خانه / مدخل / باباشاه اصفهانی

باباشاه اصفهانی

از نامدار‌ترین نستعلیق‌نویسان و کاتبان دورۀ صفوی در نیمۀ دوم سدۀ دهم و نویسندۀ رسالۀ آداب‌المشق در تعلیم و آداب خوشنویسی

هنوز هیچ مقاله ای برای این مدخل نوشته نشده است. علاقه مندان از طریق فرم زیر می توانند مقاله خود را ارسال کنند.

باباشاه اصفهانی، از نامدار‌ترین نستعلیق‌نویسان و کاتبان دورۀ صفوی در نیمۀ دوم سدۀ دهم و نویسندۀ رسالۀ آداب‌المشق در تعلیم و آداب خوشنویسی.

وی احتمالاً در اواسط سدۀ دهم در اصفهان زاده شد و خاندانش اصالتاً از قُهپایۀ (کُهپایه/کوهپایه*) اصفهان بودند.1 نام پدرش در منابع کهن نیامده است، اما در انجامۀ چند نسخه نام خود را «باباشاه بن سلطان‌علی اصفهانی» رقم زده است.

دربارۀ استادان باباشاه گزارش‌های متفاوتی وجود دارد. عالی‌افندی2 او را شاگرد سیداحمد مشهدی (متوفی 986) شمرده ‌است، اما هیچ شاهد تاریخی معتبری بر سفر باباشاه به خراسان یا حضور سیداحمد مشهدی در اصفهان در دست نیست. همچنین، روایت حبیب اصفهانی3 دربارۀ شاگردی باباشاه نزد میرعلی هروی (متوفی 951) از نظر زمانی و جغرافیایی پذیرفتنی نیست. باباشاه اصفهانی4 خود در رسالۀ آداب‌المشق از سلطان‌علی مشهدی (متوفی 926) با احترام یاد کرده و نقل‌هایی از رسالۀ صراط‌السطور او آورده است؛ ازاین‌رو می‌توان او را هنرمندی دانست که بیش از آنکه شاگرد مستقیم استادی معیّن باشد، با مطالعۀ آثار استادان پیشین و ممارست بسیار به مرتبۀ استادی رسیده است.5

منابع هم‌عصر باباشاه در ستایش هنر او اتفاق نظر دارند و شماری از مورخان و تذکره‌نویسان دورۀ صفوی* او را برترین نستعلیق‌نویس روزگار خویش دانسته‌اند. عالی‌افندی6 در سال ۹۹۵، در زمان حیات باباشاه، خوشنویسی او را «مادرزاد» و حُسن خطش را «خداداد» وصف کرده است. اوحدی بَلیانی7 وی را «خوشنویسی بی‌بدیل و کاتبی بی‌عدیل» خوانده و تقی‌الدین کاشانی8 نیز کتابت او را هم‌تراز آثار استادان بزرگ نستعلیق دانسته است. اسکندرمنشی9 از رواج گستردۀ آثار او و ارزش والای نسخه‌های کتابت‌شده به قلمش یاد کرده و امین احمد رازی10 نوشته است که هر هزار بیت کتابت او سه تومان [صفوی]، برابر با صد روپیۀ هند، قیمت داشته است.

باباشاه بیش از آنکه به قطعه‌نویسی و جلی‌نویسی گرایش داشته باشد، کاتب نسخه‌ها و رساله‌های نفیس بود. آثار شناخته‌شدۀ او نشان می‌دهد که عمدۀ توان و ذوقش را صرف کتابت کرده است. خط او از حیث استحکام، روانی، اعتدال و لطافت از نمونه‌های ممتاز نستعلیق در سدۀ دهم هجری به شمار می‌آید. وی برخلاف بسیاری از خوشنویسان نامدار دورۀ صفوی، ظاهراً اهتمام چندانی به تشکیل حلقۀ آموزشی و تربیت شاگرد نداشت و بیشتر عمر هنری‌اش را در خلوت و اشتغال به کتابت گذراند.11

شهرت باباشاه در میان خوشنویسان تا اندازه‌ای نیز به رسالۀ آداب‌المشق وابسته است. این رسالۀ منثور، که گاه به‌اشتباه به میرعماد* نسبت داده شده، بر پایۀ نسخه‌ای محفوظ در کتابخانۀ دانشگاه پنجاب لاهور به‌روشنی تألیف باباشاه است؛ زیرا در آغاز آن عبارت «حقیر فانی باباشاه اصفهانی» و در انجامه عبارت «کاتبه و مصنفه باباشاه الاصفهانی» آمده است. این رساله از مهم‌ترین متون نظری خوشنویسی در دورۀ صفوی به شمار می‌رود و مباحثی دربارۀ صفات و آداب کاتب، اجزای خط، شیوۀ مشق، قلم‌تراشی، ساخت مرکّب و آماده‌سازی کاغذ را شامل می‌شود.12

