خانه / مدخل / چهارباغ عباسی، خیابان

چهارباغ عباسی، خیابان

خیابانی از دورۀ شاه‌عباس اول و از نمادهای هویت شهر اصفهان

هنوز هیچ مقاله ای برای این مدخل نوشته نشده است. علاقه مندان از طریق فرم زیر می توانند مقاله خود را ارسال کنند.

چهارباغ، خیابانی از دورۀ شاه‌عباس اول و از نمادهای هویت شهر اصفهان.

این خیابانِ عریض و مستقیم بخشی از برنامۀ گستردۀ عمرانی شاه‌عباس اول* (حک‍:۹۹۶- ۱۰۳۸) بود و طرح‌ریزی و ساخت آن هم‌زمان با انتخاب اصفهان به‌عنوان پایتخت در سال ۱۰۰۵ یا ۱۰۰۶ آغاز شد.1 چهارباغ نه‌تنها مسیر عبور و مرور، بلکه فضایی تفرجگاهی و تشریفاتی در شهر شمرده می‌شد. این خیابان را ستون ‌فقرات طرح توسعۀ شاه‌عباس و پیوند دهندۀ شهر قدیم با محله‌های نوبنیانِ عباس‌آباد* (تبریزی‌ها/در منابع تبارزه) و جلفا* و گبرآباد*، محلۀ زردشتیان، دانسته‌اند.2 در عین حال، چهارباغ را می‌توان ورودی باشکوهی به پایتخت جدید صفویان در نظر گرفت.3

در زمان ساخت، خیابان چهارباغ بیرون از محدودۀ شهر قرار داشت.4 این خیابان از کوشک‌ کوچکی به نام جهان‌نما در کنار دولتخانۀ صفوی*، در غرب محدودۀ شهر،5 آغاز می‌شد، در راستای شمالی‌ـ‌‌جنوبی ادامه می‌یافت، از زاینده‌رود* عبور می‌کرد و در نقطۀ انتهایی خود، در دامنۀ کوه صفه*، به باغ سلطنتی عباس‌آباد (معروف به هزارجریب*) در جنوب زاینده‌رود می‌رسید. در محل تقاطع این خیابان با رودخانه، سی‌وسه‌پل* را ساختند که طولانی‌ترین پل آجری ایران است. در آغاز، سراسر این مسیر یک خیابان شمرده می‌شد،6 اما به‌تدریج دو بخش خیابان، در دو سوی زاینده‌رود، را چهارباغ پایین (نیمۀ شمالی) و چهارباغ بالا (نیمۀ جنوبی) خواندند، که نیمۀ جنوبی طولانی‌تر از نیمۀ دیگر است. امروزه این دو بخش را به‌ترتیب چهارباغ عباسی و چهارباغ بالا می‌خوانند. اگرچه فراخی و راستی این خیابان امروز عادی به نظر می‌رسد، مقایسۀ چشم‌انداز طولی آن با دیگر معابر هم‌دورۀ شهر نشان می‌دهد در چهارباغ با فضای باز شهری عظیمی روبه‌روییم که همچون باغی خطی و طولانی طراحی شده است.7 بر اساس گزارش سفرنامه‌نویسان و تبدیل واحد اندازه‌گیری آنان، طول این خیابان حدود ۳۰۰۰ تا ۳۳۰۰ متر و عرض آن ۳۳ متر بوده است.8

چهارباغ را از همان ابتدای ساخت در متون صفوی «خیابان» خوانده‌اند.9 به نظر می‌رسد در گذشته، خیابان به معنای راه مستقیم و فراخ (به‌ویژه در باغ) بوده است که در دو سوی آن، ردیفی از درختان باشد.10 دربارۀ نامِ‌ «چهارباغ» چند روایت وجود دارد. به نقل از ژان شاردن،i پیش از ساخت این خیابان، در این محدوده، باغ‌های چهارگانه‌ای وجود داشته‌اند که وقف مسجد11 بودند. شاه‌عباس این چهار باغ را اجارۀ ابد کرد، خیابان را ساخت و سالانه ۲۰۰ تومان به‌عنوان مال‌الاجارۀ باغ‌ها می‌پرداخت و، بنابراین، خیابان کم‌کم به نام چهارباغ معروف شد.12 آندره دولیه دلاند*،ii سیاح فرانسوی، علت این نام‌گذاری را وجود چهار باغِ مختلف در اطراف و انتهای خیابان ذکر کرده که به خود شاه تعلق داشته‌ است.13 به گفتۀ  انگلبرت کِمپفر*،iii نام چهارباغ  از آن روست که در اثر تقاطعِ مسیرِ خیابان با زاینده‌رود، اراضی اطراف آن به چهار بخش تقسیم شده است.14 در این میان، در خور ‌اعتناترین اشاره از آن اسکندرمنشی* است، که گفته است هنگام طرح‌ریزی خیابان، در حد فاصلِ دروازه دولت* تا زاینده‌رود، به امر شاه، «چهارباغی در هر دو طرف خیابان و عمارات عالیه در درگاه هر باغ طرح انداختند … و در برابر هر عمارت، حوض بزرگی ساختند».15 او واژۀ چهارباغ را به معنای تک‌تک باغ‌های ساخته‌شده در دو سوی خیابان به کار برده است. به عبارت دیگر، چهارباغ در اینجا به معنای باغ و شاید به معنای باغِ طراحی‌شده بوده باشد. امروز چهارباغ را طرح خاصی از باغ مشتمل بر دو محور عمود بر هم با جوی آبی در میان محورها می‌دانند.16 در مورد خیابان چهارباغ اگرچه معلوم نیست که طرح باغ‌های دو سوی خیابان یکسان بوده‌اند یا متفاوت، به نظر چهارباغ اصطلاحی کلی برای نامیدن این باغ‌ها بوده است. احتمالاً همین اصطلاح به‌تدریج برای کل خیابان به کار رفته است.

با‌غ‌های نیمۀ شمالی، از دروازۀ دولت تا میانۀ خیابان، به شاه تعلق داشت17 و باقی باغ‌ها تا هزارجریب را امرای شهر ساخته بودند. یکی از باغ‌های شاه در ضلع شرقی خیابان، باغی بوده به نام تکیه (سید) که نقل شده شاه آن را به یک یا چند تن از درویشانِ صاحب‌احترام بخشیده بود.18 به گفتۀ ژان باپتیست تاوِرنیه*،iv چند شیء مقدس در سردر آن نگهداری می‌شد و مردم هنگام عبور، در مقابل آن تعظیم می‌کردند.19دیوار باغ‌های دو سوی خیابان در کلِ مسیر، صورت و ارتفاع یکسان داشت.20 سردر باغ‌ها را به فواصل مساوی21 و روبه‌روی هم ساخته بودند. این قرینه‌سازی در طول خیابان نمای شهریِ زیبا و هماهنگی ایجاد می‌کرد.22 هریک از سردرها طرحی‌ منحصر به خود داشت، اگرچه ساختار کلی‌شان مشابه و مشتمل بود بر یک درگاه یا جلوخان، یک ایوان بلند و بالاخانه‌هایی برای تماشای منظره چهارباغ.23 همچنین همۀ سردرها و دو دروازۀ ابتدا و انتهای خیابان تزئینات چشمگیری از نقوش مطلا و لاجورد داشتند. بسیاری از سفرنامه‌نویسان زیبایی سردرهای متعدد چهارباغ را ستوده‌اند.24 کمپفر تعداد کل باغات دو سوی چهارباغ را ۳۰ قطعه ذکر کرده است.25 در نقشه‌های تاریخی سده‌های بعد، ازجمله نقشه پاسکال کست،v26 چریکوف*vi و سیدرضاخان،27 دربارۀ تعداد باغ‌ها و نام و حدود آنها اختلاف وجود دارد،28 که احتمالاً نشان‌دهندۀ تغییر مالکیت و تفکیک و تجمیع ملک در طول زمان بوده است.29

