خانه / مدخل / سدهی، گویش

سدهی، گویش

از گویش های رایج در ناحیه مرکزی ایران

هنوز هیچ مقاله ای برای این مدخل نوشته نشده است. علاقه مندان از طریق فرم زیر می توانند مقاله خود را ارسال کنند.

سدهی، گویش، یکی از گویش‌های مرکزی ایران (از زیرگروه جنوب غربی آن).

این گویش از مجموعه زبان‌های ایرانی شمال غربی است که در محلۀ «وَرْنوسْفادِران» varnusfâderân (در گویش محلی: «بِنِسْفُئُون» benesfown) خمینی‌شهر رواج دارد. خمینی‌شهر* که پیشتر به‌دلیل به هم پیوستن سه روستای مجاورِ یکدیگر «سِدِه*» و در مقطعی هم پس‌از شهر شدنش از سال 1338ش تا زمان انقلاب اسلامی (1357ش) «همایون‌شهر*» نامیده می‌شد، در دوازده کیلومتری غرب شهر اصفهان در منطقۀ «ماربین*» قرار دارد. به‌سبب تکلّم این گویش در محلۀ مذکور، شاید عنوانِ گویش وَرنوسفادِرانی از سِدِهی دقیق‌تر باشد، اگرچه در خود محل به آن اُزون وِلاتی ozun velâti «زبان وِلاتی» گفته می‌شود که تغییریافتۀ واژۀ ولایتی است. گفتنی است که وِلاتی اصطلاحی عام است  که برای نامیدن برخی از دیگر گویش‌های مرکزیِ استان اصفهان، مانند گزی، خورزوقی و کُمشِچه‌ای هم به کار می‌رود. هچنین برخی از ایران‌شناسان، مانند اُسکار مانi و احسان یارشاطر، چون منطقۀ تکلم این گویش‌ها همگی جزئی از سرزمینِ مادِ بزرگ دورۀ باستان بوده، این گویش‌ها را «مادی»ii نامیده‌اند. در دو محلۀ (درواقع دو روستای) دیگر خمینی‌شهر یعنی «خُوزان» (به فارسی محلی: xizun و به وِلاتی :üžun) و «فُروشان» (به فارسی محلی: perišun و به وِلاتی: pürüšun)، گویش سدهی اصلاً کاربرد ندارد و به لهجه‌ای از فارسی تکلم می‌شود. گرایش به استفاده از زبان فارسی ودر نتیجه کاسته شدن از جمعیت گویشوران باعث شده که سدهی در حال حاضر بیشتر در یکی از پنج محلۀ وَرنوسفادِران با نامِ «باوَلگان» (در تداول bâvalɡun) رایج باشد و در چهار محلۀ دیگر، یعنی «گارسِلِه»، «گاردَر»، «زاغ‌آباد» (به گویش محلی: zowɡâ) و «کوشکِباج» رواج کمتری داشته باشد. در مجاورت سده در روستای «اِسفِریز» (به گویش سدهی «اِسبِرِز» esberez ) نیز، در قدیم گویش سدهی رواج داشته که اکنون فراموش شده و جای خود را به فارسی داده‌است. سدهی از جمله گویش‌هایی است که به آن شعر سروده شده‌است و از مهم‌ترین شاعران آن می‌توان به اصغر حاج‌حیدری* (متوفی 1391 ش؛ متخلص به خاسته*) و سعید بیابانکی اشاره کرد.1

پیشینۀ پژوهش

پژوهش‌هایی که در آنها به گویش سدهی پرداخته شده، به این شرح‌اند: 1. ژوکُفسکی (1922)، محقّق روس، در کتابی با عنوان «موادی برای بررسی گویش‌های ایرانی» به بررسی این گویش پرداخته‌است. این اثر که داده‌های آن (به‌علاوۀ سه گویش دیگر ناحیۀ اصفهان، یعنی گزی، کَفرانی و زِفره‌ای) در سال 1883 گردآوری شده، مشتمل است بر چندین جمله و متن کوتاه و هم‌چنین یک واژه‌نامه که بخش زیادی از آن مربوط ‌به صیغگانِ افعال است. 2. فره‌وشیiii (1342) در مقالۀ کوتاهی دربارۀ برخی ویژگی‌های فعل توضیح داده‌است. 3. اسماعیلی (1379) در رسالۀ دکتری خود به بررسی واج‌شناسی، صرف‌ونحو این گویش پرداخته و واژه‌نامه‌ای نیز از آن عرضه کرده‌است.            4. اسماعیلیiv (1381) در مقاله‌ای علاوه‌بر توضیحاتی دربارۀ مهمترین خصوصیات دستوری این گویش، واج‌شناسی تاریخی آن را نیز به اختصار بررسی کرده‌است. 5. برجیانv (1394) براساس شیوه‌نامۀ فرهنگستان، واژه‌نامه‌ای از این گویش تدوین کرده‌‌است.

