واحد العین اصفهانی، ملّااسماعیل، حکیم و مدرّس فلسفه در قرن سیزدهم.1
تاریخ ولادت وى معلوم نیست و در تذکرهها دربارۀ احوال و زندگىاش مطالب کمى گزارش شده است. پدرش ملا محمد سمیع بود که از گزارشها برمیآید که او نیز از اعلام و علمای عصر خود بوده است.2 ملّااسماعیل چون از یک چشم نابینا بود، به واحدالعین ملقّب شد.3 حاجملّاهادى سبزوارى (متوفى 1289) او را ذوالعُیون4 یعنی صاحب چشمها یا ذوالعَینَین یعنی صاحب دو چشم نامیده؛ زیرا به نظر وى، ملّااسماعیل در علوم معقول و منقول چشمانى بازداشته است.5 به گزارش همایی ملاّاسمعیل ساکن محله درکوشک اصفهان بوده است و از همین رو گاهی او را درکوشکی یا درب کوشکی نیز خواندهاند. اما مشهور همان ملّااسماعیل اصفهانی است.6
ملّااسماعیل در فلسفه و حکمت شاگرد ملّاعلى نورى (متوفى 1246) بود و حتى وقتى استادِ مسلّم فلسفه شد، پس از جلسات درسِ خود باز هم به همراه شاگردانش در درس ملّاعلى نورى حاضر مىشد.7 او همچنین معاصر شیخاحمد اَحسایى بود. به گزارش تنکابنى، یکبار در مجلس احسایى حاضر شد و در مناظرهاى بر او غالب شد.8 وى استاد بسیارى از حکیمان و عالِمان زمان خود بود، از جمله ملّاهادى سبزوارى، میرزارفیعا قزوینى (جَد سیدابوالحسن قزوینى)، سیدعلى حکیم و هدایتالله بسطامى.9 شاگردان ملّااسماعیل مجلسِ درس فلسفۀ او را نسبت به درس ملّاعلى نورى ترجیح مىدادند، زیرا ملّااسماعیل داراى صراحت گفتار و حُسن تقریر بود و براى تفهیم و اقناع شاگردان از بیان اشعار و تطبیق مطالب با آیات و اخبار نیز استفاده مىکرد؛ در حالى که ملّاعلى نورى بهویژه در اواخر عمرش در درس فلسفه بیشتر احتیاط و از بیان صریح مباحث خوددارى مىکرد.10
گفتنى است که چند حکیم دیگر با نام ملااسماعیل، معاصر واحدالعین بوده اند که گاهی به سبب مشابهت در نام و شهرت اشتباهاتی دربارۀ آنها رخ داده است؛ برای نمونه ملااسماعیل حکیم، مدرس فلسفه و مشهور به درکوشکی که خود از شاگردان واحدالعین بوده است در برخی منابع متأخر با واحدالعین خلط شده است.11 این خلط گاهی منجر به کاربست لقب درکوشکی (یا درب کوشکی) برای واحد العین نیز شده است؛12 در حالی که واحد العین به اصفهانی و حکیم مشهور بوده است و نه به درکوشکی. در تمایز این دو نفر باید توجه داشت که ملّااسماعیل حکیم درکوشکی؛ فرزند محمدجعفر و متوفی 1304 و مدفون در تخت فولاد (نزدیک قبر ملّااسماعیل خواجویی و علی اکبر اژهای) است و از شاگردان او سیدابوالقاسم دهکردى، ملاّمحمد کاشانی و جهانگیرخان قشقایى نام برده شدهاند.13
درباره تاریخ وفات ملّااسماعیل واحد العین، گزارشهاى متعدّدى نقل شده است. برخى وفات او را بعد از وفات ملّاعلى نورى، در 1271 یا 1277 یا 1281 گزارش کردهاند؛14 اما این گزارشها مبتنى بر حدس و احتمال است و سند قطعى ندارد.15 سیدجلال آشتیانى نیز، گویا با استناد به نقل داماد سبزوارى و نیز به گواهى استادان خود مبنى بر حضور ملّااسماعیل در تهران در زمان حیات ملّاعبدالله زُنوزى (متوفى 1257)، بر این باور است که ملّااسماعیل قطعاً تا 1267 زنده بوده است.16 با این حال، جلالالدین همائی با انجام پژوهشی در این رابطه، تاریخ وفات او را 1243 میداند.17 شاهد او برای این ادّعا، قولِ ملّاهادی سبزواری است که در زندگینامۀ خود بیان میکند که پس از وفات ملّااسماعیل، حدود سه سال نزد ملّاعلى نورى حکمت آموخته است.18 در برگ آخر نسخۀ خطّی شمارۀ 1245 کتابخانۀ مجلس زمان درگذشت ملّااسماعیل واحدالعین محرمالحرام سال 1242 ذکر شده است.19 با توجّه به مجموع شواهد و موارد فوق، به نظر میرسد سال وفات ملّااسماعیل واحدالعین را میتوان بهدرستی 1242 دانست.20
ملّااسماعیل تعلیقاتى بر آثار مهم فلسفى و کلامى نوشته است؛ از این جمله است: تعلیقاتى بر الاسفار الاربعة21 و مَشاعر22 و شوارقالالهام.23 تعلیقاتى نیز با نام ملّااسماعیل اصفهانى بر حواشى جمالالدین خوانسارى بر حاشیۀ خفرى به وى منتسب است.24 ملّااسماعیل واحدالعین شرحى نیز بر الحکمة العرشیة ملّاصدرا نوشت که در ضمنِ چاپ سنگى اسرارالآیات25 ملّاصدرا چاپ شد. شرح الحکمة العرشیة به صورت مستقل به همراه تعلیقات ملّاعلی نوری و نیز با تصحیح محمد مسعود خداوردی و احسان کردی اردکانی منتشر شده است.26 او در این شرح به اشکالات احسایى پاسخ داده و غالب اشکالات وى را ناشى از اشتباه در فهم معانى دانسته است. واحدالعین در این اثر با دلایل عقلى و نقلى مراد مصنّف را توضیح داده است. چند رسالۀ عرفانى و فلسفى به فارسى با عنوان وحدةالوجود، جبل قاف و نومالملائکة نیز به ملّااسماعیل منسوب است.27
/ طیّبه کرمى /
منابع
آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت: دارالاضواء، 1403/1983.
آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعة: الکرام البررة، قسم 1-2، مشهد: دار المرتضی ، 1404.
اثرآفرینان: زندگینامۀ نامآوران فرهنگى ایران، از آغاز تا سال 1300 هجرى شمسى، زیر نظر کمال حاج سید جوادی و عبدالحسین نوایی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، 1377ش.
ایزوتسو، توشیهیکو، بنیاد حکمت سبزوارى، یا، تحلیلى تازه از فلسفۀ حاج ملاهادى سبزوارى، ترجمۀ جلالالدین مجتبوى، تهران: مؤسسۀ مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، 1359ش.
تابنده، سلطان حسین، نابغۀ علم و عرفان در قرن چهاردهم، شرححال مرحوم حاج ملا سلطانمحمد گنابادى: سلطانعلیشاه، تهران: حقیقت، 1350ش.
تنکابنى، محمدبن سلیمان ، قصصالعلماء، چاپ سنگى [تهران]04 13.
حسینىاشکورى، احمد، تراجمالرجال، قم: دلیل ما، 1422.
خواجوئی،اسماعیل، مفتاح الفلاح و مصباح النجاح فی شرح دعاء الصباح، نسخۀ خطی کتابخانۀ مجلس، ش 1245.
دهکردى، ابوالقاسم، منبرالوسیله در تعلیم و تربیت و اخلاق، چاپ مجید جلالىدهکردى، ج 1، قم: بوستان کتاب، 1382ش.
رضانژاد، غلامحسین، حکمتنامه، یا، شرح کبیر بر متن و شرح و حواشى منظومۀ حکمت حکیم و فیلسوف قرن سیزدهم هجرى حاجملاهادى سبزوارى «اسرار»، تهران: الزهراء، 1380ش.
سبزوارى، هادىبن مهدى، رسائل حکیم سبزوارى،چاپ جلالالدین آشتیانى، تهران: اسوه، 1370ش.
سبزوارى، هادىبن مهدى، شرحالمنظومة، چاپ حسن حسنزادهآملى، تهران: نشر ناب، 1416-1422.
صدرالدین شیرازى (ملاصدرا)، محمدبن ابراهیم، اسرار الآیات، چاپ احمد شیرازی، چاپ سنگی تهران 1319.
صدرالدین شیرازى (ملاصدرا)، محمدبن ابراهیم، الحکمةالمتعالیة فى الاسفار العقلیةالاربعة، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1410/1990.
صدرالدین شیرازى (ملاصدرا)، محمدبن ابراهیم، الشواهدالربوبیة فى المناهج السلوکیة، با حواشى ملاهادى سبزوارى،چاپ جلالالدین آشتیانى، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1360ش.
صدوقىسها، منوچهر، تاریخ حکماء و عرفاى متأخر، تهران: حکمت، 1381ش.
لاهیجى، عبدالرزاق بن على، شوارقالالهام فى شرح تجریدالکلام، چاپ سنگى تهران1306.
لاهیجى، محمدجعفربن محمدصادق، شرح رسالة المشاعر ملاصدرا، چاپ جلالالدین آشتیانى، قم: بوستان کتاب، 1386ش.
مدرس تبریزى، محمدعلى، ریحانةالادب، تهران: خیام، 1374ش.
معلم حبیب آبادی، محمد علی، مکارم الآثار، ج6، اصفهان: انجمن کتابخانه های عمومی اصفهان، 1364ش.