دربارۀ ساخت خیابان دانسته‌ها اندک است. در برخی منابع، برای سالِ شروع ساخت، ماده ‌تاریخ «نهالش بکامِ دلِ شه برآید»30 معادل ۱۰۰۵ ذکر شده است،31 اما بنابر عالم‌آرای عباسی*، طرح‌ریزی خیابان از ۱۰۰۶ آغاز شد. گفته می‌شود ساخت خیابان را هم‌زمان از دو سوی آن شروع کردند.32 احداث باغات و عمارت سردرها نیز از همان زمان آغاز شد.33 در رجب ۱۰۱۱، مرحلۀ نخست ساخت سی‌وسه‌پل تکمیل و دو نیمۀ خیابان به هم متصل شد.34 در ۱۰۱۸ مرحلۀ دوم ساخت پل تکمیل شد و بر روی آن جشن گرفتند.35 احتمالاً در این سال خیابان نیز کامل بوده است، زیرا از این زمان به دستور شاه، گردش در خیابان و سی‌وسه‌پل در روزهای چهارشنبه مخصوص زنان حرم اعلام شد تا آنان نیز مجال تماشای زیبایی خیابان و قدم زدن در آن را داشته باشند.36 مشخص نیست این روال تا کی برقرار بوده است. در ۱۰۲۵، زمانی که اسکندرمنشی خیابان را توصیف کرده، عمارات باغات همه تکمیل بوده است، درختان خیابان قد کشیده بودند و باغات دو سوی خیابان، درختان میوه پرثمر داشتند.37

ساختار این خیابان در بسیاری از سفرنامه‌ها توصیف شده است. نقطۀ آغازین خیابان، کوشک جهان‌نما، محل اتصال دولتخانه به چهارباغ بود، چنان‌که شاه و درباریان از داخل این بنا وارد چهارباغ می‌شدند. رفت‌وآمد باقی مردم برای ورود به چهارباغ از کوچه‌ای در مجاورت کوشک انجام می‌شد که به میدان نقش‌جهان* راه داشت.38 خیابان از پنج مسیر موازی تشکیل می‌شد. این پنج مسیر با دو ردیف درخت چنار و کف‌سازی‌های برآمده تفکیک می‌شدند. مسیر وسط خیابان، که جویی از میانه‌اش می‌گذشت، سنگ‌فرش بود و از آن برای عبور عابران یا نشستن آنها در کنار آب استفاده می‌شد. به موازات دیوار باغ‌ها، دو مسیر باریک سنگ‌فرش وجود داشت. حد فاصل این مسیر تا چنارها خاکی بود و از آن برای عبور سواره‌ها استفاده می‌شد. عرض مسیر سنگ‌فرش کناری را سه یا چهار پا (حدود یک متر) گزارش کرده‌اند.39 عرض مسیر سنگ‌فرش میانی در هر سمت جوی، حدود ۵/۳ متر و چنان بود که دو اسب‌سوار به‌راحتی می‌توانستند در کنار هم حرکت کنند.40 چنارها را هم‌زمان با ساخت خیابان و در فواصل معین از یکدیگر کاشته بودند.41 برخی گفته‌اند شاه‌عباس بر کاشت درختان نظارت مستقیم داشته است.42 آدام اولئاریوس*vii تعداد چنارهای چهارباغ را بیش از هزار اصله برآورد کرده بود.43 به نظر می‌رسد چنارها مدام از پایین هرس می‌شدند44 و بعد از چند دهه، تناور شده بودند و سایه‌ای گسترنده در سراسر مسیر پدید ‌آورده بودند که میان مردم به «طاق سبز» شهرت یافت.45 سایۀ چنارها محل نشستن و استراحت عابران بود. زیبایی چهارباغ در این دوره با معروف‌ترین خیابان‌های دنیا مقایسه شده و گاه بی‌رقیب خوانده شده است.46

دو نیمۀ شمالی و جنوبی خیابان شیبی ملایم به سمت رودخانه داشت، که به جریان سریع آب در نهر کمک می‌کرد.47 نهر بستری از سنگ تیشه‌ای داشت و بدون لبه و کم‌عمق بود و در چند نقطۀ آن آبشارهایی کوتاه وجود داشت.48 کمپفر عرض نهر را پنج پا (معادل ۵/۱ متر) و عمق آن را یک پا (معادل ۳/. متر) ثبت کرده‌ است.49 او ذکر کرده که در نزدیکی رودخانه، آب نهر وارد لوله‌هایی زیرزمینی می‌شد و از دید پنهان می‌گشت.50 در طول نهر به فواصل منظم، روبه‌روی سردر باغ‌ها، حوض‌هایی بزرگ و فواره‌دار تعبیه شده بود که شکل و اندازه‌های گوناگون داشت و برخی را از سنگ مرمر ساخته بودند.51 بعضی از حوض‌ها بزرگ‌تر از بقیه بودند، مثلاً حوضی که در دویست‌قدمی کوشک جهان‌نما بوده، قطری بیش از ۳۰ پا (حدود ۱۰ متر) داشته است.52

براساس اشاراتی در سفرنامه‌ها، ورودی آب جوی نیمۀ شمالی از زیر کوشک جهان‌نما بوده است. تاورنیه منبع آب آن را چشمه‌ای در زیر بنا معرفی کرده،53 اما براساس نقشۀ سلطان سیدرضاخان، که تا حد زیادی منعکس‌کنندۀ اصفهان دورۀ صفوی* است، گویا منبع آن بخشی از آب مادی جوی‌شاه بوده است.54 منبع آب نهرِ نیمۀ جنوبی از مادی‌هایی بوده است که در بالادستِ زاینده‌رود جدا می‌شدند، مانند جوی‌سفید، و برای آبیاری باغ عباس‌آباد (هزارجریب یا چهارباغ) از آنها استفاده می‌شد.55 باغ‌های اطراف خیابان اغلب درخت میوه داشتند.56 برخی از باغ‌ها که به شاه تعلق داشت، در فصل میوه‌دهی برای چیدن و تناول میوه به روی مردم گشوده می‌شدند.

