صحیفی جوهریشیرازی، خوشنویس مشهور در قلم ثُلث در قرنهای دهم و یازدهم.
صَحیفی شیرازی، مشهور به جوهری و صَحیفی ذوالقدر، از هنرمندان دوران پادشاهی سلطانمحمد خدابنده و شاهعباس اول* و از بازماندگان «صوفی خلیل ذوالقدر» و از بزرگان این طایفه بود. او در «اسیر»، از توابع شیراز، بهدنیا آمد، در اصفهان بزرگ شد و زیست و به شهرت رسید. صَحیفی علاوه بر مهارت خوشنویسی به خط ثلُث در تذهیب*، وَصالی، صحافی و کتابداری نیز سررشته داشت.1 او از کتیبهنویسان زبردست دورۀ صفوی نیز به شمار میرود.2
دربارۀ استادان و شاگردان صحیفی اطلاعی در دست نیست. باآنکه محمدصالح اصفهانی* در تذکرةالخطاطین، بسیاری از خوشنویسان عهد صفوی را نام برده، نامی از او به میان نیاورده است. همچنین در گلستان هنر قاضیاحمد مُنشی قمی، تذکرۀ خوشنویسان مولانا محمد هفتقلمی و پیدایش خط و خطاطان عبدالمحمد ایرانی نیز مطلبی دربارۀ صحیفی جوهری دیده نمیشود. افزون بر این، نام او در سیاهۀ اسامی کاتبان فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا) اثر مصطفی درایتی (تهران: سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران، 1390-1394ش) نیز نیامده است. بهدلیلِ همراهبودن سالهای پایانی فعالیت صحیفی با سالهای شروع فعالیت ثلثنویسانی چون علیرضا عباسی* و بعدها محمدرضا امامی، نمیتوان صحیفی را تالی علیرضا عباسی دانست، بلکه باید اصول خوشنویسی او را در آثار علاءبیک تبریزی و عبدالباقی تبریزی* جُست.
تذکرهنویسانْ شاعری، سخندانی و سخنشناسی صحیفی را ستودهاند و قطعاتی از آثارش را نقل کردهاند. ظاهراً در برههای از زندگی که با بیقیدی و لوندی همراه بوده، با سرودن قصیدههای بدیهه و بیمعنا، از بزرگزادگان جایزه میگرفت، ولی بعدها تائب و پرهیزکار شد.3
او به زبانهای فارسی و ترکی شعر میسرود و غالب آنها در توصیف امامان شیعه است. صحیفی در شعر، پیروِ سبک هندی بود. به عقیدۀ منوچهر قدسی*، مورخ اصفهان پژوه، شعر صحیفی از لحاظ کمیّت و کیفیت در سطحی نبوده که بتوان او را شاعری بلندمرتبه دانست؛4 بااینحال تأمل در مثنوی شصت و شش بیتی ساقینامۀ صحیفی، نشاندهندۀ تسلطش بر اصول کلام و معناست. ملاعبدالنبی فخرالزمانی قزوینی در تذکرۀ میخانه در «ذکر شمع انجمن نظم و نثر، بلبل سخنگستر، مولانا صحیفی ذوالقدر» ساقینامۀ مولانا صحیفی را آورده است که مفصلترین و شیواترین اثر منظوم اوست.5 بهکاربردن متعدد و بجای واژگان تخصصی موسیقی سنتی ایرانی در این مثنوی، مانند مُغنّی، مُطرب، سرود، پَرده، راه، اصول، مِضراب، نِی، عُود، چَنگ، مُخالف، عِراق، سَلمَک، شاهناز، حِجاز، نَوا و پنجگاه، نشاندهندۀ آشنایی او با سازها، گوشهها و اصطلاحات موسیقی است. مطلع مثنوی ساقینامه اینگونه است:
بده ساقی آن آب فکرتگداز/ که بیرون دهد دل از این پرده راز
عَیانت کنم در پسِ پرده چیست/ نیارم از این بیش در پرده زیست
صحیفی در این ساقینامه با ذکر نام شاهعباس در چندین بیت، ارادتش را به او آشکار کرده و با این دو بیت آن را به پایان میبرد:
صحیفی ز اخلاص دستی برآر/ طلب کن ز حق نصرت شهریار
که تا در فلک هست خورشید و ماه/ نگردد کم اقبال عباسشاه
معاصرانش همدلی و همزبانی و شوخطبعی و شکفتگی خاطر او را ستودهاند و او را در هشتادسالگی، مردی بذلهگوی و رِند و همفطرت و همخوی جوانان معرفی کردهاند.6 صحیفی عمر طولانی داشت و گفتهاند که بیش از هشتاد سال یا در حدود نود سال عمر کرد. تقیالدین کاشانی (۹۴۶-۱۰۱۶) از مشاهیر بزرگ ادبی عصر صفوی، در سال ۹۸۷ در اصفهان او را ملاقات کرد. او هنوز زنده بود که فرزندش بوعلی، متخلص به اسیری شیرازی (از شاعران پارسیگوی هند)، درگذشت. آرامگاه صحیفی در سهتنان، نزدیک مسجد جامع عتیق* اصفهان است.7 حکیم شفائی*، شاعر روزگار صفوی، مادهتاریخ مرگ او را چنین سروده است:8
چون صحیفی جوهری ز قضا/از جهان رفت جانب عقبی
دل خلق جهان بسوخت بَرُو/ همه را دیده گشت خون پالا
بی بدل بود در فنون سخن/ در فن شعر بود بیهمتا
تا قیامت برین کتابۀ دهر/ رقم خطّ او بود بر جا
سال فوتش ز عقل جُستم گفت/ رفت ملاصحیفی از دنیا: 1022.
