مجدزاده صهبا، جواد، شاعر، معلم، روزنامهنگار، و نمایندۀ ادارۀ باستانشناسی در اصفهان (1286-1324ش).
او در 1286ش در کرمان به دنیا آمد. پدرش احمد مجدالاسلام کرمانی (متوفی 1302ش)، ادیب، روزنامهنگار و آزادیخواه مشروطه بود. مجدالاسلام در کرمان و اصفهان به تحصیل علوم دینی پرداخت و ازمحمدباقر فشارکی اجازۀ اجتهاد گرفت.1 او با وجود داشتن مراتب روحانی، روحیهای نواندیش و قلمی بیپروا در نقد اندیشهها و رسوم زمانهاش داشت.2 در سالهای حضورش در اصفهان، به تأسیس دبستانی همت گماشت که البته دوام نیاورد و مخالفان مدارس جدید به تعطیلیاش کشاندند.3 او روزنامۀ ندای وطن را در تهران منتشر میکرد.4 برادر مجدالاسلام، میرزامحمود درگاهی، ملقب به امینالاسلام، نیز مشروطهخواه و نمایندۀ مجلس شورای ملی بود که نَسَب خانوادگیشان به «درگاه قلیبیگ»، رئیس ایل افشار و از امرای اواخر دورۀ صفویۀ کرمان میرسید.5
جواد پس از طی تحصیلات ابتدایی در کرمان، به همراه پدرش به تهران رفت و در مدرسۀ دارالفنون مشغول به تحصیل شد و در 1310ش دیپلم ادبی گرفت. سپس برای ادامۀ تحصیل به دانشسرای عالی ـ آن زمان دارالمعلمین عالی ـ6 رفت و در مهر1314، دورۀ کارشناسی رشتۀ تاریخ و جغرافیا را به پایان رساند. دربارۀ تحصیلات او روایتهای گوناگون و گاهی متناقض وجود دارد. باستانی پاریزی در جایی او را از نخستین دانشآموختگان رشتۀ باستانشناسی7 معرفی کرده و در مقدمهای که پس از مرگ او بر کتابش نوشته او را فارغالتحصیل ادبیات خوانده است.8 در روایتی دیگر، بدون ذکر رشتۀ تحصیلی، او فارغالتحصیل دانشکدۀ افسری و دانشسرای عالی قلمداد شده است.9 از سوی دیگر، در جلد اول فهرست رسالههای تحصیلی دانشگاه تهران، نام جواد مجدزاده و پایاننامهاش با عنوان «قالی ایران» در فهرست رشتۀ تاریخ و جغرافیا آمده است.10 اما با توجه به تأسیس دانشگاه تهران در 1313ش فارغالتحصیلی مجدزاده در 1314ش بعید است و به تبع آن، تحصیل در رشتۀ باستانشناسی، که بعدتر در دانشگاه تهران تأسیس شد، بعیدتر.11
تسلط مجدزاده بر تاریخ، و بهطور اخص تاریخ هنر ایران، بهسرعت سبب جلبتوجه متولیان امور فرهنگی، از جمله آندره گدار*،i) رئیس وقت ادارۀ کل باستانشناسی، شد. ازاینرو، وزارت معارف او را به عنوان نمایندۀ ادارۀ باستانشناسی ابتدا به فارس فرستاد و او درسِمَت بازرس فنی باستانشناسی بر کاوِشهای بیشاپورنظارت داشت.12 سپس مجدزاده در شهریور 1316 به سرپرستی آثار و ابنیۀ تاریخی اصفهان برگزیده شد.13 او هشت سال در اصفهان در این جایگاه خدمات ماندگاری ارائه کرد. با اهتمامی که در باب حفظ میراث تاریخی داشت، چُنان محبوب شد که بنا به روایت تذکرۀ شعرای معاصر اصفهان، مردم این شهر او را یک اصفهانی کرمانیالاصل میدانستند.14 مطالعۀ اسناد بهجامانده از مکاتبهها بین وزارت معارف و ادارۀ باستانشناسی اصفهان در سالهای 1316 و 1317ش، نشاندهندۀ تلاش و همتی است که او، با وجود نبودِ امکانات و اوضاع مالی مساعد، در رسیدگی به امور بناها و آثار تاریخی این شهر صرف کرد.15 مجدزاده هفتهنامۀ سرنوشت را در اصفهان منتشر کرد که علاوه بر مسائل اجتماعی و سیاسی روز، حاوی شماری از مطالعات مربوط به آثار و بناهای تاریخی بود.16 در فروردین 1319، به پاس خدمات و تحقیقاتش نشان علمی از وزارت معارف دریافت کرد.17 آخرین جایگاه اداری او، مدیریت بناهای تاریخی کشور بود که تا آن زمان برای یک ایرانی کمتر اتفاق افتاده بود.18 جواد مجدزاده در اشعارش به «صَهبا» تخلص میکرد. او در ۳۱ اردیبهشت 1324، در 38سالگی به مرگی نابهنگام بر اثر سکتۀ مغزی درگذشت و بنا بر وصیتش در جوار آرامگاه بابارکنالدین* در تخت فولاد* به خاک سپرده شد.19
