خسروی، عبدالعلی معروف به «قائد بختیاری»، شاعر، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ بختیاری.
او روز هفتم یا دوازدهم مهر 1307 در ایذه (مالمیر بختیاری) به دنیا آمد.1 پدرش، غلامحسین کائدی، از تبار ایل بابادی بختیاری، تیرۀ میرکائد/میرقائد، و مادرش از شهر «کیان» چهار محال و بختیاری بود. پدر کشاورز و مادر خانهدار بود. عبدالعلی در پنجسالگی پدرش را از دست داد و مادرش سرپرستی او را به عهده گرفت. ششساله بود که به مکتبخانۀ «ملاقدمعلی» ایذه رفت و یک سال و نیم آنجا تحصیل کرد که به گفتۀ خودش، پایههای معلومات نخستین او را پیریزی کرد.2
در 1315ش، عبدالعلی برای ادامۀ تحصیل راهی دبستان دولتی ایذه شد و تا چهارم ابتدایی درس خواند. اما کلاس بالاتر در ایذه نبود و به همین دلیل ترک تحصیل کرد و در مغازۀ ناپدری مشغول به کار شد. به گفتۀ خودش، از خریدوفروش و مغازهداری سر در نمیآورد و اصلاً اهل تجارت و معامله نبود.3 پس از دو سال کار، از ایذه به هَفتکِل رفت، و دوباره به مدرسه و کلاس پنجم و ششم ابتدایی را با وجود مشکلات به پایان رساند. اما بازهم شرایط ادامۀ تحصیل فراهم نبود و ناچار به مغازۀ ناپدری برگشت و دو سال دیگر دکانداری را تجربه کرد. در ۱۳۲۸ش، داوطلبانه به خدمت سربازی اعزام شد و در لشکر ۹۲ زرهی اهواز خدمت کرد. در شهریور ۱۳۳۰، خدمت را به پایان رساند و مهر همان سال دوباره مشغول تحصیل شد و به شیوۀ جهشی در سال ۱۳۳۱ش، در اهواز دیپلم رشتۀ طبیعی گرفت.4
خسروی در ۱۳۳۱ش با بلقیس کُردیان، از آشنایان خانوادگی عمویش و اهل بروجن، ازدواج کرد. زندگی مشترک آنها بیش از شش دهه ادامه داشت. همسرش او را مردی مهربان، مهماننواز، صبور، خوشاخلاق، آرام و بیدردسر معرفی میکند که زندگی را خیلی سخت نمیگرفت و توجه زیادی به رفتوآمدهای خانوادگی داشت.5 ثمرۀ این ازدواج دو دختر و سه پسر بود که همگی تحصیلات بالای علمی دارند و هرکدام، به سهم خود، خدمات زیادی به جامعه کردهاند.6 خسروی، در سال ۱۳۳۱ش، به استخدام راهآهن دولتی ایران درآمد و در بخش اداری در اهواز و دورود خدمت میکرد. در ۱۳۳۸ش، به پیشنهاد کارگزینی راهآهن برای شرکت در دورۀ بهداشت به تهران اعزام شد و پس از گذراندن دورۀ دانشگاهی و گرفتن مدرک مهندسی بهداشت، به اهواز برگشت و به کار در راهآهن ادامه داد.7
در 1354ش، به پیشنهاد وزارت فرهنگ و هنر و باتوجهبه علاقۀ خودش به فعالیتهای فرهنگی و ادبی به ادارۀ کل فرهنگ و هنر خوزستان منتقل و در سِمت «رئیس ادارۀ نگارش و کتابخانهها» مشغول به کار شد. خسروی با اشتیاق فراوان مسئولیتهای فرهنگی خود در ادارۀ کل فرهنگ و هنر را ایفا کرد؛ کتابخانههای خوزستان را گسترش داد و انجمنهای ادبی را برپا و فعال کرد. علاوهبراین، برای رونق فعالیتهای جانبی و پژوهشی کتابخانهها