مهدوى، مصلحالدین، تذکرةالقبور، یا، دانشمندان و بزرگان اصفهان، اصفهان: ثقفی، 1348ش.
واحدالعین، اسماعیل، شرح الحکمة العرشیة، مع تعلیقات علی نوری، چاپ محمدمسعود خداوردی، تهران: مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، 1391ش.
همایى، جلالالدین، «ملااسماعیل اصفهانى حکیم»، فرهنگ ایران زمین، ج 21، 1354ش.
همایی، جلالالدین، تاریخ اصفهان (رجال و دانشمندان)، چاپ ماهدختبانو همایی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1396ش.
- این مقاله قبلا در دانشنامه جهان اسلام با عنوان درب کوشکی اصفهانی، ملااسماعیل در ج ۱۷، ص۴۷۳- ۴۷۴ چاپ شده و در دانشنامه اصفهان با بازنگری و اصلاحاتی منتشر شده است.[↩]
- نگاه کنید به: معلم حبیب آبادی، ج6، ص 2152، پانویس روضاتی.[↩]
- صدوقىسها، ص 148.[↩]
- نگاه کنید به: تابنده، ص 25.[↩]
- نگاه کنید به: رضانژاد، ج 1، ص 16.[↩]
- همایی، 1354ش، ص125[↩]
- سبزوارى، 1370ش، مقدمۀ آشتیانى، ص 117.[↩]
- تنکابنی، ص 20.[↩]
- آقابزرگ طهرانى، 1404، قسم 1، ص140؛ صدرالدین شیرازى، 1360ش، مقدمۀ آشتیانى، ص صدوشانزده و پانویس 2، ص صدوبیستوپنج.[↩]
- همائى، 1354ش، ص 132؛ صدرالدین شیرازى، 1360ش، همان مقدمه، ص صدوپانزده.[↩]
- نگاه کنید به: سبزوارى، 1416-1422، ج 2، مقدمۀ مسعود طالبى، ص 4؛ نیز برای گزارش این اشتباه نگاه کنید به صدوقی سها، ص147-150.[↩]
- نگاه کنید به: سبزواری، 1370، مقدمۀ آشتیانی، ص 65.[↩]
- دهکردى، ج 1، ص 21؛ همایی، 1396ش،ج1، ص 431-432.[↩]
- نگاه کنید به: آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 6، ص20، 200؛ مهدوى، ص 138؛ مدرس تبریزى، ج 6، ص 285؛ سبزوارى، 1370ش، همان مقدمه، ص 116؛ سبزواری، 1416-1422، همانجا؛ اثرآفرینان، ج1، ص257.[↩]
- معلم حبیبآبادى، ج 6، ص 2153، پانویس.[↩]
- نگاه کنید به: سبزوارى، 1370ش، همان مقدمه، ص 117-118 و پانویس؛ ایزوتسو، مقدمه، ص بیستوپنج.[↩]
- همائی، 1354ش، ص 132.[↩]
- همائی، 1354ش، ص 127؛ نیزنگاه کنید به: ایزوتسو، مقدمه، ص بیستودو.[↩]
- خواجوئی، گ 209. گفتنی است که این سند درواقع نسخهای از مفتاح الفلاح و مصباح النجاح فی شرح دعاء الصباح ملّااسماعیل خواجوئی (متوفی 1173) است. کاتبِ این قول، نام مؤلف این شرح را «ملّااسماعیل واحدالعین خواجوئی اصفهانی» ذکر کرده است. با توجّه قطعی بودن انتساب شرح دعای صباح به ملّااسماعیل خواجوئی و وفات او در 1173، میتوان ادّعا نمود که کاتب این قولْ ملّااسماعیل واحدالعین را با ملّااسماعیل خواجوئی اشتباه کرده است، و تاریخ ذکر شده در انتهای این نسخه درواقع سال وفات ملّااسماعیل واحدالعین است.[↩]
- برای ملاحظۀ بحثی در این باره نگاه کنید به: واحدالعین ، مقدمۀ خداوردی، ص سی- سی و دو.[↩]
- براى نمونه نگاه کنید به: صدرالدین شیرازى، 1410، سفر2، ج 1، ص20، 32، سفر2، ج 2، ص112- 113.[↩]
- برای نمونه نگاه کنید به: محمدجعفر لاهیجى، ص 12، 15، 17.[↩]
- برای نمونه نگاه کنید به: عبدالرزاق لاهیجى، ج 1، ص 3، 9، 12-13[↩]
- همائى، 1354ش، ص 132.[↩]
- صدرالدین شیرازى، 1319، ص30-64، 93-120.[↩]
- شرح حکمة العرشیه، چاپ محمد مسعود خداوردی، تهران: مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران 1391؛ چاپ احسان کردی اردکانی، تهران: حکمت 1400.[↩]
- حسینىاشکورى، ج 1، ص 162.[↩]