قرآن کشواد بن املاس، قدیمترین نسخۀ تاریخدار قرآن کریم روی کاغذ در جهان، کتابتشده در اصفهان (رمضان سال ۳۲۷).
از این نسخه که ابتدا در چهارده جلد تهیه شده بود، اکنون فقط سه جلد در کتابخانۀ آستان قدس رضوی نگهداری میشود.1 این نسخه براساس نام واقفی که آن را به حرم امام رضا علیهالسلام وقف کرده است، قرآن کِشواد بن اَملاس خوانده میشود. دو جلد آن در سال ۱۳۴۸ش هنگام مرمت حرم مطهر امام رضا علیهالسلام کشف شد؛ زمانی که کارگران میان دو پوشش سقف رواق دارالسلام -بنایی تیموری در جنوب شرقی حرم- به کیسههایی برخوردند که قطعات قرآنی فراوانی در آنها نهفته بود. ظاهراً این کیسهها پنج سال پیشتر، یعنی در ۱۳۴۳ش، از میان سقف کتابخانۀ قدیم که در بخش جنوبی حرم قرار داشت، به این مکان منتقل شده بودند.2 این اقدام، یعنی دفن یا پنهان کردن پارهها و اوراق متون مقدس در بخشهایی از بناهای مقدس (معروف به جنیزهi)، سنتی دیرپا در جهان اسلام بوده است.3
مهمترین جنبۀ تاریخی این نسخه یادداشتی است که در سه صفحۀ آغازین آن، به قلم کوفیِ نخستین درج شده و در آن بخشی از پایان وقفنامه، تاریخ کتابت (327)، و محل کتابت، یعنی «اصبهان»، به همراه متنی شامل شمار سورهها، واژگان، و حروف قرآن، طبق سنت قرآننویسی ایرانی بیان شده است (ش3013، گ1ر- 3ر). برگ نخست این نسخه افتاده یا عمداً حذف شده است. به همین سبب، به نظر میرسد این قرآن دو بار وقف شده که از واقف و محل وقف اولیهاش اطلاعی در دست نیست.

براساس یادداشت یادشده، اهمیت قرآن کشواد در دو بُعد قابل بررسی است: این نسخه بیش از سی سال کهنتر از قرآنی است که پیشتر به عنوان قدیمترین نسخۀ کاغذی مورَّخ شناخته میشد؛ یعنی قرآنی که علی بن شاذان رازی در سال ۳۶۱ کتابت کرد.4 این کشف نشان میدهد که استفاده از کاغذ برای کتابت قرآن دستکم به سال ۳۲۷ در اصفهان برمیگردد، درحالیکه پیش از این تصور میشد چنین رویهای دههها بعد آغاز شده باشد.5
نکتۀ دیگر، درج محل کتابت است. زیرا به استناد آن، کهنترین نسخۀ قرآنی است که محل کتابت درج شده است. در حال حاضر، برگهایی از شش نسخۀ دیگر قرآن هست که خطشان ویژگیهایی کاملاً یکسان با قرآن کشواد دارد، درنتیجه درمییابیم که این سبک، نه سبکی فردی که سبکی گسترده و رواجیافته در اصفهانِ قرن چهارم بوده است.6 این امر سابقۀ وجود یک سبک منطقهای منسجم در تاریخ خوشنویسی اسلامی در ایران را دستکم به سدۀ چهارم میرساند،7 بهطوری که میتوان حدس زد نام قلم اصفهانی که ابنندیم در الفهرست در کنار پانزده قلم دیگر به عنوان اقلام کتابت قرآن یاد کرده،8 ممکن است همین سبک خاص بهکاررفته در قرآن کِشواد باشد.