توصیفاتی که از فضای خیابان وجود دارد نشان می‌دهد که چهارباغ فضایی چندکاربردی بوده است. از یک سو، چهارباغ مکانی تشریفاتی بود. به نظر می‌رسد شاه‌عباس با درک اوضاع زمانۀ خود و ضرورت همپایی با قدرت‌های خارجی، به‌ویژه عثمانی و هند، فضاهایی شاهانه تدارک دیده بود تا عظمت حکومتش را به نمایش بگذارد، ازجمله مسیر طولانی و باشکوه چهارباغ که به‌عنوان راه منتهی به دولتخانۀ نقش‌جهان، به نحوی شایسته شکوه سلطنت شاه را نشان می‌داد.57 اغلب شاهان صفوی از مهمانان رسمی خود، مانند سفرا، در این خیابان استقبال می‌کردند. از سوی دیگر، چهارباغ هم برای درباریان و هم مردم گردشگاهی شهری بود. خیابان هرروز آب‌پاشی می‌شد، روی آب حوض‌ها گل‌ می‌ریختند،58 در بعضی نقاط قهوه‌چی‌ها روی لبۀ سنگیِ نهرِ میانی حصیر و قالی پهن می‌کردند و مردم عادی برای نوشیدن قهوه، خوردن میوه و کشیدن قلیان و گاه برای گوش‌دادن به شاعران و نَقّالان آنجا می‌نشستند.59 می‌دانیم که دست‌کم یک بنای قهوه‌خانه و شربت‌خانه هم در چهارباغ وجود داشته است.60 همچنین ذکر شده است که عصرهنگام افراد زیادی با لباس‌های آراسته، سواره و پیاده، در خیابان گردش می‌کردند. سکوی سردر باغ‌ها نیز محل پهن‌کردن فرش و نشستن و قلیان کشیدن بود.61 علاوه‌بر اینها، چهارباغ محل برگزارکردن جشن بود. برخی جشن‌های همگانی مثل جشن آبریزان در چهارباغ برگزار می‌شد.62 در گزارشی آمده است که در روزهای مخصوص جشنِ مسیحیان، این خیابان برای آنان قُرُق می‌شد.63 به نظر می‌رسد برخی امور اداری نیز در چهارباغ انجام می‌شده است. خانۀ امرا و دولتیان در این خیابان بود و همین باعث می‌شد آنان گاه از بخش بیرونی خانۀ خود برای انجام کارهای اداری استفاده کنند.

در اواخر دورۀ صفویان، از ۱۱۱۶ تا ۱۱۲۶، در بدنۀ شرقیِ نیمۀ شمالی خیابان، به دستور شاه‌سلطان‌حسین (حک‍: ۱۱۰۵- ۱۱۳۵)، مدرسۀ سلطانی/چهارباغ* ساخته شد.64 این بنا و موقوفات آن مشتمل بر یک کاروانسرا (کاروانسرای مادرشاه، هتل عباسی* کنونی) و بازارچۀ مجاور آن (بازارچه بلند*، بازار هنر کنونی) در بخشی از محوطۀ باغ بلبل ساخته شد. ساخت مدرسۀ سلطانی، که آن را آخرین بنای شاخص دورۀ صفوی دانسته‌اند، مهم‌ترین تحول خیابان در این دوره بود و با گرایش‌های شدید مذهبی شاه‌سلطان‌حسین* ارتباط داشت.

گزارش‌های سفر‌نامه‌نویسان حاکی از آن است که رونق و زیبایی خیابان چهارباغ تا پایان دورۀ صفوی همچنان برقرار بوده است.65 حملۀ افغان‌ها به اصفهان نخستین رخدادی بود که چهارباغ را از روال خود خارج کرد و آسیب‌هایی به آن رساند. از میزان این آسیب‌ها اطلاعی در دست نیست، اما می‌دانیم در دورۀ نادرشاه افشار* (حک‍: ۱۱۴۸ـ۱۱۶۰) و سپس علی‌مردان‌خان* (متوفی ۱۱۶۷) در چهارباغ مرمت‌هایی صورت گرفت.66 در زمان آقامحمدخان قاجار (حک‍: ۱۲۱۰-۱۲۱۱)، چهارباغ را همچنان زیبا و سرسبز توصیف کرده‌اند.67 اولین گزارش‌هایی که نشان از افول این محور شهری دارد، مربوط به زمان فتحعلی‌شاه قاجار (حک‍: ۱۲۱۲-۱۲۵۰) و حدود ۱۲۱۵ است. در این دوره، بر اثر افول کلی اصفهان، کم‌شدن جمعیت و بی‌توجهی متولیان شهر، چهارباغ کم‌رونق و خلوت بود و پیاده‌راه‌ها و سردرهای اطراف خیابان رو به ویرانی نهادند.68 رابرت پورترviii در توصیف چهارباغ بالا نوشته است: «یک چیز مانع از لذت‌بردن و احساس کمال آسودگی از این همه زیبایی است و آن وضعیت نامناسب جاده است که سنگ‌فرش‌های سابقاً خوبش در بسیاری از نقاط شکسته و عبور سواره از آن خیابان را ناامن ساخته است … لحظه‌ای غفلت می‌توانست مخاطره‌آمیز باشد، زیرا ممکن است هر آن درختی کهنسال بر اثر پوسیدگی سقوط کند».69 با این حال، در این دوره هنوز اکثر چنارهای صفوی تنومند و سرسبز بودند و به جای درختانی که از میان می‌رفت، چنارهای تازه می‌کاشتند.70 در ۱۲۵۶/1840، طبق گزارش پاسکال کست، همۀ باغات اطراف چهارباغ متروک و قسمت‌هایی از آن ویران شده بود.71 گزارش‌های چند سال بعد نشان می‌دهد که آب جوی میانی خیابان و حوض‌ها خشک شده، فواره‌ها شکسته و بخش عمدۀ سنگ‌فرش پیاده‌راه خُرد یا ناپدید شده است.72 با شروع حکمرانیِ طولانی ظل‌السلطان*، پسر ناصرالدین‌شاه، در اصفهان، وضع چهارباغ بیش از پیش رو به زوال نهاد. در این زمان، درختان خیابان که حدوداً دویست‌ساله شده بودند، چنان تناور بود که قطر بعضی از آنها به حدود سه متر می‌رسید و از درون پوک و غارمانند شده بود.73 گفته می‌شود درختان چهارباغ گاهی، به علت کهن‌سالی و پوسیدگی، با هر وزش باد تندی سقوط می‌کردند و از جا کنده می‌شدند و افزون بر این، در هر مورد که عوامل حکومتی به تنۀ درخت یا چوب فراوان نیاز می‌یافتند، بدون معطلی به سراغ این چنارهای زیبا و کهن‌سال می‌رفتند.74 به گفتۀ ارنست هولتسرix در ۱۲۸۵ یا 1286/1869، عمدۀ درختان باقی‌ماندۀ خیابان از بین رفته بودند و درختِ تازه نیز به جای آنها کاشته نشده بود.75 درختان به دستور ظل‌السطان قطع شد. تعداد درختان و حجم چوب آن‌قدر زیاد بود که به استفاده‌های مختلفی رسید. بخشی از آنها به تهران  فرستاده شد تا در بنایی که ظل‌السطان در دست ساخت داشت (کاخ مسعودیه)، به کار گرفته شود.76 بخشی از چوب‌ها را برای گرم‌کردن سربازخانه‌های او استفاده می‌کردند77 و تعدادی از درختان را نیز می‌فروختند. در گزارش هانری د آلمانی،x قیمت هر چنار چهارباغ ۲۰ تومان ذکر شده است.78 این تاراج به درختان ختم نشد. به دستور ظل‌السلطان، اکثر قطعات سنگ نهر میان خیابان و نیز حوض‌های مرمرین را از جا درآوردند و فروختند.79 گفته می‌شود پس از این زمان، منظر کلی چهارباغ بالا تا کوه صفه بیشتر به بیابان شباهت داشت.80 نابودی چهارباغ بالا در حدی بوده که د آلمانی با ارجاع به مورخان گذشته نوشته است: «چهارباغ در آن ‌طرف پل هم ادامه داشته است».81 از چنارهای این بخش، فقط چنار مجاور سردر باغ‌ زرشک باقی ‌ماند.82

بر اثر چندین دهه بی‌توجهی، دیوار باغ‌ها در دو سوی خیابان نیمۀ شمالی خراب شد و فقط بخشی از سردرها به جا ماند و «باد گرد و خاک فراوانی از بقایای آن بناها به اطراف می‌پراکند».83 در ۱۳۱۴، کوشک جهان‌نما را خراب کردند و مصالح آن را فروختند.84 گفته می‌شود این اقدام به دستور بانو عُظمی، خواهر ظل‌السلطان، انجام شد تا اندرونی کاخ هشت‌بهشت از دیدرس دیگران محفوظ بماند.85 سردر باغ هزارجریب نیز به دستور ظل‌السلطان در ۱۳۲۳ تخریب شد.86

