خواجو، محله، محلهای با پیشینۀ تاریخی واقع در شمالغربی رودخانۀ زایندهرود.
وجه تسمیه
خواجو مُصغّر خواجه، و خواجه در لغت به معنای کدخدا، رئیس خانه، آقا و صاحب مال و مُکنت است.1 دربارۀ علت نامیدن این محله به خواجو گفته شده بهدلیل سکونت عدهای از خواجهسرایان حرم سلاطین صفوی، وزرا، اُمرای قشون، برخی مقامات مذهبی درباری مانند «صدرها» در این محله آن را خواجهها نامیدند و براثر کثرت استعمال به «خواجو» تغییر یافت.2 دراینمیان، برخی چون میرسیدعلی جناب* به اشتباه وجه تسمیۀ خواجو را وجود مدفن خواجو ابوالعَطایا، محمودبن علی، معروف به خواجوی کرمانی (متوفی 753)، در پشت حمام چهارباغ صدری، سمت بقعۀ امامزاده باقر، دانسته است،3 درحالی که بیشتر مورخان محل دفن شاعر نامبرده را «تنگ اللهاکبر» شیراز و بعضی کرمان دانستهاند.4 همچنین، گفته شده چون «خا» در زبان فارسی به معنی گودال است و زایندهرود* در نزدیکی پل خواجو گودی داشته، آن را «خاجوی»، یعنی جوی گود، نامیدهاند.5 در املای این واژه برخی آن را بهصورت خاجو ضبط کردهاند، ولی صورت رایج آن با واو «مَعدوله» یعنی خواجوست.6
دربارۀ زمان ساخت این محله اطلاع درستی در دست نیست. اما با توجه به اسامی مختلف این محله، از جمله طرازآباد/ کوطراز، تا پیش از آنکه خواجو نامیده شود، قدمت آن تا حدود قرن پنجم دانسته شده است. ناصرخسرو* (متوفی 481) در سفرنامهاش در بازگشت از مکه در 444 هنگام رسیدن به اصفهان از محلۀ کوطراز یاد کرده است. به گزارش وی،7 در اصفهان «کوچهاى بود که آن را کوطراز مىگفتند، و در آن کوچه پنجاه کاروانسراى نیکو، و در هریک بَیّاعان و حجرهداران نشسته». اگر بتوان کوطراز را بر محلۀ خواجو تطبیق داد، آنگاه شاید بتوان سابقۀ این محله را به قرن پنجم رساند. در برخی منابع این محله را باغِ کاران* خواندهاند. دربارۀ باغِ کاران نیز گفته شده که ازجمله باغهایی بوده که ملکشاه سلجوقی* (حکـ: 465-485) در اصفهان ساخته است.8 شهرت این محله به باغِ کاران در سدههای بعد نیز ادامه داشت، چنانکه آوی9 در ترجمۀ محاسن اصفهان* به نقل از سعدالدین سعید هروى، از شاعران سدۀ هشتم، از باغ کاران نام برده است: آب حیوان است گویى پیش بُستان اِرَم/ زندرود او که دارد باغِ کاران بر کران.10 در دورۀ حکومت آققوینلوها بهسبب سکونت حسنپاشا (حکـ: 870-882) در این محله و ساختوسازهایی که انجام داد، بخشی از باغِ کاران را حسنآباد خواندند. شاردن*،11 جهانگرد فرانسوی، که مدتی در دورۀ حکومت شاهعباس دوم* (حکـ: 1052ـ1077) در اصفهان سکونت داشت، در سفرنامهاش در وصف محلۀ خواجو اشاره میکند که این محله را کوی حسنآباد نیز میگویند. با رویکارآمدن صفویان این محله با نام جدیدِ خواجو همچنان محلهای خارج شهر اصفهان12 و متشکل از دو بخش بود: خواجوی بزرگ که به صحرا منتهی میشد و خواجوی کوچک که متصل به دروازۀ حسنآباد بود. خواجوی بزرگ نیز به دو قسمت تقسیم میشد که یک قسمت آن را محلۀ نوخواجو، واقع در بخش جنوبی، و قسمت دیگر را «خواجو» میگفتند.13