گفتنی است دو یادداشتْ سندِ وقف قرآن کشواد بر حرم امام رضا علیهالسلام است: نخست بر روی برگ نخستِ جلد هشتم یادداشتی به خط رُقاع با مرکب سیاه نوشتهاند: «وقفه کشواد بن املاس علی مشهدالرضا بطوس الیهالسلام کتبه بیمینه» (ش 3015، گ 1 ر). این یادداشت نام واقف ثانویه را معرفی میکند که نسخه را به حرم امام رضا علیهالسلام وقف کرده است. بااینحال اطلاعاتی از او در دست نیست. فقط میدانیم ابنشهرآشوب در وصف شاعران مداح اهلِبیت از شخصی به نام کشواد بن ایلاس سروجی در ذیل شاعران تندرو (مجاهرون) یاد میکند که آشکارا تشیع را تبلیغ میکردند.9 باتوجهبه وقف این نسخه بر مزار امام رضا علیهالسلام، او را میتوان واقف این نسخه دانست و اختلاف جزئی نامها در «الیاس» و «ایلاس» را نیز در نتیجۀ تصحیف یا بدخوانی در نسخههای این متن به شمار آورد.
یادداشت دیگری در جلد چهاردهم، به دست شخص دیگری نوشته شده که ضمن تکرار نام واقف، از شخصی یاد میکند به نام مسلم بن الحسین بن حسوله به عنوان کسی که نسخه به دست او سپرده شده است (ش 3014، گ 1 ر). خانوادۀ شیعی حسوله از همدان، در دستگاه اداری بویهیان، غزنویان و سلجوقیان* نقش داشتند. مشهورترین عضو این خانواده ابوالعلاء محمد بن علی بن حسن بن حسوله بود که به «وزیر صفیالحضرتین» معروف شد.10 پدرش ابوالقاسم علی بن حسن بن حسوله کاتب صاحب بن عَبّاد* بود و در سال ۴۲۱ واسطۀ وقف نسخهای سیجلدی از قرآن به حرم امام رضا بود.11 ازآنجاکه مُسلم احتمالاً پسرعموی ابوالعلاء بود و او پیش از سال ۴۵۰ درگذشت، وقف این نسخه احتمالاً در اوایل قرن پنجم و دستکم یک قرن پس از کتابت صورت گرفته است.

محتوای جلدهای برجایمانده بدین شرح است:
ش 3013 (۷۶ برگ): از آغاز سورۀ فاتحه تا پایان آیۀ ۲۶۹ سورۀ بقره (جلد اول)؛
ش 3015 (78 برگ): از آغاز آیۀ ۷۵ سورۀ کهف تا پایان آیۀ ۵۵ سورۀ مؤمنون (جلد هشتم)؛
ش 3014 (84 برگ): از آغاز سورۀ طلاق تا پایان سورۀ ناس (جلد چهاردهم).12
این تقسیمبندی، معروف به «نیمسُبع»، یکی از روشهای تقسیم متن قرآن بوده است و در قرآنهای قرنهای نخستین اسلامی در ایران دیده میشود.13 ابعاد قرآن کشواد ۱۱×۹ سانتیمتر است و هر صفحه یازده سطر دارد. مساحت متن در بیشتر صفحات ۶.۵×۵ سانتیمتر است، اما صفحات پایانی هر جلد اندکی کوچکترند. قرآن به شیوۀ عمودی (قائم) کتابت شده که با سنت رایج قرآنهای کوفی عصر عباسی متفاوت است؛ چرا که تا اوایل سدۀ چهارم، قرآنها معمولاً به صورت افقی (بیاضی) کتابت میشدند.14
کاغذ این نسخه نسبتاً ضخیم و متراکم است که از فشردگی الیاف آن حکایت میکند. رنگ آن کرم تیره و مات است که احتمالاً از سه عامل ناشی شده: تراکم الیاف، ضخامت کاغذ، و کمبود نشاسته در بافت. در برخی نقاط لکههای ریزی دیده میشود که از ناخالصیهای خمیر کاغذ بر جای ماندهاند. البته در مواردی که سطح صاف کاغذ فرسوده شده، میتوان نقص بافت ناشی از کمبود نشاسته را بهوضوح مشاهده کرد.15 این ویژگیها کاملاً با مشخصات کاغذهای ایرانی در آغاز قرن ششم قمری همخوانی دارد.16 بدینترتیب، باتوجهبه تاریخ قرآن کشواد میتوان سابقۀ پیدایش این نوع کاغذ را تا سدۀ چهارم به عقب برد.