در اواخر حکومت قاجار، چهارباغ را خیابانی حزن‌آور و متروک خوانده‌اند که عابران آن اغلب قاطرچیان و فقرا بودند.87 نقطۀ آباد خیابان در این دوره مدرسۀ چهارباغ بود، که همچنان کارایی داشت.88 درختان باغاتِ دو سوی خیابان نیز هنوز انبوه و سرسبز بودند.89 پیر لوتی،xi که در ۱۳۱۷ یا 1318/1900 به اصفهان رسید، گزارش کرده که در میان مسیر چهارباغ، انبوهی از بوته‌های گل سرخ* کاشته‌ بودند که در بهار پُرگل می‌شدند و مردم آزادانه از آن‌ها می‌چیدند.90 عکسی از اواخر دورۀ قاجار نشان می‌دهد که در بخش‌هایی از چهارباغ، کشت‌وکار می‌شده است.91

از حدود ۱۳۰۰ش و به‌ویژه با شروع دورۀ پهلوی (۱۳۰۴ش)، بار دیگر به خیابان چهارباغ توجه شد. از ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ش، نیمۀ شمالی چهارباغ به‌تدریج هم از نظر قرارگیری در شبکۀ راه‌های شهر و هم از لحاظ اهمیت تجاری، اقتصادی و فرهنگی به خیابان‌ مرکزی اصفهان بدل شد.92 ساخت خیابان‌های شرقی‌ـ‌غربیِ متصل به چهارباغ، مانند دنبال‌رودخانه (۱۳۰۲ش)، تعریض معابر قدیم به‌صورت خیابان‌های جدید، مانند شیخ‌بهایی و عباس‌آباد و آمادگاه* (۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ش)، باز شدن محور دروازه دولت تا قبرستان آب‌بخشان* (میدان شهدای کنونی) و ساخت خیابان چهارباغ‌ پایین* (۱۳۱۴ش) و نیز ساخت دو میدان دروازه دولت و مجسمه (امروزه میدان انقلاب) بین سال‌های ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۷ش، در دو سوی چهارباغ (عباسی)، به این خیابان مرکزیتی جدید بخشید. همچنین استقرار مراکز دولتی، مانند بانک ملی (پیش از ۱۳۱۰ش)، بانک فلاحتی (۱۳۱۳ش)، شرکت سهامی بیمه ایران (۱۳۱۹ش) و ساختمان شهرداری* (۱۳۲۰ش)، در دروازه دولت و چهارباغ اهمیتی دوچندان به این خیابان بخشید. برخی از تحولات مهم این دورۀ چهارباغ عبارت‌اند از: شن‌ریزی و آسفالت خیابان (۱۳۱۵ش)، برق‌کشی و نصب چراغ‌های شهری (۱۳۱۵-۱۳۱۸ش)، پر کردن محل نهر میانی و ساخت یک پیاده‌راه گشوده در میان چهارباغ، و کاشت چهار ردیف درخت تازه در طول خیابان. در این زمان، شهردار اصفهان رضا شاهنده بود که با فروش زمین باغ‌های چهارباغ، که غالباً به‌صورت زمین کشاورزی درآمده بودند، ساخت‌وسازهای جدیدی در بدنۀ خیابان آغاز کرد. به‌تدریج تعداد زیادی بنای آموزشی، فرهنگی، تجاری و تفریحی در چهارباغ عباسی شکل گرفتند، از‌جمله مهمانخانۀ آمریک معروف به هتل جهان (۱۳۰۷ش)، سینما شاپور (۱۳۱۲ش)، سینما ایران (۱۳۱۵)، سینما همایون (۱۳۱۹) و سینما سپاهان (۱۳۱۹).93 تا اواخر دوران پهلوی، چهارباغ مرکزی تفریحی و فرهنگی بود و در آن چند کافه و کتابخانه و کاباره در کنار مراکز تجاری فعالیت داشت. چندین دکۀ مطبوعات و چند کتاب‌فروشی معروف نیز در این خیابان وجود داشت. چهارباغ تا چند دهه یکی از خیابان‌های پرتردد و ماشین‌رو شهر بود.

در همین دوره، چهرۀ نیمۀ جنوبی خیابان نیز تغییر کرد. از ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۰ش، در محل باغ‌های صفوی چهارباغ بالا، چند کارخانۀ ریسندگی و بافندگی94 بنا شد: کارخانۀ ریسباف* (۱۳۱۱ش) در محل باغ اعتمادالدوله و (احتمالاً) میرشکارباشی، کارخانۀ صنایع پشم (۱۳۱۴-۱۳۱۷ش) در محل باغ زرشک، کارخانۀ‌ شهرضای جدید (۱۳۱۴-۱۳۱۵ش) در محل باغ وقایع‌نویس و کارخانۀ شهناز* (بعد از انقلاب: بافناز؛ ۱۳۲۹ش) در محل باغ‌های داروغه‌دفتر و تفنگچی‌باشی.95 در همین ایام، چهارباغ بالا در عین اتصال به شبکۀ راه‌های شهر و تردد آسان به آن از طریق سی‌و‌سه پل96 همچنان بیرون یا دست‌کم در حاشیۀ محدودۀ اصفهان قرار داشت.

عکس از عبدالحمید اشراق، حدود 1349ش.
از کتاب The Persian Garden: Echoes of Paradise (Washington, DC: Mage, 2004, P90.)

در سال‌های بعد از انقلاب اسلامی، با گسترش شهر به سمت جنوب، این بخش از خیابان بیش از پیش رونق تجاری یافت. اولین و مهم‌ترین بنای تجاری چهارباغ بالا مجتمع تجاری‌ـ‌مسکونی پارک* بود، که در ۱۳۵۸ش افتتاح شد. طی دهۀ ۱۳۶۰ش به‌تدریج کارخانه‌ها تعطیل و اغلب آنها در دهۀ ۱۳۸۰ش تخریب شدندxii و به جای آنها، مجتمع‌های مسکونی تجاری ساختند. چهارباغ عباسی پس از انقلاب اسلامی، با همان کارکردهای قدیم (به جز کاباره‌ها و مشروب‌فروشی‌ها) به حیات خود ادامه داد. مهم‌ترین تحول در این خیابان در چند دههٔ اخیر اجرای چند طرح شهری بوده است. در ۱۳۷۴ش طرح «احیای بدنهٔ شرقی چهارباغ» تهیه شد، که پس از ده سال در اواسط دههٔ ۱۳۸۰ش به تصویب رسید و تا ۱۳۹۱ش اجرا شد.97 این طرح شامل یک بنای بتنی دوطبقه به طول ۲۳۰ متر مشتمل بر فضاهای تجاری و فرهنگی و یک رواق‌ ستون‌دار بود، که بسیار از آن انتقاد شد98 و بعد از بهره‌برداری، چندان مورد توجه شهروندان قرار نگرفت و کم‌رونق مانده است. در دهۀ ۱۳۸۰ش، ساخت تونلِ خطِ یک مترو* اصفهان از زیر سراسر مسیر چهارباغ، در افکار عمومی نگرانی‌های زیادی برانگیخت؛ به‌ویژه نزدیک‌بودن آن به مدرسهٔ چهارباغ. این خط مترو در ۱۳۹۶ش افتتاح شد. تحول مهم دیگر طرح پیاده‌راه‌سازی این خیابان، از دروازه دولت (امروزه میدان امام‌حسین) تا سی‌وسه‌پل، بود که از اواخر دهۀ ۱۳۷۰ش مطرح شد و پس از تأیید یونسکو به استانداری اصفهان فرستاده شد. این امر دو دهه بعد تحقق یافت. شهرداری برای کاهش بار رفت‌وآمد در چهارباغ، خیابانی به نام پاسداران را در حد فاصل خیابان باغ گلدسته تا ‌کمال اسماعیل به موازات چهارباغ احداث کرد. از ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۸ش، پس از تغییر کف‌سازی محور شرقی، چهارباغ به‌صورت پیاده‌راه درآمد و از اردیبهشت ۱۳۹۸، عبور خودرو در سراسرِ چهارباغ عباسی ممنوع شد و محور غربی را نیز، برای پیاده‌راه، کف‌سازی مجدد کردند.99 همچنین نهر میانی بازسازی شده است که کوشیده‌اند با نهر اولیه تشابه داشته باشد. پیاده‌راه چهارباغ به‌صورت رسمی در اسفند ۱۳۹۹ افتتاح شد.100

