خانه / مدخل / پاقلعه/پای قلعه، محله

پاقلعه/پای قلعه، محله

محله‌ای قدیم در مجاورت قلعۀ طَبَرک در جنوب شرقی اصفهان

هنوز هیچ مقاله ای برای این مدخل نوشته نشده است. علاقه مندان از طریق فرم زیر می توانند مقاله خود را ارسال کنند.

پاقلعه/پای قلعه، محله، محله‌ای قدیم در مجاورت قلعۀ طَبَرک در جنوب شرقی اصفهان.

این محله به‌سبب قرار گرفتن در کنار قلعۀ تاریخی طَبَرک به این نام مشهور شده است.1 طبرک مُعرّب واژۀ تَبَرک در منابع به شکل‌های طَبره و تَبَره نیز نوشته شده است.2 بااین‌حال، سلطان محمدمیرزا قاجار بیان می‌کند قلعۀ طبره به‌سبب کثرت استعمال به‌صورت قلعۀ تبرک به کار رفته است.3 واژۀ تبرک در زبان پهلوی و مازندرانی به معنای پُشته و تل کوه است و در حالت جمع به‌صورت تبرستان/طبرستان (یعنی کوهستان) به کار می‌رود. به نظر می‌رسد نام طبرک (به معنای طبرستان کوچک) را آل بویه* (حک: حـ322ـ414) از نام زادگاه خود، طبرستان، برگرفته باشند و بر قلعه یا ویرانه‌های قلعه‌ای به‌جای‌مانده از دورۀ ساسانی (حک: حـ226ـ حـ652م) واقع در جنوب شرقی اصفهان و در شمال زاینده رود* نهاده باشند؛ در منابع از نام پیشین این قلعه اطلاعی نیست.4

تصویر 1- قلعۀ طبرک (طبره)5

قلعۀ طبرک

تاریخی دقیق برای ساخت قلعۀ طبرک وجود ندارد و به نظر می‌رسد این قلعه در چند مرحله ساخته شده است. پایه‌های برج و باروهای قلعه متعلق به دورۀ ساسانیان است و در زمان آل‌ بویه بر ویرانه‌های آن قلعۀ جدید ساخته شده است. به دیگر سخن، بازسازی و توسعۀ اصلی قلعۀ طبرک به دورۀ دیلمیان* بازمی‌گردد.

رکن‌الدولۀ دیلمی (حک: 322ـ366) در 328 اصفهان را فتح کرد و آل ‌بویه در آنجا مستقر گردید.6 در این زمان، شهر اصفهان که دارای دو محله، یکی یهودی‌نشین به نام جوباره* و دیگری، منطقۀ جی (گی) در بخش شرقی شهر بود، توسعه یافت. یکی از اقدامات مهم شهرسازی در این دوره، ساخت قلعۀ طبرک در منطقۀ جی* و پیدایش محله‌ای با نام پاقلعه در مجاورت آن بود.7 شاید بتوان وجود چشمه‌ای که به‌صورت خندق اطراف قلعه را دربرگرفته بود و منشأ چشمۀ خوراسگان به شمار می‌آمد، از علل ساخت این قلعه دانست. همچنین، موقعیت تجاری شهر اصفهان که بر سر شاهراه‌های تجاری نواحی مختلف قرار داشت، حاکمان دیلمی را بر آن داشت تا برای تأمین امنیت و محافظت از شهر این قلعه را تجدید بنا کنند.8

بانی قلعۀ طبرک در این دوره به‌درستی معلوم نیست و در منابع، گزارش‌های متفاوت از ساخت قلعه به دست رکن‌الدوله و پسرانش، مؤیدالدوله* (حک: 366ـ373)، حاکم اصفهان، و فخرالدوله (حک: 373ـ387)، والی ری و همدان، وجود دارد.9 از بررسی مجموع این گزارش‌ها در بستر رخدادهای تاریخی به‌دست می‌آید که ساخت قلعه از ابتدای فتح اصفهان و در زمان رکن‌الدوله آغاز شده است، زیرا او برای محافظت از هجوم آل زیار* (حک: 316ـ حـ483) درصدد تقویت استحکامات شهر برآمد و باروهای شهر را پی افکند.10 به نظر می‌رسد در راستای این سیاست، مؤیدالدوله نیز به نیابت از پدر، قطعه زمینی به مساحت بیش از صدهزار زرع/ مترمربع، واقع در جنوب شرقی اصفهان را به ساخت قلعه‌هایی در این منطقه، ازجمله قلعۀ طبرک، اختصاص داده است. اگرچه در برخی منابع نام فخرالدوله در کنار نام مؤیدالدوله در انتخاب زمین برای ساخت قلعه و همچنین، در کنار نام رکن‌الدوله برای ساخت قلعه ذکر شده است،11 این گزارش‌ها چندان معتبر نیست، زیرا فخرالدوله در آن زمان والی ری و همدان بود. بنابراین، ممکن است فخرالدوله پس از مرگ مؤیدالدوله و والی‌گری‌اش در اصفهان، ساخت قلعه را به پایان رسانده باشد؛ مرگ او در 387 و در قلعۀ نوآباد طبرک گواهی بر این مدعاست.12

