ادیب برومند، عبدالعلی، شاعر، نویسنده، اهل هنر، وکیل، و سیاستمدار (1303-1395ش).
او در 21 خرداد 1303 در روستای گز، اکنون شهر گزِ بُرخوار*، به دنیا آمد. از ششسالگی خواندن و نوشتن را در زادگاهش، نزد معلم سرخانهای به نام ملا قنبر فراگرفت. او تا پایان دوم ابتدایی در دبستان انوری گز، سپس در مدرسۀ قدسیۀ* اصفهان تحصیل کرد. در دبیرستان فرهنگ مشغول به تحصیل شد و در خرداد 1321 با گذراندن دورۀ دوم دبیرستان در مدرسۀ صارمیه*، دورۀ متوسطه را زیر نظر دبیران نامآوری، مانند ادیب بجنوردی، ابوالفضل همایی و بدرالدین کتابی، به پایان رساند و دیپلم ادبی دریافت کرد.1
اجداد پدری او بنابر شنیدههای خودش از ایرانیان ساکن داغستان و نیاکان مادریاش از ایرانیان شیروان [قفقاز] بودند که از زمان شاهعباس* صفوی به گز کوچ کرده بودند و به کشاورزی اشتغال داشتند.2 پدرش، مصطفیقلیخان برومند، از سواد فارسی بهرهمند بود، و مقدمات زبان عربی را میدانست و خط شکستۀ نستعلیق را زیبا مینوشت. او به تاریخ علاقهمند بود، به زبان فرانسه تسلط داشت و تجددطلب بود. مادرعبدالعلی، رباب غفاردخت، بانویی کارآزموده، باتدبیر، و دارای سواد خواندن و نوشتن بود و ادارۀ امور اقتصادی خانواده، تحصیل و تربیت فرزندان را برعهده داشت.3
از شهریور1321، عبدالعلی برای ادامۀ تحصیل به تهران رفت و در1324ش، از دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران، گواهینامۀ کارشناسی رشتۀ حقوق قضایی گرفت.4 او طی دورۀ دانشجویی، در کلاس درس استادانی، مانند کریم سنجابی، علی شایگان، ابراهیم پورداود، محمود شهابی و جلالالدین همایی*، شرکت کرد. در این دوران، زبان عربی و فرانسه را نیز فراگرفت و در زمینۀ فنون ادبی به مطالعه و پژوهش پرداخت.5
در شهریور1320، وقتی در جنگ جهانی دوم* متفقین ایران را اشغال کرده بودند، احساسات میهنپرستانه و دلبستگی ادیب برومند به استقلال و آزادی میهن او را برآن داشت که با سرودن اشعار میهنی و نوشتن مقالات آزادیخواهانه و استقلالطلبانه که در روزنامههای اصفهان و تهران منتشر میشد، وارد عرصۀ سیاست شود. با این همه، او همواره از ورود به مناصب دولتی و نزدیکی به مراکز قدرت پرهیز می کرد و تنها به شغل آزاد وکالت دادگستری مشغول بود. او در آثارش با دستنشاندگان و عوامل انگلیس و شوروی (سابق) مبارزه و از زمزمههای جداییطلبی و دیکتاتوری دوران رضاشاه انتقاد میکرد.6
سرودهها و نوشتههای ادیب برومند در روزنامهها و مجلاتی، مانند اخگر، عرفان*، نوبهار، گلهای رنگارنگ، ایران ما، و دماوند منتشر میشد. در 1323ش، این مقالات و سرودهها را در کتاب نالههای وطن گردآورد و منتشر ساخت. در1324ش، در بحبوبۀ اتفاقات آذربایجان و زمزمههای خودمختاری، چکامهها و و ابیات کوبنده و آتشینش را در روزنامهها و مجلات کشور منتشر کرد. برخی نویسندگان نیز دربارۀ این اشعار مقالاتی در جراید آن زمان نوشتند.7 تخلص شعری برومند «ادیب» بود و از این رو با نام خانوادگیاش پیوند یافت و به ادیب برومند مشهور شد.8 او برخی اشعار و مقالاتش را در روزنامۀ نوبهار، به مدیریت ملکالشعرای بهار، منتشر کرد و همواره او را مشوّق خود میدانست.9