گفتنی است طی برداشتن آسفالت خیابان، در محل کاخ جهان‌نما* و بخشی از محور چهارباغ عباسی در بهمن ۱۳۹۳ تا اردیبهشت ۱۳۹۴، کاوش‌هایی باستان‌شناسانه انجام گرفت که یافته‌هایی مهم داشت،101 ازجمله پیدا شدن پایه‌های کاخ که برای بازدید عموم به‌صورت روباز از آن نگهداری می‌شود. در زمان نگارش این مقاله (۱۴۰۴ش) چهارباغ عباسی همچنان پیاده‌‌راه است و گردشگاهی مهم در شهر شمرده می‌شود.

بازتاب چهارباغ در خاطرات، داستان‌های کوتاه و بلند، فیلم‌ها، و فرهنگ عامه خود موضوعی است که سزاوار نوشتن مقاله‌ای مستقل است. شاعران بسیاری نیز چهارباغ را در شعر خود توصیف کرده‌اند، ازجمله صائب تبریزی*102 (متوفی ۱۰۸۷)، ضیاء کفرانی103 (متوفی ۱۰۵۲)، صادق ملارجب*104 (متوفی 1305) و ملک‌الشعرای بهار105 (متوفی ۱۳۳۰ش). صائب در ابیات آغازین غزلش چنین گفته است:

خوشا روزی که منزل در سواد اصفهان سازم

ز وصف زنده‌رودش خامه را رَطب‌اللسان سازم

نسیم‌آسا به گرد سر بگردم چارباغش را

به هر شاخی که بنشیند دل من آشیان سازم

خیابان چهارباغ در 15 دی ۱۳۱۰ با شمارۀ ۱۰۹ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است106 و شایسته است تلاشی برای ثبت جهانی آن شود.

/محمدحسین فروغی و نازنین شهیدی مارنانی/

 

منابع

آذر بیگدلی، لطفعلی‌بن آقاخان، آتشکدۀ آذر، چاپ جعفر شهیدی، چاپ افست تهران: علمی، 1337ش.

آلمانی، هانری رنه د، از خراسان تا بختیاری، ترجمۀ غلامرضا سمیعی، تهران: طاوس، ۱۳۷۸ش.

اخوت، آرش، « زمشرق چهارباغ: نگاهی به پروژه بدنه‌سازی شرق چهارباغ عباسی»، دانشنما، ش 206- 208، تیر- شهریور1391.

اسکندرمنشی، تاریخ عالم‌آرای عباسی، نسخۀ خطی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، ش ۸۱۶۱۲۹.

اسکندر منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، چاپ ایرج افشار، تهران: امیرکبیر، 1382ش.

افضل‌الملک، غلامحسین، سفرنامۀ اصفهان، چاپ ناصر افشار‌فر، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380ش.

اوبن، اوژن، ایران امروز، ۱۹۰7-1906، ترجمه و حواشی و توضیحات علی‌اصغر سعیدی، تهران: زوار، ۱۳۶۲ش.

اوته، ژان، سفرنامه ژان اوتر: عصر نادرشاه، ترجمۀ علی اقبالی، تهران: جاویدان، ۱۳۶۶ش.

اولئاریوس، آدام، سفرنامۀ آدام اولئاریوس: اصفهان خونین شاه‌ صفی، ترجمۀ حسین کردبچه، تهران: کتاب برای همه، ۱۳۶۹ش.

اولیویه، گیوم آنتوان، سفرنامۀ اولیویه، ترجمۀ محمدطاهرمیرزا، چاپ غلامرضا ورهرام، تهران: اطلاعات، ۱۳۷۱ش.

بابایی، سوسن، اصفهان و کاخ‌هایش: کشورداری، تشیع و معماری  بزم در آغاز دوران ایران مدرن، ترجمۀ مصطفی امیری، تهران: فرهنگ جاوید، ۱۴۰۰ش.

«بازتاب گزارش ویژه ی طرح بدنه‌سازی شرق چهارباغ عباسی»، دانش نما، ش 153- 154، آذر- دی 1386.

براون، ادوارد گرانویل، یک سال در میان ایرانیان، ترجمۀ مانی صالحی علامه، تهران: اختران، ۱۳۸۶ش.

بروگش، هاینریش کارل، سفری به دربار سلطان صاحبقران: 1859- 1861، ترجمۀ محمدحسین کردبچه، تهران: اطلاعات، ۱۳۶۷ش.

بل، جان،  سفرنامۀ جان بل آنترمونی از فرستادگان پطرکبیر به دربار شاه سلطان حسین، ترجمۀ ساسان طهماسبی، قم : مجمع ذخائر اسلامی، ۱۳۹۷ش.

بهار، محمدتقی، دیوان، تهران، نشر آزاد مهر، 1382ش.

پازوکی طرودی، ناصر و شادمهر،عبدالکریم، آثار ثبت شدۀ ایران در فهرست آثار ملی : از 24/ 6/ 1310 تا 24/ 6/ 1384، تهران : سازمان میراث فرهنگی کشور، 1384ش.

پهلوان‌زاده، لیلا، «معماری صنعتی اصفهان»، دانش‌نما، ش ۱۲۴-۱۲۵، خرداد و تیر 1384.

تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامۀ تاورنیه، ترجمۀ ابوتراب نوری، چاپ حمید شیرانی، تهران: کتابخانۀ سنائی، ۱۳۶۳ش.

تولائیان، ساناز، «رابطۀ متقابل بدنه، فعالیت‌ها و رویدادها در خیابان چهارباغ عباسی اصفهان در اوایل دورهٔ پهلوی (۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شمسی)»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه هنر اصفهان، ۱۳۹۷ش.

جابری انصاری، محمدحسن،  تاریخ اصفهان، چاپ جمشید مظاهری، اصفهان: مشعل، 1378ش.

جملی کارری، جووانی فرانچسکو، سفرنامۀ کارری، ترجمۀ عباس نخجوانی و عبدالعلی کاررنگ، تهران: انتشارات علمی  و فرهنگی، ۱۳۸۳ش.

حیدرنتاج، وحید و منصوری، امیر، «نقدی بر فرضیه الگوی چهارباغ در شکل‌گیری باغ ایرانی»،  باغ نظر، سال6، ش12، پاییز و زمستان 1388ش.

خبرگزاری جمهوری اسلامی، 1398ش.

Retrieved Nov.14, 2025, from https://www.irna.ir/news/83305150.

خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، 1395ش.

Retrieved Nov.14,2025, from https://www.isna.ir/news/95050113790.

