خانه / مدخل / جوباره، محله

جوباره، محله

قدیم‌ترین محله و بافت تاریخی شهر، و غالباً یهودی نشین

هنوز هیچ مقاله ای برای این مدخل نوشته نشده است. علاقه مندان از طریق فرم زیر می توانند مقاله خود را ارسال کنند.

جوباره، قدیم‌ترین محله و بافت تاریخی شهر، و غالباً یهودی نشین.

جوباره، جویباره، جُهود‌باره یا جوده‌باره، جهان­‌باره و جوان­‌باره مجموعه اسم‌هایی‌اند که در منابع از آنها برای نامیدن این محلۀ اصفهان به کار رفته‌اند. اختلاف در ضبط اینها به‌سبب اختلاف در علت نام­‌گذاری این محله است؛ گاهی جوباره مُخفف جویباره دانسته شده و سبب آن جوی آبی بوده که از این محله می­گذشته یا گفته شده این محله به جوی آبی متصل بوده که از حصار شهر می­‌گذشته است. همچنین بنابر روایت دیگری وقتی شماری از یهودیان* پس از رهایی از اسارت پادشاه بابِل در اصفهان ساکن شدند، برای آنان باره، دِژ یا قلعه­‌ای، ساخته شد که این باره را به اسم موطنشان در اورشلیم جهوده/یهوده/یهودا نامیدند؛ از این‌رو جوده باره بعدها به جوباره تبدیل شد.1باره یا بارو به معنای منطقۀ محصورشده و نیز حصار اطراف شهر به کار ‌رفته است و احتمالاً از واژۀ انگلیسی borough به فارسی آمده باشد.2

با‌این‌همه قدیم­ترین منبعی که از وجه تسمیه جوباره نشانی دارد، تاریخ اصفهان* اثر ابونُعَیم اصفهانی* (متوفی430) است. به گفتۀ وی، مدینۀ جَی* که همان اصفهان است، به دست اسکندر رومی بنا شد و معمار آن جَی بن‏ زُرارَه (فیروز بن یزدجرد) بود. اسکندر آذرشاپور پسر آذرمانان را مأمور ساختن باروی اصفهان کرد و برای این بارو چهار دروازه ساخت. نخستین را «دروازه خور» نامید؛ به معنی «شمس» یا خورشید. دومین را «دروازه ماه‌‏بر» که آن را «اسفیس» می‌نامیدند و دروازۀ سوم ‏را «تیربر» به معنی «باب عُطارِد» که بعدها «تیره» نامیده شد. چهارمین دروازه را «گوش‏بر» نامید که به دروازۀ «یهودیه» مشهور شد.3 گوش اینجا به معنای یکی از اعضای بدن نیست، بلکه همان «گ‏اش» اوستایی، نام یکی از فرشتگان مقدس، است.4به روایت ابوریحان بیرونی5چهاردهم ماه را «گوش روز» می­‌خواندند. زردشتیان دی‌ماه، روز گوش، را جشن می‏گرفتند و سیر و شراب می‏‌خوردند. ابوریحان بیرونی «گوش» را به عربی «کوش و جوش» ثبت کرده است. آوی (متوفی 720)، مترجم کتاب محاسن اصفهان*، اثر مُفضَّل بن سعد مافَرّوخی* (متوفی قرن پنجم)، از دروازه «گوش‏بر» نام می­‌برد و آن را به نقل از مافَرّوخی دروازه جوش نامیده‏ است.6 پس در منابع قدیم، می­‌توان گفت جوباره معادل جوش‏‌باره، مُعرَّب گوش‌‏باره، است؛ به معنای دروازه گوش که در عربی به جوش تبدیل شده و بر اثر استعمال کوتاه و تبدیل به «جو» شده است.7 ابونُعیم اصفهانی نیز می‌‏گوید آن را «باب یهودیه» می‌‏نامند.8