عبدالعلی، در 1326ش، با خالهزادهاش، فرنگیس امینی، ازدواج کرد. همسر او دیندار و روشناندیش بود و در 1385ش از دنیا رفت. از آنها سه فرزند بر جای مانده است، به نامهای جهانشاه، دندانپزشک متخصص جراحی لثه و موسیقیدان؛ پوراندخت، وکیل دادگستری و پژوهشگر ادبیات فارسی؛ و شهریار، فعال در امور بازرگانی بینالمللی.10
در 1326ش، ادیب برومند نمایشنامۀ (اپرت) ایران پرآشوب را نوشت. این نمایشنامه روایتی انتقادی از اوضاع و احوال نابسامان آن روزهای کشور، اغتشاش در کردستان و جنوب ایران و فساد دستگاه دولت بود. نمایشنامه، با اشارهای به پیشینۀ پُر افتخار ایران، اوضاع فلاکتبار کشور را به تصویر میکشید و خواستار احقاق حق ملّت ایران از منابع نفت جنوب بود. ادیب برومند، در این اثر، انتقادهایش را با قلمی حَماسی و آمیخته به نظم و نثر و ترانه بیان میکرد.11 این نمایشنامه در زمستان 1326 به کوشش ناصر فرهمند مدیر تماشاخانۀ اصفهان به روی صحنه رفت. برای نمایشنامه مجوز چهار ماه اجرا صادر شده بود اما چون اوضاع اجتماعی کشور نامساعد بود و در اصفهان حکومت نظامی برقرار بود، با مساعدت فرماندار نظامی اصفهان سرهنگ علیاکبر نامور فقط 15 شب به روی صحنه رفت و با اقبال افکار عمومی و مطبوعات مواجه شد. آهنگسازی این نمایشنامه را عبدالحسین برازنده* بر روی اشعار ادیب برومند برعهده گرفت و هنرپیشگانی همچون محمد دخانی، منوچهر مرتضوی، جهانگیر فروهر و کلارا [استپانیانس] در آن به ایفای نقش پرداختند.12
در 1327ش، ادیب برومند از کانون وکلای دادگستری تهران تقاضای صدور پروانۀ وکالت کرد و پس از یک سال کارآموزی نزد احمد شریعتزاده، از وکلا و سیاستمداران کهنهکار، پروانۀ پایۀ یک دادگستری را گرفت.13 همان سال، با پیشنهاد حسین سمیعی (ادیب السلطنه)، رئیس انجمن ادبی فرهنگستان، عضو این انجمن شد و در نوروز 1328 برای سرودن اشعار انتقادی دربارۀ حزب دموکرات و تجزیهطلبان آذربایجان، مدال درجهیک همایون را دریافت کرد. سال بعد، پاکستان جایزۀ بهترین شعر دربارۀ اقبال لاهوری را به او اعطا کرد.14
از آبان 1328 جبهۀ ملی ایران به رهبری محمد مصدق بنیانگذاری شد و نهضت ملیکردن صنعت نفت، در سراسر ایران، جنبوجوش خاصی به راه انداخت. ادیب برومند نیز بهسبب عواطف میهندوستانه و برای تحقق آرمانهای ملی هوادار نهضت ملی ایران شد و با سرودن اشعار میهنی و سیاسی از نهضت ملی کردن صنعت نفت حمایت کرد.15 اواخر سال 1330ش، او به عضویت حزب ایران درآمد و پس از کودتای 28 مرداد 1332 با نهضت مقاومت ملی در تشکیلات حزب ایران همکاری داشت و با حکومت کودتا به مبارزه برخاست.16 با تشکیل جبهۀ ملی دوم (1339ش)، قبل از تشکیل کنگره، در شورای مرکزی جبهۀ ملی، بهعنوان عضو مؤسس انتخاب شد.17 یک سال بعد، اعضای کنگرۀ جبهه ملی ایران نیز او را بهعنوان عضو و منشی اول هیئت رئیسه برگزیدند.18 ادیب برومند طی فعالیتهای سیاسی خود، سه بار دستگیر شد؛ بهمن 1339، تیر1340، و بهمن1341. در بهمن 1341، چهار ماه در زندان قِزِلقلعه به سر برد.19 او در 1356ش به خیزش ملت پیوست. در دورۀ چهارم فعالیت جبهه ملی نیز از تیرماه 1357 به عنوان عضو شورای مرکزی فعالیت داشت. در 1358ش، که شورای مرکزی جبهه ملّی پنج تن را برای رهبری جبهه ملی ایران برگزید، او نیز بهعنوان عضو هیئت رهبری انتخاب شد.20 ادیب برومند، در