زمینی که برای ساخت قلعه انتخاب شده بود، از دو سو به چشمه‌های خوراسگان و راهروان (راران) محدود بود و به‌طور طبیعی برای قلعه به‌مثابۀ خندقی بزرگ به شمار می‌آمد که راه نفوذ مهاجمان به قلعه را تا حدودی ناممکن می‌ساخت.13 بی‌تردید، این قلعه یکی از آثار مهم آل بویه در سدۀ چهارم است، زیرا این بنا تنها یک استحکام نظامی ساده نبود، بلکه بخشی از سازمان دفاعی و اداری حکومت آل ‌بویه و محل اقامت حاکمان دیلمی در اصفهان به‌شمار می‌آمد.14 در همین دوره، میدان میر* نیز ساخته شد که خانه‌های دیلمیان در آنجا قرار داشت. از این میدان راهی زیرزمینی برای عبور اعیان و اشراف و سران آل بویه به قلعۀ طبرک کشیده شد. گفتنی است درحال حاضر، اگر چاهی در برخی منازل این منطقه حفر شود، این راه نمایان می‌شود. علاءالدین کاکویۀ دیلمی (متوفی 433) در سدۀ پنجم هجری باروی قلعه را مستحکم کرد.

پس از ساخت میدان عتیق* (کهنه) در دورۀ سلجوقیان* (حک: 429ـ اوایل قرن هشتم)، راه زیرزمینی دیگری به قلعه گشوده شد که این میدان و اطراف مسجدجامع را به راه دیالمه منتهی به قلعۀ طبرک وصل می‌کرد.15 نظر به اهمیت قلعۀ طبرک در اِشراف بر منطقۀ جی، سلجوقیان نیز قلعه‌ای با نام شاهدژ* در کوه صفه* که شاید بن‌مایۀ ساسانی داشت، مشرف بر شهر یهودیه ساختند16 که به نظر می‌رسد با اسکان امرای سلجوقی در آن از اهمیت قلعۀ طبرک کاسته شده است. برج و باروهای ساخته‌شده در این قلاع علاوه‌بر برقراری امنیت در شهر، حلقۀ مواصلاتی نواحی یهودی‌نشین و مسلمان‌نشین (نومسلمانان) اصفهان به شمار می‌آمد.17

موقعیت جغرافیایی و شکل‌گیری پاقلعه

منابع در دسترس، بیش از آنکه تاریخ ساخت مشخصی برای این محله ارائه کنند، این محله را بخشی از بافت تاریخی اصفهان دانسته‌اند که در روند تکوین و گسترش تاریخی شهر به وجود آمده است. بااین‌حال، احداث قلعۀ طبرک در دورۀ دیلمیان را می‌توان عامل شکل‌گیری محلۀ پاقلعه در مجاورت آن و پیامد حاصل از ساخت این قلعه دانست. محلۀ پاقلعه در دورۀ آل بویه به همراه محله‌های احمد آباد*، باغ مراد و تَلواسکان (تَلواژگان)* از محلات مهم شهر اصفهان به شمار می‌آمد.18 در این دوره، اولین مظهر چشمۀ خوراسگان فعلی در محوطه‌ای بیضی‌شکل براثر حفر خندق به دور قلعۀ طبرک، در محلۀ پاقلعه از زمین جوشید و به‌سبب وجود آن این محله آباد شد.19 این روند آبادانی در دورۀ سلجوقیان نیز ادامه داشت و با توسعۀ راه‌های منتهی به قلعۀ طبرک، بر اهمیت محلۀ پاقلعه افزوده شد، به‌طوری‌که این محله به همراه محله‌های احمد آباد، خواجو، باغ ‌مراد و تلواسکان در شرق اصفهان از آبادترین نقاط شهر بودند. با گسترش شهر و فشردگی جمعیت در منطقۀ جی در این دوره، قلعۀ طبرک و محلۀ پاقلعه در مرکز قرار گرفت و موقعیت جغرافیایی حاصل از این امر بر اهمیت قلعه و رونق محلۀ پاقلعه بیش‌ازپیش افزود. امروزه، این محله نواحی پل شهرستان* تا حدود محله‌های قدیم خواجو، تلواسکان، پای‌قلعه و کران را دربرمی‌گیرد.20