بسیار کوشید و در کنار آن، فعالیتهای ادبی را ادامه داد و آثاری هم نوشت. برنامهریزی، تلاش و فعالیتهای اثرگذار خسروی در ادارۀ کتابخانهها، ازجمله تهیۀ شناسنامۀ فرهنگی برای روستاهای استان خوزستان، سبب شد سال 1356 به مأموریت تشویقی یکماهه به اروپا اعزام شود. بخشی از خاطرات این سفر را در سفرنامۀ از ایذه تا شانزهلیزه روایت و زندگی مردم شرق و غرب را مقایسه کرده است. خسروی در ۱۳۶۰ش بازنشسته شد. یکیدو سال در داروخانهای در اهواز کار کرد اما داروخانهداری نیز مانند فروشندگی طبع پرشور او را راضی نمیکرد.8
در 1366ش، خسروی از اهواز به اصفهان مهاجرت کرد و ساکن ملکشهر* شد. در همین سالها، فعالیت در زمینۀ فرهنگ و ادبیات قومی را آغاز و با شاعران اصفهان ارتباط برقرار کرد. رفته رفته پای ثابت انجمنهای شعر و ادب اصفهان شد و پلی ارتباطی میان نشستهای ادبی شاعران اصفهانی و بختیاری برقرار کرد و در این جهت اثرگذار بود. بعدها، با همکاری چند شاعر بختیاری «انجمن شعر و ادب داراب افسر بختیاری» را تأسیس کرد9 و مسئولیت آن را به عهده گرفت. این انجمن حدود دو دهه در اصفهان نشست و نقد ادبی برگزار کرد اما پس از بیماری و درگذشت خسروی، فعالیت آن کمرنگ شد. خسروی، دربارۀ جایگاه فرهنگی و تاریخی اصفهان و مواهب طبیعی و میراث فرهنگی آن، اشعار فراوانی سروده است.
خسروی در طول حدود نیم قرن سرودههایی داشت. اولین اثر او مجموعۀ شعر گویشی گلبهار ( اهواز1344ش) و آخرین اثرش دیوان قائد بختیاری (اصفهان 1392ش) است. از آثار دیگر اوست: آتش در نخلستان (اصفهان 1376ش)، عروس دالانکوه (اصفهان 1379ش)، دوبیتیهای قائد بختیاری (اصفهان 1381ش) و دو کتاب در یک کتاب (اصفهان 1391ش). تخلص شعری خسروی «قائد بختیاری» است. این تخلص هم بیانگر نَسَبنامۀ اوست که به تیرۀ «میرقائد» میرسد و هم بر پیشگامی خسروی در عرصۀ فرهنگ و ادبیات قومی در دوران معاصر دلالت دارد. خسروی به فارسی و بختیاری شعر میسرود و سبک او همسو با شعر سنتی فارسی است ولی با شاعران نوگرای نیمایی تا حدی همدلی و نزدیکی داشت.10
خسروی از جوانی، در کنار شاعری، نویسندگی را آغاز کرد. نوشتهها و مقالات فرهنگی و اجتماعی او از دهۀ سی به بعد در مجلات و تذکرهها و همچنین جُنگها منتشر میشد. او طی سه دهه سکونت در اصفهان، هفت جلد کتاب در زمینههای تاریخ و فرهنگ بختیاری تألیف کرد و از دیگر نویسندگان بختیاری پرکارتر بود. از جمله آثار خسروی در حوزۀ عشایر ایرانی و بختیاری عبارتاند از: فرهنگ بختیاری ( تهران 1368ش)، تاریخ و فرهنگ بختیاری (اصفهان 1372ش)، گویش بختیاری (اصفهان 1375ش)، فرهنگ و ادبیات بختیاری (اصفهان 1375ش)، بختیاری در جلوهگاه فرهنگ (اصفهان 1379ش)، فرهنگ سیاسی عشایر جنوب ایران (اصفهان 1381ش)، در انتظار سپیده دمان (اصفهان 1384ش).