دلاواله، پیترو، سفرنامه‌ی پیترو دلاواله، ترجمۀ محمود بهفروزی، تهران: نشر قطره،۱۳۸۰ش.

دولیه دلاند، آندره، زیبائی‌های ایران، ترجمۀ محسن صبا، تهران: انجمن دوستداران کتاب، ۱۳۵۵ش.

دهخدا، علی اکبر، لغت نامه ، زیر نظر محمد معین و جعفر شهیدی، تهران : دانشگاه تهران، 1377ش.

دیولافوا، ژن هانریت ماگر، ایران، کلده و شوش، ترجمۀ علی محمد فره‌وشی، چاپ بهرام فره­وشی، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۸۵ش.

سلطان سیدرضاخان، نقشۀ دارالسلطنۀ اصفهان، مقیاس ۱:۴۰۰۰. اصفهان: مطبعۀ میرزاحسین فرهنگ، ۱۳۰۲ش.

شاردن، ژان، سفرنامۀ شاردن، ترجمۀ اقبال یغمایی، تهران: توس، ۱۳۷۲- 1375ش.

شجاعی اصفهانی، علی، «کاخ جهان‌نما و مدخل ورودی به خیابان چهارباغ در اسناد تصویری و نوشتاری دوران صفوی تا پهلوی»، پژوهش‌های ایرانشناسی، سال7، ش۱، بهار و تابستان ۱۳۹۶.

شجاعی اصفهانی، علی، مصاحبه، مصاحبه کننده: نازنین شهیدی مارنانی، مهر 1404.

شهیدی مارنانی، نازنین، «سی‌‌و‌سه‌پل»، در دانشنامۀ جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، ج۲۶، تهران: بنیاد دایرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۷ش.

صادق ملارجب، دیوان، [بی جا: بی نا.،بی تا.].

صائب تبریزی، محمدعلی، دیوان ، چاپ محمد قهرمان، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1364-1370ش.

عالمی، مهوش، «باغ‌های دورۀ صفویه: گونه‌ها و الگوها»، ترجمۀ محسن جاوری، گلستان هنر، سال2،ش3، پاییز ۱۳۸۵.

فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه‌عباس اول،تهران: دانشگاه تهران، 1353ش.

فوروکاوا، نوبویوشی، سفرنامۀ فوروکاوا:عضو هیأت اجرایی نخستین سفارت ژاپن به ایران در دورۀ قاجار، 1297ه.ق/ 1880م، ترجمۀ هاشم رجب‌زاده و کینیجی ئه اوُرا، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۴ش.

قزوینی، زکریا بن محمد، آثار البلاد و اخبار العباد، ترجمه با اضافات ازجهانگیرمیرزا قاجار، چاپ میرهاشم محدث، تهران: امیرکبیر،۱۳۷3ش.

کرزن، جورج ناتانیل، ایران و قضیۀ ایران، ترجمۀ غلامعلی وحید مازندرانی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۲ش.

کست، پاسکال، بناهای دورۀ اسلامی ایران :از آغاز تا ۱۲۱۸ش، ترجمۀ آتوسا مهرتاش، تهران: فرهنگستان هنر، ۱۳۹۰ش.

کمپفر، انگلبرت، سفرنامۀ کمپفر، ترجمۀ کیکاوس جهانداری، تهران: خوارزمی، ۱۳۶۰ش.

گوبینو، ژوزف آرتوردو، سه سال در آسیا: سفرنامۀ کنت دوگوبینو،1855- 1858، ترجمۀ عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران: نشرقطره، ۱۳۸۳ش.

لوتی، پیر، سفرنامۀ به سوی اصفهان، ترجمۀ بدرالدین کتابی، تهران: اقبال، ۱۳۷۲ش.

مظاهری، جمشید، «چهارباغ آن روزگاران»(گفتگو)، گفتگوکننده: حشمت الله انتخابی،  فرهنگ اصفهان، دورۀ جدید، ش 11و 12، پاییز و زمستان 1397.

منجم یزدی، جلال‌الدین محمد، تاریخ عباسی، یا روزنامۀ ملّاجلال، چاپ سیف‌الله وحیدنیا، تهران: وحید، 1366ش.

موریه، جیمزجاستی نین، سفرنامۀ جیمز موریه، ترجمۀ ابوالقاسم سرّی، تهران: توس، ۱۳۸۶ش.

نصرآبادی، محمدطاهر، تذکرۀ نصرآبادی، چاپ حسن وحید دستگردی، تهران: فروغی، ۱۳۶۱ش.

نورصادقی، حسین، اصفهان ، تهران: شرکت مطبوعات، 1316ش.

نوروزی، قدرت الله، “پیاده راه چهارباغ با حضور وزیر گردشگری به طور رسمی افتتاح می شود”، خبرگزاری ایمنا، 1399ش.

Retrieved Nov.14,2025, from https://www.imna.ir/news/482333.

وحدت‌پور، شعله و ولی‌بیگ، نیما، «بازیابی معماری یادمانی ازدست‌رفتۀ سردر باغ زرشک اصفهان بر پایۀ اسناد توصیفی و تصویری»، منظر، ش ۶۳، تابستان 1402.

وحید قزوینی، محمدطاهربن حسین، تاریخ جهان‌آرای عباسی، چاپ سعید میرمحمدصادق، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۳ش.

وفامهر، مهدی، «چنار باغ زرشک»، موزۀ تاریخ شهرداری اصفهان، 1404ش.

Retrieved Nov.14,2025, from https://museum.isfahan.ir/about-museum#page-4.

ویلز، چالز جیمز، ایران در یک قرن پیش: سفرنامۀ دکتر ویلز، ترجمۀ غلامحسین قراگوزلو، تهران: اقبال، ۱۳۶۸ش.

هالینگبری، ویلیام، روزنامۀ سفر هیئت سرجان ملکم به دربارایران، ترجمۀ امیرهوشنگ امینی، تهران: کتاب‌سرا، ۱۳۸۶ش.

هنرفر، لطف‌الله، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، اصفهان: ثقفی، ۱۳۵۰ش.

هولتسر، ارنست، ایران در یکصدوسیزده سال پیش، بخش1، ترجمۀ محمد عاصمی، تهران: وزارت فرهنگ و هنر، مرکز مردم‌شناسی، ۱۳۵۵ش.

Bedik, Pedros, A man of two worlds: Pedros Bedik in Iran, 1670-1675, Translated from the Latin and annotated by Colette Ouahes and Willem Floor, Washington,D.C.: Mage Publishers, 2014.

Bruin, Cornelis de, Reizen over Moskovie, door Persie en Indie. Amsterdam: Door Willem en David Goeree, 1711.

Emami, Farshid, Isfahan: architecture and urban experience in early modern Iran, Pennsylvania: The Pennsylvania State University Press, 2024.

Porter, Sir Robert Ker, Travels in Georgia, Persia, Armenia, Ancient Babylonia, &c. &c. during the years 1817, 1818, 1819 and 1820, London: Longman, 1821-1822.

Savory, Roger M., “Č(ah)ārbāğ-e Eṣfahān”, in Encyclopaedia Iranica, ed. Ehsan Yarshater, vol.4, London: Routledge & Kegan Paul, 1990.

