خانه / مدخل / عمان سامانی، میرزا نورالله

عمان سامانی، میرزا نورالله

شاعر و عارف، ثناگوی پیامبر اکرم و اهل‌بیت، مرثیه‌خوان امام‌حسین و یاران او علیهم‌السلام

هنوز هیچ مقاله ای برای این مدخل نوشته نشده است. علاقه مندان از طریق فرم زیر می توانند مقاله خود را ارسال کنند.

عمان سامانی، میرزا نورالله، شاعر و عارف، ثناگوی پیامبر اکرم و اهل‌بیت، مرثیه‌خوان امام‌حسین و یاران او علیهم‌السلام.

میرزا نورالله، ملقب به تاج الشعرا، معروف به عُمّان سامانی، در خانواده‌ای اهل شعر و ادب در 1259 در سامان*، امروزه در استان چهارمحال و بختیاری، متولد شد.1 پدرش میرزاعبدالله متخلص به «ذرّه»2 سامانی و پدر‌بزرگش میرزاعبدالوهاب سامانی متخلص به «قطره» از جملۀ شاعران آیینی ادب پارسی بودند. قطره دو پسر دیگر بزرگ‌تر از ذرّه هم داشت، یعنی دو عموی عمّان، به ترتیب: میرزالطف‌الله متخلص به «دریا» و میرزانصرالله متخلص به «رَشحه».3 عمّان نیز دو برادر داشت: میرزاشکرالله، متخلص به «خورشید»، بزرگ‌تر از عمّان و میرزاعزیزالله متخلص به «قُلزم» کوچک‌تر از وی.4 عمّان در سامان خواندن و نوشتن و قرآن را غالباً نزد قطره آموخت. پس از درگذشت قطره به سال 1270 به اصفهان رفت و در مدرسه‌هایی مانند نیم‌آورد* و صدر بازار* ادامۀ تحصیل داد.5 عمّان فرزندی به نام عبدالله داشت که مانند خودش دارای طبع شاعری بود و «محیط» تخلص می‌کرد. عبدالله با موفقیت در آزمونِ شاعری لقب «تاج‌الشعرا»ی پدر را از آنِ خود کرد.6 همۀ این نام‌ها و لقب‌ها و آثارشان دلالت بر محیط ادبی خانوادۀ عمّان سامانی دارند.7

عمّان در سامان و اصفهان با شعرا در ارتباط بود و در انجمن‌های مختلف شعر شرکت می‌کرد، از جمله در چالشتر به کوشش محمد‌زمان ‌‌خان مشهور به «شاهباز» در کنار شعرایی چون عطایی، شارق، فاتح، مشتاق، شعاع، فروغ، داعی و سیار، و در انجمن ابواالفقراء.8 او در قصیدۀ انجمنیۀ خود به انجمن ابوالفقراء و اعضایش که عبارت بودند از محمدباقر گزى اصفهانى معروف به ابوالفقراء* (رئیس انجمن)، مسکین، پرتو، افسر، بقا، عنقا، آشفته، فرح، ساغر، پروین، دهقان، شعری و جوزا اشاره کرده است. جلال‌الدین همایی* نقل کرده که عمّان پس از مرگ ابوالفقراء و تعطیلی انجمن مدتی در خانۀ عَنقا، لقب عموی همایی، مهمان شده و در انجمن شعر آنجا هم شرکت می‌کرده است.9 یکی از پر کاربردترین قالب‌‌ها در شعر عمّان سامانی مثنوی است که در آن از جلال‌الدین محمد مولوی بلخی و نظامی گنجوی تأثیر پذیرفته است. عمّان در قصیده نیز از ناصرخسرو قبادیانی* و خاقانی شِروانی متأثر بوده است.10 عمّان از نظر اعتقادی شیعۀ امامی بود و در مدح و منقبت پیامبر اکرم، امام‌علی و به‌خصوص امام‌حسین و اصحاب او علیهم‌السلام اشعار وزینی سروده است.