ویژگی‌های آوایی

صامت‌های این گویش تقریباً همانند 23 صامت فارسی گفتاری‌اند فقط با این تفاوت آشکار که چاکنایی‌های [h] (نمایانندۀ دو حرف «هـ»، «ح») و [Ɂ] (نمایانندۀ دو حرف «ئـ»، «ع»)، در بسیاری از بافت‌ها به‌صورت کاملاً حلقی، یعنی [ħ] و [ʕ] تلفظ می‌شوند، مانند::

صامت [ʕ] صامت [ħ]
تعریف taʕrif مات‌ومبهوت maħ
صابون saʕbün صبح saħb
جادّه ǰaʕde صاحب saħab
جمعه ǰumʕa فاتحه fâtħa
قلعه qalʕa حیف ħayf

سدهی هشت مصوت ساده و دو مصوت مرکب دارد که عبارت‌اند از سه مصوت بستۀ /i,ü,u/، مانند جفت‌های کمینۀ ki «که/چه کسی»، kü «بیرون»، ku «کوه»؛ سه مصوت میانی /e,ö,o/، مانند جفت‌های کمینۀ be «باش»، bö «بوده‌است»، bo «بود»؛ دو مصوت باز /a,â/، مانند جفت‌های کمینۀ nane «نگذار»، nâne «می‌گذارم»؛ و دو مصوت مرکب [ow] مثل sowzi «تره» و [öɥ] مثل köɥš «کفش». مصوت‌های مرکب گاه با حذف آوای غلت پایانی‌شان به‌صورت مصوت‌های کشیده درمی‌آیند. ساخت هجا مانند فارسی cv(c)(c) است. جایگاه تکیه گاه باعث تمایز معنایی می‌شود، مانند béne «ببین»، bené «درخت»؛ bémberi «بمیری» و bemberí «مُردن، مُردنی»؛ yấne «می‌آیم» و yâné «هاون».2

واج‌شناسی تاریخی

سدهی، مانند دیگر گویش‌های مرکزی، ویژگی‌های آوایی گویش‌های شمال ‌غربی را نشان می‌دهد که به این موارد می‌توان اشاره کرد:

1.وجود آوای [ž] شمال‌غربی دربرابر [z] جنوب‌غربی:

ارزان ažun زن žen
ریز- (مادّۀ مضارع «ریختن») rež- زنده žende
روزه ruže بادبزن vâžene
اَزگ (شاخۀ نازک) ažɡ تازه tâže
بازار vâžâr زنگ ženɡ
خوزان (نام محله) üžun زد- (مادّۀ ماضی «زدن») žent-

ولی از گروه جنوب‌غربی نیز مثال‌هایی هست، مانند::

از az
سوز- (ماّدۀ مضارع «سوختن») suz-
ساز- (مادّۀ مضارع «ساختن») sâz-
دروغ‌گو (لفظاً: دروغ‌واج) duruvâz
کُهن‌دِژ (محله‌ای در خوزانِ سده) kündez
  1. وجود آوای [z] شمال‌غربی دربرابر [d] جنوب‌غربی:
داماد zemâ
دان-/دانست- (ماّدۀ مضارع و ماضی «دانستن») zun-/zunt-
دیروز eze
  1. وجود آوای [r] شمال‌غربی دربرابر [s] جنوب‌غربی:
پسر pür
آبستن ovir
آسیاب âr
  1. وجود آوای [s] شمال‌غربی دربرابر [h] جنوب‌غربی:
کوچک (قس «کِه» و «کِهتر» در فارسی قدیم) kas
  1. وجود آوای [b] شمال‌غربی دربرابر [d] جنوب‌غربی:
در bar
دیگر ebi
  1. وجود آوای [y] شمال‌غربی دربرابر [ǰ] جنوب‌غربی:
جو iyye
جاری (زن برادر شوهر)
جُست- (مادّۀ ماضی «جُستن») yoss-
  1. وجود آوای [v] شمال‌غربی دربرابر [b] یا [ɡ] جنوب‌غربی:
باد
باران vârun
بچه veče
برّه vere
گرسنه vešše
بهتر veytar

از ویژگی‌های آوایی زبان‌های جنوب‌غربی در سدهی می‌توان به دو مورد زیر اشاره کرد:

1.وجود آوای [l] جنوب‌غربی دربرابر [rz] شمال‌غربی:

گُل ɡol
دل del
سپرز (طحال) esbol
  1. وجود خوشۀ صامتی [ss] جنوب‌غربی دربرابر [št] شمال‌غربی:
خِشت ess
هَشت hass
انگشت onɡoss

بارزترین دگرگونی آوایی گویش سدهی، تضعیفِ صامت‌های گرفته است. بر این اساس صامت‌های گرفته به غلت تبدیل شده‌ (معمولاً لبی‌ها و تیغه‌ای‌ها) یا اصلاً حذف شده‌اند (معمولاً ملازی‌ها و حلقیی‌ها). این موارد عبارت‌اند از:

  1. حذف [r] پیش‌از دیگر صامت‌ها:
مُرد- (مادّۀ ماضی) mat- فرداشب fadâšö(ɥ) مردم madum
کرد- (مادّۀ ماضی) kat- سرما sâmâ گریه ɡiye
خورد- (مادّۀ ماضی) xot- سرد (قس فسُرده) xasate خُرده hüde
شمرد- (مادّۀ ماضی) ešmât- ترس- (مادّۀ مضارع «ترسیدن») tas- پرس- (مادّۀ مضارع «پرسیدن») pas-

2.تضعیف [d] پس‌از مصوت:

دود بادام voʔum بیدار biyâr
زود ماده maʔa خانه (قس kadaɡ پهلوی) kiye
خود xo پیاده piyaʔa کدو küyi
مادر بازی (قس kādaɡ پهلوی) kaʔa روده ruwe
برادر berâ حرام‌زاده ħarumzaʔa سگ kuwe
صد سفید esbe گنبد ɡumbe

3.تضعیف [b] و [f] پس‌از مصوت (همراه با افراشتگی و گردشدگی مصوت‌های افتادۀ پیش‌از آن):

ابر öɥr درفش döröɥš آفتاب oftow
افسار öɥsâr کفش köɥš آب ow
ابریشم öɥröšum شب šöɥ خواب xow

4.حذف صامت [q]:

دروغ duru داغ روغن run
کلاغ qelâ تیغ ti چغندر čundar
چراغ čerâ یوغ yo دوغ du

5.حذف صامت‌های [x] و [h] از آغاز واژه:

هلو ülü خاله âle خرما ormâ
حلوا alvâ خمیر imir خربزه ebize
هندوانه ündüne خرید- (مادّۀ ماضی) irint- خشک ošk

6.حذف صامت [x] از میان واژه:

ساخت- sât- چرخ čâr تخم tum
سوخت- sot- دختر dot سرخ sür
ریخت- ret- دوخت- (دوشیدن) dut- تلخ tâl
گفت- (قس wāxt پهلوی) vât- بیخت- vet- فروخت- ferât-

 

ولی صامت [x] بازمانده از xw- ایرانی میانه باقی مانده‌است:

خواست- (زن گرفتن) xâss- خُسور (مادرزن/مادرشوهر) xorsü خواب xow
خون xün خواند- xunt- خواهر xox

7.حذف صامت‌های صفیری پایانی:

روز ru
نماز nemâ
چیز či

 

در مورد مصوت‌ها مهم‌ترین تغییر،پیشین‌شدگی مصوت‌های غیرباز ایرانی میانه و غربی است:

زود شوی/شوهر šü دود
پول pül پسر pür مو
ستون sütün توت tüt موش müš
کوره küre جادو ǰâdi بازو bâyi
انگور ünɡür پونه pine زانو zâni

مصوت [ē] زبان پهلوی (معروف‌به «یای مجهول») با حذف کشش در سدهی حفظ شده‌است، مانند  dem«صورت»؛ pere «پریروز»؛ meš «میش»؛ ser «سیر»؛ der «دیر»؛ sene «سینه»؛ esbe «سفید»؛ ezme «هیزم»؛ nem «نیم»؛ peran «پیراهن»؛ reg «ریگ».3

ویژگی‌های صرفی

اسم جنس دستوری ندارد. نشانۀ جمع پسوند -â است، مانند yuz-â «گردوها» و kiri-yâ «تنورها». نشانۀ نکره عدد ye «یک» و پسوند -i است، مانند ye dot-i «یک دختری». نشانۀ معرفه تکواژ -e است، مانند dot-é «دختره». صفت تفضیلی و عالی با تکواژ -tar و -tarin ساخته می‌شود: ɡâre-tar «پایین‌تر» و kas-tarin «کوچک‌ترین». صفت و مضاف‌الیه پس‌از اسم می‌آیند. نشانۀ اضافۀ -i است که معمولاً حذف می‌شود: saħab-i ɡalle «صاحبِ گَله»، šö hassem möħarram «شبِ هشتمِ محرّم»، ow xasate «آبِ سرد»، morq mate «مرغِ مرده».4