اوایل 1358، تشکلی به نام «سازمان نویسندگان و پژوهشگران و هنرورانِ» جبهه ملی تأسیس کرد و خودش دبیری آن را بر عهده گرفت.21 در 1373ش، همراه چند تن از هماندیشان جبهۀ ملی پنجم را تشکیل داد و به فعالیتهای سیاسی ادامه داد. در انتخابات جدید جبهه ملی، اعضا او را بهعنوان رئیس شورای مرکزی انتخاب کردند. او تا پایان زندگی بر باورهای ملّی استوار ماند و در راه رسیدن به دموکراسی و آزادی شعر سرود و گام برداشت و در زمان حیاتش نزد مردم، محافل ادبی، مطبوعات و رسانهها با لقب «شاعر ملّی ایران» شناخته شد.22 خودش در مصاحبهای 12 شرط بنیادین را برای کسی که شایسته این عنوان باشد بر شمرده است. از جمله، شعر شاعر ملّی باید از جمله اشعار ممتاز زبان فارسی باشد؛ شاعر نسبت به فرهنگ ملّی و تاریخ و جغرافیای کشور با دیدۀ احترام و علاقه بنگرد؛ به آداب و رسوم باستانی و اصالت زبان فارسی و شعر فارسی دلبستگی نشاندهد؛ هوادار طبقات زحمتکش باشد و به عدالت اجتماعی وفادار بماند؛ در راه استقلال و آزادی و تأمین مصالح ملّی از خودگذشتگی نشان دهد و به طمع مقام و مال و منصب رنگ عوض نکند؛ از کاستیهای جامعه انتقاد کند و از حکومتهای خودکامه و بیاعتنا به سرنوشت ملّت انتقاد نماید و با آنها مبارزه کند؛ در برابر حقگویی از تحمل دشواریها نهراسد؛ نسبت به گرفتاریهای ملّتهای ستمدیدۀ دیگر بیطرف نماند؛ و همواره از نزدیکشدن به قدرتمدارانی که در تقابل با ملّت هستند، بپرهیزد.23 ادیب برومند، فردوسی را «بزرگترین شاعر ملّی ایران» میدانست و معتقد بود که ارزش شاهنامۀ فردوسی در بهادادن به ملیّت ایرانی و شناساندن جایگاه راستین این کهن سرزمین و ارجنهادن به غرور ملّی است. به نظر او شاهنامۀ فردوسی پرمایهترین، بزرگترین و نخستین کتاب در پاسداری از واژگان زیبای زبان فارسی است.24
ادیب برومند، برای این که نشان دهد تعارضی بین ملّیگرایی و دلبستگی به دین وجود ندارد، خود را هم باستانگرا و دوستدار ایران قدیم وهویّت دیرینه سال ایران وآداب و رسوم، تاریخ و اساطیر آن میدانست و هم به فرهنگ ملّی پس از اسلام و ویژگیهای این دوران در علم، حکمت، عرفان و ادب عشق می ورزید و معتقد بود که هر فرد مدعی ملّیگرایی که تنها به یکی از این دو علاقهمند باشد، ملّیگرای واقعی و ایرانی تمام عیار نیست.25 او افزون بر توجه به پاسداشت میراث فرهنگی و طبیعی ایران، در عمل در فعالیتهای مدنی، و حمایت از کنشگران میراث فرهنگی و محیط زیست مشارکت میکرد. برای نمونه، در جریان «جنبش ملّی اعتراض به آبگیری سد سیوند»، در 25 بهمن 1385 با وجود دشواریهای ناشی از کهولت سن و بیماری و در حالی که به تازگی همسر خود را از دست داده بود، به نشانۀ همراهی با جوانان در زیر بارش شدید باران در تجمع اعتراضی سازمانهای غیردولتی دوستدار میراث فرهنگی نسبت به آسیبهای ناشی از آبگیری این سد و زیرآب رفتن آثار تاریخی دشت پاسارگاد حاضر شد.26
ادیب برومند وطنپرستی را در پیوند با آزادی، حقوق بشر و ارزشهای انسانی برای همگان میدید. بهرغم اینکه از حقوق بشر، آزادیهای سیاسی، دموکراسی و حکومت قانون حمایت میکرد، ساختار و استخوانبندی نظام بینالمللی را بر پایۀ منافع قدرتهای سلطهگر و حفظ و گسترش هر چه بیشتر منافع آنها میدانست و معتقد بود آنها از این مفاهیم سوء استفاده میکنند.27