از آثار شناختهشدۀ صحیفی جوهری ده کتیبۀ زیر را میتوان بهترتیبِ تاریخ نام برد:
- کتیبۀ حَجّاری سمت شرق حوضخانۀ مسجد جامع عتیق، به قلم نستعلیق، بهتاریخ 980، حاوی شعری از صحیفی با مضمون اِحداثیه. هنرفر* تاریخ کتیبه را 985 خوانده است؛9
- کتیبۀ حجاری سمت غرب حوضخانۀ مسجد جامع عتیق، به قلم ثلث، حاوی «رقم فقیر صحیفی سنة 985»؛
- کتیبۀ مُنبّت لِنگۀ چپ درِ بقعۀ شاهزید اصفهان، به قلم ثلث، حاوی «رقم صحیفی جوهری 994»؛10
- کتیبۀ سنگ مقبرۀ فولادآقا محفوظ در تکیۀ میر اصفهان، به قلم ثلث، حاوی «رقم فقیر صحیفی 994»؛
- کتیبۀ گچبُری ایوان حکیم مسجد جامع عتیق، به قلم ثلث، حاوی «رقم صحیفی غفر ذنوبه و ستر عیوبه فی سنة ۹۹۶»؛11
- کتیبۀ گچبُری داخل بقعۀ شهشهان*، به قلم ثلث، حاوی «فی شهر ذیالحجه سنة ثلاث و عشر و الف من الهجرة النبویة [1013ق.] خط صحیفی الفارسی»؛12
- کتیبۀ کاشی مُعرّق سردر مسجد سرخی (مسجد سفرهچی)، به قلم ثلث، حاوی «بتاریخ اربع عشر و الف [1014] رقم صحیفی»؛13
- کتیبۀ کاشی معرق سردر مسجد جورجیر (حکیم)*، به قلم ثلث، حاوی «رقم فقیر صحیفی جوهری فی سنة ثمان و عشر و الف [1018]»؛14
- کتیبۀ حجاری سردر مسجد جارچی، به قلم ثلث، حاوی «سنة تسع عشر الف [1019] رقم صحیفی جوهری»؛15
- کتیبۀ منبّت درِ شمالی مسجد جامع عتیق، به قلم ثلث، حاوی «رقم فقیر صحیفی الجوهری»،16 بدون تاریخ.
بررسی اجمالی آثار او نشان میدهد که صحیفی، حداقل بهمدتِ چهل سال ـدو دهۀ آخر قرن دهم و دو دهۀ اول قرن یازدهم، از 980 تا 1019ـ به کتیبهنویسی اشتغال داشته است. اکثر قریببهاتفاق آثارش به قلم ثلث نوشته شدهاند و برخی از آنها را با قلم نستعلیق رقم زده است. آثار او، برخلافِ نمونههای شاخص صفوی، در پسزمینه تزئینات اسلیمی ندارد. شمردهنویسیi برای وفاداری به مضمون متنِ نوشتهشده از ویژگیهای آثار صحیفی است که خوانایی آن را به تزئینیبودن آثار در اولویت قرار داده است. رقمهای صحیفی بیشتر بهصورت مُوَّربنویسی در انتهای کتیبه* و گاه بهصورت عمودی (از پایین به بالا) است. از دیگر تفاوتهای آثار صحیفی و دیگر خوشنویسان صفوی، بهکاربردن واژۀ «رقم» به جای «کتبه» توسط صحیفی است که در آثار دیگر خوشنویسان صفوی نادر است.17
/فرهاد خسروی بیژائم/
منابع:
خسروی بیژائم، فرهاد، «معرفی، دسته بندی و شیوه شناسی کتیبههای صحیفی جوهری»، پیکره، دورۀ 6، ش11، بهار وتابستان 1396.
فخرالزمانی قزوینی، عبدالنبی بن خلف، تذکرۀ میخانه، چاپ احمد گلچینمعانی، تهران: اقبال، 1375ش.
فضائلی، حبیبالله، اطلس خط، اصفهان: مشعل، 1362ش.
قدسی، منوچهر، خوشنویسی در کتیبههای اصفهان، اصفهان: گلها، 1378ش.
قدسی، منوچهر، «صحیفی شیرازی خوشنویس هنرمند عهد صفویه»، هنر و مردم، ش۱۱۴، فروردین 1351.
هنرفر، لطفالله، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، اصفهان: ثقفی، 1344ش.
- شمردهنویسی، به تبع التزام به خط کرسی و رعایت نسبت سواد و بیاض (فضاهای مثبت و منفی) شکل میگیرد که باعث میشود حروف و اتصالات فشرده در ترکیب بندی کاهش یابد. توجه به این موارد از جانب خوشنویس، به خوانایی بیشتر متن کمک میکند.[↩]
- فضائلی، ص348.[↩]
- قدسی، 1351ش، ص36-37.[↩]
- فخرالزمانی قزوینی، ص316.[↩]
- قدسی، 1378ش، ص65.[↩]
- نگاه کنید به: فخرالزمانی قزوینی، ص317-320.[↩]
- قدسی، 1378ش، ص60.[↩]
- فخرالزمانی قزوینی، ص316.[↩]
- همان، ص317.[↩]
- هنرفر، ص165.[↩]
- همان، ص389؛ قدسی، 1378ش، ص59.[↩]
- هنرفر، ص148؛ قدسی، 1378ش، ص58.[↩]
- هنرفر، ص341.[↩]
- همان، ص476.[↩]
- قدسی، 1378ش، ص59.[↩]
- هنرفر، ص477؛ قدسی، همانجا.[↩]
- قدسی، همانجا.[↩]
- خسروی بیژائم، ص15.[↩]