آداب‌المشق، افزون بر جنبه‌های آموزشی، بازتاب‌دهندۀ نگرش نظری و عرفانی باباشاه به خوشنویسی است که در گزارش تذکره‌نویسان دربارۀ شخصیت باباشاه به آن نیز اشاره شده است. او در این رساله، اجزای خط را در دوازده مرتبه شامل ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن دسته‌بندی کرده است.13 در میان این مراتب، «صفا» و «شأن» جایگاهی ممتاز دارند. «صفا» در نظر او فقط به حُسن صورت خط محدود نمی‌شود، بلکه به پاکی باطن، تهذیب نفس و زدودن کدورت‌های روحی اشاره دارد و ازاین‌رو کیفیت خط را انعکاسی از احوال درونی خوشنویس می‌شمارد. «شأن» نیز که واپسین مرتبه از مراتب خط است، به نوعی کمال معنوی و هنری دلالت دارد که در آن خوشنویس از تقلید صِرف فراتر می‌رود و به مرتبه‌ای از تَشخُص و خلاقیت هنری دست می‌یابد. این مفاهیم نشان می‌دهد که باباشاه خوشنویسی را فراتر از مهارتی فنی، گونه‌ای سلوک معنوی تلقی می‌کرد. تأکید او بر مفهوم «صفا» از تأثیرپذیری وی از سنت نظری خوشنویسان پیشین، به‌ ویژه سلطان‌علی مشهدی و رسالۀ صراط‌السطور، حکایت دارد. ازاین‌رو، آداب‌المشق را می‌توان از مهم‌ترین رساله‌های نظری خوشنویسی در دورۀ صفوی دانست که در آن مباحث فنی، اخلاقی و عرفانی درهم آمیخته‌اند.14

باباشاه مردی خلوت‌نشین، درویش‌منش، کم‌گوی و گریزان از مجالست با مردم وصف شده است.15 اوحدی بلیانی16 از خوش‌فهمی، خوش‌منشی و طبع صوفیانۀ او نوشته است. تقی‌الدین کاشانی17 نیز ضمن اشاره به آوازه‌های گوناگون دربارۀ گرایش‌های فکری او، از جمله نسبت دادن وی به نُقطَویان یا صوفیانی که برای حروف معانی باطنی قائلند، تصریح کرده است که خود دلیلی بر درستی این نسبت‌ها نیافته و داوری قطعی در این باره را ممکن ندانسته است. این اختلاف روایت‌ها داوری قطعی دربارۀ گرایش‌های فکری او را دشوار می‌کند. باباشاه شعر نیز می‌سرود و «حالی» تخلص می‌کرد. در برخی تذکره‌ها نمونه‌هایی از اشعارش را، با درون‌مایه‌های تعلیم خط یا اشارات عرفانی، نقل کرده‌اند.18

آثار تاریخ‌دار شناخته‌شدۀ باباشاه میان سال‌های ۹۷۴ تا ۹۹۴ کتابت شده‌اند و ازاین‌رو دست‌کم دو دهه از فعالیت حرفه‌ای او مستند است. دربارۀ تاریخ درگذشت وی اختلاف نظر وجود دارد. منشی قمی19 مرگ او را در ۹۹۶ در بغداد ثبت کرده و بیانی20 این گزارش را معتبرترین روایت دانسته است؛ اما برخی منابع متأخر21 تاریخ‌های متأخرتری تا 1012 نیز ذکر کرده‌اند. با این همه، شواهد موجود نشان می‌دهد که باباشاه احتمالاً در اواخر سدۀ دهم هجری، در سفری به عراق، در بغداد درگذشت و همان‌جا به خاک سپرده شد.