ادیب برومند، در قالبهای مختلف شعر فارسی، مانند: قصیده، غزل، مثنوی، قطعه، دوبیتی و رباعی طبعآزمایی کرده است. بسیاری از بزرگان ادب و فرهنگ اندیشه و زبان او را ستودهاند؛ ازجمله جلالالدین همایی، احمد گلچین معانی،28 احمد مهدوی دامغانی29 و مظاهر مُصفا.30 ادیب برومند سبک شعر خود را نئوکلاسیک می دانست، و بر این باور بود که در این سبک، ظرف و وزن اشعار پیشینیان، البته با تغییراتی در شکل و ترادف قافیهها، همراه زبان ادبی روز و بعضی واژههای امروزی به کار میرود و مضامین جدید و بیسابقه زاده میشود. مضامین بیشتر اشعار او میهندوستی، آزادیخواهی، طبیعتگرایی، ظلمستیزی، عشق به مواریث باستانی، توجه به نقد و نقادی، احترام به بزرگان شعر و ادب و دلبستگیهای خانوادگی است.31 او به سبک شعرای دورۀ مشروطه شعر میسرود و به نوآوری مضامین و توصیف رویدادهای اجتماعی و سیاسی در چارچوب شعر کهن اعتقاد داشت.32 در غزلیات ادیب، ردپای شعر نو نیز دیده میشود و گاهی رگههایی از نظریۀ لااَدریگری، دیدگاههای اگزیستانسیالیستی، مبانی عرفان و پوچگرایی. حتی در اشعار عاشقانهاش که در ظاهر مضمونی امیدوارانه دارند، روح زخمی مردم ایران نُمود یافته است.33 ادیب برومند، حذف وزن در شعر و تنزل آن به نثر را نمی پسندید و «شعر سپید» را «نثر شاعرانه» مینامید؛ اما «شعر آزاد» را «شعرواره» میدانست و معتقد بود که هرگاه وزن رعایت شود و احساس یا پیامی در مقصود گوینده نهفته باشد ولی مصرعها کوتاه و بلند سروده شود، به عنوان «شعرواره» یا «نوعی از سخن پارسی» قابل پذیرش و شنیدن است. او نمونهای از شعرواره با عنوان «فردوسی و داستان مرگ رستم» سروده است.34 او در سرودههایش به جشنهای ایرانی مانند نوروز، مهرگان، سده و یادروزهای ملّی همچون روز کوروش میپرداخت و بزرگداشت این جشنها را برای ایرانیان «فرض» میدانست و معتقد بود این جشنها، به خصوص نوروز، همواره زمینهساز همبستگی همهٔ ملت ایران بوده است.35
از ویژگیهای شعرادیب برومند طبیعتگرایی است. او دراشعارش به جلوههای مختلف طبیعت ایران و به خصوص اصفهان توجه داشت و با دقت در جزئیات به توصیف آن می پرداخت. او معتقد بود که طبیعتگرایی، پرتو عرفان را در دل و جانش فروزان کرده و به هنرهای زیبای ساختۀ دست ایرانی دلباخته و به گردآوری این آثارعلاقهمند شده بود.36 از این رو، با همۀ گرفتاریها از تحقیق در هنر و ادبیات غافل نشد و بهخصوص در زمینۀ کارشناسی آثار عتیقه و شناسایی کتابها، کاغذها، مینیاتورها، قلمدانها تلاش فراوان کرد.37 کتاب نگارستان ادیب دربرگیرندۀ تصاویر گزیدۀ آثار هنریای است که ادیب برومند بر تکتک آنها شرحی نوشته است.38
میهندوستی ادیب برومند، گسترهای از آب، خاک، فرهنگ، ادب، هنر و دانش ایرانزمین را دربرمیگرفت. به هنر هنرمندان عرصۀ نگارگری*، خوشنویسی، تذهیب* و دیگر هنرهای این مرز و بوم علاقهمند بود و در گردآوری و مرمّت و نگاهداری از آنها کوشا بود.39 ادیب برومند در خوشنویسی نیز دستی توانا داشت، شکسته نستعلیق را زیبا مینوشت. از کودکی با بهرهگیری از سرمشقهای استادانی چون عبدالحمید درویش، علیاکبر گلستانه و شیوۀ خطی امیرنظام و امینالدوله، صاحب سبکی مستقل بود.40 او شیفتۀ موسیقی اصیل ایرانی، نواهای شورآفرین و تصانیف و ترانههای میهنی ملکالشعرای بهار، عارف قزوینی و علیاکبر شیدا بود.41
