زینبیه (ارزنان)، محلهای در شمال شرق شهر و جزو منطقه 14 شهرداری.
این محله، که روستایی قدیم در دهستان قُهاب اصفهان با نام اَرزَنان بوده است، بهسبب قرار گرفتن بقعه بانویی به نام زینب در آنجا، امروزه زینبیه نامیده میشود.1 این محله اکنون از توابع بخش قهاب جَی است و از شمال به دارَک، از شرق به محلۀ هفتون* و از جنوب با فاصلۀ نسبتاً زیادی به میدان طوقچی* (امروزه قدس) و از غرب به صحراهای دارک و محلۀ باتون/باطون (امروزه بعثت) منتهی میشود. دربارۀ سبب نامگذاری این روستا به ارزنان گفته شده ارزَن مُعرّب ارژن فارسی به دو معنا و به تعبیر دقیقتر برای دو مصداق به کار رفته است: نخست نام دانه ریزى است که در تابستان کاشت و در اوایل زمستان برداشت مىشود و بیشتر خوراک مرغان خانگى است. در روستاها، گاهى با ارزن نان و آش مىپزند. معنا و کاربرد دوم واژه برای نوعی چوب سخت است که از آن عصا میسازند. مرسوم است وقتی در سرزمینى نوع خوبى از محصولی امکان تولید مىیابد، نام آن محصول یا ترکیبى از آن را با پسوندی بر آن سرزمین مىگذارند. در اینجا ارزَنان یا در گویش محلی «ارزَنون» یعنی جایی که محل کاشت و برداشت دانه ارزن است.2
دربارۀ ارزنان که یاقوت حموی3 (متوفی626) آن را به صورت “اَرزُنان” ثبت کرده است، در منابع اطلاع چندانی نیست، جز اینکه یکی از روستاهای اطراف اصفهان به شمار میآمده است.4 به نظر می رسد پیشینه این روستا همچون روستای همجوارش دارَک به قبل از اسلام میرسد و در دورۀ فتوحات (به صورت عَنوَة) تصرف شده است.5 در طول سدههای نخستین، در منابع از این روستا فقط به ذکر نام بزرگانی با نَسَب ارزُنانی یاد شده که بیشتر اهل اخبار و حدیث بودند، ازجمله ابوجعفر محمدبن عبدالرحمانبن زیاد ارزنانی (متوفی حـ 317 تا 322 )، از محدثان مشهور، که ابوالشیخ عبداللهبن محمد اصفهانی و ابوبکر احمدبن حسینبن مَهران مُقری از وی روایت کردهاند. همچنین ابوالقاسم حسنبن احمدبن محمدبن دلیر ارزنانی (متوفی 453) از محدثان اهل ارزنان بود که او را آموزگار نابینا خواندهاند.6
در این باره که روستای ارزنان از چه زمانی با نام زینبیه پیوند خورده، اطلاعی دقیق در دست نیست، چه ارزنان یا ارزنون در نیمه اول سده 1300ش روستای کوچکی در نزدیکی اصفهان به شمار می آمده و بنابر نقلی، در سالهای میانی دهۀ 1340ش جمعیت آن 150 خانوار بوده است، که علاوه بر اشتغال در بخش کشاورزی خصوصاً کشت گندم و ترهبار، به کارگری و ساخت صنایع دستی از جمله فرشبافی مشغول بودهاند. ظاهراً از نیمه دوم سده 1300ش با افزایش جمعیت و وسعت شهر اصفهان و نیز وجود بقعه زینبیه، این روستا به تدریج به شهر پیوست و جزو محلات آن در ناحیه 14 شهرداری اصفهان شد.7
آنچه باعث شهرت این محله و پیش از آن این روستا در میان مردم شده است، وجود بقعهای منتسب به بانویی با نام زینب است. در باورهای مردم، زینب (بیبی زینب یا زینب صغری، گاهی در منابع بیجه زینب) مدفون در این مقبره از نوادگان موسیبن جعفر الکاظم علیهالسلام، امام هفتم شیعیان، و بلکه دختر آن حضرت است؛ اما علت این انتساب وجود نقل قولی در حاشیۀ یکی از نسخههای کتاب المَجدی فی الأنساب الطالبیین اثر ابوالحسن علیبن محمدبن علی علوی العُمَری مشهور به ابنصوفی (متوفی حـ 460) است. این حاشیه به نقل از شخصی به نام امیر محمدهادیبن امیرلوحی (متوفی 1113)، نوشته شده است. متن حاشیه چنین است: «از امیر محمدهادیبن امیرلوحی مورخ شنیدم که بیجه زینب مدفون در روستای ارزنان از روستاهای اصفهان دختر موسی کاظم علیهالسلام است بلاواسطه انتهی».8
در اوایل سدۀ 1300ش، شیخ عباس قمی، معروف به ثقةالمحدثین و محدث قمی (متوفی اول بهمن 1319)، نسخهای از کتاب المجدی را با این حاشیه نزد شیخ اسدالله انصاری معروف به امینالواعظین (متوفی 1313ش) در تهران دیده بود. او سپس سید سعید طباطبائی نائینی، اهل دانش مقیم مشهد و از بنیانگذاران مدارس جدید در اصفهان، را مأمور کرد درباره هویت فرد مدفون در بقعه بررسی کند. طباطبائی نائینی به اصفهان رفت تا ببیند مقبره چنین کسی (زینب) در قریه ارزنان اصفهان اکنون موجود است یا نه. او پس از تحقیق و بررسی موضوع، صدق وجود مقبرهای منسوب به زینبنامی را اعلام کرد، ولی مدرک تاریخی موثقی برای انتساب آن به امام هفتم به دست نیامد.9 در همین ایام و به توصیۀ شیخ محمدحسین فشارکی* (متوفی 1313ش)، از علمای نامور و فقهای ایران و ساکن اصفهان، میرزا محمدعلی معلم حبیبآبادی* (متوفی 1355ش) به جستجو و بررسی این مسئله مشغول شد و پس از تتبعاتی، جزوهای تهیه کرد که بعداً با عنوان «کشف الخبیه عن مقبرة الزینبیه» [کشف راز مقبرۀ زینبیه] منتشر شد. معلم حبیبآبادی در این نوشته، با دقت و فراست به بررسی موضوع پرداخته است. او بهجز نسخۀ متعلق به امینالواعظین، برخی دیگر از نسخ موجود کتاب المجدی در کتابخانهها و مجموعههای شخصی آن زمان ازجمله نسخههای المجدی در کتابخانه محمدباقر الفت* و میرزا محمدحسین اژهای را بررسی کرد و عبارت منقول از محمدهادیبن امیرلوحی را در نسخههای ذکرشده نیافت. از این رو، میتوان گفت ظاهراً تنها نسخه مورد استفاده محدث قمی در اثبات اینکه بقعه موجود در ارزنان، بقعه زینب دختر امام موسیبن جعفر بوده است، همان نسخه کتاب المجدی است که در استنساخ آن، از قول محمدهادیبن امیرلوحی حاشیهای وجود دارد.10 و دقیقا معلوم نیست که حاشیه از قول محمدهادیبن امیرلوحی در چه زمانی کتابت شده است. در نسخۀ فعلی المجدی، که در سالهای اخیر به چاپ رسیده است، در صفحۀ معرفی اسامی فرزندان امام کاظم، مطلبی مبنی بر مکان مقبرۀ زینب در ارزنان اصفهان وجود ندارد.11 با این همه، برخی علما نیز به اعتبار سخن شیخ عباس قمی نسبت زینب با امام هفتم را پذیرفتهاند و به اعتبار اینکه مکانی است برای عبادت خدا و ابراز ارادت به خاندان پیامبر اکرم، آن را گرامی داشتهاند و میدارند.
پس از انتشار قضیه کتاب المجدی و نظر شیخ عباس قمی درباره فرد مدفون در مقبره، که تا 1312ش مقبره کوچکی بود، به زینبیه یکباره توجه شد و بقعه نزد مردم شهرت یافت. رفتوآمد مردم برای زیارت آستان زینبیه و اعلام همکاری و اهتمام تعدادی از روحانیون مشهور، مسئولان دولتی، و نیز تجار و بازرگانان اصفهان نقش مؤثری در پررنگ شدن زینبیه در اصفهان و حوالی آن داشت. از 1345ش و در زمان تصدی سرهنگ محمود زاهدی بر ریاست اوقاف اصفهان و همراهی اشخاصی مانند سرلشکر حمید شیرانی، حاج عبدالعلی فیض، شیخ عبدالجواد کلباسی و خاندانهایی مانند کازرونی* و صمصام و تعدادی دیگر از معاریف و رجال اصفهان، توسعه و رونق زینبیه محسوستر شد.12 درباره تحولات عمرانی و تعیین هیئت امنا برای این بقعه شش دوره ثبت شده که عبارتاند از: 1ـ دورۀ اول: از 1311 تا 1345ش؛ 2ـ دورۀ دوم: از 1345 تا 1357ش که در این مدت هیئت امنای دورۀ اول شکل گرفت؛ 3ـ دورۀ سوم: از 1358 تا 1372ش همراه با تشکیل هیئت امنای دورۀ دوم؛ 4ـ دورۀ چهارم: از 1372 تا 1375ش، همراه با نصب سرپرست با حکم اداره اوقاف اصفهان؛ 5ـ دورۀ پنجم: از 1375 تا 1390ش، با تعیین هیئت امنای دولتی، این دوره خود به چند دوره تقسیم میشود و مهمترین تغییر در این دوره، حمایت دولت هشتم و نهم از احیای امامزادهها بود؛ 6ـ دورۀ ششم: از 1390 تا 1396ش، با واگذاری اداره و توسعۀ زینبیه به گروه صنعتی انتخاب* (اسنوا) به مدیریت محمدرضا دیانی در قالب قرارداد و زیر نظر ادارۀ اوقاف.13 در آخرین دوره، در طرح توسعه زینبیه، مساحت فضای زیارتگاه چهار هکتار و زیربنای آن ۸۵۰۰۰ مترمربع در نظر گرفته شد. اکنون بقعه ۱۵۰۰ مترمربع مساحت و ۲۴۰۰ مترمربع زیربنا دارد. بقعه از سه طرف به سه صحن شرقی و غربی و جنوبی دسترسی دارد. مساحت صحن امام رضا در این بقعه ۸۵۰۰ مترمربع و مساحت صحن شرقی و غربی هر کدام ۱۵۰۰ مترمربع است. شبستانی نیز زیر صحن بقعه وجود دارد.14
فضای قبلی حرم و صحن زینبیه دارای ویژگیهایی نسبتا جذاب و سنتی بود و با توجه به اینکه فاقد موقوفه بود٬ از حیث عمران و رسیدگی مورد توجه عام و خاص بود. گنبد و دو مناره نسبتا مرتفع آن که بیشتر با کاشیهای آبی تزیین شده بود جلب توجه میکرد. دور بقعه نیز ایوانهایی قرار داشت. داخل حرم هم با گچبریها و نقاشیهایی تزیین شده بود و بعضا دارای کتیبههایی بود٬ از جمله طرح و گل و بته زیر گنبد که آثاری از جعفر رشتیان (متوفی ۱۳۶۷ش) دیده میشد. در صحن نسبتا بزرگ امامزاده زینبیه حوض و چندین باغچه با فضایی مشجر و گلکاری وجود داشت.
وجود بقعه زینبیه و فضای سنتی و معنوی آن و نیز ارزان بودن قیمت زمین در این محله سبب شد آن دسته از معاودین ایرانی که پس از خروج از عراق در اوایل دهۀ 1350ش به اصفهان آمده بودند، بیشتر در محلۀ زینبیه و اطراف آن مانند محله حاشیهنشین دارک ساکن شوند و بهجز این گروه، مهاجران دیگری از خانوادههای لُر، ترک و حتی کرد و بلوچ در آنجا ساکن شدند که بیشتر از مناطق فریدن و خوزستان آمده بودند. کثیری از مهاجران افغان نیز در این محله اقامت دارند. این تنوع جمعیتی و نژادی مشکلاتی را در این منطقه به همراه داشته است، اما در مجموع مردم این محله اعتقاد راسخی به اهل بیت دارند و ایام محرم و صفر و اعیاد رجب و شعبان را باشکوه تمام برگزار میکنند. این محله جزء محلههایی است که خانوادههای رزمندگان شهید در سوریه، معروف به «مدافع حرم»، را در خود جای داده است. در محله زینیبه بیشتر مردم کارگرند و وضع اقتصادی چندان مطلوبی ندارند. اگرچه طی سالهای اخیر شهرداری منطقه 14 اصفهان و برخی سازمانهای مردمنهاد در توسعه و ارتقای کیفی این محله تلاش کردهاند، هنوز هم مشکلات مادی و غالباً فرهنگی در این محل پابرجا و نیازمند حمایت است.15 محله زینبیه برخوردار از نهادهای انتظامی (کلانتری ۲۶ اصفهان) و نیز فضاهای درمانی از جمله بیمارستانی به نام حضرت زینب (س) است.
/ محمدحسین ریاحی/
منابع
ابن فقیه، ترجمۀ مختصر البلدان، ترجمۀ محمدرضا حکیمی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1349ش.
ابنفقیه، کتاب البلدان، چاپ یوسف هادی، بیروت: عالم الکتاب، 1416/ 1996.
ابوالشیخ اصفهانی، طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیها، چاپ عبدالغفور عبدالحق حسین بلوشی، ج4، بیروت: مؤسسة الرسالة، 1412/1992.
ابونُعَیم اصفهانی، کتاب تاریخ اصبهان: ذکر اخبار اصبهان، چاپ سید کسروی حسن، بیروت: دارالکتب العلمیة، 1410/1990.
امینی کاشانی، الهام و رودگر، قنبرعلی،«بررسی واژه شناختی و معنا شناختی روستا و رستاق در دورۀ اسلامی تا سدۀ هفتم هجری»، تاریخ و تمدن اسلامی، سال 8، ش16، پاییز و زمستان 1391.
«توسعه و بازسازی حرم مطهر حضرت زینب بنت موسی ابن جعفر (س)»، شرکت بین المللی و توسعۀ سرمایه گذاری ساختمان انتخاب، 1404ش.
Retrieved Oct.11, 2025, from https://baentekhab.ir/projects/zeynabiyeh.
جابری انصاری، محمدحسن، تاریخ اصفهان و ری و همۀ جهان، [ اصفهان ]: حسین عمادزاده، [1322ش].
حلیمی، معصومه، «نگاهی به جغرافیا و زیبایی های محلۀ زینبیۀ اصفهان»، جامعۀ تحلیلی خبری ندای اصفهان، 1394ش.
Retrieved Oct.11, 2025, from https://nedayeesfahan.ir/29801/29801.htm.
دهخدا، علی اکبر، لغتنامه، زیر نظر محمد معین و جعفر شهیدی، تهران: دانشگاه تهران، 1377ش.
رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، آثار ملّی اصفهان، تهران: انجمن آثار ملّی، 1352ش.
ریاحی، محمدحسین، مشاهیر زنان اصفهان: از عصر گذشته تا کنون، براساس یادداشتهای مرحوم استاد سید مصلحالدین مهدوی(ره)، اصفهان: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 1375ش.
سجادی، احمد، “آستانۀ مبارکۀ زینبیه”، وقف: میراث جاویدان، ش69، بهار 1389.
سَمعانی، عبدالکریم، الانساب، چاپ عبدالله عمربارودی، بیروت: دارالجنان، 1408/1988.
طاهری، فرناز و امینینژاد، رامین، «بررسی تأثیر ارتقاءبخشی و بهسازی در سکونتگاههای غیررسمی (مورد مطالعه: زینبیه در اصفهان)»، فصلنامۀ علمی پژوهشهای مکانی فضایی، سال5، ش4، پاییز1400.
عُمَری، علیبن محمد، المجدی فی انساب الطالبیین، چاپ احمد مهدوی دامغانی، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، 1409.
فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران، ج 71: اصفهان، تهران: ادارۀ جغرافیائی ارتش، 1367ش.
معلم حبیبآبادی، محمدعلی، کتاب کشف الخبیه عن مقبرة الزینبیه، اصفهان: مطبعۀ نور، 1352ش.
مهدوی، مصلح الدین، خواهر خورشید: تاریخچۀ ارزنان و مقبرۀ علیا جناب زینب خاتون سلام الله علیها، چاپ احمد سجادی، اصفهان: قبسات، 1396ش.
مهدوی، مصلح الدین، دانشمندان و بزرگان اصفهان، تصحیح، تحقیق و اضافات رحیم قاسمی، محمدرضا نیلفروشان، اصفهان: گلدسته، 1383ـ1384ش.
مهدوی، مصلحالدین، مزارات اصفهان: از قرن سوم هجری تا زمان حاضر، چاپ اصغر منتظرالقائم، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1382ش .
مهریار، محمد، فرهنگ جامع نامها و آبادهای کهن اصفهان، اصفهان: فرهنگ مردم، 1382-1387ش.