جغرافیای تاریخی قلعۀ طبرک و محلۀ پاقلعه

منابع تاریخی و جغرافیایی، از حملۀ مغول در 618 تا پایان دورۀ صفوی* (حک: حـ907ـ1135)، تنها به ذکر رخدادهایی تاریخی از قلعۀ طبرک پرداخته‌اند و نامی از محلۀ پاقلعه در آن‌ها نیست. به نظر می رسد این محله در حملات مغول‌ها و امیر تیمور گورکانی (حک: 771ـ807) به اصفهان آسیب جدی دیده باشد.21 طبق گزارش‌های تاریخی، در این دوران قلعۀ طبرک صحنۀ زدوخوردهای حاکمان آل مظفر (حک: 718ـ795) بود، به‌طوری‌که ابوسعید بهادر‌خان (حک: 717ـ736)، ایلخان مسلمان مغول، شرف‌الدین شاه‌محمود اینجو را در سال 734 یا 736 در قلعۀ طبرک زندانی کرد و همو پس از آزادی، پدرش مبارزالدین ‌محمد را در سال 760 در این قلعه محبوس و کور کرد.22 براساس این گزارش‌ها و استفادۀ قلعۀ طبرک به‌عنوان زندان، حیات سیاسی ـ نظامی این قلعه در این دوران مورد توجه قرار می‌گیرد.23 همچنین نقش آن در انتقال قدرت‌ها در گذر تاریخ اصفهان نیز مشهود است، زیرا تصرف این قلعه در برهم‌زدن توازن قدرت و سقوط حکومت نقشی بسزا داشت؛ چنانچه در لشکرکشی‌های تیمور گورکانی به اصفهان، هنگامی که سپاه تیمور در بیرون دروازۀ طوقچی اردو زد، امیر مجدالدین مظفر کاشی، حاکم این شهر با جمعی از سادات و علما و بزرگان و اشراف با تحف و هدایا به خدمت او رفتند. امیر تیمور، سادات و بزرگان را احترام بسیار نمود و به قلعۀ طبرک رفت که مخازن سلاح در آنجا قرار داشت. او پس از بازدید از قلعه، امیر ایگو تیمور را به ولایت آنجا گمارد.24