ضمایر شخصی آزاد و پیوسته عبارت‌اند از:

ضمایر پیوسته ضمایر شخصی
-(o)m من mun
-(o)d تو to
-(o)y او un
-مان -(o)mun ما âmâ
-تان -(o)dun شما šemâ
-شان -(o)yun آنها unâ

ضمایر پیوسته علاوه بر دو نقش مضاف‌الیهی (با پیوستن به اسم، مانند mâ-d «مادرت»، xox-oy «خواهرش») و مفعولی (با پیوستن به فعل و حروف اضافه، مانند be-yun-vene «ببینشان»، az-od «ازت»)، نقش فاعلی هم دارند، یعنی در تصریف ماضی افعال متعدی نقش شناسه را ایفا می‌کنند که به ساخت کُنایی معروف است. ضمایر اشاره مانند ضمایر فارسی‌اند، با کمی تفاوت آوایی: in «این» و un «آن»، hemin «همین»، hemun «همان»، (hem)sin «همچین». ضمیر مشترک xo «خود» همیشه با ضمایر پیوسته به کار می‌رود، مانند xoyun «خودشان».5

حروف اضافه به سه شکل ظاهر می‌شوند: پیش‌اضافه، پس‌اضافه و پیرااضافه. بیشتر حروف اضافه، پیش‌اضافه‌اند، مانند az «از»، be «به»، xo «با»، bârâ «برایِ»، var «پیشِ»، žer «زیرِ»، dem «رویِ»، ru «تویِ»، tâ «تا»، pey «پیِ، دنبالِ»، nezik «نزدیک»، ɡal «به»، pešt «پشتِ»، nezik «نزدیکِ»، qeyri «غیرِ، غیر از». دو پس‌اضافه نیز وجود دارد که عبارت‌اند از نشانۀ مفعولی -râ «را»، مانند âmâ «ما را» و de با دو معنی «از» و «در، تویِ»، مانند eǰbâri de vaymâlâ «از اجباری/سربازی فرار کرد»، eǰbâri de bemat «در اجباری/سربازی مُرد». پیرااضافه‌ها متشکل‌اند از تجمیع پس‌اضافۀ مذکور با دیگر پیش‌اضافه‌ها، مانند az to de «از تو»، ru kiye-yun de «تویِ خانه‌شان»، dem meymun de «رویِ بام»، peš bar de «پشتِ در»، xo ali de «با علی»، sar küdüni de «سرِ کوچه». پیرااضافه‌ها با ضمیر پیوسته نیز به کار می‌روند، مانند az-odun de «ازتان». حروف ربط عبارت‌اند از: -o «و»، ɡo «که»، hemsinɡo «همین‌که»، ammâ «اما»، eɡena «وگرنه»، yâ «یا»، hem «هم»، -am(-ǰi) «هم، نیز».6

فعل برپایۀ دو مادّۀ مضارع و ماضی ساخته می‌شود. مادّه‌های ماضی را می‌توان به دو گروه باقاعده و بی‌قاعده طبقه‌بندی کرد. گروه اول جز چهار استثناء، همیشه با افزودن پسوند -â به مادّۀ مضارع ساخته می‌شوند، مانند: tasâ- «ترسید-»، xendâ- «خندید-»، pasâ- «پرسید-». گروه دوم که همواره مختوم‌به یکی از صامت‌های [t] یا [s] هستند، به‌دلیل تحولات آوایی اغلب رابطۀ صرفی قاعده‌مندی با مادّۀ مضارعشان ندارند، مانند: bass- «بست-» با مادّۀ مضارع bend- «بند-»؛ ništ- «نشست-» با مادّۀ مضارع nik- «نشین-»؛ kaft- «افتاد-» با مادّۀ مضارع k- «اُفت-»؛ paxt- «پخت-» با مادّۀ مضارع peš- «پز-»؛ ɡit- «گرفت-» با مادّۀ مضارع ɡir- «گیر-»؛ xoss- «زد-» با مادّۀ مضارع xus- «زن-»؛ yoss- «جُست-» با مادّۀ مضارع üz- «جوی-». به قیاس با افعال باقاعده، گاهی پسوند ماضی‌سازِ -â به‌طور اختیاری به مادّه‌های بی‌قاعده نیز وصل می‌شود، مانند mat(-â) «مُرد-»، sot(-â) «سوخت-». تمایز این دو گروه در ساخت صفت مفعولی آنها با دو وند متفاوت نیز نمود می‌یابد. صفت مفعولی افعال باقاعده با پسوند -a ساخته می‌شود که البته واکۀ پایانی مادّۀ ماضی با آن نیز همگون می‌گردد، مانند tasaʔa/tasa: «ترسیده»، xendaʔa/xenda: «خندیده». صفت مفعولی افعال بی‌قاعده‌ با پسوند -e ساخته می‌شود، مانند: kate «کرده»، ɡite «گرفته». شناسه‌های فعلی در ساخت‌های ماضی و مضارع یکسان به کار می‌روند، به‌جز شناسۀ سوم شخص مفرد که در فعل‌های ماضی، صفر است. تکواژ اختیاری -un می‌تواند به پایان سه شناسۀ جمع اضافه شود. این تکواژ بیشتر در گفتار گویشوران سالمند سدهی شنیده می‌شود. شناسه‌ها به این شرح‌اند:

ماضی ساده امری مضارع التزامی مضارع اخباری
-م (1ش‌م) -âm -âm -ân
-ی (2ش‌م) -y -∅ / -e -i -i
-د / -∅ (3ش‌م) -u -u
-یم (1ش‌ج) -ym -im -im
-ید (2ش‌ج) -id -id -id -id
-ند (3ش‌ج) -ynd -end -end

در تصریف فعل‌های ماضی متعدی، از ضمایر پیوسته به‌جای شناسه استفاده می‌شود که بازماندۀ ساخت کُنایی یا ارگاتیو در دوره‌های کهن‌تر است. ضمایر پیوسته در نقش اخیر یعنی فاعلی غالباً قبل از مادّۀ ماضی قرار می‌گیرند. استفاده از ضمایر پیوسته به جای شناسه در ساخت مضارع چند فعل از جمله افعال وجهی نیز دیده می‌شود. علاوه‌بر شناسه‌ها، دو وند دیگر در تصریف فعل حضور دارند. پسوند استمراری -e در ساخت مضارع اخباری و ماضی استمراری و پیشوند be- که با فعل‌های ماضی ساده، نقلی، بعید و التزامی به کار می‌رود.7

این گویش دو زمان مضارع و ماضی، و سه وجه اخباری، التزامی، امری دارد. ساخت‌های مبتنی‌بر مادّۀ مضارع عبارت‌اند از: مضارع اخباری که در مفهوم آینده نیز به کار می‌رود و با افزودن شناسه‌های فعلی و نشانۀ استمراری -e پس‌از مادّۀ مضارع ساخته می‌شود؛ و مضارع التزامی که در تصریفش، پیشوند be- پیش‌از مادّۀ مضارع و شناسه‌های فعلی پس‌از مادّۀ مضارع قرار می‌گیرد:

مضارع اخباری و التزامی فعل متعدی «خوردن» مضارع اخباری و التزامی فعل لازم «ترسیدن»
بخورم be-xer-âm می‌خورم xer-ân-e بترسم be-tas-âm می‌ترسم tas-ân-e
بخوری be-xer-i می‌خوری xer-i-ye بترسی be-tas-i می‌ترسی tas-i-ye
بخورد be-xer-u می‌خورد xer-u-we بترسد be-tas-u می‌ترسد tas-u-we
بخوریم be-xer-im می‌خوریم xer-im-e بترسیم be-tas-im می‌ترسیم tas-im-e
بخورید be-xer-id می‌خورید xer-id-e بترسید be-tas-id می‌ترسید tas-id-e
بخورند be-xer-end می‌خورند xer-end-e بترسند be-tas-end می‌ترسند tas-end-e

ساخت امری فقط دو صیغه دوم شخص مفرد و جمع دارد:

ببین be-(ve)n-e بخور bo-xo بترس be-tas
ببینید be-(ve)n-id(-un) بخورید be-xer-id(-un) بترسید be-tas-id(-un)

ماضی سادۀ افعال لازم با افزودن پیشوند be- و شناسه‌های فعلی به مادّۀ ماضی ساخته می‌شود:

سوختم be-sotâ-m رسیدم be-rasâ-m
سوختی be-sotâ-y رسیدی be-rasâ-y
سوخت be-sot(â) رسید be-rasâ
سوختیم be-sotâ-ym رسیدیم be-rasâ-ym
سوختید be-sotâ-yd رسیدید be-rasâ-yd
سوختند be-sotâ-ynd رسیدند be-rasâ-ynd