شاردن، وصفی کامل از این محله و عمارات آن دارد. به گفتۀ وی این محله که داراى 1111 خانه، 12 مسجد بزرگ و کوچک، 15 کاروانسرا، برخى بزرگ و برخی کوچک، 8 مدرسه، 21 گرمابه و 12 بازار است، از حدود محله دروازۀ حسنآباد شروع میشد و پس از عبور از عماراتی متعلق به دورۀ ترکمانان (طبق پارهای اقوال از عهد اوزونحسن آققوینلو*) به مدرسهای به نام شاهحسن (مدرسۀ صارمیۀ* فعلی) و بعد از آن، به سایر اماکن متعلق به محلۀ خواجو منتهی میشد.14 خواجوی کوچک تا حدود چهارباغ عباسی* امتداد داشت و بناهایی ازجمله قصرهای میرزاطاهر ناظر وقایعنویس، نقارهچیان هندی، گاریچیان و حمام چادردوزان در این قسمت قرار داشت. خواجوی بزرگ، در امتداد خواجوی کوچک، به صحرایی منتهی میشد و در آنجا نیز بازار مستوفی، قصر تفنگدارباشی، آسیابهای آبی متعدد و غسالخانه قرار گرفته بود. منزل شیخ بهایی* (بهاءالدین عاملی) آخرین بنای این محله بود. کوچههای منظم و خانههای اعیان و بزرگان شهر و باغهای آباد از ویژگیهای بارز این محله بوده است.15
با حملۀ افغانها و سقوط اصفهان در 1134، این محله ویران و خالی از سکنه شد. خانهها و بازار آن مخروبه و به زمینهای کشاورزی تبدیل شد بهطوریکه تا چند دهۀ پیش، در وسط مزارع، دیوار خانه و طاقچۀ اتاقها ظاهر بود.16 اوژن فلاندن*i در سفرنامۀ خود، محلۀ خواجو را در سالهای 1256 تا 1258 مخروبه وصف کرده است، بهطوریکه هزار خانۀ آن مخروبه و تنها 250 خانه دارای سکنه بوده است.17 بااینحال، در زمان وزارت حاج محمدحسینخان صدر اصفهانی* (متوفی 1239) و پسرش عبداللهخان امینالدوله اقداماتی برای ترمیم و بازسازی اصفهان و احداث عمارات و بناهایی انجام شد، ازجمله مرمت و ساخت بناها و فضاهای شهری که شاخصترین آنها احداث چهارباغ خواجو (چهارباغ صدر یا فتح آباد) در 1220 و عمارت بیگلربیگی روی پل خواجو* بود.18
از اواسط دورۀ قاجار، محلۀ خواجو بهتدریج آبادانی بیشتری یافت و ازجمله محلات شهر بود که در آن کدخدا به امور مردم رسیدگی میکرد، بهطوریکه میرزاحسینخان تحویلدار* در عصر ناصری از آقااحمد خواجویی بهعنوان کدخدای این محله نام برده است.19 در اواخر دورۀ قاجار نیز این محله ازجمله محلههای مهم در امور اجتماعی و سیاسی شهر اصفهان بوده است. بنا به نقل روزنامۀ انجمن مقدس ملی* اصفهان (شعبان 1325) نمایندۀ منتخب محلۀ خواجو در انتخابات بلدیۀ اصفهان، «آمیرزا ابوالقاسم خَلَفِ مرحوم سید محمدصادق» بوده است.20
بنا بر احصائیۀ (ادارۀ آمار) شهر اصفهان، مربوط به آخرین سال سلطنت دورۀ قاجار (1303ش)، محلۀ خواجو از محلههای ناحیۀ چهار آن زمان دانسته شده است. اسامی بنبستها (در گویش اصفهانی سیبهها) و کوچههای آن وسعت درخور اعتنای این محله را در مقایسه با بسیاری از محلههای دیگرِ شهر نشان میدهد. با توجه به این احصائیه، محدودۀ فرضی این محله در انطباق با وضع کنونی شهر اصفهان بهصورت تقریبی از طرف شمال به خیابان شریف واقفی، از طرف جنوب به خیابان مشتاق، از طرف مشرق به خیابان بزرگمهر منتهی میشده و از طرف غرب دو طرف خیابان چهارباغ خواجو را دربرمیگرفته است.21