در دورۀ صفوی و پایتختی اصفهان قلعۀ طبرک همچنان اهمیت بسیار داشت؛ ‌چُنان ‌که طایفۀ تَکلُّو و ترکمان به علت قتل امیرخان ترکمان، با سلطان حمزه‌میرزا مناقشه کردند و پس از ربودن او در تبریز، سلطان حمزه‌میرزا و برادرش را در قلعۀ طبرک زندانی کردند و بر چشمانشان میل کشیدند.25 همچنین، یولی‌بیگ، غلام خاصۀ حاکم اصفهان، برج و باروی قلعه را مستحکم کرد،26 که این امر نشان از تداوم حیات سیاسی ـ نظامی قلعۀ طبرک در اصفهان این دوره دارد. با گسترش شهر به سمت جنوب و ساخت میدان نقش‌جهان* (میدان نو) در دورۀ شاه عباس اول* (حک: 996ـ1038)، محلۀ پاقلعه پویا و پررونق شد. قلعۀ طبرک نیز محل نگهداری سلاح و اموال بود، به‌طوری‌که شاه عباس راهی زیرزمینی برای عبور سواران از عمارات دولتی به قلعۀ طبرک احداث کرد.27 در گزارشی از اسکندرمنشی، در زمان احمدبیگ کرامپا، کوتوالی قلعه (کسی که حاکمیت بر قلعه و محافظت از شاهزادگان به او سپرده شده می‌شد)، به سبب فسادی که در پیش گرفته بود، حاکم و مردم اصفهان را بر آن داشت قلعۀ طبرک را ویران کنند.28 از این زمان به بعد، در سفرنامۀ سیاحان اروپایی، ازجمله در سفرنامۀ پیترو دِلاواله*i (متوفی 1652)، که اصفهان را دیده‌اند، به قلعه ای در بیرون اصفهان که در زمینی هموار ساخته شده و بدون بارو و خندق است، اشاره می شود و آن را محل نگهداری خزائن سلطنتی می‌نامند، اما در این سفرنامه‌ها از طبرک نامی نیست.29 همچنین، ژان باتیست تاوِرنیهii سیاح فرانسوی، که پس از دلاواله به اصفهان سفر کرده بود، قلعه‌های اصفهان را، بدون ذکر قلعۀ طبرک، از سمت جنوب متصل به دیوار شهر وصف می‌کند. او شبکۀ دفاعی آن را به‌جز در برج‌های گلی قلعه، که محل نگهداری اموال ارزشمند و گران‌بها بود، غیرایمن معرفی کرده است.30 بااین‌حال، ظاهراً در دورۀ شاه عباس دوم* (حک: 1052ـ1077) این قلعه بازسازی شده است، به‌طوری‌که شاردنiii سیاح فرانسوی، که در این زمان دو بار قلعۀ طبرک را دیده است، آن را مربعی نامنظم و ساخته‌شده از گل، با دیواری بلند و کنگره‌دار وصف کرده که خندقی آن را فراگرفته و چندین برج مُدوّر بر دیوار قلعه ساخته شده است. به گفتۀ او، هر برج نام مخصوص داشت. بزرگ‌ترین برج جنب در ورودی قرار داشت که به آن زنجیرخانه می‌گفتند و محل نگهداری زندانیان بود. برج ضلع غربی، شاهزاده زهرمار و برج ضلع شرقی، اورکلور (واژه‌ای ترکی به معنای دلاور) و برج جنوبی قلعه، چهل دختران نام داشت. شاردن همچنین از قلعۀ طبرک به‌عنوان خزانۀ سلطنتی یاد کرده است که محل نگهداری جواهرات و زیورآلات گران‌بها، تسلیحات نظامی شامل سلاح‌های طلاکاری و نقره‌کاری‌شده، بهترین مصنوعات جهان از آلمان، ایتالیا و چین و اقسام گلوله، عینک، دوربین و تابلوهای زیبا از سلاطین مغرب و نمایندگان اروپایی، توپ‌ها و زنبورک‌های فیروزه و یاقوت‌نشان، زره و کلاه‌خود‌های طلاکوب و نظایر این‌ها بود. وزیراعظم برای محافظت از این مخازن باید در خانه‌ای که برای وزیران در قلعه ساخته شده بود، اقامت می‌کرد. شاردن به نقل از اهالی آنجا، ساخت قلعه را متعلق به دورۀ سلجوق‌شاه دانسته که به نظر می‌رسد با سیطرۀ سلاجقه بر آل بویه و ساخت قلعۀ شاهدژ بر کوه صفه به‌تدریج ساخت قلعه به‌دست دیلمیان از اذهان مردم رفته است.31 در دورۀ صفوی قلعۀ طبرک مرکز اسلحه‌سازی (معروف به جُبّه‌خانه) بود و بزرگ‌ترین جبه‌خانۀ اصفهان در آنجا قرار داشت.32