همایی، جلالالدین، تاریخ اصفهان: مجلد جغرافیای اصفهان، به کوشش ماهدخت بانو همایی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1398ش.
یاقوت حَمَوی، معجم البلدان، بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، 1399/1979.
- نگاه کنید به: ادامۀ مقاله.[↩]
- دهخدا، ج2، ص 1826ـ1827؛ مهریار، ج1، ص 13ـ14، 86-90.[↩]
- یاقوت حَمَوی، ج1، ص 150؛ گفتنی است که در پژوهشهای معاصر ازجمله در کتاب آثار ملی اصفهان اثر رفیعی مهرآبادی، ص 7 و مقالۀ سجادی با نام “آستانۀ مبارکۀ زینبیه”، ص 148 از اثر ابنفقیه نیز یاد کردهاند که در سده سوم، ارزنان را از روستاهای اصفهان دانسته بود. این پژوهشگران این مطلب را احتمالاً از ترجمۀ فارسی محمدرضا حکیمی از کتاب البلدان ابنفقیه، ص 98 برگرفتهاند، حال آنکه در نسخه اصلی (عربی) این اثر، تصحیح یوسف هادی، ص 531، نامی از روستای ارزنان نیست و این واژه افزودۀ مترجم فارسی است. ابنفقیه در این متن فقط از 16 رُستاقِ (واحدی در تقسیمات جغرافیایی سرزمینهای اسلامی به معنای واحدی شامل چند روستا به مرکزیت یک روستا) اصفهان و نه روستاهای آن نام برده است. برای اطلاع از معنای رستاق نگاه کنید به: امینی کاشانی و رودگر، ص73-86.[↩]
- نیز نگاه کنید به: همایی، ص145.[↩]
- نگاه کنید به: ابونُعَیم اصفهانی،ج1، ص48، 79ـ80.[↩]
- ابوالشیخ اصفهانی، ج 4، ص 233؛ ابونعیم اصفهانی، ج 2، ص 239؛ سَمعانی، ج 1، ص 110 – 111؛ یاقوت حموی، ج 1، ص 150.[↩]
- نگاه کنید به: فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور، ج 71، ص 11؛ مهریار، ج1، ص 86-87.[↩]
- معلم حبیب آبادی، ص30.[↩]
- مهدوی، 1383ـ1384ش، ج1، ص79، نیز نگاه کنید به: پانویس 2؛ همو، 1396ش، ص 25 – 26.[↩]
- معلم حبیبآبادی، ص30 ـ 35؛ برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به: ریاحی، ص 126ـ131؛ نکته قابل توجه در کتاب الخبیه معلم حبیبآبادی این است که او در شرح این مسئله در ص32 گفته است که در ابتدا بر اساس نسخه حاشیهدار به صحت این انتساب قائل شده بود، ولی با تحقیقات بیشر خلاف ادعای قبلش ثابت شده است: “… و از این کلمات ما را ظنی قوی در صحت این نسبت و شهرت به هم رسید … و پس از اینکه در اصفهان در مقام زیادی تحقیق برآمدیم، خلاف آن معلوم شد، بدین معنی …”؛ مقایسه کنید با برخی از آثاری که مؤلفان آن برای اثبات ادعای خود درباره صحت انتساب این مقبره به بانویی از نسل امام کاظم فقط بخش اول سخن معلم حبیبآبادی را آورده و اشارهای به بخش دوم جمله او نکردهاند.[↩]
- عُمَری، ص 106.[↩]
- معلم حبیب آبادی، ص 28.[↩]
- مهدوی، 1396ش، ص 71 ـ82؛ برای اطلاع دربارۀ میزان وقفیات متعلق به مقبرۀ زینبیه و موارد مشابه آن نگاه کنید به: مهدوی، 1396ش، ص 80 ـ83؛ جابری انصاری، ص 329.[↩]
- «توسعه و بازسازی حرم مطهر حضرت زینب…»، 1404ش؛ برای اطلاع از اسامی مشاهیری که در این سالها در این امامزاده دفن شدهاند، نگاه کنید به: مهدوی،1382ش، ص234ـ 238؛ سجادی، ص 154ـ157.[↩]
- نگاه کنید به: طاهری و امینینژاد، ص 19؛ حلیمی، 1394ش.[↩]