آثار و میراث
مجدزاده در رشتۀ باستانشناسی تحصیل نکرده بود، اما این بخت را یافت که فردی از نخستین نسل دانشآموختگان دانشسرای عالی باشد، که در کنار کسانی چون حسین معارفی* از آخرین نسل استادانی که فنون معماری را به شکل سنتی و سینهبهسینه آموخته بود، شاگردی کند و همراه متخصصانی مانند گُدار و ماکسیم سیرو،ii) مسئولیتهایی را عهدهدار شود.20 مجدزاده از نخستین محققانی است که در مطالعاتش، به سبکشناسی و سیر تحول تاریخ معماری توجه کرد. توجه به کتیبهخوانی و جستوجو و ثبت اسامی بانیان و حاکمان و تاریخها از طریق تأمل بر کتیبهها و توجه به مطالعات مقایسهای در بناهای تاریخی از ویژگیهای اوست. نمونۀ آثار او شاهد این ادعاست: مطالعاتش در باب بناهایی مانند مجموعۀ بُندرآباد یزد، دروازههای شهر یزد، امامزادهاسماعیل* و مدرسۀ چهارباغ*.21 اهتمام او در چاپ و انتشار این دست مطالعات در نشریاتی مانند مجلۀ یادگار و هفتهنامۀ سرنوشت، سرمشق محققان ایرانی بعد از او مانند لطفالله هنرفر* شد.22 برای نمونه: «مدرسۀ چهارباغ» (1و2)،23 «ابنیه و آثار تاریخی: دروازههای نهصدوسیساله»،24 «درِ تاریخی امامزادهاسماعیل اصفهان»،25 « سی پارۀ قدیمی و وقفنامۀ 777 ساله»،26 و «آثار تاریخی بندرآباد یزد».27
میراث دیگر مجدزاده شیوۀ مستندنگاری بناهای تاریخی است که در هنگام عملیات مربوط به حفاظت و مرمت بهکار میبست. مهمترین یادگار او در این باب تهیۀ آلبومی نفیس از عکس بناهای تاریخی قبل و بعد از تعمیرشان و تشکیل پروندههای منظم دربارۀ فرآیند بازسازی آنهاست.28 اهمیت چنین انضباطی از این روست که بسیاری از این بازسازیها در جریان جنگ جهانی اول و در دوران اشغال ایران توسط متفقین انجام گرفت. بسیاری از بناهای شاخص اصفهان در آن اوضاع نابسامان جنگی به سبب همکاری صهبا و معارفی جان دوباره گرفتند؛29 بهویژه مسجد جامع عتیق* و بخشهای مختلف آن مانند محرابهای ایلخانی، شبستان اولجایتو، سردر بایسَنقُری، گنبد خاکی و بنای موسوم به صُفۀ عمر، خلیفۀ دوم، در سالهای 1316 و 1317ش.30 بنابر نقلقولی31 از گدار، این آثار به شکلی باورنکردنی از ویرانی و زوال نجات یافتند. کتیبۀ کوچکی با مضمون: «1317 خورشیدی تعمیر شد صهبا» (تصویر1)، دربالای سنگ اِزارۀ سمت راست ورودی شبستان اولجایتو، سند سرپرستی مجدزاده صهبا در روند مرمت این مسجد است. از دیگر اقدامهای شاخص او با همکاری معارفی جابهجایی سردر مدرسۀ قطبیۀ اصفهان در زمان تعریض خیابان خوش (اکنون طالقانی) در 1320ش است. آنها سردری با همان ابعاد در باغ چهلستون* ساختند و تزیینات و کتیبههای سردر مدرسه قطبیه را به آنجا منتقل کردند. شرح این انتقال در کتیبهای با نام صهبا و معارفی آمده است (تصویر2). سپس، همین رویه برای چند بنای دیگر اجرا شد، از جمله سردر دربکوشک، کاشیهای کتیبۀ مسجد پیر پینهدوز* (1320ش)، پشتبغل قصر جُمَیلان (1320ش) [واقع در محلۀ سُنبلان/سنبلستان*]، و مسجد خواجهعلم (1320ش). تصاویری قدیم از دیواری در باغ چهلستون هست که به نصب قطعات این کتیبههای کاشی بناهای تاریخی اختصاص داشته است. در این تصاویر نام صهبا بر لوحهای کنار هر کاشی آورده شده است.