در دورۀ کریم‌خان زند (حک: 1164ـ1193) که حاجی‌آقامحمد حاکم اصفهان بود، محلۀ پاقلعه همراه باغات مشهور به محلۀ قصر منشی*، با یک کدخدا اداره می‌شد.33 در اواخر دورۀ زندیان (حک: حـ1164ـ حـ1208)، به‌دلیل مناقشه با ایل قاجار، باقرخان خوراسگانی قلعۀ طبرک را پناهگاه خود ساخت و باروی شهر را مستحکم کرد. او مسیر چشمۀ پاقلعه را که به سوی راهروان در جریان بود، به سمت خوراسگان* هدایت کرد و از آن زمان به بعد، این چشمه که در محلۀ باغ مراد (یکی از محله‌های پاقلعه) قرار داشت، به چشمه باقرخان شهرت یافت.34 با روی‌کارآمدن حکومت قاجار (1210ـ1344 (1304ش)) و انتقال پایتخت از اصفهان به تهران، به‌تدریج قلعه بی‌سکنه ماند و ویران شد. گفتنی است در این دوره و در زمان حاکمیت ظل‌السلطان* بر اصفهان خبر رسید که در قلعه پولی پیدا شده است. ظل‌السلطان از شیخ‌العراقین که از ملاکین و ثروتمندان اصفهان بود خواست تا حقیقت آن نشانی را بیابد و گروهی مأمور حفر آن محل شدند که درنتیجۀ آن، لولۀ توپ و زنبورکی پیدا شد. ویرانی قلعه از دورۀ پهلوی (1304ـ1357ش) تا به امروز تداوم داشته،35 به‌طوری‌که از این قلعه اثری برجای نمانده است و حتی برج‌ها و بخشی از دیواره‌ها و پایه‌های این قلعه که تا چند دهۀ اخیر باقی مانده بود، به‌دلیل کم‌توجهی و ساخت‌وسازهای شهری، به‌طور کلی از میان رفته و تنها نام خود را به این محله که روزگاری پررونق‌تر و پویاتر بود، داده است. بااین‌حال، احتمال هست که در زیر انباشت‌های خاک و مکان تقریبی قلعه، آثاری به دست آید که نیازمند کنکاش و کاوش است و حمایت مسئولان شهری را می‌طلبد. هرچند دیگر نشانی از قلعۀ طبرک در میان نیست، همچنان این منطقه به محلۀ پاقلعه معروف است و از محله‌های وسیع اصفهان به شمار می‌آید و بخشی از محلۀ باغات، واقع در محلۀ خواجو* را نیز دربرمی‌گیرد. دراین‌میان، کوچه‌های طبرک، مرداویج، مؤیدالدوله، فخرالدوله، علاءالدوله، و جبارخانه در اطراف محل سابق قلعۀ طبرک قرار دارند که برگرفته از نام کسانی است که در آن‌ها سکونت داشته‌اند.36 به‌طور کلی، هرکدام از کوچه‌های اطراف محلۀ پاقلعه مؤید شناسنامۀ تاریخی و هویت این منطقه است و با برنامه‌ریزی دقیق و منسجم مسئولان گردشگری استان، استحقاق احیا و ظرفیت جذب گردشگران داخلی و خارجی را دارد.

تصویر 2- چشمۀ باقرخان؛ عکس از نگارندگان.

آثار تاریخی

برخی آثار مهم محلۀ پاقلعه عبارت‌اند از: مسجد شیخ‌علی‌خان*، مسجد قَراوُلخانه، مسجد ـ مدرسۀ سیدالعراقین یا مدرسۀ صدر پاقلعه،37 انگورستان ملک*، خانۀ ملاباشی (معتمدی)، خانۀ سیدالعراقین، خانۀ طاهری‌نسب‌ها، خانۀ استاد جلال الدین همایی، خانه و خانقاه نعمت‌اللهی‌ها، بازارچۀ سیدالعراقین، بازارچۀ حاج‌آقاشجاع، سقاخانۀ بُزی، مادی و چشمۀ باقرخان.38 امروزه محلۀ پا‌قلعه آثار ارزشمندی را در خود جای داده که اغلب متعلق به دورۀ قاجار* است و هریک از نظر معماری و تزیینات داخلی (گچ‌بری، آیینه‌کاری*، کاشی‌کاری، در و پنجره‌های نفیس و شیشه‌های رنگی) نشان‌دهندۀ هویت ایرانی است و درصورت شناسایی و شناساندن ظرفیت‌های گردشگری و با مرمت و بهسازی بافت تاریخی آن و احیای برخی بناها، می‌توان این محلۀ قدیم شهر اصفهان را که تاریخی هزارساله را گذرانده، به یکی از قطب‌های گردشگری شهر اصفهان تبدیل کرد.

تصویر 3- نقشۀ محله‌های اصفهان39

 /حسین طاهری‌نسب و راضیه مصطفوی/  

 

منابع

ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت: دارصادر، 1385- 1386/1965- 1966.

ارباب اصفهانی، محمدمهدی بن محمدرضا، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران: امیرکبیر، 1340ش.

اسکندرمنشی، تاریخ عالم‌آرای عباسی، چاپ محمداسماعیل رضوانی، تهران: دنیای کتاب، 1377ش.

اعتمادالسلطنه، محمدحسن بن علی، مرآه البلدان، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، تهران: دانشگاه تهران، 1367- 1368ش.