متن اصلی قرآن به قلم کوفی شرقی کتابت شده است. رعایت دقیق قواعد هندسی، تناسب اندازۀ حروف و تضاد میان ضخامتهای مختلف قلم از ویژگیهای آن است. پهنای قلم در ضخیمترین حالت حدود ۰.۷۵ میلیمتر و ارتفاع سطر حدود ۴.۳ میلیمتر است. با وجود اندازۀ کوچک، خط بسیار منظم و دقیق و پیرو قواعد مشخصی است. «الف» مفرد دارای دنبالۀ افقی، «ج» حرکتی مایل و ضخیم، «ط» با دو خط موازی و یک خط عمودی مایل با سرِ وارونه، «ع» با دهانۀ مایل و گشاد، «م» لوزیشکل با دنبالهای مرسل، و «ن» و «ی» با کاسههای نسبتاً دایرهای نوشته شدهاند. اتصالات هفتیشکل حروف ـمعمولاً یک اتصال نازک استـ که از دو هستۀ مایل حروف مجاور تشکیل میشود، از دیگر ویژگیهای این سبک به شمار میرود (تصویر 3).17

یکی از ویژگیهای این دستخط، وجود فاصلۀ زیاد میان حروف در کلمات است؛ ویژگیای معروف به کتابت پیوسته که میراث قرآنهای خط کوفی نخستین است.18 درحالیکه در قرآنهایی با این ویژگی معمولاً کلمات آخر هر سطر ممکن است دو پاره شده و ادامۀ آنها در سطر بعد نوشته شود، در قرآن کشواد کاتب توانسته هر سطر را با کلمۀ کامل به پایان برساند و از شکسته شدن کلمات جلوگیری کند. برای این کار از دو روش استفاده کرده: کشیدگی حروف در انتهای سطرها و فشردگی کلمات پایانی. در سطرهای دوم و ششم صفحۀ اول متن جلد نخست، کلمات کشیدۀ «العالمین»، «المستقیم» و «علیهم» و همچنین فاصلۀ زیاد میان واژههای آخر سطر، برای پُر کردن سطرها به کار رفتهاند.
عناوین سورهها و وقفنامه با خط کوفی نخستین به رنگ طلایی، با تحریر قهوهای یا سیاه کتابت شده است. در این دستخط، ضربۀ برگشتی بخش پایینی الف مفرد بلندتر و نوکتیز است، جیم روی خط پایه قرار دارد، عَین (ع) دهانهای گشاد و معمولاً دایرهای دارد، و میم (م) افقی کوتاهی روی خط پایه دارد. این ویژگیها ترکیبی از صفات سبکهای D.I و D.V.c در طبقهبندی فرانسوا دِروشii از خط قرآنهای کوفی نخستین (سبک عباسی نخستین) است. درحالیکه دروش معتقد است امکان شناسایی مکان گسترش سبکهای کوفی نخستین مشخص نیست،19 قرآن کشواد نشان میدهد دستکم سبکهای D.I و D.V.c در اصفهان رواج داشته است.
در قرآن کشواد اعرابگذاری با نقاط دایرهای کوچک قرمز انجام شده: فتحه با نقطۀ بالای حرف، کسره با نقطۀ زیر حرف، و ضمه با نقطه در سمت چپ. این روش به ابوالاسود دوئلی نسبت داده میشود.20 اعرابگذاری عمدتاً برای حرف آخر کلمات به کار رفته، چرا که معمولاً اعرابِ همین حرف است که نقش نحوی واژه را در جمله مشخص میکند.21 نقطهگذاری حروف (اِعجام) با نقاط بیضیشکل سیاه، شکل و اندازهای متغیر دارند. برخی علائم مانند سُکون، شدّ و مد به رنگ سبز و با اندازهای نامتناسب اضافه شدهاند که احتمالاً از افزودههای دورههای بَعد است. علامت سکون به شکل هلال است که در مغرب اسلامی به «خفیف» معروف بود.22 علامت وقف نیز با حرف «ق» قرمز بالای کلمه نوشته شده و برای همۀ انواع وقف از همین شکل استفاده شده است.