دلبستگی ادیب برومند به زادگاهش انگیزهای شد تا خانهای قدیم در شهر گز برخوار را که متعلق به داییاش، حیدرعلیخان برومند*، بود، بخرد و آن را به فرهنگسرای آموزشیـپژوهشی در زمینۀ فرهنگ، ادب و هنر تبدیل کند. این فرهنگسرا، از هنگام تأسیس در 1382ش، تا کنون، محیطی فرحبخش برای تعلیم و تربیت هنرآموزان و ادبدوستان شده و ادارۀ آن بر عهدۀ شهرداری گز برخوار است. در مراسم گشایش آن در 25 مهر 1382، استادانی مانند حسن احمدی گیوی، پرویز ورجاوند، محمد دبیرسیاقی، محمد مهریار*، مظاهر مصفا، احمد اقتداری، و محمد سیاسی، مرتضی تیموری*، و خسرو احتشامی سخنرانی کردند.42
ادیب برومند، ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ در 92 سالگی در تهران درگذشت. پیکر او 26 اسفند در گز برخوار اصفهان تشییع و در محل فرهنگسرای ادیب برومند به خاک سپرده شد.43 او اگرچه در گز زاده شد، اصفهان را «زادگاه»، «ولادتگاه» و «بُنگه دلخواه» خود مینامید و عاشقانه به این شهر و مردمانش که بخشی از دوران کودکی، نوجوانی و دوران تحصیل خود را در آن گذارند مهر میروزید. منظومۀ «مثنوی اصفهان» او که تقدیم شده به مردم این شهر، دارای توصیفی است از زیباییهای اردیبهشتماه اصفهان و زیباییهای طبیعی آن مانند زایندهرود*، بیشۀ ناژوان* و کوه صفه*، و بناهای تاریخی چون چهلستون*، نقش جهان*، سردر قیصریه*، بازار، سی و سه پل*، پل خواجو*، و جنبههای هنری، عرفانی، تاریخی و جامعهشناختی اصفهان.44 گفتنی است در 1392ش، «انجمن دوستداران اصفهان» ادیب برومند را به عنوان یکی از «سرآمدان اصفهان» برگزید و به او «تندیس نماد اصفهان» به پاس تلاشهای پیوستهاش برای حفظ ارزشهای فرهنگی اصفهان تقدیم کرد.45
از ادیب برومند، علاوه بر خاطرات کودکی تا بعد از 28 مرداد 1332 که با عنوان یادماندهها منتشرشده، آثار متعددی به یادگار مانده است:
اشعار
ادیب برومند در مقدمۀ پژواک ادب (تهران: نگاه، 1380ش)، که منتخبی است از اشعارش، دفترهای شعر خود را معرفی کرده است: روزگار دژم (سرودههای ۱۷ تا ۲۰ سالگی در هنگام اشغال ایران به توسط متفقین، بعداً در حاصل هستی منتشر شد)؛ نالههای وطن (منظوم و منثور ۱۸ تا ۲۰ سالگی در نقد اوضاع استبدادی بیست سالۀ کشور، اصفهان ۱۳۲۴ش)؛ سرود رهایی (با درونمایۀ حمایت از نهضت ملی و ملیکردن نفت، ۱۳۲۸ش تا ۱۳۵۶ش، تهران: انتشارات پیک دانش ۱۳۶۷ش، ۵۸۰ صفحه)؛ پیام آزادی (برای حمایت از کشورهای استعمارزده، صلح، حقوق بشر، و مخالفت با خشونت، تهران: عرفان 1371ش و۱۳۸۷ش، ۲۳۰ صفحه)؛ مثنوی اصفهان (۱۳۷۸ش، ۶۸ صفحه)؛ راز پرواز (با درونمایۀ دینی حماسی دربارۀ پیشوایان اسلام، گردآوری همسر، تهران: نشر دیبا، ۱۳۷۴ش، ۱۲۲ صفحه)؛ گلهای موسمی (مجموعۀ غزلیات، تهران: انتشارات عرفانی، ۱۳۸۷ش)؛ درد آشنا (غزلیات عارفانه، عاشقانه و گاهی سیاسی، تهران: هنر ۱۳۶۲ش)؛ حاصل هستی (دارای مرثیهها، اشعاری سیاسی و میهنی، و ستایش از استادان، و وصف زادگاهش). در دو کتاب اخیر مجموعهای از اشعار قبلی تکرار شدهاند. گفتنی است مجموعۀ اشعار او در دو جلد در تهران (نگاه ۱۳۹۱ش) منتشر شده است.