جوباره در گذر تاریخ

دربارۀ آغاز سکونت یهودیان در اصفهان روایات متفاوتی وجود دارد. اما مسلم است که ساخت محلۀ جوباره با استقرار یهودیان در این منطقه همراه بوده است. چنین مشهور است که پس از اینکه یهودیان بابِل از اسارت بُختَصَّر/نبوکَدنسَر و در منابع اسلامی و ایرانی بُخت‌النصر رهایی یافتند، کورش به آنها اجازه داد دوباره به اورشلیم بازگردند، اما تعدادی از آنها بازنگشتند و به جنوب و مرکز سرزمین هخامنشیان کوچ کردند. آنان هر جا می‌رسیدند آب و خاکش را با اورشلیم مقایسه می‌کردند تا جایی به مانند دیار خویش پیدا کنند. سرانجام به منطقۀ‌ جوباره کنونی رسیدند و آنجا ساکن شدند و به آبادانی و زراعت پرداختند.9روایات دیگری بنای جوباره را به اسکندر مقدونی یا ملکه شوشن‌دُخت، زن یهودی یزگرد اول ساسانی، نسبت داده‌اند.10برخی پژوهش‌های اخیر روایت تأسیس این شهر در عصر ساسانی را محتمل‌تر می‌دانند.11

در دوران ساسانیان، ساکنان جوباره، کوی جهودان، و روستاهای اطرافش زندگی دهقانی داشتند اما به‌دلیل اختلافات قومی و دینی ارتباط آنها با روستاهای اطراف محدود بود و با نظام بسته زندگی می­‌کردند.12 این وضع ادامه داشت تا اینکه سال 23 مسلمانان یهودیه* را نیز مانند جَی صلح‌آمیز فتح کردند.13 به روایت ابونُعَیم، نام جوباره در منابع جغرافی‌­نگاران دورۀ اسلامی دیده نمی‌شود و اغلب به‌جای آن یهودیه/الیهودیه به کار برده‌اند که ظاهراً برگرفته از «کوجهودان» دورۀ پیش از اسلام بوده است.14 شاید قدیم­ترین جغرافی­‌نگاری که از یهودیه نام برده یعقوبی (متوفی 284) باشد. به گفتۀ او، اصفهان قدیم دو بخش بود: جَیّ و یَهودیّه.15

پس از فتح اصفهان، یهودیه مرکز مهاجرت و تجمع نارضایان ایرانی از حکمرانان عرب شد؛ ازاین‌رو، به گزارش یعقوبی اهالی یهودیه از اقوام مختلف و اغلب غیرعرب همچنین اشراف و دهقان‌ها بودند .16 گزارش‌ قیام ابوعیسی اصفهانی* بر ضد خلیفه نمایانگر کثرت و جسارت جمعیت یهودی جوباره در این دوره است.17 در حدود سال 150، ایوب بن زیاد* یهودیه را بیش‌از‌پیش رونق داد و به شهر تبدیل کرد؛ زیرا وی که خود ساکن روستای خُشینان*، منطقۀ احمدآباد کنونی، بود، ﻣﺴﺎکن یهودیه را ﺑﻪ این روستا ﻣﺘﺼﻞ کرد. در آن دوره، اﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺟﻨﻮبی‌ﺗﺮﯾﻦ ﺑﺨﺶ ﺷﻬﺮ ﺑﻮده که ﺛﺮوﺗﻤﻨﺪان و حاکمان ساکن آن بودند. ایوب بن زیاد در همین سال ﻣﺴﺠﺪ ﺷﻌﯿﺎ،* واقع در خیابان هاتف کنونی، را ﺑﯿﻦ دو ﺷﻬﺮ جی و ﯾﻬﻮدﯾﻪ ﺑﻨﺎ کرد و کاخی ﻧﯿﺰ ﺑﺮای حاکم عباسی در روﺳﺘﺎی ﺧﺸﯿﻨﺎن ساخت. علاوه ‌براین، به دستور او بازاری برای پیشه‌وران، تاجران و کارگران کنار یهودیه ساخته شد.18