رسمالمصحف در قرآن کشواد به روش املایی یا قیاسی نزدیک است، زیرا ترکیبی از رسمها را به اقتضای کتابت میتوان در آن سراغ گرفت، مانند کتابت «الف» در اکثر کلمات، مگر در مواردی که کمبود جا در پایان سطور اقتضا کرده باشد «الف» حذف شود. همچنین نامگذاری سورهها نیز از رسمی قدیم، متفاوت با شیوۀ امروزی، حکایت میکند: نامهایی مثل «ن والقلم» (68)، «عَمَّ یتسالون» (78)، «الم نشرح» (94) و «القلم» (96) که در قرآنهای کنونی رایج نیست.23
گفتنی است در سراسر متن، علائم و اعرابی به متن افزوده شده که قرائات رایج دیگر در قرن چهارم را بیان میکند. نقاط شَنجرفی عمدتاً هماهنگ با قرائت ابوعَمرو و یعقوب و نقطههای سبز تقریباً منطبق بر قرائت نافع است. همچنین در عَدُّ الآی (شمارش آیات) نیز اگرچه رأس آیات در متن مشخص نشده، نشان عَشر (دهآیه) که در حاشیه نقش بسته، گواه پیروی کاتب از نظام بصری در شمارهگذاری آیات است.24
سه صفحۀ آغازین جلد اول که وقفنامه و تاریخ و محل کتابت در آن درج شده، مُذهَّب است. در این صفحات، متن درون الواح تزیینی طلایی با زمینۀ اخرایی و حاشیۀ لاجوردی ضخیم قرار گرفته است. در حاشیۀ این صفحات، شمسهای از برگهای طلایی قرار دارد. دو صفحۀ آغازین جلد چهاردهم، حاوی صفحۀ تذهیب عمودی با زمینۀ طرح شبکه و شمسۀ بزرگ است که با جدول زنجیرهای طلایی احاطه شدهاند. صفحات آغازین متن فاقد جدول رنگی است، اما اثر مِسطَرَه (خط کش) با خطوط افقی و عمودی مشخص است. سرسورههای صفحاتِ افتتاح تذهیبشده و در بالای صفحه قرار دارد و درونشان نام سوره و تعداد آیات را با خط کوفی نخستین کتابت کردهاند. در حاشیۀ کنار قاب سرسوره، شمسهای مشابه شمسههای صفحات دیگر قرار دارد که با لاجورد و اَخراiii تزیین شده و حاشیۀ آبی دارد و برگهای طلایی متقارنی در آن جای گرفتهاند.
از جلد اصلی فقط روی جلد اول باقی مانده که از چرم سیاه یکپارچه ساخته شده، هرچند لبههای آن فرسودهاند. روی جلد نقش گرهکاری بزرگی با تکنیک مُشتی (قلمکاری گرم) کَندهکاری شده است. این روش که در ایران به مشتی، کوبیده یا منگنه هم معروف است، بدینگونه انجام میشد که ابتدا طرحها را روی قالبهای فلزی میکندند و سپس با قالب گرم روی چرم مرطوبشده میکوبیدند.25
/مهدی صحراگرد/
منابع
ابن شاکرکُتُبی، فواتالوفیات، چاپ احسان عباس، بیروت: دارصادر، 1973- 1974.
ابنشهرآشوب، معالم العلماء، نجف: منشورات المطبعة الحیدریة، 1380/ 1961.
ابنندیم، کتاب الفهرست، ترجمۀ محمدرضا تجدد، تهران: چاپخانۀ بانک بازرگانی ایران، 1346ش.
حَمَد، غانم قدوری، رسم الخط مصحف، ترجمۀ یعقوب جعفری، تهران: اسوه، ۱۳۷۶ش.
دانی، عثمان بن سعید، المحکم فی نقط المصاحف، چاپ عزة حسن، بیروت: دارالفکر المعاصر، 1418/ 1997.