تصحیح و ترجمه
آثار ادبی که ادیب برومند آنها را تصحیح و منتشر کرد عبارتند از: خردنامه از ابوالفضل یوسفبنعلی مستوفی (1347ش)؛ غزلیات حافظ (1368ش)؛ داستان سیاوش و رفتن گیو به ترکستان از شاهنامۀ فردوسی (1378ش)؛ داستان رستم و اسفندیار و هفت خان اسفندیار (1380ش)؛ خلاصةالاشعار و زُبدةالافکار از میر تقیالدین کاشانی، بخش کاشان، (1384ش)، بخش اصفهان (1386ش)، بخش خراسان (1393ش). او همچنین ۱۲۱عدد از کلمات قصار نهج البلاغه را با عنوان کلمات قصار: امیرالمؤمنین امام المتقین علی بن ابی طالب به فارسی ترجمه و منتشر کرد ([بیجا، بینا]، 1355ش)
مقالات و سخنرانیها
طراز سخن (تهران: انتشارات عرفانی، 1385) مجموعهای از مقالات ادبی و فرهنگی و ادبی ادیب برومند است در حوزۀ ادب، سیاست و هنر. عنوان چند مقالۀ آن عبارتند از: «غزل در ادبیات فارسی»، «آموزش زبان فارسی در کاربردها و سطحهای مختلف»، «عدمآمیزش فارسی ادبی با فارسی عامیانه»، «کنایه و اصطلاح در زبان فارسی»، «کندوکاو ادبی در کیفیت اشعار فرخی یزدی»، «ارجمندی گیو در شاهنامۀ فردوسی»، «تأثیر شعر در جامعه»، «سیر نقاشی ایران از اواسط عصر صفوی تا اواخر عهد قاجار»، «تاریخچۀ پنجاهسالۀ جبهۀ ملی ایران» و «روز خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس».
فراز سخن (تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۹۳ش) مجموعهای دیگر از مقالات ادیب برومند که غالب آنها دربارۀ زندگی و آثار شاعران بزرگ ایرانی است، ازجمله: «نکاتی چند دربارۀ شعر حافظ»، «دربارۀ غزل»، «فردوسی و شاهنامه»، «شعر و موسیقی»، «ادبیات و زبان فارسی»، «مهر میهن»، «اهمیت زبان در تکوین ملیت»، «گفتاری پیرامون شعر ’پژمان بختیاری‘»، «سعدی و هنر قطعهسُرایی»، «رباب رومی»، «عارف قزوینی»، «مختصری در شرح احوال حافظ»، «نوروز طلیعۀ بهار»، «اخلاق و معاشرت از نظر مولانا جلالالدین بلخی»، و «قهرمانان».
به پیشگاه فردوسی (تهران: شباویز،1380ش) مجموعهای از سخنرانیها و اشعار ادیب برومند شامل یازده بخش دربارۀ زندگی و اندیشۀ فردوسی، به عنوان بزرگترین شاعر ملی ایران، و توصیفی دربارۀ شاهنامۀ فردوسی که در آن پیام فردوسی، روح احیای ملیت در شاهنامه و نقش آن در زبان و ادبیات فردوسی تبیین شده است. این کتاب با یک مثنوی در توصیف فردوسی آغاز میشود.
نقد و معرفی ادبیات و هنر
بخشی از آثار ادیب برومند به معرفی هنر ایران اختصاص یافته است. او در هنر قلمدان به معرفی هنر قلمدانسازی* و انواع قلمدانها و معرفی نقاشان ویژۀ قلمدانها پرداخته است. این کتاب همراه تصویرهایی ارزشمند در تهران (انتشارات وحید، 1364ش) منتشر شده است. اثر دیگر او در این موضوع نگارستان ادیب است که شامل مجموعهای نفیس از تصاویر مینیاتورهای سنتی، اشیا و صنایع دستی* و میراث فرهنگی مانند قلمدانهای نفیس، سرقلیان از هنرمندان دوران تیموری تا زمان معاصر است. برخی از هنرمندانی که در این کتاب معرفی شدهاند عبارتند از: میرعماد* خوشنویس، محمدابراهیم نقاشباشی، زینتالسادات امامی و محمد زمان. این کتاب فارسی همراه ترجمۀ انگلیسی آن در سیصد صفحه در اصفهان (انتشارات گلدسته، 1392ش) منتشر شده است.
/پوراندخت برومند/
منابع
آریامنش، شاهین، «زندگی نامۀ استاد عبدالعلی برومند»، در آفرینِ ادیب: جشننامۀ استاد ادیب برومند، به کوشش شاهین آریامنش، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1393ش.
