיקים šeðim-o-mazliqim
ذبح شرعی שחיטה (šeḥitā) šeħitâ
مناجات סְלִיח֜וֹת (selihot) selihut
دروغ שֶׁקֶר (šeker) šeqer
قسم שְׁבוּעָה (ševuʕā) ševʕâ
نجس טָמֵא (ṭāme) tâme
روزه תַּעֲנִית (taʕnit) taʔnit
نماز תְּפִלָּה (tefilā) tefilâ
تورات תּוֹרָה (torāh) turâ
شراب יַיִן (yāyin) yâʔin
اورشلیم7 יְרוּשָׁלַיִם yerušâlâyim

/محمدمهدی اسماعیلی/

 

منابع

ابراهیمی، ایوب، فرهنگ واژه‌ها و اصطلاحات جیدی: گویش یهودیان محلۀ اصفهان[کتاب الکترونیکی]، لس‌آنجلس: 7dorim، 2018، مرکز پژوهش و مطالعات یهودیان ایران، 2026.

Retrieved June 7, 2026, from https://www.7dorim.com/wp-content/uploads/2021/03/Esfahani.pdf.

صدری، جمال ، گویش مُشکنان، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1386ش.
کلباسی، ایران، گویش کلیمیان اصفهان: یک گویش ایرانی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1373ش.

Borjian, Habib, “Judeo-Isfahani: the Iranian lanɡuaɡe of the Jews of Isfahan”, Journal of Jewish lanɡuaɡes, vol. 7, no.2 (Dec.2019).

Wikimedia Commons,2023. Retrieved June 9, 2026, from https://commons.wikimedia.org/wiki/TimedText:Masouda_speaking_Judeo-Esfahani.webm.en.srt.

  1. کلباسی، ایران، گویش کلیمیان اصفهان: یک گویش ایرانی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1373ش.[]
  2. ابراهیمی، ایوب، فرهنگ واژه‌ها و اصطلاحات جیدی: گویش یهودیان محلۀ اصفهان [کتاب الکترونیکی]، لس‌آنجلس: 7dorim، 2018، مرکز پژوهش و مطالعات یهودیان ایران، 2026.

    Retrieved June 7, 2026, from https://www.7dorim.com/wp-content/uploads/2021/03/Esfahani.pdf.[]

  3. برجیان، حبیب، گنجینۀ گویش‌های ایرانی :استان اصفهان، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1394ش.[]
  4. Abrahamian, Roubene, Dialectes des Israélites de Hamadan et d’Ispahan et dialecte de Baba Tahir, Paris: Librairie D’Amérique Et D’Orient, 1936.[]
  5. Yarshater, Ehsan, “The Jewish communities of Persia and their dialects”, in Mémorial Jean de menasce, ed. Ph. Giɡnoux and A. Tafazzoli, Louvain: Imprimerie Orientaliste,1947.[]
  6. Stilo, Don, “Isfahan. xix: Jewish dialect”, in Encyclopaedia Iranica, ed. Ehsan Yarshater, vol.14, New York: Encyclopaedia Iranica Foundation, 2008.[]
  7. Borjian, Habib, “What is Judeo-Median—and how does it differ from Judeo-Persian?”, Journal of Jewish lanɡuaɡes, vol. 2, no.2 (Nov.2014).[]
  8. Borjian, Habib, “Judeo-Isfahani: the Iranian lanɡuaɡe of the Jews of Isfahan”, Journal of Jewish lanɡuaɡes, vol. 7, no.2 (Dec.2019).[]
  9. این پدیده را عامه نوک‌زبانی حرف زدن (lispinɡ) می‌گویند و آن را منتسب به لکنت زبان داشتن حضرت موسی (به دلیل رسیدن آتش به زبان او) می‌دانند.[]
  10. ergative[]
  1. کلباسی، ص 13-16؛ برجیان، 1394ش، ص 51؛ همو، 2019، ص 121-125.[]
  2. نگاه کنید به : کلباسی، ص 24-25؛ برجیان، 2019، ص 128؛ ابراهیمی ، 2018؛ Wikimedia Commons,2023.[]
  3. نگاه کنید به: کلباسی، ص43-51؛صدری، ص 103-208؛ Wikimedia Commons,2023.[]
  4. نگاه کنید به: کلباسی، ص 52-65؛ Wikimedia Commons,2023.[]
  5. نگاه کنید به: کلباسی، ص 65-114؛ برجیان، 2019، ص 134-159؛ Wikimedia Commons,2023.[]
  6. نگاه کنید به: کلباسی، ص 127-137.[]
  7. داده‌ها برگرفته از: ابراهیمی، 2018.[]
شیوه استناد به این مقاله
کپی متن
Esmaili, Muhammad Mehdi. "Jewish, Dialect." isfahanica, https://isfahanica.org/?p=2715. 3 August 2026.

مطالب مرتبط

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  +  68  =  76