از شرح‌حال عمّان سامانی مطالب زیادی در دست نیست. فقط دانسته است که گرایش‌های صوفیانه داشت و ابتدا از پیروان فرقۀ نعمت‌اللهی* و ارادتمندان ملامحمد‌هادی پاقلعه‌ای، از بزرگان این فرقه، بود.11 عمّان در خانقاه صوفیان نعمت‌اللهی مدتی تحت تعلیم صفی علیشاه* بود. ظاهراً پدر و اجداد عمّان نیز مسلک عارفانه داشتند. اما عمّان به دلیل نزاعی که در بین صوفیان بر سر جانشینی زین‌العابدین شیرازی، رئیس فرقۀ نعمت‌اللهی، به وجود آمد، راه خود را از آن‌ها جدا کرد و در سفری که حاج‌آقا رضا نائینی، به اصفهان داشت به حضور او رسید و دلباختۀ او شد. نائینی در نظر عمّان عارف حقیقی بود.12 اواخر عمر عمّان بیشتر در سامان گذشت و در این مدت با خوانین بختیاری ارتباط داشت. حتی گفته شده عمّان با حسین‌قلی‌خان ایلخانی متخلص به «سیاره»، از خوانین اهل ادب و شعر، ارتباط محکم داشت و در بعضی نزاع‌های فرقه‌ای و سفر‌ها با او همراه بود.13 خودش را در قصیدۀ انجمنیۀ ابوالفقراء چنین معرفی می‌کند: بنده عُمّانم، سَلیلِ قطره آن استادِ نظم/شیوه‌ام مدح تو سامانِ صفاهانم وَطَن.

عمّان سامانی در دوازدهم شوال 1322، دو سال قبل از وقایع مشروطه، در سامان درگذشت و بنابر وصیتش جسد او را به نجف اشرف بردند و دفن کردند.14 برای درگذشت او ماده‌تاریخ «گفتا به جِنان آمد تاج الشعراء» نقل شده که معادل سال ۱۳۲۳ است.15

ارزش شعر و مقام شاعری عمّان سامانی در تاریخ ادبیات مرهون منظومۀ مثنوی آیینی او، گنجینة‌‌الاسرار، است که توصیفی عارفانه و عاشقانه از تصمیم امام‌حسین در واقعۀ کربلاست. این منظومه هشتصد و بیست و هشت بیت دارد و بارها با ویرایش‌ها و به اهتمام افراد مختلف به چاپ رسیده است. از جمله ویرایشی به اهتمام حسین بدرالدین با مقدمه‌ای مفصل در باب اوضاع و‌احوال سیاسی-اجتماعی عمّان و ویرایشی دیگر با عنوان سِرّالاسرار به کوشش مسعود نمازی بروجردی (تهران 1392ش) که در آن نکات خاص و اصطلاحات پرکاربرد رنگ‌بندی و برجسته شده‌اند. دربارۀ ارزش این اشعار اختلاف‌نظر هست. بعضی آن‌ها را تحریف واقعۀ عاشورا دانسته‌اند و بعضی دیگر ستوده‌اند16 و آن را گواه تأیید الهی دانسته‌ و حتی مناقبی برای عمّان نقل کرده‌اند.17 عنوان درهم‌آمیختۀ عربی و فارسیِ نادرست گنجینة‌‌‌الاسرار برنهادۀ خود شاعر است.18 این‌که بعضی آن را به گمان خود گنجینۀ اسرار یا خزانة‌الاسرار نامیده‌اند، صحیح به نظر نمی‌رسد. چراکه ظاهراً عمّان سامانی با این عنوان خواسته است ردّپای نظیره‌سازی‌اش از زُبدةالاسرار صفی‌علیشاه در این منظومه را آشکار و زمینۀ قیاس و درنهایت رجحان آن را فراهم کند.19 گنجینة‌الاسرار دیباچه‌ای هم به نثر مُسجّع دارد که دربردارندۀ اطلاعات مفید در خصوص پیدایی این اثر است. عمّان دراین دیباچه اشاره می‌کند که در سُلوک عرفانی خود ابیاتی می‌سروده است و در ۱۳۰۵ به هنگام ورود به اصفهان، آغاسلیما‌خان، خواجه‌سرای ظلّ‌السلطان، از او می‌خواهد که آنها را مقدمۀ منظومه‌ای در باب امام‌حسین علیه‌السلام کند و به عفت‌خانم همسر صیغه‌ای ناصرالدین شاه، مادر ظل‌السلطان، تقدیم نماید.20 پاره‌ای از اشعار گنجینة‌‌الاسرار که در روزگار ما شهرت بیشتری پیدا کرده‌اند از این قرار است:

کیست این پنهان مرا در جان و تن/ کز زبان من همی گوید سخن

این‌که گوید از لَبِ من راز کیست/ بنگرید این صاحبِ آواز کیست

در من این‌سان خودنُمایی می‌کند/ ادعای آشنایی می‌کند

کیست این گویا و شِنوا در تَنَم/ باورم یا رب نیاید کاین مَنَم

متصل‌تر با همه دوری به من/ از نگه با چشم و از لب با سخن

خوش‌پریشان با مَنَش گفتارهاست/ در پریشان‌گویی‌اش اَسرارهاست

گوید او چون شاهدی صاحب‌جمال/ حُسنِ خود بیند به سر حدِ کمال

از برای خودنُمایی صبح و شام/ سر بر آرد گه زِ بَرزن گه زِ بام

با خَدَنگِ غَمزه صیدِ دل کند/ دید هر جا طایری بسمل کند

گردنی هرجا در آرد در کَمَند/ تا نگوید کس اسیرانش کمند

لاجرم آن شاهدِ بالا و پَست/ با کمالِ دِلربایی در اَلَست

جلوه‌اش گرمی بازاری نداشت/ یوسفِ حُسنش خریداری نداشت21

اثر دیگر عمّان سامانی قصیده‌ای است معروف به لامیه که در آن قافیۀ شعر حرف لام است و در تمجید از امام علی علیه‌السلام. این اثر با این دو بیت بیت آغاز می‌شود: به پرده بُود جمالِ جَمیلِ عَزَّ و جَلَّ/ به خویش خواست کند جلوه‌ای به صبح اَزَل// چو خواست آنکه جمال جمیل بِنُماید/علی شد آینه خیرالکلام قَلَّ و دَلَّ. در منابع تاریخی آمده است که خرم قهفرخی به این قصیده خرده گرفت و بسیاری از اصول فکری عمّان سامانی را زیر سئوال برد. عمّان در پاسخ او قصیده‌ای بلند فرستاد و خرم هم قصیدۀ دیگری در پاسخ. این مجموعه در دیوان خرم ضبط شده است.22 همایی23 قصیدۀ لامیه 55 بیتی را معادل یک دیوان دانسته و قدرت شاعری او را براساس این قصیده ستوده است. از سوی دیگر، نقل شده وقتی از صغیر اصفهانی* برای چاپ این قصیده نظر خواستند، گفته است چاپ آن از منزلت شاعری ‌او که به برکت منظومۀ کربلایی‌اش، گنجینة‌الاسرار، فراهم آمده خواهد کاست.24

اثر منظوم دیگر عمّان سامانی، معراج‌نامه، منظومۀ کوتاهی است بر وزن گنجینة‌الاسرار و عمدۀ آن در باب داستان معراج رسول اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم گفته شده عمّان این اثر را در پانزده‌سالگی سروده است.25

عمّان سامانی منثوراتی هم دارد. مهم‌ترین اثر منثور او مَخزن‌الدُرَر تذکره‌ای به تعبیر اُدبا آمیغی است. یعنی ترکیبی است از تذکرۀ عصری و اقلیمی و حتی بَیاض که با نثر مُنشیانه به شرح‌حال شعرای چهارمحال و بختیاری پرداخته است.26 برای نمونه شرح‌حال پدرش را چنین آغاز کرده است: «قطره را کوچکْ پسر، و حقیر را بزرگوارْ پدر، صیت کمالاتش ذِکر اَلسِنه و اَفواه، و نام شریفش میرزا عبدالله».27 این تذکره به خواهش دوستانش در انجمن شاهبازخان و حمایت او آغاز شد28 و تا سال‌ها بعد به‌تدریج توسط کسانی چون همایی و مهدی سرهنگ تکمیل شده است.29 منبع عمّان در نگارش این تذکره غالباً اطلاعات شخصی خودش و زندگینامه‌های خودنوشت شاعران است. تنها یکی دو جا از کتاب مفقود پدرش، مَجمَع‌الانساب، نقل کرده است.30 برخی نام مَخزن‌الدُرَر را سفینةالدُرَر ضبط کرده‌اند.31 اما عنوان مخزن‌الدرر در ماده‌تاریخ منظوم کتاب- «گفتا همی بدیع بود مخزن‌الدرر»- آمده است و همین شاهدی است بر تاریخ شروع تألیف آن یعنی سال ۱۲۸۵. تاریخ ختم آن نیز در سرودۀ عطایی، از شعرای سامان، به صورت «نقد مخزن‌الدررا»؛ یعنی ۱۲۸۶آمده است.32