  1. Jean Chardin[]
  2. André Daulier Deslandes[]
  3. Engelbert Kämpfer[]
  4. Jean Baptiste Tavernier[]
  5. Pascal Coste[]
  6. Egor Ivanovich Chirikov[]
  7. Adam Olearius[]
  8. Robert Porter[]
  9. Ernst Hoeltzer[]
  10. Henry d’Allemagne[]
  11. Pierre Loti[]
  12. به جز کارخانهٔ ریسباف و ساختمان اداری کارخانهٔ صنایع پشم که همچنان موجود است.[]
  1. اسکندرمنشی، 1382ش،ج۲، ص۵۴۲.[]
  2. Savory, p. 625.[]
  3. کرزن، ج۲، ص۴۷.[]
  4. دلاواله، ص۴۷۴.[]
  5. این نقطه در نزدیکی باروی قدیم شهر بود، که به یکی از دروازه‌های شهر به نام دروازهٔ دولت راه داشت. اسکندرمنشی (1382ش،ج2،ص544) در توصیف این نقطه گفته است: «… و از دروب [جمع درب] شهر یک دروازه در حریم باغ نقش جهان واقع و به درب دولت موسوم است، از آنجا تا کنار زاینده‌رود خیابانی احداث فرموده».[]
  6. اسکندرمنشی، 1382ش، ج۲، ص۵۴۵.[]
  7. عالمی، ص۷۸.[]
  8. کست، ص۵۹؛ شجاعی اصفهانی، مصاحبۀ مورخ مهر 1404.[]
  9. اسکندرمنشی،1382ش، ج۲، ص۵۴۴.[]
  10. دهخدا، ذیل «خیابان»؛ برای نمونه نگاه کنید به: قزوینی، ص۶۰۸.[]
  11. احتمالاً مقصود شاردن مسجدجامع عتیق بوده است.[]
  12. شاردن،ج۴، ص۱۵۲۴.[]
  13. دولیه دلاند، ص۴۱.[]
  14. کمپفر، ص۱۹۵.[]
  15. اسکندرمنشی، نسخهٔ خطی ش۸۱۶۱۲۹، ص۱۷۵. در این جمله میان نسخ عالم‌آرای عباسی اختلاف وجود دارد. در تصحیح ایرج افشار عبارت پایانی جمله به این صورت است: «… و در برابر عمارت چهارباغ حوضی بزرگ بسان دریاچه ساخته شود» (اسکندرمنشی، 1382ش، ج۲، ص۵۴۴ -۵۴۵). این جمله چنین احتمالی را پدید می‌آورد که «چهارباغ» نام یک عمارت خاص در خیابان بوده است. از آن رو که این جمله هم مبهم و هم بسیار مهم بود، به نسخه‌های قدیم‌تر کتاب مراجعه شد. نسخهٔ ۸۱۶۱۲۹ از قدیم‌ترین نسخه‌های کتاب و مورخ ۱۰۴۰ یا ۱۰۴۵ است. این نسخه مقصود نویسنده از واژهٔ چهارباغ را تا حد زیادی روشن می‌کند (با سپاس از مهدی گلچین‌عارفی که از وجود این نسخه مؤلفان را آگاه کرد).[]
  16. حیدرنتاج و منصوری، ص17.[]
  17. Bedik, p. 339.[]
  18. روبه‌روی این باغ، باغی همنام آن وجود داشته است. شاردن(ج4،ص1523) یکی از این دو را خانقاه درویشان حیدری و دیگری را متعلق به درویشان نعمتی ذکر کرده است.[]
  19. تاورنیه، ص۳۹۴.[]
  20. دلاواله، ص۴۷۴.[]
  21. بروئین(Bruin)، که فاصله سردر دو باغ مجاور هم را ۲۵۰ قدم ذکر کرده( ص124)، که حدوداً معادل ۲۰۰ متر است.[]
  22. دلاواله، همانجا.[]
  23. اسکندرمنشی، 1382ش،ج۲، ص۵۴۴: «… و ایام بهار عمارات عالی در نقش جهان طرح انداخته، معماران و مهندسان در اتمام آن می‌کوشیدند و از دروب [جمع درب] شهر یک دروازه در حریم باغ نقش جهان واقع و به درب دولت موسوم است. از آنجا تا کنار زاینده‌رود خیابانی احداث فرموده، چهارباغی در هر دو طرف خیابان قرار داده، اطراف آن را بر امرا و اعیان دولت قاهره قسمت فرموده‌اند که هرکدام باغی طرح انداخته و در درگاه باغ عمارتی مناسب درگاه مشتمل بر درگاه و ساباط رفیع و ایوان و بالاخانه‌ها و منظره‌ها در کمال زیب و زینت و نقاشی‌های مطلا و لاجورد ترتیب دهند».[]
  24. دلاواله، ص۴۷۴.[]
  25. کمپفر، ص۱۹۶.[]
  26. کست، ص۳۸.[]
  27. سلطان سیدرضاخان، 1302ش.[]
  28. اسامی باغات براساس طرح‌ دستی کمپفر به‌ترتیب در ضلع شرقیِ نیمهٔ شمالی عبارت‌اند از: باغ‌های خرگاه، بلبل، تکیه و طاووس‌خانه؛ در ضلع غربیِ نیمهٔ شمالی: باغ‌های مثمن، تخت، تکیه و شیرخانه؛ در ضلع شرقیِ نیمهٔ جنوبی: باغ‌های الله‌وردی‌خان، میرشکارباشی، اعتمادالدوله، وقایع‌نویس، داروغه‌دفتر، ایشیک آقاسی‌باشی، ناظر، میرآخورباشی، مشعل‌دار؛ و در ضلع غربی نیمهٔ جنوبی: باغ‌های گنجعلی‌خان، قورچی‌باشی، زرشک، دیوان‌بیگی، سفره‌چی‌باشی، قوللرآقاسی، توشمال‌باشی، تفنگچی‌باشی، و مهمان‌دار (Emami, p.60). این روایت با نام‌هایی که شاردن (ج۴،ص ۱۵۲۴) ثبت کرده کمی تفاوت دارد. او باغ‌های شرقی نیمهٔ شمالی را خرگاه، بلبل، تاکستان، خانقاه حیدری، و قاشخانه خوانده است و باغ‌های غربی نیمهٔ شمالی را هشت‌گوش (مثمن)، تخت، توتستان، خانقاه نعمتی، و شیران ذکر کرده است.[]
  29. در این باره نگاه کنید به: وحدت‌پور و ولی‌بیگ، ص11.[]
  30. صورت کامل شعر به نقل از تذکرۀ نصرآبادی (ص 548) چنین است: «عجب چارباغیست عشرت‌فزایی / گرش ثانی خلد گویند شاید // چو تاریخ آن دل طلب کرد گفتم / نهالش بکام دل شه برآید». نصرآبادی (همانجا) شاعر آن را نامشخص ذکر کرده است.[]
  31. منجم یزدی، ص۱۵۱؛ نصرآبادی، همانجا؛ وحید قزوینی، ص۱۴۱.[]
  32. بابایی، ص۱۵۵.[]
  33. اسکندرمنشی،1382ش، ج۲، ۵۴۴.[]
  34. شهیدی مارنانی، ص۱6۷.[]
  35. همانجا.[]
  36. منجم یزدی، ص۳۶۱.[]
  37. اسکندرمنشی،1382ش، ج۲، ص۵۴۵.[]
  38. تاورنیه، ص۳۹۳؛ دولیه دلاند، ص۴۱.[]
  39. دولیه دلاند، ص۴۲.[]
  40. شجاعی اصفهانی،1396ش، ص۴۱؛ شاردن، ج۴، ص۱۵۲۰.[]
  41. دلاواله، ۴۷۴.[]