امروزه محلۀ خواجو با مساحت 196،953 مترمربع در ضلع جنوبی منطقۀ سه واقع شده و براساس نقشههای جدید شهرداری* اصفهان، از طرف شمال به خیابان شریف واقفی، حدفاصل تقاطع گلزار ـ شریف واقفی تا چهارراه نقاشی، از طرف شرق به خیابان سیدابوالحسن اصفهانی، حدفاصل تقاطع گلزار- شریف واقفی تا خیابان مشتاق، و از طرف جنوب به خیابان مشتاق، حدفاصل سیدابوالحسن اصفهانی تا میدان خواجو منتهی میشود. از خیابانهای قدیم و معروف این محله چهارباغ خواجو است؛ شمال آن محلۀ مکینۀ خواجو و جنوب آن پل خواجو است. شمال و جنوب محله با بلواری باصفا و مملو از درختان چنار و پیادهرُویِ عریض در وسط، شبیه چهارباغ عباسی، به یکدیگر وصل میشوند.22
آثار و بناها
مکینه خواجو
مکینه یا ماکینه مُعرّب واژۀ فرانسوی machine(ماشین) است که در قرن نوزدهم/سیزدهم در دورۀ اصلاحات نوین امپراتوری عثمانی (مشهور به عصر تنظیمات) به زبان ترکی عثمانی راه یافت و این نام تقریبا برای همۀ دستگاههای فنی جدید بهکار میرفت. امروزه تقریبا در تمام وسائلی که در فارسی نام شان با ماشین ترکیب شده (مانند ماشین حساب، ماشین لباسشویی، ماشین ظرفشویی) در زبان ترکی استانبولی از واژۀ مکینه (makine) استفاده میشود. این واژه از همان زمان دراثر مراودات میان ایران و ترکیه (به خصوص استانبول) به زبان فارسی هم سرایت کرد و هنوز در بعضی از مناطق ایران از جمله به گواهی معین23 در خوزستان رایج است. در شمال خیابان خواجو هم از حدود سال 1310ش یک موتور پمپ آب قوی با صدای بلند سالها علاوه بر تأمین آب مصرفی مردم، آب را از چاهها و مادیها به سمت درختان خیابان روانه میکرد. امروزه، این محل به یک آبنمای زیبا در میدانی کوچک تبدیل شده است. در گوشۀ شمالی میدان مکینه خواجو تا حدود بیست سال قبل قهوه خانهای وجود داشت که در آن عصرها مردم، و غالبا بَنّاها و معمارها، جمع میشدند و گاهی در آن تا پاسی از شب نقالی* یا پردهخوانی برقرار بود. آنچه دربارۀ مکینه خواجو گفته شده که در دورۀ صفوی جایی برای آرایش شاهزادهها بوده است اساس و مستندی ندارد.
امامزادهباقر
این امامزاده در غرب خیابان چهارباغ خواجو، نزدیک مکینهخواجو و در ابتدای خیابان عافیت واقع است و در سدههای گذشته و طبق گفتۀ شاردن24 از عصر صفوی بهصورت قبرستان بوده است. مسلم است که نَسَب امامزاده معلوم نیست. مهدوی* احتمال داده که این بقعه ممکن است منسوب به یکی از سادات علمای قرن دهم هجری و پس از آن باشد.25 به استناد قطعهسنگی که تا چندی پیش در آنجا نصب بود و اکنون در یکی از اتاقهای امامزاده نگهداری میشود، تاریخ بنای فعلی این بقعه 1270 قمری است. برخی قبر ابوعلی مِسکُویۀ رازی* (متوفی 421؛ حکیم، مورخ و عالم) را در جایگاه امامزاده و برخی هم مدفن او را در باغهای روبهروی امامزاده میدانند، اما اطلاع مستندی در این باره وجود ندارد.