دو اثر دیگر منثور عمّان سامانی عبارت‌اند از دیباچۀ گنجینة‌الاسرار که نثر آن فنی است و مطابق سنت مُنشیانۀ دیباچه‌نویسی. و دیگری نامۀ منثوری از اوست به برادرش که آن هم نثر مُنشیانه دارد و حاوی بیت‌هایی از شاعران دیگر است. چند سطر اول نامه ‌چنین است: «ای نور چشم من، سخنی هست گوش کن؛ خدایت خیر دِهاد و دولتی بی منت و کوشش خیر چندت، جهالت رهزن عقل است، ضلالت دشمن هوش، نِخوت پردۀ چشم است، غَفلت پنبۀگوش».33

رسائلی هم به عمّان منسوب است که در دست نیستند ولی در برخی منابع از نام آن‌ها و مطالبشان یادی شده است. از جملۀ این رسائل است: تفسیر حروف مُقطعه، تقریرات حاج‌آقا نائینی، رساله‌ای موسوم به جمال علی علیه‌السلام، رساله‌ای موسوم به چهرۀ نخستین جلوه.34

/محمد حکیم‌آذر/

 

منابع

آقابزرگ طهرانى، محمد محسن،  الذریعة الى تصانیف الشیعة، چاپ علی‌نقى منزوى و احمد منزوى، بیروت: دارالاضواء، 1403/1983.

امیری خراسانی، احمد و هدایتی، فاطمه، «فضل تقدم با کیست؟ صفی‌علی‌شاه اصفهانی یا عمّان سامانی»، متن‌شناسی ادب فارسی، دورۀ جدید، سال5، ش2، تابستان 1392.

دیوان‌بیگی ،احمد، حدیقة ‌الشعراء، چاپ عبدالحسین نوائی،  تهران: زرین، 1364- 1366ش.
رحیم‌خانی
، احمد، «کیست این پنهان مرا در جان و تن …: پیرامون زندگی و آثار عمّان سامانی»، ادبستان فرهنگ و هنر، سال3، ش7، تیر 1371.

رضایی، حمید، «اوضاع ادبی چهارمحال در دورۀ قاجار :همراه با شرح احوال و معرفی آثار شعرا و نویسندگان بزرگ این دوره»، پایان نامۀ کارشناسی‌ ارشد، دانشگاه تهران، 1389ش.

شایان، علی‌رحم، پارسی‌سرایان بام ایران، ج2، فرخ شهر: جهان بین، 1378ش.

شفیعیون، سعید، «گذری دیگرگون به تذکره‌های ادبی»، فنون ادبی، سال۶، ش2، پاییز و زمستان 1393.

صحتی سردرودی، محمد، عاشورا پژوهی با رویکردی به تحریف‌شناسی تاریخ امام حسین(ع)، قم:  خادم‌الرضا(ع)، 1385ش.

طرب اصفهانی، ابوالقاسم بن رضاقلی، دیوان طرب، با مقدمه و حواشی جلال‌الدین همایی، تهران: کتابفروشی فروغی، 1342-1343ش.

عمّان سامانی، نورالله‌بن‌عبدالله، گنجیة‌الاسرار، چاپ محمد علی مجاهدی، [تهران]: اسوه، 1383ش.

عمّان سامانی، نورالله‌بن‌عبدالله، گنجینۀ اسرار، چاپ حسین بدرالدین، تهران: سنایی، 1379ش.

عمّان سامانی، نورالله‌بن‌عبدالله، مخزن‌الدررعمّان سامانی : تذکرۀ شعرای چهارمحال، چاپ فریدون حداد سامانی، شهرکرد: عمّان سامانی، ۱۳۸۷ش.

عیوضی لوشکانی، مجید، مرثیه‌نامه، تهران: آرام دل، ۱۳۸۸ش.

مجاهدی، محمدعلی، کاروان شعر عاشورا، قم: زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش.

معلم حبیب‌آبادی، محمدعلی، مکارم‌الآثار،ج5، اصفهان: کمال، ۱۳۶۲ش.

مهدوی، مصلح‌الدین، دانشمندان و بزرگان اصفهان،تصحیح، تحقیق و اضافات رحیم قاسمی و محمدرضا نیلفروشان، اصفهان: گلدسته، 1383- 1384ش.

نیکزاد امیرحسینی، کریم، تاریخ چهارمحال و بختیاری، اصفهان: چاپخانۀ گیتی، 1331ش.

  1. در منابع در ثبت سال تولد او اختلاف فراوان دیده می‌شود. اما در آخرین تحقیق به استناد تصویری از حاشیۀ قرآنی موقوفه تولد عمان در [روز هجدهم] «شب نوزدهم ذی‌الحجّة 1259» دانسته شده است نگاه کنید به: عمّان سامانی،1379ش، مقدمۀ بدرالدین ، ص 79-80؛ مقایسه کنید با: معلم حبیب‌آبادی، ج۵، ص۱۷۸۵، که تولد عمان را در 1265 و آقابزرگ طهرانی، ج9، قسم3، ص769 که تولدش را در 1264 می‌دانند. نیز نگاه کنید به:  مهدوی، ج۱، ص۱۷۲، که یک بار سال تولد او را ۱۲۳۹ و بار دیگر ۱۲۵۹ نقل کرده است. برای دیگر تاریخ‌های غلط تولد و درگذشت او نگاه کنید به: معلم حبیب‌آبادی، ج۵،ص 1788، پانویس.  []
  2. ذره کوچک‌ترین پسر خانواده بوده است. نگاه کنید به: عمّان سامانی، ۱۳۸۷ش، ص۴۵. بعضی منابع مانند معلم حبیب آبادی، ج۵، ص۱۷۸۵ تخلص و لقب او را «جیحون» گفته‌اند که ظاهراً حاصل اختلاط او با پسر برادر عمان است. نیز نگاه کنید به: رضایی، ص۷۸.[]
  3. معلم حبیب آبادی ،ج5، ص 1785 از فرزند عمان، عبدالله متخلص به «محیط»، نقل می‌کند که نژادشان به امرؤالقیس می‌رسد. اما گفتنی است که این لقب برای یازده تن از شعرای پیش از اسلام و موسوم به «جاهلی» به‌کار رفته است.[]
  4. عمّان سامانی، 1387ش، ص50-53؛ مهدوی ، ج1، ص172 نام خورشید را محمود و تخلصش را «سیار» ضبط کرده است. نیز نگاه کنید به: معلم حبیب‌آبادی، ج5، ص۱۷۸۸؛ طرب اصفهانی، ج1، مقدمۀ همایی، ص248 ؛دیوان بیگی، ج2، ص1227.[]
  5. عمّان سامانی، 1379ش، مقدمۀ بدرالدین، ص85؛ شایان، ص804.[]
  6. رضایی، ص197.[]
  7. عمّان سامانی در مخزن‌الدرر(ص 23- 53) شرح‌حال شاعران سامان را با شرح‌حال و نمونه‌های اشعار پدرش «ذره»، پدربزرگش «قطره» و عمویش «دریا» و برادر بزرگ‌ترش «خورشید» و برادر کوچک‌ترش «قلزم» آغاز کرده است.[]
  8. عمّان سامانی تشکیل این انجمن را سال ۱۲۸۶ دانسته، زمانی که شاهباز بیست‌وپنج‌ساله و خود عمان بیست‌ودوساله بود و مشغول تألیف مخزن‌الدرر بوده است (عمّان سامانی، ، ۱۳۸۷ش، ص80، ۸۳). همچنین برای اطلاعاتی دربارۀ دوستان شاعر عمان سامانی نگاه کنید به : عمّان سامانی، 1387ش.[]
  9. رحیم‌خانی، ص24. قصیدۀ انجمنیّه عمان 58 بیت دارد، 34 بیت آن در معرفى و تعریف این انجمن و شعراى عضو آن سروده شده‌است. مقایسه کنید با: مجاهدی، ص436 که بر این عقیده است که پس از درگذشت ابوالفقراء، جلسات انجمن ادبى اصفهان در منزل ملک‌الشعراء (عنقا) تشکیل مى‌شده است.[]
  10. رحیم‌خانی، ص7.[]
  11. طرب اصفهانی، ج1، مقدمۀ همایی، ص۲۴۹؛ معلم حبیب‌آبادی، ج5، ص۱۷۸۸.[]
  12. امیری خراسانی و هدایتی، ص3.[]