  42. هولتسر(ص79 ) براساس قول مشهور میان عامه گفته است: «درختان چنار باید با توجه کامل در بدو امر غرس شده و زمین مناسب داشته باشد والا زود خشک می‌شوند. اینجا شهرت دارد که شاه‌عباس یک اشرفی (تومان طلا) قبل از اینکه درخت کاشته شود در چالهٔ محل نشانده درخت می‌گذاشت و می‌گفت اگر درخت سبز نشود سر مردی که درخت را کاشته است از تن جدا می‌کنم. یقیناً حقیقتی در این هست. ظاهراً قرار می‌گذاشت برای کاشت هر درختی یک تومان طلا بدهد. در این صورت، یقین داشت که مرد تمام همّ خود را به کار خواهد گرفت تا حفره عمیقی در زمین سخت حفر کند و به جای آن خاک مناسب بریزد و بهترین درخت را انتخاب کند و منظم در طی چندین سال به آن آب بدهد تا اینکه خوب ریشه بدواند. اگر بی‌توجهی در کشت به کار می‌رفت، اغلب آنها خشک می‌شدند و زیبایی و نظم چهارباغ هرگز تأمین نمی‌شد».[]
  43. اولئاریوس، ج۲، ص۶۱۴.[]
  44. تاورنیه، ص۳۹۳.[]
  45. کمپفر، ص ۱۹۵.[]
  46. دلاواله( ص۴۷۴ ) که چهارباغ را از مجلل‌ترین خیابان‌های رم و ناپل و ژن [جنوا] و پالرمو برتر دانسته؛ لوتی(ص۲۰۵) که چهارباغ را شانزه‌لیزهٔ اصفهان خوانده است؛ بدیک (Bedik) ، که از نظر ابعاد آن را با خیابان پونته‌موله (Ponte Molle) در رم مقایسه کرده است( ص339).[]
  47. اولئاریوس، ج۲، ص۶۱3.[]
  48. شاردن (ج۴، ص۱۵۲۰) که عمق آن را نُه انگشت ثبت کرده است.[]
  49. کمپفر، ص۱۹۵؛ نگاه کنید به : دولیه دلاند (ص 42) که عرض نهر را کمتر و دو پا (معادل ۶/. متر) ذکر کرده است.[]
  50. کمپفر، همانجا.[]
  51. اولئاریوس، ج۲، ص۶۱۳.[]
  52. دولیه دلاند، ص۴۲؛ تاورنیه، ص۳۹۳.[]
  53. تاورنیه، همانجا.[]
  54. سلطان سیدرضاخان، 1302ش.[]
  55. تاورنیه، ص۳۹۹؛ نورصادقی، ص۴۵.[]
  56. تاورنیه، همانجا.[]
  57. نگاه کنید به: شاردن، ج۴، ص1815؛ نیزنگاه کنید به : بابایی، ص۱۵۵.[]
  58. شاردن، ج۴، ص۱۵۲۴.[]
  59. کمپفر، ص۱۹۵؛ جملی کارری، ص۸۳.[]
  60. به گفتۀ نصرآبادی( ص۱۴۷) در این قهوه‌خانه و شربت‌خانه، که متعلق به شمس تیشی بوده، با اجازهٔ شاه‌عباس اول شراب نیز عرضه می‌شده است.[]
  61. شاردن، ج۴، ص۱۵۲۴.[]
  62. منجم یزدی،ص 363.[]
  63. فلسفی، ج3، ص225.[]
  64. هنرفر، ص۶۸۶-۶۹۲.[]
  65. نگاه کنید به: گزارش جان بل آنترمونی که در دورهٔ شاه‌سلطان‌حسین صفوی به اصفهان آمد( ص97).[]
  66. افضل‌الملک، ص72؛ نگاه کنید به: گزارش ژان اوته که در1146 یا 1147/ ۱۷۳۴ تقریباً در زمان نادرشاه افشار چهارباغ را دید( ص85).[]
  67. نگاه به کنید به : گزارش گیوم آنتوان اولیویه که در1210 یا 1211/ ۱۷۹۶ تقریباً در دورهٔ محمدشاه قاجار نوشته شده است( ص ۱۱۴- ۱۱۵).[]
  68. گوبینو، ص۱۵۶- ۱۵۷.[]
  69. Porter, vol.1, p. 420.[]
  70. هالینگبری، ص۵۹؛ موریه، سفر2، ص۲۰۴.[]
  71. کست، ص۶۲.[]
  72. گوبینو، ص۱۵۷؛ بروگش، ج2، ص۴۱۴.[]
  73. فوروکاوا، ص۴۵.[]
  74. ویلز، ص۲۳۵.[]
  75. هولتسر، بخش1،ص۷۸.[]
  76. براون، ص۲۲۶.[]
  77. کرزن، ج۲، ص۴۸.[]
  78. آلمانی، ج2،ص ۵۵۱.[]
  79. همانجا.[]
  80. هولتسر،بخش1، ص۷۸.[]
  81. آلمانی،ج2، ص 957.[]
  82. این چنار تا حدود ۱۳۷۰ش، هرچند خشک، همچنان در محل خود پابرجا بود. در این زمان، برای پیشگیری از خطرات احتمالی آن را بریدند و به باغ چهلستون منتقل کردند، که همچنان در آنجا موجود است. برای این چنار نگاه کنید به: وفامهر، 1404ش.[]
  83. فوروکاوا، ص۲۳۶.[]
  84. شجاعی اصفهانی،1396ش، ص۳۵.[]
  85. جابری انصاری، ص161.[]
  86. نورصادقی، ص۴۶.[]
  87. دیولافوا، ص۲۷۱.[]
  88. اوبن، ص۲۹۸.[]
  89. لوتی، ص۱۸۶.[]
  90. همانجا.[]
  91. نگاه کنید به: مظاهری، ص51، تصاویر.[]
  92. برای اطلاع بیشتر دربارۀ تحولات این دهۀ خیابان چهارباغ عباسی نگاه کنید به: تولائیان، 1397ش.[]
  93. تولائیان، ص۴۹-۷۴؛ نیز نگاه کنید به: سینما*: تاریخ سالن‌ها.[]
  94. نگاه کنید به: ریسندگی و بافندگی، صنعت*.[]
  95. پهلوان‌زاده، ص ۵۳، ۵۸-۶۰؛ نگاه کنید به: کارخانۀ ریسندگی*.[]
  96. از زمان ورود خودرو به شهر، عبور انواع خودرو، ازجمله ماشین‌های سنگین کارخانه‌های ریسندگی، از روی پل آزاد بوده است. در ۱۳۱۲ش، عبور ماشین‌های سنگین ممنوع شد، اما تا چند دهه بعد، همچنان خودروهای سواری روی پل تردد می‌کردند،(شهیدی مارنانی، ص۱۶۸).[]
  97. خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، 1395ش.[]
  98. در این باره نگاه کنید به: «بازتاب گزارش ویژه طرح بدنه‌سازی شرق چهارباغ عباسی»، ص۴-۲۹؛ اخوت، ص۱۲-۱۸.[]
  99. خبرگزاری جمهوری اسلامی، 1398ش.[]
  100. نوروزی، 1399ش.[]
  101. شجاعی اصفهانی، 1396ش، ص۴۵.[]
  102. صائب تبریزی، ج6،ص3595.[]
  103. آذر بیگدلی، ص187.[]
  104. صادق ملارجب، ص4 ، 82.[]
  105. بهار، ج2،ص1176.[]
  106. پازوکی طرودی و شادمهر، ص 69.[]
شیوه استناد به این مقاله
کپی متن
Foroughi, Muhammad Hussein and Nazanin Shahidi Marnani. "Chaharbagh Abbasi." isfahanica, https://isfahanica.org/?p=2111. 16 December 2025.

مطالب مرتبط

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *