پاینده، ابوالقاسم، مترجم، نویسنده و روزنامهنگار معاصر ایرانی.1
او در 1287ش در نجفآبادِ* اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند و از 1301 تا 1309ش در اصفهان به فراگیری علوم منقول و معقول پرداخت، از جمله نزد شیخ محمود مفید و شیخ محمد گنابادی، معروف به خراسانی، منطق و فلسفه خواند.2
پاینده در 1311ش3 به تهران عزیمت کرد و کار روزنامهنگاری را که در 1308ش در روزنامۀ عرفان* اصفهان آغاز کرده بود، با همکاری با نشریاتی از قبیل شفق سرخ و ایران ادامه داد؛ مدتی نیز مدیر مجلۀ تعلیم و تربیت بود. او در 1321ش هفتهنامۀ صبا را تأسیس کرد که تا 1330ش منتشر میشد.4 صبا، به لحاظ حرفهای، نشریهای موفق بود که نویسندگان و مترجمان مشهوری با آن همکاری میکردند و در آن زمان تنها مجلهای بود که هیئت تحریریۀ آن به طور منظم جلسه تشکیل میداد.5
پاینده مترجم و نویسندهای پرکار بود. تسلط او بر زبان و ادب فارسی و عربی، و آشنایی با انگلیسی و فرانسه و تجربۀ ممتد در روزنامهنگاری، نثری روان و بیغلط به او بخشیده بود. از میان آثارش، اهمیت کار پاینده بیشتر در ترجمههای فصیح و جذابی است که از عربی بهعمل آورده و نثر آنها، در عین امروزین بودن، یادآور فخامت متون کهن فارسی است. ترجمۀ او از قرآن، که اولین بار در 1336ش منتشر شد و نقطۀ عطفی در ترجمههای معاصر قرآن است، همچنان موفق و ممتاز به شمار میآید و میتوان آن را مهمترین اثر پاینده دانست. مزیت عمدۀ این ترجمه سادگی و روانی آن است. مترجم، بیآنکه برای توضیح بیشتر، جز در موارد بسیار نادر، چیزی بر متن بیفزاید، معانی را به فارسی درست و روان بیان میکند، و این کاری است که بسیاری از مترجمان مقدم بر او بر آن دست نیافتهاند.6 مقدمۀ مفصل پاینده بر این ترجمه نیز تحسین بسیار برانگیخت و صاحبنظران آن را اثری ماندنی در تاریخ نثر فصیح فارسی میدانند.7 پاینده در این مقدمه، پس از بیان نحوۀ آشنایی خود با قرآن و آرزوی سیسالهاش در ترجمۀ آن، بهاجمال، سرگذشت اسلام و پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله را مرور میکند، سپس بخش عمدۀ مقدمه را به مباحث قرآنی اختصاص میدهد و در پایان به مشکلات ترجمۀ قرآن و نقد ترجمۀ مشهور مهدی الهی قمشهای* ـ البته بدون ذکر نام ـ میپردازد و دربارۀ ترجمه خود توضیحاتی میدهد. با اینهمه، نباید از ایرادهایی که بر برخی از ترجمههای پاینده وارد کردهاند غافل بود. از آن میان، سلسله نقدهای محمد فرزان (متوفی 1349ش) بر ترجمۀ قرآن پاینده معروف است؛ گو اینکه اولین نقد منتشر شده بر این ترجمه به قلم مرتضی مطهری بود.8
پاینده در ادبیات داستانی نیز بینام نیست؛ او مجموعههایی از داستان کوتاه و داستانهایی بلند منتشر کرد. وی در داستان نویسی پیرو محمدعلی جمالزاده* به شمار میآید و خاطرات دوران کودکی، انتقاد از فساد دستگاه اداری و توجه به جنبههای مُضحک زندگی روستایی، در داستانهایش جایگاهی خاص دارد. اگر چه داستانهای پاینده از نظر فنی و ساختار هنری ضعیف دانسته شده، مضامین انتخابی وی و نثر زیبا و آراستهاش که گاه به طنز میگراید، به داستانهای او اصالتی درخور میبخشد.9
پاینده مشاغل دولتی هم داشت و، بهویژه در سالهای پس از شهریور 1320، به سیاست بیتوجه نبود؛ چنانکه صبا نشریهای دستراستی محسوب میشد. او پس از اقامت در تهران در وزارت پست و تلگراف و تلفن استخدام شد و سپس خود را به وزارت معارف و اوقاف و صنایع مُستظرفه منتقل کرد. مدتی دبیر فرهنگستان ایران بود و در 1326ش به ریاست ادارۀ تبلیغات منصوب شد. همچنین، در دورۀ دوم مجلس مؤسسان و دورههای بیستویکم و بیستودوم مجلس شورای ملی نمایندۀ نجفآباد بود.10
پاینده در سالهای آخر حیات انزوا گزیده بود و تمام وقتش را به تحقیق و تألیف و ترجمه میگذراند. او در 18 مرداد 1363 درگذشت.11 مدفن وی در قبرستان ابنبابویه در تهران است.