ولی در تصریف ماضی سادۀ افعال متعدی به‌جای شناسۀ فعلی از ضمایر پیوسته استفاده می‌شود که پیش‌از مادّۀ ماضی قرار می‌گیرند:

خوردم be-m-xot-(â) پرسیدم be-m-pasâ
خوردی be-d-xot-(â) پرسیدی be-d-pasâ
خورد be-y-xot-(â) پرسید be-y-pasâ
خوردیم be-mun-xot-(â) پرسیدیم be-mun-pasâ
خوردید be-dun-xot-(â) پرسیدید be-dun-pasâ
خوردند be-yun-xot-(â) پرسیدند be-yun-pasâ

ماضی استمراری افعال لازم و متعدی (صورت مثبتشان) یکسان است و افعال لازم استثنائاً مانند افعال متعدی با به‌کارگیری ضمایر پیوسته صرف می‌شوند. در این ساخت استثنائاً به‌جای مادّۀ ماضی از صفت مفعولی فعل استفاده می‌شود که پیش‌از ضمایر پیوسته قرار می‌گیرد. پسوند استمراری نیز در پایان صیغۀ فعلی می‌آید. ماضی استمراری دو فعل لازم «ترسیدن» و «سوختن» و دو فعل متعدی «پرسیدن» و «خوردن» در زیر ارائه شده‌است:

می‌سوختم sote-m-e می‌ترسیدم tasa:-m-e
می‌سوختی sote-d-e می‌ترسیدی tasa:-d-e
می‌سوخت sote-y-e می‌ترسید tasa:-y-e
می‌سوختیم sote-mun-e می‌ترسیدیم tasa:-mun-e
می‌سوختید sote-dun-e می‌ترسیدید tasa:-dun-e
می‌سوختند sote-yun-e می‌ترسیدند tasa:-yun-e
می‌خوردم xote-m-e می‌پرسیدم pasa:-m-e
می‌خوردی xote-d-e می‌پرسیدی pasa:-d-e
می‌خورد xote-y-e می‌پرسید pasa:-y-e
می‌خوردیم xote-mun-e می‌پرسیدیم pasa:-mun-e
می‌خوردید xote-dun-e می‌پرسیدید pasa:-dun-e
می‌خوردند xote-yun-e می‌پرسیدند pasa:-yun-e

تفاوت ماضی استمراری افعال لازم و متعدی در ساخت منفی آنها نمود پیدا می‌کند، به این صورت که در افعال متعدی، ضمایر پیوستۀ فاعلی تغییر جایگاه داده و به پیشوند نفی وصل می‌شون، د ولی در افعال لازم چنین تغییری رخ نمی‌دهد:

نمی‌سوختند na-sote-yun-e نمی‌ترسیدند na-tasa:-yun-e
نمی‌خوردند na-yun-xote نمی‌پرسیدند na-yun-pasa:

ماضی نقلی دو فعل لازم «ترسیدن» و سوختن» به این شرح است:

سوخته‌ام be-sotâ-ʔâm ترسیده‌ام be-tasâ-ʔâm
سوخته‌ای be-sote-y ترسیده‌ای be-tasa-y
سوخته‌است be-sotö (< *be-sote-u) ترسیده‌است be-tasaʔa
سوخته‌ایم be-sote-ym ترسیده‌ایم be-tasa-ym
سوخته‌اید be-sote-yd ترسیده‌اید be-tasa-yd
سوخته‌اند be-sote-ynd ترسیده‌اند be-tasa-ynd

در تصریف ماضی نقلی افعال متعدی‌ای که مادّۀ ماضی‌شان مختوم‌به صامت است، درنتیجۀ ادغام فعل کمکی u «است» با پسوند صفت مفعولی -e، مصوت ö ظاهر می‌شود:

خورده‌ام be-m-xotö (< *be-m-xote-u) پرسیده‌ام be-m-pasʔa
خورده‌ای be-d-xotö (< *be-d-xote-u) پرسیده‌ای be-d-pasʔa
خورده‌است be-y-xotö (< *be-y-xote-u) پرسیده‌است be-y-pasʔa
خورده‌ایم be-mun-xotö (< *be-mun-xote-u) پرسیده‌ایم be-mun-pasʔa
خورده‌اید be-dun-xotö (< *be-dun-xote-u) پرسیده‌اید be-dun-pasʔa
خورده‌اند be-yun-xotö (< *be-yun-xote-u) پرسیده‌اند be-yun-pasʔa

ماضی بعید افعال لازم نیز در جدول زیر آمده‌است:

سوخته‌بودم be-sote-bom ترسیده‌بودم be-tasaʔa-bom
سوخته‌بودی be-sote-boy ترسیده‌بودی be-tasaʔa-boy
سوخته‌بود be-sote-bo ترسیده‌بود be-tasaʔa-bo
سوخته‌بودیم be-sote-boym ترسیده‌بودیم be-tasaʔa-boym
سوخته‌بودید be-sote-boyd ترسیده‌بودید be-tasaʔa-boyd
سوخته‌بودند be-sote-boynd ترسیده‌بودند be-tasaʔa-boynd

ماضی بعید افعال متعدی نیز در جدول زیر آمده‌است:

خورده‌بودم be-m-xote-bo پرسیده‌بودم be-m-pasʔa-bo
خورده‌بودی be-d-xote-bo پرسیده‌بودی be-d-pasʔa-bo
خورده‌بود be-y-xote-bo پرسیده‌بود be-y-pasʔa-bo
خورده‌بودیم be-mun-xote-bo پرسیده‌بودیم be-mun-pasʔa-bo
خورده‌بودید be-dun-xote-bo پرسیده‌بودید be-dun-pasʔa-bo
خورده‌بودند8 be-yun-xote-bo پرسیده‌بودند be-yun-pasʔa-bo

مصدر با افزوده شدن پیشوند be- و پسوند -i به مادّۀ‌ مضارع ساخته می‌شود که این نوع مصدر معنی صفت لیاقت هم دارد: beveni «دیدن، دیدنی»، bexeri «خوردن، خوردنی»، bemberi «مردن، مردنی»، buxuni «خواندن، خواندنی». نوع دیگری از مصدر با افزودن پیشوند be- به صفت مفعولی ساخته می‌شود و معمولاً پس از فعل‌های وجهی می‌آید: nabuwe buxunte «نمی‌شود خواند»، našây re bešte «نمی‌تواند راه برود». ژوکُفسکی مصدرها را با پسوند -en ثبت کرده، مانند <тесīдéн> tesīden «ترسیدن»، <куштéн> kušten «کُشتن» که این صورت‌ها (اگر سهوی از طرف ژوکفسکی رخ نداده باشد) اکنون اصلاً کاربرد ندارند.9

افعال ربطی/اسنادی «بودن» و «شدن» مادّۀ فعلی واحدی دارند: b- (مادّۀ مضارع) و bo- (مادّۀ ماضی) و be-/ba: (صفت مفعولی). البته در تصریف فعل «بودن» پیشوند be- و پسوند استمرار -e به کار نمی‌رود، مانند b-u «باشد» قس b-u-we «می‌شود»؛ be «باش» قس be-be «بشو»؛ bo «‌بود» قس be-bo «شد»؛ bö «بوده‌است» قس be-bö «شده‌‌است». به‌دلیل یکسان بودن مادّه‌های این دو فعل، از فعل «ایستادن» نیز در معنی «شدن» استفاده می‌شود: der bo «دیر بود» قس der essâ/der bebo «دیر شد»، der venassâ «دیر نشد».10

تفاوت تصریف فعل لازم و متعدی در افعال دووجهی نیز دیده می‌شود، به این معنی که از مادّۀ ماضی مختوم‌به صامت در معنی متعدی، و از مادّۀ ماضی مختوم‌به مصوت در معنی لازم استفاده می‌شود، مانند این مادّه‌ها: amat- «شکستن» (متعدی) و amarâ- «شکستن» (لازم)، unt- «بریدن» (متعدی) و unâ- «بریدن» (لازم)، paxt- «پخت» (متعدی) و pešâ- «پخت» (لازم)، ret- «ریخت» (متعدی) و režâ- «ریخت» (لازم). مثال‌های زیر این تفاوت را نشان می‌دهد:

شیشه شکست šiše beymarâ شکست be-y-amat
نفسش برید nefas-oy buʔunâ برید be-y-unt
غذایش پخت qezâ-y bepešâ پخت be-y-paxt
آب ریخت ow berežâ ریخت be-y-ret

فعل مجهول مانند فارسی با فعل کمکی «شدن» ساخته می‌شود: košte buwe «کشته می‌شود»، košte bebo «کشته شد»، košte bebö «کشته شده‌است».11

ویژگی‌های نحوی

ترتیب اصلی و بی‌نشان جمله معمولاً فاعل-مفعول-فعل است. بارزترین ویژگی نحوی جابه‌جایی ضمایر پیوستۀ فاعلی و اتصالشان به دیگر عناصر جمله است که پیش‌از مادّۀ فعل قرار می‌گیرند، از همه مهم‌تر مفعول مستقیم:

آرد را نسرشته‌ایم (خمیر نکرده‌ایم) ârt-omun nasereštö
او را دیدند un-oyun bidi
فحش داد (لفظاً: ننگ چید) nenɡ-oy biči
درست کردید râss-odun bekat
خوب گفتی xeb-od biyât

اگر مفعول یا دیگر عنصری که میزبان ضمیر پیوستۀ فاعلی است، ضمیر پیوستۀ ملکی (مضاف‌الیهی) نیز داشته باشد، ضمیر پیوستۀ فاعلی پس‌از ضمیر پیوستۀ ملکی قرار می‌گیرد:

صورتتان را می‌شست dem-odun-oy šošte
به دخترش گفتم xo dot-oy-om biyât

ضمایر پیوسته در نقش مفعول نیز معمولاً پس‌از پیشوندهای فعل یا جزء غیرفعلی فعل مرکب (فقط در ساخت‌های مضارع و امر) قرار می‌گیرند، مانند:

ببینشان be-yun-vene
می‌گزدم da-m-tuwe
نفرستش na-y-feresne
صدایمان کن vâš-omun ke

در ساخت‌های ماضی، ضمایر پیوسته در نقش مفعولی به کار نمی‌روند. به‌بیانی‌دیگر این ضمایر در دو نقش فاعلی و مفعولی با هم همنشینی ندارند و در این موارد مفعول فقط به‌شکل ضمیر شخصی به کار می‌رود:

شما را دیدند šemâ-yun bidi
تو را صدا کردم12 to-m vâš kat

واژگان

puwo «پدر»، raz «باغ»، owčun «چهارشاخ بوجاری»، sat «نردبان»، kimi «الک»، kelak «اجاق گلی»، badove «بیل آبیاری»، onqor «قلوه‌سنگ»، lufunte «لُنگ»، ǰexmo «رخت‌خواب»، koǰi «دکمه»، binɡi «لیفۀ شلوار»، ozun «زبان»، âči «نوزاد»، ârâsi «دوست‌داشتنی»، tâse «ویار»، nâqulusi «حنجره»، nukuče «نیشگون»، lunǰ «آب بینی»، karat «دفعه»، viyâ «جدا»، mimi «میمون»، čuǰi «گنجشک»، čuri «جوجه»، meli «گربه»، boqe «گاو نر»، ture «شغال»، haniči «کره‌شتر»، dunde «زنبور زرد»، zâr «زنبور قرمز»، kotkene «خارپشت»، korovič «زادوولد»، xerend «حیاط»، olok «سوراخ»، ülüži «زردآلو»، katune «مرغدانی»، kâr «کرباس»، sote «سرکه»، âlöɥlat «برادرزن»، künberenǰiyâ «لخت و ‌برهنه».13

/محمّدمهدی اسماعیلی/

 

منابع

اسماعیلی، محمدمهدی، ” گویش سدهی”، رسالۀ دکتری فرهنگ و زبان‌های باستانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، 1379ش.

Žukovskij, V.A., Materialy dlja izučenija persidskix narečij II, Petroɡrad. 1922 [1976].

  1. Oskar Mann[]
  2. Median[]
  3. فره‌وشی، بهرام، «تحلیل سیستم فعل در لهجۀ سده ای»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران، سال 10، ش3، فروردین 1342، ص311-323.[]
  4. اسماعیلی، محمدمهدی، «گویش سدهی»، مجموعه مقالات نخستین هم‌اندیشی گویش‌شناسی ایران: 9 تا 11 اردیبهشت 1380، به کوشش حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، 1381ش.[]
  5. برجیان، حبیب، گنجینۀ گویش‌های ایرانی (استان اصفهان 2)، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1394ش.[]
  1. اسماعیلی، ص 4-7.[]
  2. همان، ص 11-36.[]
  3. همان، ص 43-97.[]
  4. همان، ص 98-105.[]
  5. همان، ص 98-100.[]
  6. همان، ص 100-105.[]
  7. همان، ص 106-121.[]
  8. همان، ص 106-138.[]
  9. همان، ص 111-114؛, p.159, 302 Žukovskij.[]
  10. اسماعیلی، ص 149-157.[]
  11. همان، ص 145-148.[]
  12. همان، ص 172-178.[]
  13. همان، ص 209-237.[]
شیوه استناد به این مقاله
کپی متن
Esmaili, Muhammad Mehdi. "Sedehi dialect." isfahanica, https://isfahanica.org/?p=2271. 10 June 2026.

مطالب مرتبط

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

47  +    =  51