ادیب برومند، عبدالعلی، از نقطه تا نگار: با استاد ادیب برومند دربارۀ هنر ایرانی، [مصاحبه کننده]: کریم فیضی، تهران: اطلاعات، 1395ش.
ادیب برومند، عبدالعلی، به پیشگاه فردوسی، تهران: شباویز، 1380شالف.
ادیب برومند، عبدالعلی، پژواک ادب: مجموعۀ اشعار، تهران: نگاه، 1389ش.
ادیب برومند، عبدالعلی، حاصل هستی، تهران: قصیدهسرا، 1380شب.
ادیب برومند، عبدالعلی، روزگار دژم، تهران: مدیسه، 1388ش.
ادیب برومند، عبدالعلی، سرود رهائی: گزیده ئی از اشعار سیاسی، میهنی، اجتماعی از سال 1328 تا 1356، تهران: پیک دانش، 1367ش.
ادیب برومند، عبدالعلی، «گفتگو با استاد ادیب برومند»، گفتگو کننده: علی دهباشی، بخارا، ش27، آذر – دی 1381.
ادیب برومند، عبدالعلی، مثنوی اصفهان، تهران: نشر مرسا، 1379ش.
ادیب برومند، عبدالعلی، مجموعۀ اشعار، تهران: نگاه، 1391ش الف.
ادیب برومند، عبدالعلی، نگارستان ادیب در باب هنر و هنرمندان ایرانی، اصفهان: گلدسته، 1392ش.
ادیب برومند، عبدالعلی، یادماندهها: از کودکی تا بعد از 28 مرداد 1332، تهران: مؤسسۀ انتشارات عرفان، 1391ش ب.
« ادیب برومند درگذشت»، خبرگزاری دانشجویان ایران( ایسنا)، 1395ش.
Retrieved Jun15, 2026, from https://www.isna.ir/news/95122315365.
«ادیب برومند؛ شاعر شوریدۀ میهندوست»، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، 1398ش.
Retrieved Jun 27, 2026, from https://www.isna.ir/news/98122417921.
افشاری، علیرضا، دفاع از تاریخ، تهران: نشر شورآفرین، 1394ش.
انواری، عبدالکریم، تلاش برای استقلال: خاطرات سیاسی عبدالکریم انواری، لندن: ساتراپ، 2015.
برومند، پوراندخت، «سوگوارِ سخن، یادی از پدرم ادیب برومند»، تجربه، ش28، فروردین 1403.
راشدمحصل، محمدرضا، «اشکی بر مزار شاعر ملّی»، گیلان ما، سال 17، ش2، تابستان 1396.
سپنتا، شاهین، «شاعرمیهن خواه: پاسداشت 101 سالگی تولد عبدالعلی ادیب برومند»، تجربه، ش40، خرداد 1404الف.
سپنتا، شاهین، نماد اصفهان، اصفهان: نقش مانا، 1404شب.
سفری، محمدعلی، قلم و سیاست: از کودتای 28 مرداد تا ترور منصور، تهران: نشر نامک، 1373ش.
صادقی، محمد، «نسیم اعتدال و مدارا، نگاهی به شعر و اندیشۀ استاد ادیب برومند»، مروارید، ش9 و10، اردیبهشت 1393.
صوفی، محمد فاروق، همنوای درد: نقد و تحلیل فرمالیستی اشعار ادیب برومند، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1393ش.
طیرانی، امیر (بهروز)، هفتاد سال پایداری خاطرات حسین شاهحسینی، تهران: چاپخش، 1394ش.
عابدی، کامیار، «ادیب سخندان»، در آفرینِ ادیب: جشننامۀ استاد ادیب برومند، به کوشش شاهین آریامنش، تهران: شرکت سهامی انتشار،۱۳۹۳ش.
عابدیجزی، روحالله، «سرای فرهنگ به نام شاعری میهنخواه»، در آفرینِ ادیب: جشننامۀ استاد ادیب برومند، به کوشش شاهین آریامنش، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۹۳ش.
کنگرۀ جبهۀ ملّی ایران، صورتجلسات کنگرۀ جبهه ملّی ایران، به کوشش امیر طیرانی، تهران: گام نو، 1388ش.
« گزارش مراسم افتتاح بنیاد فرهنگی و فرهنگسرای ادیب برومند »، بخارا، ش32، مهر- آبان 1382.
گلچین معانی، احمد، دیوان، تهران: انتشارات ما، 1362ش.
مصفا، مظاهر، «اظهارنظر: در گفتوگو با دکتر مظاهر مصفا»، در آفرینِ ادیب: جشننامۀ استاد ادیب برومند، به کوشش شاهین آریامنش، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۹۳ش.
موسویان، حسین، «ادیب برومند، شاعر ماندگار و چهرۀ فراموشناشدنی جبهۀ ملّی ایران»، در آفرینِ ادیب: جشننامۀ استاد ادیب برومند، به کوشش شاهین آریامنش، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۹۳ش.
مهدوی دامغانی، احمد، «یادی از شاعری دانشمند»، در آفرینِ ادیب: جشننامۀ استاد ادیب برومند، به کوشش شاهین آریامنش، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۹۳ش.
هرمیداس باوند، داوود، «نگرشی گذرا بر نقش ادبا و شعرا بر انسجام و استمرار فرهنگ فراگیر مشترک با تأکید بر نقش شاعر ملّی ادیب برومند»، در آفرینِ ادیب: جشننامۀ استاد ادیب برومند، به کوشش شاهین آریامنش، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۹۳ش.
- ادیب برومند، 1380شب، ص 17، 18. [↩]
- همو،1391ش ب، ص31.[↩]
- همو، 1367ش، ص15.[↩]
- همو، 1380شب، ص19.[↩]
- همو، 1367ش، ص19؛ همو، 1391شب، ص 116-117.[↩]
- همو، 1389ش، ص20.[↩]
- همو، 1367ش، ص 20-21.[↩]
- همو،1391ش الف، ج1، ص27.[↩]
- همو، 1367ش، ص17؛ صادقی، ص4؛ برومند، 1403، ص19.[↩]
- آریامنش، ص17.[↩]
- ادیب برومند، 1367ش، ص19-20.[↩]
- همو، 1388ش، ص7- 8 ، 87؛ همو، 1391شالف، ج1، ص46؛ همو، 1391شب، ص184.[↩]
- همو، 1391ش ب، ص206؛ همو، 1367ش، ص20.[↩]
- همو، 1395ش، ص277 – 278؛ همو، 1391شب، ص227.[↩]
- همو، 1389ش، ص20.[↩]
- همو، 1367ش، ص24 – 25؛ همو،1391شب، ص224.[↩]
- سفری، ص493.[↩]
- کنگرۀ جبهۀ ملّی ایران، ص41.[↩]
- موسویان، ص496.[↩]
- انواری، ص225؛ طیرانی، ص5.[↩]
- ادیب برومند، 1395ش، ص277.[↩]
- همو، 1389ش، ص28.[↩]
- همو، 1381ش، ص231-232.[↩]
- همو،1380شالف، ص3، 101.[↩]
- همو، 1380شب، ص18.[↩]
- افشاری، ص277، 281،283.[↩]
- هرمیداس باوند، ص568.[↩]
- عابدی، ص318: جلالالدین همایی گفته است: «ببین ادیب برومند را که در اشعار / چه مایه از هنر است و چه پایه استادی» و احمد گلچین معانی (ص249) به مناسبت طبع کتاب پیام آزادی در نکوهش استعمار، سروده است: «زهی ادیب برومند، آن سخن پرداز / که داد، داد سخن در مقام آزادی».[↩]
- مهدوی دامغانی، ص463.[↩]
- مصفا، ص686.[↩]
- صوفی، ص10؛ ادیب برومند، 1389ش، ص24.[↩]
- ادیب برومند، 1391ش الف، ج1، ص33؛ برومند، 1403،ص19.[↩]
- هرمیداس باوند، ص569.[↩]
- ادیب برومند،1380شب، ص210؛ همو، 1389ش، ص27؛ نیز نگاه کنید به: همو، 1381ش، ص234.[↩]
- سپنتا، 1404شالف، ص16.[↩]
- ادیب برومند،1380شب، ص19.[↩]
- راشد محصل، ص21.[↩]
- ادیب برومند، 1392ش، ص7.[↩]
- «ادیب برومند؛ شاعر شوریدۀ میهندوست»، 1398ش.[↩]
- «ادیب برومند؛ شاعر شوریدۀ میهندوست»، 1398ش.[↩]
- ادیب برومند، 1391شب، ص43؛ همو، 1391ش الف، ج2، ص1339[↩]
- عابدیجزی، 678؛ نیزنگاه کنید به: « گزارش مراسم افتتاح بنیاد فرهنگی…»، ص366- 387.[↩]
- « ادیب برومند درگذشت»، 1395ش.[↩]
- نگاه کنید به: ادیب برومند، 1379ش، ص1.[↩]
- سپنتا،1404شب، ص 212، 218.[↩]