از دیگر فعالیتهای مجدزاده نظارت او بر لایهبرداری تزیینات تالار اشرف با همکاری حاجاسماعیل گچبر و حسین معارفی است.32 همچنین از کارهای مجدزادۀ صهباست: انتقال پنجرۀ نفیس گچبری درب امام به چهلستون (1320ش) با همکاری نصرالله رفائیل؛33 عملیات پیچیدۀ کلافکشی و تثبیت ایوان مسجد جامع عباسی*؛ و تعمیر سردر34 ایوان بزرگ و گنبدخانۀ این مسجد (1317ـ1320ش).35 نام صهبا در چند عملیات مرمت بزرگ دیگر در اصفهان ثبت شده است، از جمله: تثبیت و تحکیم دیوار پشت مسجد شیخلطفالله*،36 آواربرداری راهپلههای عمارت عالیقاپو* (1318ش)،37 نمایان کردن بخشی از تزئینات سردر مسجد جورجیر(1318ش)،38 مرمت گنبد امامزادهاسماعیل (1319ش)، تعمیراتی در مدرسۀ چهارباغ (1321ش)، امامزادهاحمد* (1322ش)،39 مسجد ایلچی* و صُفّه پیربکران (1316ش)،40 بقعه باباقاسم*، مدرسۀ شمسآباد، سرای فتحیه41 و مزار بابارکنالدین (1324ش).42
خدمات مجدزاده صهبا به اصفهان منحصر نبود. او بناهایی مهم را در یزد و کرمان از خطر ویرانی نجات داد؛ از جمله: تعمیرات اساسی مسجد جامع مظفری کرمان؛43 همکاری با جمعی از استادان دانشگاه تهران در تهیه و جمعآوری اشیا و مدارکی برای بنیانگذاری موزۀ مردمشناسی تهران (1316).44
جنبۀ دیگر مجدزاده صهبا شخصیت ادبی اوست. گفته شده صهبا شاعری خوشقریحه بود و تحصیل در مدرسۀ دارالفنون و شرکت در محفل شعرا در تهران و اصفهان و حشرونشر با آنان بر جنبۀ ادبی و نویسندگی شخصیت او افزود. عباس اقبال آشتیانی، ادیب و ایرانشناس، که در دانشسرای عالی استاد صهبا بود، او را دوستی صاحب قریحه، شاعری پرشور، و فاضل و دارای حافظهای قوی خوانده است.45 در 1323ش، از صهبا برای شرکت در انجمن ادبی کمال اصفهان دعوت شد.46 نام او در تذکرۀ شعرای کرمان47 و در شمار شعرای اصفهان48 یاد شده است. صهبا صاحب نسخهای خطی و منحصربهفرد از دیوان حافظ بود که به نظرش از جنبۀ صحت اشعار، بر بیشتر نسخههای خطی و چاپی رایج برتری داشته است.49 او دیوان حافظ را از بر میخواند. مهمترین اثر ادبی صهبا شرح و بحثی بر برخی اشعار حافظ، مبتنی بر همان نسخۀ خودش است که چاپ نخست آن در 1321ش با عنوان سخنی چند در باب احوال و اشعار حافظ با مقدمۀ عباس اقبال منتشر شد.50 سرودن اشعار سنگ مزارش توسط مجتبی کیوان و اشعار سیداحمد شهشهانی، متخلص به آزاد اصفهانی، در مقبرۀ او و مرثیهسراییهای شاعرانی چون عبدالمجید اوحدی یکتا و مهدی حمیدی شیرازی برای او نشان از ارتباط صهبا با انجمنهای ادبی زمانهاش دارد.51
