نُخُودَکی اصفهانی، حسنعلی، عالم و عارف امامیِ اصفهانی در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری (1241ش-1321ش).
او در 1279ق/1241ش در اصفهان به دنیا آمد. اواخر عمر در نخودک، روستایی نزدیک مشهد، زندگی میکرد؛ به همین سبب به نخودکی مشهور شد.1 پدر حسنعلی، علیاکبر مقدادی، از کاسبان اصفهان و متصف به زهد و پارسایی2 بود و از مریدان محمدصادق تخت پولادی* (متوفی 1290)، از مشایخ طریقت چَشتیه و مشهور به استجابت دعا و اهل کرامت.3 پدرش حسنعلی را نزد مرشد خود برد و از او خواست تربیت و مراقبت از پسر را بر عهده بگیرد. نخودکی از هفتسالگی تا یازدهسالگی زیر نظر تخت پولادی به ریاضتهای شرعی مشغول بود4 و پس از درگذشت او، سه سال دیگر نیز به ریاضت پرداخت؛ چنانکه شبها تا صبح بیدار میماند و هر روز روزه میگرفت. سپس برای بهرهمند شدن از محضر سید جعفر حسینی قزوینی که ظاهراً مجذوب سالک بود، به قُمشِه* (شهرضا*) رفت.5
نخودکی علاوهبر ریاضت و تهذیب نفس، به تحصیل علوم دینی میپرداخت. در نوجوانی، مقداری از علوم مقدماتی را از پدرش آموخت. سپس منطق، حکمت، فقه و اصول را نزد استادان مشهور حوزۀ علمیۀ اصفهان، مانند جهانگیرخان قشقایی* و آخوند ملامحمد کاشی*، فراگرفت. همچنین تفسیر قرآن را نزد سید سینا، فرزند سید جعفر کشفی، آموخت.6
نخودکی در 1303ق به مشهد رفت و حدود یک سال در یکی از حجرههای فوقانی صحن عتیق حرم امام رضا علیهالسلام مشغول ریاضت شد. پس از مدتی، نخودکی به اصفهان بازگشت و در 1304 به نجف رفت و تا 1311/1272ش در کلاسهای درس خارج فقه و اصول استادان حوزۀ علمیۀ نجف، مانند میرزا حبیبالله رشتی، سید محمد فشارکی اصفهانی، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، محمدحسن مامقانی و ملااسماعیل قرهباغی، شرکت کرد.7 در همین شهر با سید مرتضی کشمیری، عالم و زاهد مشهور، ملاقات کرد و در تهذیب نفس از راهنماییهای او بهرهمند شد.8
نخودکی به مشهد بازگشت و تا سال 1314/1275ش در کنار ریاضتهای شرعی، از درس استادانی مانند محمدعلی خراسانی (مشهور به حاجی فاضل)، سید علی حائری یزدی، حاج آقا حسین قمی و عبدالرحمن مدرس بهره برد.9 سال 1319 به شیراز رفت و کتاب قانون را نزد میرزا جعفر طبیب مطالعه کرد.10 رمضان همان سال، از راه دریا برای انجام حج عازم مکه شد.11 سال 1329/1290ش پس از چند سال اقامت در اصفهان، به مشهد بازگشت و تا پایان عمر مجاور حرم امام هشتم شیعیان بود.12
نخودکی اصفهانی بیشتر اوقاتش را به عبادت، ریاضت، اعتکاف و زیارت قبور مشایخ تصوف، مانند ابوعلی فارمَذی، محمد کارَندِهی (مشهور به پیر پالاندوز) و محمد مؤمن، گذراند. گاهی ساعتها مشغول خواندن اذکار، ادعیه و نمازهای مستحبی بود. البته بخشی از زمانش را به تدریس اختصاص داده بود و کتابهایی مانند شرح لمعه، معالمالدین و خلاصة الحساب را آموزش میداد و در علوم غریبه نیز شاگردانی داشت.13 پاسخگویی به حاجتمندان و توصیۀ دعا و دوا به گرفتاران و بیماران از دیگر اشتغالات او بود.14در این دوره از حیاتش، نخودکی اصفهانی را با نام «حاج شیخ» میشناختند؛ این لقب منحصر به او بود.15 گفته شده او با لقب طریقتی «بندهعلی» شیخ یا قطب طریقت چَشتیه بود ولی ظاهراً کسی را به این طریقت دعوت نکرده است.16 همچنین در مشهد به دراویش خاکساریه علاقه داشت و بیشتر شبهای جمعه به تکیۀ گنبد سبز، محل اجتماع خاکساریان، میرفت و با آنها معاشرت میکرد.17