  13. طرب اصفهانی، ج1، مقدمۀ همایی ، ص197.[]
  14. معلم حبیب‌آبادی، ج5، ص۱۷۸۷. گفتنی است که تاریخ ۱۲۲۲ که همایی به عنوان تاریخ درگذشت عمان سامانی درمقدمۀ دیوان طرب اصفهانی (ج1، ص249) نقل کرده بدون شک غلط مطبعی است.[]
  15. معلم حبیب‌آبادی، ج5، ص 1787.[]
  16. مجاهدی، ص436؛  صحتی سردرودی، ص۱۱۴.[]
  17. عیوضی لوشکانی، ص۲۸؛ نیزنگاه کنید به:  عمّان سامانی، 1379ش، مقدمۀ بدرالدین، ص83-84. در این منابع از ارادت مادر عمان به امام‌حسین علیه‌السلام و حال و روز او در ایام شیرخوارگی و طفولیت عمان مطالبی نقل شده است. در باورهای عامیانه بین این ارادت‌ها و موفقیت طفل در آینده رابطۀ علیت به‌سادگی برقرار و پذیرفته می‌شود.[]
  18. چون که از اَسرار سنگین‌بار شد/نام او گنجینة‌الاسرار شد (عمّان سامانی، 1379ش، ص362).[]
  19. برای گواه ادعای نگارنده در این برتری، نگاه کنید به: امیری خراسانی و هدایتی، ص1-20. نیز نگاه کنید به : مجاهدی، ص437.[]
  20. عمّان سامانی، ۱۳۸۳ش، ص32-36.[]
  21. همو، 1379ش، ص233.[]
  22. نیکزاد‌‌ امیرحسینی‌، ص 108. این همان قصیده‌ای است که همایی آن را بسیار ستوده و توضیح داده است که چگونه عنقا و دیگر شاعران هم‌انجمنی عمان در اصلاح چند بیت اول آن سهیم بوده‌اند (طرب اصفهانی، ج1، مقدمه، ص 248، پانویس1).[]
  23. طرب اصفهانی،ج1، مقدمۀ همایی، ص248.[]
  24. نیز معتقد بوده است که چاپ این اثر به شکوه شاعری عمان لطمه می‌زند (عمّان سامانی، 1383ش، مقدمه، ص18).[]
  25. عمّان سامانی، 1379ش، ص415-431.[]
  26. به تذکره‌هایی که هرکس شرح‌حال خود را با ادبیات و سلیقۀ خودش در مجموعه‌ای، که تهیه‌کنندۀ آن فرد دیگری است، درج می‌کند بَیاض گفته می‌شود. برای آشنایی با اقسام تذکره‌ها و اصطلاحات آن نگاه کنید به: شفیعیون، ص84-105.[]
  27. عمّان سامانی، ۱۳۸۷ش، ص48.[]
  28. همان، ص۱۶.[]
  29. همایی برخی شرح‌حال‌ها را به سیاق مُنشیانه نوشته و بعضی دیگر آنها را به قاعدۀ بَیاض‌ نوشته‌اند. برای تکمله‌های همایی نگاه کنید به :   طرب اصفهانی، ج1، مقدمۀ همایی، ص۱۱۶ و برای شکل بیاضی آن نیزنگاه کنید به: طرب اصفهانی، ج1، ص۲۸۱ ، ۲۹۹-۲۹۵.[]
  30. برای نمونه نگاه کنید به : عمّان سامانی، ۱۳۸۷ش، ص۱۶۹.[]
  31. طرب اصفهانی، ج1، مقدمۀ همایی، ص116.[]
  32. عمّان سامانی، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۹. شایان ذکر است که معادل ابجدی سال در اینجا ۱۲۸۷ است، ولی شاعر در بیت بعد تصریح کرده است که الف در این قافیه زاید است. []
  33. رضایی، ص203.[]
  34. همانجا.[]
شیوه استناد به این مقاله
کپی متن
Hakim-Azar, Muhammad. "Umman Samani." isfahanica, https://isfahanica.org/?p=2596. 26 July 2026.

مطالب مرتبط

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5  +  5  =