مساجد خواجو
از مساجد پیش از دورۀ صفوی در این محله اثری برجای نمانده است. در دورۀ صفوی* دوازده مسجد در این محله وجود داشته که بیشتر آنها خراب شده یا تغییر نام دادهاند.26 از نمونههای مساجد باقیمانده میتوان به این موارد اشاره کرد:
مسجد حاجی منوچهر. این مسجد (نام کنونی: شهید بهشتی) متعلق به اواخر دورۀ شاهعباس دوم صفوی است. بانی آن (حاج منوچهرخان) از حکمرانان این دوره و تا سال 1071 والی شیروان بود. لوحی در دالان ورودی مسجد قرار دارد که به تاریخ رمضان 1072 است و مضمون آن وقفیات بانی مسجد است. از زمان بنای آن تاکنون مسجد بسیار تغییر کرده است.27
مسجد خواجهفریدون. این مسجد کوچک متعلق به دورۀ صفوی با مساحتی حدود 30 متر تقریباً در پشت مدرسۀ صدر خواجو* واقع است و همراه مغازههای جنب آن، زمانی در زیر بازارچه و به چهارسوق فریدون متصل بوده و در سالهای اخیر به همت اهالی محل و کسبه ترمیم شده است.28
مسجد المهدی. این مسجد که به مسجد «ابراهیم زاغی» یا «حاج محمدمهدی» هم معروف است، بیش از 350 متر مربع مساحت دارد و متعلق به اواخر دورۀ صفوی (اوایل قرن دوازدهم هجری) است. امروزه از این مسجد هیچ بنای تاریخی جز کتیبهای متعلق به سال 1107 دربارۀ وقفیات آن در اراضی مهرآباد اصفهان باقی نمانده است.29
مسجد حاج میرزامحمدصادق. این مسجد را یکی از بزرگان و خیرین محلۀ خواجو در اوایل دورۀ قاجار (دورۀ فتحعلیشاه) بنا کرد. کتیبۀ سردر آن به خط ثُلث سفید و بر زمینۀ کاشی لاجوردیرنگ است. قسمتی از ابتدا و وسط این کتیبه تعمیر شده و نام بانی و زمان تاریخ بنا در آن درج شده است. 1242، سال پایان بنای مسجد و نصب کاشیکاری سردر آن است. نماهای صحن مسجد با کاشیهایی با خط مَعقلی (بنّایی) آراسته شده و گلدستهای که بر بام ورودی اصلی مسجد واقع شده، متعلق به همان ایام ساخت بناست و ستونهای چوبی دارد و نمای بیرونی آن با کاشی تزیین شده است. قبر بانی مسجد در ایوان کوچکی در شمال صحن مسجد قرار دارد. قسمت شبستان اصلی در جنوب مسجد است و فضایی حدود 60 متر دارد.30
مسجد صدر خواجو. این مسجد در شرق مدرسۀ صدر خواجو و در کوچهای به همین نام واقع است. احتمالاً بنای اولیۀ آن با بنای مدرسۀ صدر یکی بوده و محمدحسینخان صدر اصفهانی، صدراعظم فتحعلیشاه و سپس پسرش عبداللهخان آن را تکمیل کرده است. شواهد نشان میدهد مسجد صدر خواجو بارها تعمیر شده و تغییراتی داشته است.