نخودکی اصفهانی در برخی نامههایش اشاره کرده است که درحالحاضر عارفی کامل و استادی توانا برای دستگیری از سالکان وجود ندارد. خودش نیز با اقرار به نقائصاش، توصیههایی به طالبان میکرد و پیشنهاد میداد تا یافتن عارفی کامل بر آنها مداومت کنند.18 اساس دستورات سلوکی نخودکی اهتمام فراوان به رعایت دستورات شرع و توجه به اعمالی مانند بیداری در سحرگاه، حلالخوری، برپایی نمازهای واجب در اول وقت با حضور قلب تمام بود.19 تصوف، از نظر او، طریق وصول الی الله بود و اعتقاد داشت تصوف مخصوص اسلام نیست و در همۀ ادیان وجود دارد ولی صورت کامل آن در اسلام به ظهور رسیده است. در نظر او، ظاهر تصوف شریعت اسلام و باطن آن اتصال به ولایت علی بن ابیطالب و جانشینان وی علیهمالسلام است؛ بنابراین «قطب» باید رشتۀ اجازهاش به ایشان متصل شود تا شایستگی راهنمایی طالبان را داشته باشد، در غیر این صورت، از اسلام و تصوف دور است، اگرچه ظاهر اعمالش با شرع نبوی مطابقت داشته باشد.20
نخودکی اصفهانی 17 شعبان 1361/8 شهریور 1321 درگذشت و در صحن عتیق حرم امام رضا علیهالسلام به خاک سپرده شد.21 حکایتهای شگفتانگیز و کرامتهای زیادی از او نقل شده است.22 از میان مریدان و شاگردان او، میتوان به چند شخصیت ممتاز اشاره کرد: علی مقدادی اصفهانی (فرزندش)، عبدالنبی خراسانی، ذبیحالله امیر شهیدی، محمدحسین خراسانی، محمود حلبی، محمدعلی روشن، محمد احمدآبادی (مشهور به طبیبزاده)، سید علی رضوی و ابوالحسن حافظیان.23 سید شهابالدین مرعشی نجفی و شیخ غلامرضا عرفانیان یزدی نیز از او اجازۀ نقل حدیث داشتند.24
آثار نخودکی اصفهانی را فرزندش، مقدادی اصفهانی، در کتابی به نام نشان از بینشانها در دو مجلد منتشر کرده که دارای بخشهای مختلفی است: تعلیقهای بر کتاب تذکرة المتقین اثر محمد بهاری همدانی، نامههایی به برخی مریدان، تقریر پارهای از مجالس وی و رسالههایی با موضوعات عرفانی و اخلاقی مانند توحید، ولایت و محبت اهل بیت علیهمالسلام، عشق و محبت، زهد و پارسایی، حقوق مسلمانان بر یکدیگر، دعا و شرایط استجابت آن و اخلاص.25 نخودکی در 1315ش کتاب ارشاد البیان یا بیان الارشاد منسوب به عطار نیشابوری و سال بعد اسرار نامۀ عطار را در تهران منتشر کرد. همچنین کتاب ترجمة الصلاة اثر ملا محسن فیض کاشانی را همراه تأویلاتی از خودش دربارۀ نماز تدوین کرد.26 حسنعلی نخودکی طبع شعر نیز داشت و ابیاتی هم از او نقل شده است.27
/شهرام صحرائی/
منابع
آشتیانی،جلالالدین، در حکمت و معرفت: مجموعۀ مقالهها و مصاحبههای حکمی معرفتی استاد سید جلالالدین آشتیانی(ره)، به کوشش حسن جمشیدی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، 1385ش.
آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعة،چاپ علینقی منزوی و احمد منزوی، بیروت: دارالاضواء، 1403/1983.
ابطحی، حسن، پرواز روح، قم: نشر حاذق، 1376ش.
ابن بابویه، فضائل الاشهر الثلاثة، چاپ غلامرضا عرفانیان، بیروت: دارالمحجة البیضاء،1412/1992.
امامی خوئی، محمدامین، مرآة الشرق: موسوعة تراجم اعلام الشیعة الامامیة فی القرنی الثالث عشر و الرابع عشر، چاپ علی صدرائی خوئی، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، 1385ش.
امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، [نجف: بی نا.]، 1413/1992.
بلاغی، عبدالحجت، کتاب مقالات الحنفاء فی مقامات شمس العرفاء ، تهران: چاپخانۀ مظاهری، 1327ش.
حافظیان، ابوالحسن، شرح و تفسیر لوح محفوظ، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1375ش.
حجت هاشمی خراسانی، علی، کتاب مرآة الحجة: ترجمۀ زندگانی حجت هاشمی خراسانی، مشهد: چاپخانۀ خراسان، 1400.
شریف رازی، محمد، گنجینۀ دانشمندان، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1352- 1370ش.
عُمَری، علی بن محمد، المجدی فی انساب الطالبیین، چاپ احمد مهدوی دامغانی، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی،1409.
کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، چاپ غلامرضا عرفانیان، قم: مطبعة العلمیة، 1399.
مدرس، عبدالرحمان بن نصرالله، تاریخ علماء خراسان، چاپ محمدباقر ساعدی خراسانی، مشهد: دیانت، 1341ش.
مدرس گیلانی، مرتضی، منتخب معجم الحکماء، چاپ منوچهر صدوقیسها، تهران: موسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، 1384ش.
مدرسی چهاردهی، نورالدین، سلسلههای صوفیۀ ایران، [تهران]: بتونک، 1360ش.
مرعشی، محمود، المسلسلات فی الاجازات، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، 1416.
مهدوی، مصلحالدین، تذکرة القبور،یا، دانشمندان و بزرگان اصفهان، اصفهان: ثقفی، 1348ش.
نخودکی اصفهانی، حسنعلی، نشان از بینشانها: شرح حال و کرامات و مقالات و طریقۀ سیر و سلوک عرفانی عارف ربانی و مقتدای اهل نظر مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی، تألیف علی مقدادی اصفهانی، تهران: جمهوری،1380ش.
همایی، جلالالدین، تاریخ اصفهان: مجلد ابنیه و عمارات، فصل تکایا و مقابر، به کوشش ماهدخت بانو همایی، تهران: هما، 1381ش.
- نخودکی اصفهانی، ج1، ص14 – 15، ص80 – 81، پانویس 1؛ آشتیانی، ص136.[↩]
- امامی خوئی، ج2، ص965؛ نخودکی اصفهانی، ج1، ص14؛ مقایسه کنید با: شریف رازی، ج7، ص111؛ مرعشی، ج2، ص307؛ امینی، ج3، ص1228، که از پدر نخودکی با عنوان آخوند و ملا یاد کردهاند.[↩]
- نخودکی اصفهانی، ج1، ص14؛ همایی، ص121؛ مدرسی چهاردهی، ص182؛ مقایسه کنید با: مدرسی چهاردهی، همانجا، که بهجای محمدصادق تخت پولادی، محمدصادق اصفهانی رنگرز نوشته است.[↩]
- نگاه کنید به: نخودکی اصفهانی، ج 1، ص 15 -16.[↩]
- نخودکی اصفهانی، ج 1، ص 15 -16، 18؛ شریف رازی، ج 7، ص 112؛ مقایسه کنید با: مهدوی، ص 184، که نخودکی را از مریدان محمدجواد سرجوئی بیدآبادی دانسته است؛ نیز مقایسه کنید با: بلاغی، ص217، که او را از مریدان عارفی به نام رستم از سلسلۀ نعمتاللهی خوانده است.[↩]
- نگاه کنید به: امامی خوئی،ج2، ص965؛ نخودکی اصفهانی، ج 1، ص 16 -17؛ شریف رازی، ج 7، ص 111؛ مرعشی، ج2، ص307.[↩]
- نگاه کنید به: نخودکی اصفهانی، ج 1، ص 17، 20 -21؛ امینی، ج3، ص1228؛ مرعشی، ج2، ص307.[↩]
- نگاه کنید به: نخودکی اصفهانی، ج1، ص17.[↩]
- نگاه کنید به: همان، ج 1، ص 17 – 18، ج 2، ص 37.[↩]
- نگاه کنید به: همان، ج 1، ص 22 -23.[↩]
- نگاه کنید به: همان، ج 1، ص 23، 102 – 103.[↩]
- نگاه کنید به: همان، ج 1، ص 23 -24.[↩]
- نگاه کنید به: ابطحی، ص243 -244.[↩]
- نگاه کنید به: مدرس، ص 252 -253؛ شریف رازی، ج 7، ص 112 -113؛ نخودکی اصفهانی، ج 1، ص 24 – 25، 28؛ آشتیانی، ص 136؛ مرعشی، ج2، ص307.[↩]
- نگاه کنید به: عُمَری، ص 93، پانویس.[↩]
- نگاه کنید به: مدرسی چهاردهی، ص 182؛ آشتیانی، ص 137؛ مقایسه کنید با: بلاغی، ص217، که بنا به نقلی او را از فقرای ذهبیه دانسته است.[↩]
- مدرسی چهاردهی، ص182؛ نخودکی اصفهانی، ج 1، ص 25.[↩]
- نگاه کنید به: نخودکی اصفهانی، ج 1، ص 134، 137، 139 – 140، 142، 144 ـ 146، 153.[↩]
- برای نمونه نگاه کنید به: همان، ج 1، ص 141، 145، 147 – 148.[↩]
- همان، ج1،ص256ـ266.[↩]
- نخودکی اصفهانی، ج 1، ص 34 -35؛ شریف رازی، ج 7، ص 112؛ امینی، ج 3، ص 1228 -1229؛ مقایسه کنید با: بلاغی، ص 217، که به اشتباه درگذشت وی را 1365 نوشته است.[↩]
- مدرس، ص252-253؛ امینی، ج 3، ص 1229؛ آشتیانی، ص 137؛حجت هاشمی خراسانی، ص 11؛ برای نمونه نگاه کنید به:نخودکی اصفهانی، ج 1، ص 49 به بعد.[↩]
- نگاه کنید به: بلاغی، ص 217، 220- 221؛ نخودکی اصفهانی، ج 1، ص 107؛ ابنبابویه، مقدمۀ عرفانیان، ص 150؛ حجت هاشمی خراسانی، ص 3، 11، 33؛ مدرس گیلانی، حاشیۀ صدوقیسها، ص 25 -26.[↩]
- نگاه کنید به: حافظیان، مقدمۀ حکیمی، ص 13؛ ابطحی، ص 243 – 244؛ کوفی اهوازی، مقدمۀ عرفانیان، ص 42؛ مرعشی، ج2،ص 307.[↩]
- نگاه کنید به: نخودکی اصفهانی، ج1، ص117ـ166، 168ـ 493، 504ـ 593.[↩]
- آقابزرگ طهرانی، ج 9، قسم 3، ص730 ، ج 11، ص 57؛ مدرس، ص252-253؛ مهدوی،ص184؛ مقایسه کنید با: مدرسی چهاردهی، ص 183، که گفته است نخودکی منطق الطیر را با حذف منقبتهای خلفای سهگانه به چاپ رساند؛ مقایسه کنید با: امینی، ج 3، ص 1229؛ مرعشی، ج2، ص307 ،که به اشتباه ترجمۀ کتاب الصلاة را به نخودکی نسبت دادهاند.[↩]
- برای نمونۀ شعر وی نگاه کنید به: حجت هاشمی خراسانی، ص 11؛ نخودکی اصفهانی، ج 2، ص 186.[↩]