تحویلدار، حسین‌ بن محمد ابراهیم، جغرافیای اصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1342ش.

جابری انصاری، حسن‌، تاریخ اصفهان، چاپ جمشید مظاهری، اصفهان: مشعل، 1378ش.

حافظ ابرو، عبدالله بن لطف الله، جغرافیای حافظ ابرو، چاپ صادق سجادی، تهران: میراث مکتوب، 1375- 1378ش.

دهقان‌نژاد، فاطمه، بافت قدیم نصف جهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1386ش.

رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، آثار ملّی اصفهان، تهران: انجمن آثار ملّی، 1352ش.

ریاحی، محمدحسین، قاسمی سیچانی، مریم، و جاوری، محسن، شهری بر هامون نهاده: جستارهایی در باب پیشینۀ اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1391ش.

ستوده، حسینقلی، تاریخ آل‌مظفر، تهران: دانشگاه تهران، 1385- 1389ش.

سجادی نائینی، مهدی، تاریخ اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1384ش.

سلطان محمدمیرزا قاجار، سفرنامۀ سیف‌الدوله، معروف به سفرنامۀ مکه، چاپ علی اکبر خداپرست، تهران: نشرنی، 1364ش.

شجاعی اصفهانی، علی، «شبکۀ قلاع کوهستانی مشرف بر مرکز خورۀ اصفهان و نقش آن‌ها در حیات پایدار اصفهان»، مطالعات باستان شناسی، دورۀ 11، ش 1، بهار و تابستان 1398.

شفقی، سیروس، جغرافیای اصفهان: به ضمیمه یکصد و پنجاه قطعه نقشه ، نمودار و عکس، چاپ دوم، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1381ش.

شیرزادفر، مهرالزمان، اصفهان در دوران افشار و زند، به کوشش شهناز خواجه، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1387ش.

فراهانی، محمدحسین‌بن مهدی، سفرنامۀ میرزامحمدحسین حسینی فراهانی، چاپ مسعود گلزاری، تهران: فردوسی، 1362ش.

کامرانی‌فر، احمد، مصطفوی، راضیه، و طاهری‌نسب‌، حسین، «نقش محلۀ پاقلعه در توسعۀ گردشگری اصفهان»، در مجموعه مقالات همایش ملّی گردشگری محله‌های اصفهان و ارتقای هویت شهری، به همت محمدعلی ایزد خواستی، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1394ش.

کُتُبی، محمود، تاریخ آل‌مظفر، چاپ عبدالحسین نوائی، تهران: امیرکبیر، 1364ش.

کجباف، علی اکبر، اصفهان در دورۀ سلجوقیان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1389ش.

کرزن،جرج ناتانیل، ایران و مسئله ایران، ترجمۀ علی جواهر کلام، تهران: ابن سینا، 1347ش.

مهدوی، مصلح‌الدین، اصفهان دارالعلم شرق: مدارس دینی اصفهان، تصحیح، تحقیق، اضافات محمدرضا نیلفروشان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1386ش.

مهریار، محمد، فرهنگ جامع نام‌ها و آبادی‌های کهن اصفهان، اصفهان: فرهنگ مردم، 1382- 1387ش.

همایی، جلال‌الدین، تاریخ اصفهان: ابنیه و عمارات (تتمه)، به کوشش ماهدخت بانوهمایی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1390ش.

همایی، جلال‌الدین، تاریخ اصفهان: مجلد ابنیه و عمارات و آثار باستانی، به کوشش ماهدخت‌بانو همایی، تهران: هما، 1384ش.

هنرفر، لطف‌الله، اصفهان، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1386ش.

هنرفر، لطف‌الله، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، اصفهان: ثقفی، 1344ش.

Chardin, Jean, Voyages du chevalier Chardin en Perse et autres lieux de L’Orient, ed. L. Langlès, Paris; Le Normant, Imprimeur- Libraire, 1811.

Della Valle, Pietro, Viaggi di Pietro Della Valle, il pellegrino, Brighton; G. Gancia,1843.

Tavernier, Jean- Baptiste, The six voyages of John Baptista Tavernier, a noble man of France now living, through Turky into Persia and East – Indies, tr. John Phillips, London: R.L. and M.P., 1678.