مدارس تاریخی خواجو
در محلۀ خواجو و نزدیک چهارسو نقاشی و اسفندیاربیک، هفت مدرسه وجود داشت که در دورۀ صفوی بنا شدند و تا اواخر قرن سیزدهم هجری پابرجا بودند.31 این مدارس عبارت بودند از: مدرسۀ اسفندیاربیک (انیس)، که یکی از امرای شاهعباس اول* آن را ساخت و بعدها تخریب شد؛32 مدرسۀ پریخان خانم، که بانی آن از بانوان حرم دربار صفوی بود؛33 مدرسۀ خواجه محبت یا خواجه مُحب یا مُحبّتیه، بانی آن از صاحبمنصبان شاهسلیمان* صفوی (حکـ: 1077ـ1105) بود؛34 مدرسۀ دَدِه، که تا اواخر دورۀ قاجار پابرجا بود؛35 مدرسۀ زینببیگم، که مؤسس آن، زینببیگم، عمۀ شاه عباس اول یا یکی از زنان دربار صفوی دانسته شده است؛36 مدرسۀ ساروتقی*، صدر اعظم شاه عباس اول، واقع در محلۀ حسنآباد، که شاردن37 حسن آباد را با محلۀ خواجو یکی دانسته و آن را جزو مدارس محلۀ خواجو به شمار آورده است؛ و مدرسۀ مریم بیگم، که تا چندی پیش دو لوح مرمرین متعلق به وقفنامۀ آن موجود بوده است.38 همچنین باید از مدرسۀ صدرخواجو متعلق به اوایل دورۀ قاجار از دورۀ حکومت محمدحسینخان صدر اصفهانی نام برد که اکنون تنها مدرسۀ تاریخی باقیمانده در محلۀ خواجوست.
حمامها
چند گرمابه در محلۀ خواجو وجود داشت اما به مرور زمان از بین رفت یا با تغییر کاربری به مغازه و منزل مسکونی تبدیل شد. برخی از آنها عبارتند از: حمام درویشان، که در نزدیکی تکیۀ بکتاش بود؛ حمام خواجو (امینالدوله)، که در جانب چهارباغ صدری واقع بود و گویا همان گرمابۀ منسوب به صدر بود و در 1310 تخریب شد؛ حمام چادردوزان در کوچۀ گاریچیان و حمام حاتمبیک، که هر دو در مجاورت چهارسو نقاشی بودند و حمام چهارباغ صدری در سمت امامزاده باقر.39 از گرمابههای معروف خواجو که هنوز آثاری از آن برجای مانده است، حمام معروف به روغنی است که سازنده یا بانی آن، سیدعلی روغنی، از تجار نیکوکار اواخر دورۀ قاجار است.
خانههای قدیم
یکی از خانههای قدیم بهجایمانده از دورۀ صفوی خانۀ باجُغلی (صراف خواجویی) است. این خانۀ دوطبقه با 750 مترمربع مساحت و زیرزمینی سه جبهه (متعلق به دورههای صفوی، قاجارـ پهلوی) دورتادور با حیاطی مرکزی متعلق به حاجمیرزاعلی صراف/باجُغلی است که حد فاصل دو چهارسوق آجری و فریدون (امروزه کوچۀ شهیدحسن صادقی) قرار دارد. دربارۀ سازندگان و مالکان اولیۀ آن اطلاعی در دست نیست و یکی از اَشراف صفوی هستۀ اولیۀ یعنی جبهۀ جنوبی آن را ساخته است. این خانه تا 1380ش در مالکیت این خانواده بود و در 1389ش طی قراردادی 99 ساله به صدا و سیمای مرکز اصفهان* واگذار شد.40 از دیگر خانههای تاریخی محلۀ خواجو، خانۀ نایب اسدالله، استاد برجستۀ موسیقی و نوازندۀ نی (متوفی 1343ش)، است. این خانۀ قاجاری با مساحت 436 متر در خیابان چهارباغ خواجو، که نبش بنبست نظام و روبهروی مکینهخواجو واقع است و تزیینات درخور توجهی ندارد، در سال 1383ش به ثبت مرکز اسناد میراث فرهنگی رسیده است. خانۀ آخوند ملامحمدحسین فشارکی (متوفی 1353ش) نیز یکی دیگر از منازل قدیم محلۀ خواجوست که حیاطی بزرگ با اتاقهای متعدد ازجمله شاهنشین، مطبخ، منبع آب و حوایجخانه دارد.
چهارسو/چهارسوق آجری
این چهارسو، که شاید بهدلیل ساخت آجریاش به این وصف مشهور شده است، ازجمله آثار قدیم محلۀ تاریخی خواجو به شمار میآید و احتمالاً متعلق به دورۀ صفوی باشد. این بنا متشکل از چند طاق گنبدی است که با آجر و گچ بنا شده است و درواقع این طاقها، سقف یک بازارچه را تشکیل میدهند. چهارسوق آجری در راستای کوی خواجو قرار دارد و به چهار جهت شرق، غرب، شمال و جنوب راه دارد. این اثر در ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ۷۶۳۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. چهارسوق دیگری به نام چهارسوق فریدون نیز وجود داشته که بین کوچۀ مسجد صدر تا کوچۀ گُردان واقع بوده است.
سقاخانهها
از سقاخانههای محلۀ خواجو سقاخانهای است از دورۀ صفوی که زیر بازارچۀ خواجهفریدون و جنب مسجد آن بنا شده بود و اکنون سنگاب* تاریخی آن که علی القاعده باید متعلق به زمان بنای مسجد باشد پایین سقاخانۀ* فعلی قرار گرفته است. در وسط این سنگاب نقش سَرو، و در طرفین آن تصویر شیر حجّاری شده است. سقاخانههای دیگر محله عبارتاند از: سقاخانۀ نزدیک مسجد صاحبالزمان و کوچۀ بکتاشها، سقاخانهای در ابتدای چهارسوق آجری و در مجاورت مسجد حاجمیرزا محمدصادق، سقاخانهای در نزدیکی تکیۀ حسن خاکی و سقاخانهای جنب امامزاده دوقلی (دوطفلان). گفتنی است دو سنگاب قدیم هنوز در این محله هست؛ یکی سنگاب کوچکی در کنار قبر میرزامحمدصادق و دیگری سنگاب سادۀ امامزاده باقر در باغچهای در بین ورودیهای آن.
تکیهها
از تکیههای تاریخی معروف محلۀ خواجو، که اکنون از بین رفته و به منازل مسکونی تغییر کاربری دادهاند، تکیۀ بکتاش و تکیۀ علیاکبر بیک، هر دو متعلق به دورۀ صفوی، درخور ذکرند که اولی در کنار نهر حسنآباد و دومی حوالی مسجد علیاکبربیک (سید محمدلطیف خواجویی) بوده است. تکیۀ بکتاش قریب به هشتاد جریب باغ و اراضی بوده و در آن بقعهای وجود داشته است. درآمد ناشی از فروش محصولات آن، صرف کمک به فقرای دراویش میشد. امروزه، این اراضی، با وجود احکام و اسناد شرعی و فرمانهای گوناگون برخی پادشاهان صفوی و قاجار مبنی بر وقف بودن آن، تصرف و به مغازه و مسکن تبدیل شده است. مقابر موجود در این تکیه نیز از بین رفتهاند. حتی سابقاً سنگی مربوط به وقفنامۀ این تکیه در انبار چهلستون* وجود داشت که امروزه اثری از آن نیست. همچنین و با استناد به نقشۀ سیدرضاخان در اواخر دورۀ قاجار، تکیهای به نام گَرَک دَوان در محلۀ خواجو و نزدیکی امامزاده دوقلی واقع بوده که امروزه جایی با این عنوان موجود نیست.41
مشاهیر و بزرگان
محلۀ خواجو در ادوار مختلف تاریخی شاهد حضور شخصیتهایی ممتاز در زمینههای مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و هنری بوده است. از جمله: ابوعلی احمدبن محمد مسکویه ملقب به ابنمسکویه و مشهور به خازن؛42 شیخ بهایی؛43 ملااسماعیل مازندرانی خواجویی* (متوفی 1173)؛44 سیدابوالقاسم خواجویی؛45 سیدمحمدبن مطهر نقیبی موسوی سبزواری معروف به میرلوحی از فضلای اواخر عهد صفوی؛46 سیدمحمدحسن مجتهد اصفهانی (متوفی 1263)؛47 و ملااسماعیل خواجویی دوم (متوفی 1282).48
/محمدحسین ریاحی/
منابع
علاوه بر مشاهدات مؤلف.
ایمانیه، مجتبی، تاریخ فرهنگ اصفهان، اصفهان: دانشگاه اصفهان،[ بی تا.].
تحویلدار، حسین بن محمدابراهیم، جغرافیای اصفهان، چاپ الهه تیرا، تهران: اختران، 1388ش.
جناب اصفهانی، علی، احصائیۀ خانهها و محلات اصفهان، چاپ رضوان پورعصار، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری ، 1393ش.
جناب اصفهانی، علی، الاصفهان، چاپ عباس نصر، اصفهان: نشر گلها، 1371ش.
جناب اصفهانی، علی، رجال و مشاهیر اصفهان، چاپ رضوان پورعصار، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1396ش.
حافظ، شمس الدین محمد، دیوان، چاپ پرویز ناتل خانلری، تهران: خوارزمی، 1362ش.
خاتونآبادی، عبدالحسین بن محمدباقر، وقایع السنین و الاعوام، یا، گزارشهای سالیانه از ابتدای خلقت تا سال 1195 هجری، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1352ش.
خوانساری، محمدباقر بن زین العابدین، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ترجمۀ محمدباقر ساعدی خراسانی، ج1، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1356ش.
درگاه الکترونیکی شهرداری اصفهان، منطقۀ 3، 1401.
Retrieved Apr.25,2026,from https://mun3.isfahanold.ir/fa/خواجو/محله.
دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، زیر نظر محمد معین و جعفر شهیدی، تهران 1377ش.
رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، آثار ملّی اصفهان، تهران: انجمن آثار ملّی ، 1352ش.
روزنامۀ انجمن مقدس ملّی اصفهان: دورۀ اول از سال 1324 الی 1326هجری قمری، به اهتمام محمدعلی چلونگر، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1385ش.
شاردن، ژان، سفرنامۀ شاردن، ترجمۀ اقبال یغمایی، تهران: توس، 1372- 1375ش.
شفقی، سیروس، جغرافیای اصفهان: به ضمیمۀ یکصد و پنجاه قطعه نقشه، نمودار و عکس، چاپ دوم، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1381ش.
ظهیرالدین نیشابوری، سلجوقنامه، تهران: کلالۀ خاور، 1332ش.
فخرالزمانی قزوینی، عبدالنبیبن خلف ، تذکرۀ میخانه، چاپ احمد گلچینمعانی، تهران: اقبال، 1362ش.
فلاندن، اوژن، سفرنامۀ اوژن فلاندن به ایران، ترجمۀ حسین نورصادقی، تهران: اشراقی، 1356ش.
قاسمی سیچانی، مریم و حریری، آزاده، خانههای قاجاری اصفهان، اصفهان: دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خوراسگان، 1399ش.
مافَرّوخی، مُفضَّل بن سعد، محاسن اصفهان، ترجمۀ حسین بن محمد آوی، چاپ عباس اقبال آشتیانی، اصفهان: سازماتن فرهنگی تفریحی شهرداری،1385ش.
معلم حبیبآبادی، محمدعلی، مکارمالآثار، ج7، اصفهان: انجمن کتابخانههای عمومی اصفهان، 1374ش.
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران: امیرکبیر، 1381ش.
مهدوی ، مصلحالدین، اصفهان دارالعلم شرق: مدارس دینی اصفهان، تصحیح، تحقیق، اضافات محمدرضا نیلفروشان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1386شالف.
مهدوی، مصلحالدین، اعلام اصفهان، تصحیح، تحقیق و اضافات غلامرضا نصراللهی، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری،1386شب– .
مهدوی، مصلحالدین، مختصری از تاریخچۀ محلۀ خواجو و تاریخ ساختمان حمام شریف و عین وقفنامۀ آن، اصفهان: محمدی، 1345ش.
ناصرخسرو، سفرنامۀ ناصرخسروعلوی، تهران: کتابفروشی محمودی،1341ش.
هدایت، رضاقلیبن محمدهادی ، تذکرۀ ریاضالعارفین، چاپ ابوالقاسم رادفر و گیتا اشیدری، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1385ش.