از پاینده حدود چهل اثر منتشر شده است. برخی از ترجمههای او عبارتاند از: در آغوش خوشبختی و در جستجوی خوشبختی، هر دو از لرد آویبوری؛i اسرار نیکبختی، از اوریزان اسوت ماردن،ii زندگانی محمد، از محمدحسین هیکل؛ تاریخ سیاسی اسلام، از حسن ابراهیم حسن (سه جلد اول؛ ترجمۀ جلد چهارم به قلم عبدالحسین بینش)؛ نهجالفصاحه، کلمات قصار حضرت رسول(ص)؛ تاریخ عرب، از فیلیپ حِتّی؛ مُروج الذّهب مسعودی، در دو جلد؛ التنبیه و الاشراف مسعودی؛ تاریخ طبری یا تاریخ الرسل و الملوک، در شانزده جلد؛ تمدن اسلامی، بخشی از تاریخ تمدن ویل دورانت؛ و سیر تکامل عقل نوین، از جان هرمن رندال.iii از داستانهای پاینده میتوان قاتل، در سینمای زندگی، دفاع از ملانصرالدین، و مردهکشان جوزان را نام برد. از آثار او، دستور نوشتن و علی اَبَر مرد تاریخ نیز یادکردنی است.12 به نقل بهزادی13 از کارهای ارزندۀ پاینده یافتن ریشۀ سه هزار واژۀ فارسی ساسانی است که بعد از اسلام داخل زبان عربی شد. از این تحقیق در جای دیگری یاد نشده است.
/مالک حسینی/
منابع
بهزادی، علی، شبهخاطرات، تهران: زرین، 1375ش.
ذکاوتی قراگزلو، علیرضا، «در حاشیۀ ترجمۀ قرآن ابوالقاسم پاینده»، بینات، سال 8، ش 1، بهار1380.
زرینکوب، عبدالحسین، «[درباره] قرآن مجید با ترجمۀ فارسی [و مقدمۀ] ابوالقاسم پاینده»، سخن، دورۀ 8، ش 2،اردیبهشت 1336.
عابدینی، حسن، صد سال داستاننویسی در ایران ، تهران: نشر تندر، 1366ـ 1368 ش.
عابدینی، حسن، فرهنگ داستاننویسان ایران ، تهران: تهران دبیران، 1369 ش.
فرزان، محمد، مقالات فرزان، چاپ احمد ادارهچی گیلانی، تهران: حیدری، 1356 ش.
کسمائی، علیاکبر، برخی از نویسندگان پیشگام در داستاننویسی امروز ایران، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، 1363 ش.
مشار، خانبابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی از آغاز چاپ تا کنون، تهران: ]بی نا.[،1340- 1344ش.
نصیری، مصطفی، «ابوالقاسم پاینده»، آینده، سال 12، ش 7 و 8، مهر و آبان 1365.
یزدانی نجفآبادی، علی، دیباچۀ دیارنون: نگرشی بر بنیادهای تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی همراه با شرحی بر احوال رجال شهرستان نجفآباد، نجفآباد: بهار آزادی، 1372 ش.
- این مقاله قبلاً در دانشنامۀ جهان اسلام، جلد 5، ص502- 503 چاپ شده و در دانشنامۀ اصفهان با افزودهای جزئی به توسط مؤلف منتشر شده است.[↩]
- مشار، ج1، ستون 232؛ یزدانی نجفآبادی، ص154؛ مقایسه کنید با: بهزادی، ص131، که سال تولد پاینده را 1292ش و زادگاهش را روستای جوزانِ نجفآباد میداند؛ و نشر دانش ، سال 4، ش 5، مرداد و شهریور1363، ص 102، که دربارۀ سال تولد او بین 1290 و 1287ش مردّد است.[↩]
- مقایسه کنید با: نشر دانش ، همانجا: 1312ش.[↩]
- مشار، ج1، ستون 232؛ یزدانی نجفآبادی، ص154؛ مقایسه کنید با: بهزادی، ص 132، که سال انتشار صبا را 1324ش ذکر میکند.[↩]
- بهزادی، همانجا؛ برای آگاهی از نحوة «سقوط» صبا و تعطیلی آن نگاه کنید به: همان، ص134ـ137.[↩]
- زرینکوب، ص202.[↩]
- بهزادی، ص139.[↩]
- نگاه کنید به: یغما، سال 11، ش2، اردیبهشت 1337؛ برای نقدهای فرزان نگاه کنید به: همان، سال 11، ش10، دی 1337، ش11، بهمن 1337، ش12، اسفند 1337، سال 12، ش1، فروردین 1338، ش3، خرداد 1338، ش 6، شهریور 1338، ش 7، مهر 1338؛ نیز نگاه کنید به: فرزان، ص 344ـ422؛ برای نقدهایی دیگر نگاه کنید به: راهنمای کتاب، سال 4، ش5 و 6، مرداد و شهریور 1340، ش 11 و 12، بهمن و اسفند 1340؛ یغما، سال 14، ش 9، آذر 1340؛ برای دو تحلیل متفاوت از چاپ نقدهای فرزان در یغما نگاه کنید به: نصیری، ص 481؛ بهزادی، ص 139؛ برای نقدی نسبتاً متأخر نگاه کنید به: ذکاوتی قراگزلو، ص 96-101.[↩]
- برای تحلیل داستانهای پاینده نگاه کنید به: عابدینی، 1369 ش، ص 48؛ همو، 1366ـ 1368 ش، ج 1 و 2، جاهای متعدد؛ کسمائی، ص 154ـ177؛ بهزادی، ص 138.[↩]
- مشار، ج1، ستون232؛ یزدانی نجفآبادی، ص154؛ بهزادی، ص132.[↩]
- بهزادی، ص140؛ آینده، سال 10، ش 10 و 11، دی و بهمن 1363، ص 758ـ759؛ مقایسه کنید با: نشر دانش، سال 4، ش5، ص102: 17 شهریور 1363.[↩]
- برای آگاهی از دیگر آثار پاینده نگاه کنید به: آینده، همانجا؛ نشر دانش ، همانجا؛ یزدانی نجفآبادی، ص 155؛ مشار، ج 1، ستون 233ـ234.[↩]
- بهزادی، ص140.[↩]