صحراگرد، مهدی، «سبکشناسی منطقهای کوفی شرقی: بررسی صفات قلم کوفی در قرآن اصفهان (محفوظ در کتابخانۀ آستان قدس رضوی)»، نامۀ هنرهای تجسمی و کاربردی، دورۀ 13، ش28 (تیر1399الف).
صحراگرد، مهدی، سطر مستور: تاریخ و سبکشناسی کوفی شرقی، مشهد: بنیاد بینالمللی فرهنگی هنری امام رضا (ع)، 1399شب.
قَلقَشَندی، احمد بن علی، صبحالاعشی فی صناعة الانشا، قاهره: وزارة الثقافة و الارشاد القومی، 1910- 1920، چاپ افست 1383/ 1963.
کریمینیا، مرتضی، قرآنهای کوفی در ایران و دیگر پارههای آن در جهان: سدۀ نخست تا پنجم، تهران: مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی ایران، 1401ش.
گلچینمعانی، احمد، راهنمای گنجینۀ قرآن، مشهد: آستان قدس رضوی، 1347ش.
گلچینمعانی، احمد، «شاهکارهای هنری شگفتانگیزی از قرن پنجم هجری و سرگذشت حیرتآور آن»، هنر و مردم، ش۱۵۷(آبان 1354).
مایل هروی، نجیب، کتابآرایی در تمدن اسلامی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۷۲ش.
Blair, Sheila S. Islamic calligraphy, Edinburgh: Edinburgh University Press, 2008a.
Blair, Sheila S., “Transcribing God’s word: Qur’an codices in context”, Journal of Qur’anic studies, vol.10, no. 1 (2008b).
Bloom, Jonathan M., “Silk Road or paper road?”, The Silk Road, vol.3, no. 2 (2005).
Retrieved Dec.12,2025, from www.silkroadfoundation.org/newsletter/vol3num2/5_bloom.php.
Déroche, François, The Abbasid tradition: Qur’ans of the 8th to the 10th centuries AD, in The Nasser D. Khalili Collection of Islamic Art, vol.1, ed. Julian Raby, London: The Nour Foundation, 1992.
Loveday, Helen, Islamic paper: a study of the ancient craft, London: Archetype Publications, 2001.
Sahragard, Mahdi, “Revived leaves: The Qur’an endowed by Kishvād b. Amlās, the oldest known Qur’an manuscript on paper (327/939)”, Journal of Islamic manuscripts, vol.14, no.2-4 (Aug. 2023).
- برای اطلاع از این اصطلاح نگاه کنید به: «جِنیزه»، نوشتۀ فردریک نیسن، دانشنامۀ جهان اسلام، ج11، 1393ش.[↩]
- François Déroche[↩]
- Ochre رنگدانۀ طبیعی زرد مایل به قهوهای[↩]
- صحراگرد، 1399شب، ص128.[↩]
- گلچینمعانی، ۱۳۵۴ش، ص48.[↩]
- Déroche, p.13.[↩]
- Blair,2008a,p.152.[↩]
- Bloom, 2005.[↩]
- صحراگرد، 1399شالف، ص25-29.[↩]
- Sahragard,2023, p. 214-215.[↩]
- ابنندیم، ص9.[↩]
- ابنشهرآشوب، ص ۱۴۹.[↩]
- ابن شاکرکُتُبی، ج۳، ص۴۳۰.[↩]
- گلچینمعانی، ۱۳۴۷ش، ص۳۶.[↩]
- صحراگرد، 1399شب، ص128.[↩]
- همان، ص111.[↩]
- Déroche, p.17.[↩]
- Loveday, p.59-60.[↩]
- Loveday, p.60.[↩]
- صحراگرد، 1399شب، ص69-70.[↩]
- Blair, 2008b, p 78.[↩]
- Déroche, p.14.[↩]
- قَلقَشَندی، ج۳، ص۱۵6.[↩]
- حَمَد، ص۴۶۳.[↩]
- دانی، ص۵۲.[↩]
- کریمینیا، ص 397- 398.[↩]
- همان، ص407- 408.[↩]
- مایل هروی، ص۶۱۱.[↩]