هنرفر، لطفالله، گنجینه آثار تاریخی اصفهان، اصفهان: ثقفی، 1350ش.
- Eugène Flandin[↩]
- دهخدا، ذیل « خواجه ».[↩]
- مهدوی، 1345ش، ص 5.[↩]
- جناب اصفهانی، 1396ش، ص161ـ162.[↩]
- فخرالزمانی قزوینی،ص 79؛ هدایت، ص 129.[↩]
- رفیعی مهرآبادی، ص 218.[↩]
- مهدوی، 1345ش، ص6.[↩]
- ناصرخسرو، ص137-138.[↩]
- نگاه کنید به: ظهیرالدین نیشابوری، ص32.[↩]
- مافَرّوخی، ص53.[↩]
- در شعر حافظ ( ص214) نیز آمده است: گرچه صد رود است از چشمم روان/ زندهرود و باغِ کاران یاد باد؛ برای اطلاع بیشتر از کاربرد نام «باغِ کاران» در اشعار مختلف نگاه کنید به: مهدوی، 1345ش، ص 9.[↩]
- شاردن، ج4، ص1536.[↩]
- همان، ج4، ص1535.[↩]
- مهدوی، 1345ش، ص14ـ15.[↩]
- شاردن، ج4، ص1535.[↩]
- همان، ج4، ص1536-1544.[↩]
- مهدوی، 1345ش، ص16.[↩]
- فلاندن، ص 237.[↩]
- هنرفر، ص 743 ـ750؛ شفقی، ص312، 400ـ401؛ چهارباغ خواجو.[↩]
- تحویلدار، ص 148.[↩]
- روزنامۀ انجمن مقدس ملّی اصفهان، ص286.[↩]
- جناب اصفهانی، 1393ش، ص41.[↩]
- درگاه الکترونیکی شهرداری اصفهان، منطقۀ 3، 1401ش؛ چهارباغ خواجو*؛ پل خواجو*.[↩]
- معین، ذیل «مکینه».[↩]
- نگاه کنید به: شاردن، ج4، ص1536.[↩]
- مهدوی، 1345ش، ص61؛ برای اطلاع از سایر امامزادگان نگاه کنید به: همان، ص57-71.[↩]
- همان، ص26.[↩]
- هنرفر، ص730؛ رفیعی مهرآبادی، ص 599.[↩]
- مهدوی، 1345ش، ص26.[↩]
- جناب اصفهانی، 1371ش، ص 89؛ رفیعی مهرآبادی، ص221، 282.[↩]
- هنرفر، ص 761؛ مهدوی، 1345ش، ص26-27.[↩]
- مهدوی، 1386شب، ج1، ص276.[↩]
- رفیعی مهرآبادی، ص221.[↩]
- ایمانیه، ص122.[↩]
- مهدوی، 1386شب ، ج1 ، ص 128-129.[↩]
- همان، ج1، ص 139.[↩]
- ایمانیه، ص 122.[↩]
- شاردن، ج4، ص1536.[↩]
- هنرفر، ص662ـ667؛ برای اطلاع از دیگر مدرسههای عصر صفوی و پیش از آن نگاه کنید به: شاردن، ج4، ص1535؛ رفیعی مهرآبادی، ص46؛ مهدوی، 1386شالف، ص123.[↩]
- مهدوی، 1345ش، ص70 ـ71؛ جناب اصفهانی، 1396ش، ص161.[↩]
- قاسمی سیچانی، ص 102.[↩]
- مهدوی، 1345ش، ص27-29، برای اطلاع از سایر تکیهها نگاه کنید به: همان، ص 28.[↩]
- خوانساری، ج 1، ص 446.[↩]
- شاردن، ج4، ص1546؛ مهدوی، 1345ش، ص 78-79.[↩]
- معلم حبیبآبادی، ج 7، ص2421.[↩]
- خاتونآبادی، ص573؛ مهدوی، 1386شب، ج1، ص333.[↩]
- مهدوی، 1345ش، ص 83-84.[↩]
- همان، ص 79 -80.[↩]
- همان، ص 73.[↩]