  1. Pietro Della Valle[]
  2. Jean- Baptiste Tavernier[]
  3. Jean Chardin[]
  1. مهدوی، ص85.[]
  2. اعتمادالسلطنه، ج2، ص1018؛ سلطان محمدمیرزا قاجار، ص370؛ مهریار، ج1، ص350.[]
  3. سلطان محمدمیرزا قاجار، همانجا.[]
  4. نگاه کنید به: جابری انصاری، ص15؛ شفقی، ص332.[]
  5. هنرفر، 1344ش، ص39.[]
  6. رفیعی مهرآبادی، ص11؛ شفقی، ص267؛  برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به: هنرفر، 1386ش، ص60؛ همایی ، 1384ش، ص96.[]
  7. کرزن، ص128؛ هنرفر، 1386ش، ص94؛ شفقی، ص268-270.[]
  8. شجاعی اصفهانی، ص141؛ ارباب اصفهانی، ص106؛ شفقی، ص178.[]
  9. ارباب اصفهانی، همانجا؛ شفقی، ص332؛ هنرفر، 1344ش، ص37؛ دهقان‌نژاد، ص37.[]
  10. شفقی، ص267؛  هنرفر، 1386ش، ص101.[]
  11. هنرفر، 1344ش، ص37؛ همو، 1386ش، ص103؛ شفقی، ص332.[]
  12. نگاه کنید به: حافظ ابرو، ج2، ص164؛ ارباب اصفهانی، ص31، 174؛ جابری انصاری، ص144؛ هنرفر، 1386ش، ص101-103.[]
  13. ارباب اصفهانی، ص106؛ هنرفر، 1344ش، ص37؛ شفقی، ص178-179، 332؛ دهقان‌نژاد، ص37.[]
  14. ارباب اصفهانی، ص174؛ سجادی نائینی، ص63.[]
  15. جابری انصاری، ص144-145؛ هنرفر، 1344ش، ص37؛ شفقی، ص268-269، 332؛ کجباف، ص43.[]
  16. ابن‌اثیر، ج10، ص315؛ شجاعی اصفهانی، ص139.[]
  17. شجاعی اصفهانی، ص134، 140-141؛ دهقان‌نژاد، ص37.[]
  18. هنرفر، 1386ش، ص94؛ مهدوی، ص85؛ کجباف، ص43.[]
  19. هنرفر، 1386ش، ص 104؛ شفقی، ص178؛ مهریار، ج1، ص350.[]
  20. جابری انصاری، ص145؛ هنرفر، 1386ش، ص 104؛ کجباف، ص43.[]
  21. نگاه کنید به:  ارباب اصفهانی، ص30-31.[]
  22. کُتُبی، ص35، 79، توضیحات نوائی، ص153؛ ستوده، ج1، ص119؛ هنرفر، 1386ش، ص104.[]
  23. نگاه کنید به: جابری انصاری، ص145.[]
  24. ستوده، ج1، ص224؛ جناب اصفهانی، ص240؛ برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به: جابری انصاری، همانجا.[]
  25. اسکندر منشی، ج1، ص214-215.[]
  26. همان، ج2، ص665-666.[]
  27. جابری انصاری، ص146.[]
  28. اسکندر منشی، ج2، ص672، 682-683.[]
  29. Della Valle,vol. 2, p. 117؛ نیزنگاه کنید به:  شفقی، ص332-333.[]
  30. Tavernier, vol. 4, p.151.[]
  31. Chardin, vol. 7, p. 483- 486 ؛ نیز نگاه کنید به: شفقی، ص332-333؛ شجاعی اصفهانی، ص141.[]
  32. فراهانی، ص302.[]
  33. تحویلدار، ص 32، 125-126.[]
  34. شفقی، ص178، 333؛ شیرزادفر، ص201– 202.[]
  35. جابری انصاری، ص146-147؛ شفقی، ص333؛ هنرفر، 1386ش، ص106.[]
  36. رفیعی مهرآبادی، ص187، 284؛ ریاحی و همکاران، ص109؛ هنرفر، 1344ش، ص40؛ همو، 1386ش، ص106.[]
  37. مهدوی، ص85، 162، 176.[]
  38. کامرانی‌فر. مصطفوی. طاهری‌نسب، ص271ـ288.[]
  39. شفقی، نقشۀ مابین ص 374- 375.[]
شیوه استناد به این مقاله
کپی متن
Taherinasab, Hossein and Raziyye Mustafavi. "Pā-Qal‛eh, quarter." isfahanica, https://isfahanica.org/?p=5461. 4 September 2026.

مطالب مرتبط

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  +  6  =  11