از باباشاه افزون بر چند قطعۀ پراکنده، دست‌کم سیزده نسخه و رسالۀ کتابت‌شده شناسایی شده است که هفت نسخه از آن‌ها دارای رقم و تاریخ‌اند. رقم‌های شناخته‌شدۀ او عبارت‌اند از: «بسعی فقیر باباشاه اصفهانی»، «العبد المذنب باباشاه اصفهانی»، «سوّده العبد باباشاه الاصفهانی» و «باباشاه بن سلطان‌علی اصفهانی». مهم‌ترین آثار تاریخ‌دار او عبارت‌اند از: تذکرة‌الشعرای دولتشاه (۹۷۴)، منتخب دیوان امیرخسرو دهلوی (974)، سلسلة‌الذهب جامی (۹۷۷)، ترجمۀ منظوم چهل کلمه (978)، نِصاب‌‌الصبیان (979)، نصایح‌‌الملوک (980)، تحفة‌الابرار جامی (۹۸۲)، خضرخان و دوَلرانی (۹۸۳)، دو نسخۀ نفیس از بوستان سعدی (۹۸۶) و یک نسخه خمسۀ نظامی (در متن) و خمسۀ امیرخسرو دهلوی (در حاشیه) با تاریخ 994. افزون بر این‌ها، شماری نسخه‌های بدون رقم نیز به او منسوب شده‌اند.22

/حمیدرضا قلیچ‌خانی و دلارام کاردار طهران/

 

منابع

اسکندرمنشى، تاریخ عالم آرای عباسی، تهران: امیرکبیر، 1350ش.

اقبال آشتیانی، عباس، «یادداشت‌های مرحوم عباس اقبال»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال10، ش1، مهر 1341.

امین احمد رازی، هفت اقلیم، چاپ جواد فاضل، تهران: علمی، 1340ش.

اوحدی بلیانی، تقی‌الدین محمد بن محمد، عرفات العاشقین و عرصات العارفین، چاپ ذبیح‌الله صاحبکاری وآمنه فخراحمد، تهران: میراث مکتوب، 1389ش.

باباشاه اصفهانی، آداب‌المشق، در نجیب مایل هروی، کتاب‌آرایی در تمدن اسلامی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1372ش.

بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران: علمی، ۱۳۶۳ش.

حبیب اصفهانی، خط و خطاطان، قسطنطنیه(استانبول): مطبعۀ ابوالضیا، 1306.

سمسار، محمدحسن، «باباشاه اصفهانی»، در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ج 10، تهران: مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، 1380ش.

عالی‌افندی، مصطفی، مناقب هنروران، [چاپ] ابن الامین محمود کمال اینال، استانبول: مطبعۀ عامره، 1926.

منشی قمی، احمد بن حسین، گلستان هنر، چاپ احمد سهیلی خوانساری، [تهران] : بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳52ش.

واله داغستانی، علیقلی بن محمدعلی، تذکرۀ ریاض‌الشعراء، چاپ محسن ناجی نصرآبادی، تهران: اساطیر، 1384ش.

هاشمی‌نژاد، علیرضا، «تأملی در مبانی عرفانی صفا و شأن در رسالۀ آداب‌المشق»، گلستان هنر، سال2، ش3، پاییز 1385.

  1. اوحدی بلیانی، ج2، ص803.[]
  2. عالی‌افندی، ص50.[]
  3. حبیب اصفهانی، ص189.[]
  4. باباشاه اصفهانی، ص148، 151-152.[]
  5. نگاه کنید به: همان، ص148.[]
  6. عالی‌افندی، ص50.[]
  7. اوحدی بلیانی، ج2، ص803.[]
  8. نگاه کنید به: اقبال آشتیانی، ص29.[]
  9. اسکندرمنشی، ج1، ص171.[]
  10. امین احمد رازی،  ج2، ص430.[]
  11. نگاه کنید به: عالی‌افندی، ص50؛ منشی قمی، ص119؛ نیز نگاه کنید به: بیانی، ج۱ -۲، ص86.[]
  12. بیانی، ج۱ -۲، ص87-90؛ نیز نگاه کنید به: باباشاه اصفهانی، ص147-157.[]
  13. باباشاه اصفهانی، ص149.[]
  14. نگاه کنید به: هاشمی‌نژاد، ص140-144.[]
  15. نگاه کنید به: واله داغستانی، ج1، ص376.[]
  16. اوحدی بلیانی، ج2، ص803.[]
  17. نگاه کنید به: اقبال آشتیانی، ص29-30.[]
  18. برای نمونه نگاه کنید به: واله داغستانی، ج1، ص376؛ امین احمد رازی، ج2، ص430؛ حبیب اصفهانی، ص189.[]
  19. منشی قمی، ص119.[]
  20. بیانی، ج1 – 2، ص87.[]
  21. برای نمونه نگاه کنید به: حبیب اصفهانی، ص189.[]
  22. بیانی، ج1-۲، ص90-91؛ سمسار، ص 749-750.[]
شیوه استناد به این مقاله
کپی متن
Ghelichkhani, Hamid-Reza and Delaram Kardar Tehran. "Babashah Esfahani." isfahanica, https://isfahanica.org/?p=5232. 28 July 2026.

مطالب مرتبط

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

41  +    =  46