بیش از شصت چهرۀ فرهنگی، ادبی و اجتماعی ایرانی و بختیاری فعالیتهای خسروی در زمینۀ فرهنگ و جامعۀ اقوام ایرانی را ستودهاند؛ مانند فریدون جُنَیدی (شاهنامهپژوه) که خسروی را فرهنگمداری سختکوش و آگاهیبخش میداند که در مسیر فردوسی گام برداشته است؛ ماشاءالله آجودانی (سرپرست مرکز مطالعات فارسی در لندن) انتشار کتابهای تاریخی و فرهنگی خسروی را حرکتی تازه در راستای شناخت اقوام ایرانی میداند. همچنین احسان یارشاطر، سرویراستار دانشنامۀ ایرانیکا، عشق خسروی به ایران و تلاش او در راه معرفی فرهنگ و ادبیات عشایر بختیاری را ستوده است. مظفر بختیار، استاد دانشگاه پکن، تاریخنگاری شفاهی خسروی را در زمینۀ اقوامی که منابع کافی نوشتاری دربارۀ آنها در دسترس نیست، غنیمت میداند و تلاش او برای تألیف مجموعۀ تاریخ و فرهنگ بختیاری را میستاید.11
در دو دهۀ اخیر، از خسروی، به پاس خدمات اجتماعی و ادبی و انتشار کتابهای ماندگار در حوزۀ تاریخ، فرهنگ و ادبیات بختیاری، بارها تجلیل شد و سپاسنامههایی از مقامات کشوری و استانی دریافت کرد؛ ازجمله: «همایش فرهنگی عشایر بختیاری و لرستان» در 1378ش (تهران، فرهنگستان هنر)؛ به پاس خدمات فرهنگی و ادبی کوچۀ محل زندگیاش در اهواز «قائد بختیاری» نامگذاری شده است؛ شهرداری اصفهان در محل زندگی او در ملکشهر تابلوی «قائد بختیاری» را نصب کرده است. گفتنی است آیین برزگداشت خسروی با حضور علاقهمندان فرهنگ و ادب ایرانی و بختیاری در نجفآباد* برگزار و کتاب بلوط زاگرس به این مناسبت منتشر شد. این کتاب در 350 صفحه به تمام زوایای زندگی و فعالیتهای فرهنگی و ادبی خسروی پرداخته است.
خسروی در اسفند 1396ش، پس از تحمل دورۀ کوتاه بیماری، در 89 سالگی درگذشت. پیکر او با حضور علاقهمندان فرهنگ و ادب بختیاری تشییع و در قطعۀ نامآوران باغ رضوان* اصفهان به خاک سپرده شد. بر سنگ قبر او ابیاتی از شعر «مرگ شاعر» نقش بسته است.12
با چنین بختی چه غم، گر جا دهند / پیکرم را ایذه یا در اصفهان
یا که بعد سین و جیم زندگان / رو نهم در قطعۀ نامآوران
/اقبال صالحی/
منابع
بلوط زاگرس: یادنامه ی عبدالعلی خسروی” قائد بختیاری”، به اهتمام اقبال صالحی، فرخ شهر: جهان بین، 1389ش.
بهرامی، علیمحمد، پژوهشی در باب شعر و عرفان در سرزمین بختیاری، تهران: پازی تیگر، 1384ش.
خسروی، عبدالعلی، دیوان قائد بختیاری، اصفهان: شهسواری، 1392ش.
خسروی، عبدالعلی و کردیان، بلقیس، مصاحبه، مصاحبه کننده: اقبال صالحی، 1 تیر 1388.
« زندگینامۀ استاد عبدالعلی خسروی (قائد بختیاری) »، رسانۀ جامع ایل بابادی، 1396ش.
Retrieved Jun.7, 2026, from https://babadi.ir/?p=547.
صالحی، اقبال، « نگاهی به زندگی عبدالعلی خسروی (قائد بختیاری) »، در بلوط زاگرس: یادنامه ی عبدالعلی خسروی” قائد بختیاری”، به اهتمام اقبال صالحی، فرخ شهر: جهان بین، 1389ش.
کردیان، بلقیس، «یار همراه: گفتگویی کوتاه با بلقیس کردیان همسر عبدالعلی خسروی»، در بلوط زاگرس: یادنامه ی عبدالعلی خسروی” قائد بختیاری”، به اهتمام اقبال صالحی، فرخ شهر: جهان بین، 1389ش.
- صالحی، ص 25.[↩]
- همان، ص 26.[↩]
- همانجا.[↩]
- صالحی، ص 26-27؛ خسروی و کردیان، مصاحبۀ 1 تیر 1388.[↩]
- کردیان، ص 71-73.[↩]
- خسروی، ص 782 – 783.[↩]
- صالحی، ص 27.[↩]
- صالحی، ص28.[↩]
- داراب رئیسی، افراسیاب حیدرینژاد، قهرمان محمدی، علیداد رحیمی، احمد عبدالهی موگویی، فتحالله افشار و جواد خسروینیا از همراهان مرحوم خسروی در تشکیل انجمن شعر داراب افسر بختیاری بودند.[↩]
- بهرامی، ص 174؛ « زندگینامۀ استاد عبدالعلی خسروی (قائد بختیاری)»، 1396ش.[↩]
- برای این نقل قولها نگاه کنید به: بلوط زاگرس، ص 153- 158.[↩]
- خسروی، ص 495-499.[↩]