مجدزاده صهبا معلم هم بود. براساس روایت اسناد وزارت معارف، عنوان رسمی مجدزاده صهبا در این وزارتخانه، دبیری دبیرستانهای پایتخت بوده است.52 در واقع، او با این ردیف استخدامی به خدمت در ادارۀ باستانشناسی مأمور شده بود و حقوق رتبۀ یک دبیری53 دریافت میکرد. اما صهبا در طول خدمت همواره به رسالت معلمی وفادار ماند و در دبیرستانهای نظامیه*[54] و صارمیه*54 تدریس میکرد. او در همین مدارس سخنرانیهای هفتگی درباب اهمیت پاسداشت آثار تاریخی داشت.55 از دیگر اقدامات صهبا در کسوت معلمی تألیف یک دوره کتاب درسی تاریخ و جغرافیا برای دبیرستانهاست که سالها در برنامۀ درسی دانشآموزان قرار داشت.56 محبوبیت او در بین فرهنگیان به اندازهای بود که پس از پخش خبر درگذشت، دبیرستانهای اصفهان و ادارۀ فرهنگ تعطیل شدند و تشییع جنازۀ باشکوهی با حضور جمعی از فرهنگیان و روزنامه نگاران از میدان نقش جهان* تا تخت فولاد برای وی برگزار شد.57
/حجت گلچین/
منابع
علاوه بر اسناد مذکور در متن موجود در آرشیو سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی جمهوری اسلامی ایران.
آریامنش، شاهین، « صهبا: مدیر سرنوشت»، در آفرین ادیب: جشن نامۀ استاد ادیب برومند، به کوشش شاهین آریامنش، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1393ش.
اخضری، علی، مشاهیر مطبوعاتی اصفهان: مدفون در تخت فولاد، اصفهان: کانون پژوهش، 1386ش.
اخضری، علی و شهزادیفر، مهدی، «مجدزاده، جواد»، در دانشنامۀ تخت فولاد، زیرنظر اصغر منتظرالقائم، ج4، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری ، 1394ش.
افشار، ایرج، یادگارهای یزد: معرفی ابنیۀ تاریخی و آثار باستانی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1374ش.
اقبال آشتیانی، عباس، «اصفهان و آثار تاریخی آن»، یادگار، سال2، ش9، اردیبهشت 1325.
باستانى پاریزى، محمدابراهیم، بارگاه خانقاه در کویر هفتکاسه، تهران: نشرعلم، 1384ش.
بشارت، مهریدخت، فهرست رسالههاى تحصیلى دانشگاه تهران، ج۱، تهران: دانشگاه تهران، 1356ش.
بهزادی، حسین، تذکرۀ شاعران کرمان: ستارگان کرمان، تهران: دستان، 1381ش.
بهشتیان، عباس، «معارفی بسیاری از بناهای باستانی را از خطر ویرانی نجات داد»، آگاهینامۀ سازمان ملّی حفاظت آثار باستانی ایران، ش10، مهر1355.
دانشنامه ی تاریخ معماری و شهرسازی ایران، 1405ش.
Retrieved Jun 3, 2026, from https://iranarchpedia.ir/entry/13989.
دانشور، محمد، چهرههای ماندگار کرمان، ج۱، کرمان: مرکز کرمان شناسی، 1388ش.
دهش، عبدالله، تذکرۀ شعرای کرمان، کرمان: ادارۀ کل فرهنگ و هنر، ]بی تا.[.
رجایی، عبدالمهدی، تحولات عمران و مدیریت شهری اصفهان در دورۀ پهلوی اول (1320-1300)، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1387ش.
رحیمی صادق، علی، نقش نمایندگان کرمان در مجلس شورای ملّی ایران، تهران: نشر فارس، 1383ش.
فراستخواه، مقصود، استادان استادان چه کردند: تاریخ دارالمعلمین و دانشسرای عالی از 1297 تا 1357، تهران: نشر نی، 1400ش.
فقیه میرزایی، گیلان، مخلصی، محمدعلی و حبیبی، زهرا، تخت فولاد: یادمان تاریخی اصفهان، ج۱، تهران: سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، 1384ش.
قزوینی، محمد، «وفیات معاصرین»، یادگار، سال5، ش4و5، آذر- دی 1327.
گدار، آندره، « مقبرۀ بابا قاسم و مدرسۀ امامی»، در آثار ایران،اثر آندره گدار و دیگران، ترجمۀ ابوالحسن سروقد مقدم، ج2، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی، 1385ش.
مجدالاسلام کرمانی، احمد، تاریخ انحطاط مجلس: فصلی از تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، چاپ محمود خلیلپور، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1351ش.
مجدزاده صهبا، جواد، «آثار تاریخی بندرآباد یزد»، باستانشناسی، ش1و2، بهار و تابستان 1338.
مجدزاده صهبا، جواد، «ابنیه و آثار تاریخی: دروازه های نهصد و سی ساله»، سال 1، ش3، آبان 1323.
مجدزاده صهبا، جواد، «درِ تاریخی امامزادهاسماعیل اصفهان»، یادگار، سال 1، ش4، آذر 1323.
مجدزاده صهبا، جواد، سخنی چند در باب احوال و اشعار حافظ، تهران: پاژنگ، 1367ش.
مجدزاده صهبا، جواد، « سی پارۀ قدیمی و وقف نامۀ 777 ساله»، یادگار، سال1، ش9، اردیبهشت 1324.
مجدزاده صهبا، جواد، «مدرسۀ چهارباغ»، مهر، سال 7، ش3، آذر1321، ش4، دی 1321.
مصطفوی، محمدتقی، امانتداری خاک،[تهران] : ستاد بزرگ ارتشتاران، ادارۀ روابط عمومی، 1355ش.
مصطفوی، محمدتقی، مجموعۀ مقالات در زمینۀ باستان شناسی، گردآوری مهدی صدری، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1381-1398ش.
ملکزاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران: سخن، 1383ش.
مهدوی، مصلحالدین، تذکرۀ شعرای معاصر اصفهان، اصفهان: کتابفروشی تأیید، 1334ش.
ناظمالاسلام کرمانی، محمد بن علی، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران: امیرکبیر، 1371ش.
نیکزاد امیرحسینی، کریم، تاریخچۀ ابنیۀ تاریخی اصفهان، اصفهان: چاپخانۀ داد، ۱۳۳۵ش.
همایی، جلالالدین، تاریخ اصفهان: مجلد ابنیه و عمارات، فصل تکایا و مقابر، به کوشش ماهدخت بانو همایی، تهران: هما، 1381ش.
هنرفر، لطفالله، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، اصفهان: ثقفی، 1344ش.
هینتس، والتر، سفرنامه ی والتر هینتس، ترجمۀ پرویز رجبی، تهران: ایرانشناسی، 1390ش.
Siroux, Maxime, “La mosquée Sha’ya et l’Imam-zadeh Ismaël à Ispahan.” Annales islamologiques, vol.1, no.1,1954.
- دهش، ص194؛ مجدالاسلام کرمانی، ص5.[↩]
- ملکزاده، ج1، ص224.[↩]
- نگاه کنید به: بهزادی، ص684؛ مجدالاسلام شاعری توانا و از نویسندگان و ادبای نامدار عصر خود بود و بعد از بازگشت به زادگاهش، ریاست فرهنگ ایالت ولایت کرمان را عهدهدار شد (نگاه کنید به: دانشور، ج۱، ص360).[↩]
- قزوینی، ص85؛ اخضری، ص288.[↩]
- نگاه کنید به: ناظمالاسلام کرمانی، ج2، ص347- 348؛ مجدالاسلام کرمانی، ص ه، ز؛ میرزامحمود امینالاسلام، عموی جواد مجدزاده، علاوهبر نمایندگی مجلس شورای ملی، شاعری چیرهدست بود که به فارسی و عربی شعر میسرود و با زبانهای فرانسه و انگلیسی آشنا بود (نگاه کنید به: رحیمی صادق، ص186 – 187).[↩]
- نگاه کنید به: فراستخواه، ص204.[↩]
- باستانی پاریزی، ص420.[↩]
- مجدزادۀ صهبا، 1367ش، مقدمۀ باستانی پاریزی، ص6.[↩]
- اخضری، ص289.[↩]
- بشارت ، ج۱، ص670.[↩]
- مطالعۀ پیشینه آموزش عالی در ایران نشان میدهد که با تأسیس دانشگاه تهران، نهاد آموزش عالی مقدم بر آن، یعنی «دانشسرای عالی» در دانشگاه تازهتأسیس ادغام شد و هستۀ اصلی دانشکدههای ادبیات و علوم را پدید آورد (در این باره نگاه کنید به: فراستخواه، ص237). بنابراین میتوان چنین استنتاج کرد که صهبا در 1310ش. نه در رشتۀ باستانشناسی و نه در رشتۀ ادبیات، بلکه در رشتۀ «تاریخ و جغرافیا»ی دانشسرای عالی شروع به تحصیل کرد و با ادغام دانشسرا در دانشگاه تهران، نام او و رسالهاش در ذیل فارغالتحصیلان دانشکدۀ ادبیات این دانشگاه آمده است.[↩]
- مصطفوی ، 1355ش، ص131(در متن بهاشتباه نام مجدزاده ابراهیم ذکر شده است).[↩]
- دورۀ خدمت او در ادارۀ باستانشناسی وزارت فرهنگ از شهریور 1315ش تا اردیبهشت 1324ش بوده است (نگاه کنید به: مجدزاده صهبا، 1338ش، یادداشت صادق صمیمی، ص 97). اما خدمت او در اصفهان به عنوان رئیس ساختمانهای ادارۀ معارف (سرپرستی بناهای تاریخی اصفهان) از 21 شهریور 1316ش به جای نصرتالله مشکوتی آغاز میشود (نگاه کنید به: رجایی، ص509). وی چهارمین سرپرست بناهای تاریخی اصفهان پس از محمدتقی مصطفوی، احمد مهران و نصرتالله مشکوتی است. پس از درگذشت او، حسین روانبد جانشینش میشود (نگاه کنید به: هنرفر، ص851).[↩]
- نگاه کنید به: اقبال آشتیانی، ص5؛ مهدوی، ص317؛ قزوینی، ص85.[↩]
- نگاه کنید به: آرشیو سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی جمهوری اسلامی ایران، سند ش NLAI – 250- 8630 – 70 و NLAI – 250- 8630 – 71[↩]
- هنرفر، ص498؛ آریامنش، ص638 – 639.[↩]
- اخضری، ص292، به نقل از سرنوشت.[↩]
- مهدوی، ص317؛ دهش، ص506.[↩]
- نگاه کنید به: هنرفر، ص498 – 499.[↩]
- نگاه کنید به: گدار، ج2، ص351، پانویس3. یادداشت گدار مربوط به نکتهای دربارۀ امامزاده اسماعیل است که صهبا به آن اشاره کرده بوده است ؛ نیز نگاه کنید به: 1954 Siroux,( اشاره به مقاله و تصاویر مجدزادۀ صهبا).[↩]
- نگاه کنید به: مجدزادۀ صهبا، آذر1321ش، ص188-193؛ همو، دی 1321ش، ص264-271؛ همو، 1323ش، ص78؛ همو، 1338ش، ص98.[↩]
- دورۀ روزنامۀ سرنوشت از مراجع هنرفر در نگارش گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان بوده است. نگاه کنید به: هنرفر، ص61 ، 138، 382 ،892.[↩]
- مجدزادۀ صهبا، آذر 1321ش؛ همو، دی1321.[↩]
- همو، آبان 1323، ص72-80.[↩]
- همو، آذر1323، ص77-80.[↩]
- مجدزادۀ صهبا، جواد،« سی پارۀ قدیمی و وقفنامۀ 777ساله»، یادگار، ش9، اردیبهشت 1324ش، ص28-45 (در فهرست مندرجات مجله نام عباس اقبال به همراه مجدزاده صهبا آمده است).[↩]
- مجدزادۀ صهبا، جواد، «آثار تاریخی بندرآباد یزد»، باستانشناسی، ش1 و 2، بهار و تابستان 1338ش. این مقاله در واقع رونوشت گزارش اداری مجدزاده به ادارۀ باستانشناسی در هفتم شهریور سال 1321ش است که به پیشنهاد محمدتقی مصطفوی در 1338ش در مجلۀ باستانشناسی به چاپ رسید.[↩]
- بهشتیان، ص15. چند تصویر از عکسهای او در مطالعات محققان بعدی همچون ماکسیم سیرو و ایرج افشار استفاده شده است. نگاه کنید به: Siroux, 1954, p. 19 ؛ افشار، ج۲، ص916.[↩]
- نگاه کنید به: بهشتیان، ص8؛ اخضری، ص290.[↩]
- نگاه کنید به: هنرفر، ص138 (دربارۀ تعمیر صفه عمر و بازسازی کتیبۀ آن با مشارکت نصرالله رفائیل) ؛ بهشتیان، ص8. در مورد سردر بایسنقری و گنبد خاکی نگاه کنید به: اخگر، سال 10، ش1314، 28 بهمن 1316، ص3.[↩]
- نگاه کنید به: اخضری، ص290.[↩]
- بهشتیان، ص8.[↩]
- نگاه کنید به: هنرفر، ص350؛ نیکزاد امیرحسینی، ص202.[↩]
- نگاه کنید به: هنرفر، ص453. با ذکر این کتیبه: « 1317 تا 1320 خورشیدی تعمیر شد صهبا عمل نصرالله طراح و غفار کاشیتراش.»[↩]
- نگاه کنید به: همان، ص464.[↩]
- برای پروندۀ ثبتی مسجد شیخلطفالله نگاه کنید به: دانشنامه ی تاریخ معماری و شهرسازی ایران، 1405ش.[↩]
- نگاه کنید به: مصطفوی، 1381-1398ش، ج۲، ص666.[↩]
- نگاه کنید به: نیکزاد امیرحسینی، ص216.[↩]
- نگاه کنید به: هنرفر، ص673.[↩]
- اخگر، ش1286، 17 آبان 1316، ص3.[↩]
- نگاه کنید به: نیکزاد امیرحسینی، ص35.[↩]
- نگاه کنید به: همایی، ص36. او دربارۀ بابارکنالدین چنین آورده است: «از کاشیهای نفیس قدیم گنبد بیش از چند قطعۀ متفرق باقی نمانده بود تا در حدود سنۀ 1364قمری (1324ش) از طرف ادارۀ باستانشناسی توجهی به کار آمد. آن نیز به مرگ رئیس اداره (مرحوم مجدزادۀ صهبا) که ذاتاً به این امور علاقه داشت متوقف ماند.»[↩]
- نگاه کنید به: قزوینی، ص85؛ اخضری، ص289؛ مجدزادۀ صهبا، 1367ش، ص8.[↩]
- نگاه کنید به: مصطفوی، 1381-1398ش، ج۱، ص127؛ هینتسWalther Hinz ایرانشناس آلمانی در سفرش به شیراز، مجدزاده را چنین توصیف میکند: «مجدزاده تصادفاً در فارس بود تا برای بخش مردمشناسی موزۀ تهران که زیرنظر او بود مجموعههایی فراهم آورد. آقای صهبا مردی بسیار فهیم و با بنیۀ فرهنگی بالا بود. برخی دستاوردهای مهم سفرم در شیراز را مدیون او هستم… پس از سالها بررسی کتابی دربارۀ شاعر شیرازی حافظ نوشته است. از اطلاعاتی که او در اختیارم گذاشت دریافتم او دانش بنیادی ایرانی را با آموزش نقد اروپایی پیوند داده است» (نگاه کنید به: ص137- 138).[↩]
- نگاه کنید به: مجدزادۀ صهبا، 1367ش، ص9، 15.[↩]
- اخضری، ص291.[↩]
- دهش، ص506.[↩]
- مهدوی، ص317.[↩]
- مجدزادۀ صهبا، 1367ش، ص21.[↩]
- همان، ص15.[↩]
- برای ماده تاریخ سنگ قبر مجدزادۀ صهبا نگاه کنید به: اخضری و شهزادیفر، ج4، ص80؛ برای متن اشعار مقبره نگاه کنید به: فقیه میرزایی، مخلصی و حبیبی، ج۱، ص270-272.[↩]
- نگاه کنید به: آرشیو سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی جمهوری اسلامی ایران، سند شNLAI -250 – 8630 – 51.[↩]
- نگاه کنید به: همان، سند ش NLAI -250 – 8630 – 87.[↩]
- آریامنش، ص638.[↩]
- بهشتیان، ص8.[↩]
- مهدوی، ص317.[↩]
- نگاه کنید به: اصفهان، سال 3، ش191، 31 اردیبهشت 1324، ص4.[↩]