با اﻧﺘﻘﺎل ﻣَﻘﺮّ حکومت از جی ﺑﻪ ﯾﻬﻮدﯾﻪ، اﺻﻔﻬﺎن بیش‌ازپیش رﺷﺪ و ﺗﻮﺳﻌﻪ پیدا کرد. حاکمان عرب به یهودیه بسیار توجه کردند و در مدت کوتاهی روﺳﺘﺎﻫﺎی کوچک اﻗﻤﺎری که امروزه ﻣﺤﻼت قدیم ﺷﻬﺮ اﺻﻔﻬﺎن هستند ﺑﻪ هم ﻣﺘﺼﻞ ﺷﺪﻧﺪ و ﺷﻬﺮی با وسعتی ﻗﺎﺑﻞ‌ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ‌وﺟﻮد آمد. اندکی بعد در ﻣﺤﻞ تلاقی ﯾﻬﻮدﯾﻪ با هسته‌های روستایی، محل دادوستد معتبری برپا شد که بعدها «ﻣﯿﺪان عتیق»* ﯾﺎ « کهنه»* و در دورۀ پهلوی «سبزه میدان»* و از سال 1390ش «میدان امام علی»* نامیده شد. سال 156، ﺑﺎ ساخت ﻣﺴﺠﺪ ﺟﺎﻣﻊ* در ﺷﻤﺎل شرقی این ﻣﯿﺪان بر بقایای آتشکده­‌ای، ﯾﻬﻮدﯾﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮی اﺳﻼمی و ﻣﻬم ﺗﺒﺪﯾﻞ شد.19این روند طی سال­‌های بعد ادامه یافت؛ چنانکه همۀ جغرافی‌نگاران تا سدۀ چهارم به رشد چشمگیر اصفهان اشاره کرده‌­اند.

به گزارش مَقدِسی، یهودیه مرکز اصفهان و شهری بزرگ و پرجمعیت با آب خوشگوار و میوه‌های خوش‌طعم و هوای پاک بود. شهر بازار*های سرپوشیده و بدون سرپوش و پررونقی داشت و صنعتگران و تاجران بسیاری در آن حضور داشتند. در یهودیه کتان‌های مرغوبی نیز تولید می‌شد. به گفته وی، مسجد جامع در بازار قرار داشت و بسیار زیبا بود.20 سال 428 با روی‌کار‌آمدن سلجوقیان، یهودیه از جمله ﻣﺴﺠﺪ ﺟﺎﻣﻊ و میدان عتیق بسیار توسعه یافت.

پس از رونق یهودیه، جی به یکی از مُضافات یا بخش‌های کوچک اصفهان تبدیل شد.21 به گزارش ابونُعیم اصفهانی، قرن پنجم محدودۀ یهودیه ﻫﻔتصد ﺟﺮﯾﺐ ﺑﻮد که ﯾک ﺣﺪ آن ﻗﺮیۀ «ﯾﻮان»*، ﺣﺪ دیگر آن ﻗﺮیۀ «ﺧﺮﺟﺎن و ﺳُﻨﺒﻼن»*، ﺣﺪ ﺳﻮم دو روستای «کما آن»* و «اﺷکهان»* و ﺣﺪ چهارم دو روستای «ﺟﺮوا آن»* و «ﺧﺸﯿﻨﺎن» ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺳﺎکنان یهودی این منطقه ﻣﺸﺎغل سطح پایینی مانند ﺣﺠﺎﻣﺖ، دﺑﺎغی و ﻗﺼﺎبی داشتند.22 یک قرن بعد، به گزارش بنیامین تطیلی جمعیت یهودیان جوباره حدود پانزده‌هزار نفر گزارش شده است و خاخام و رهبر بزرگ یهودیان در ایران  سر شَلوم در جوباره مستقر بوده است.23

ظاهراً کاربرد واژۀ جوباره میان جغرافی­‌نگاران مسلمان به حدود قرن هفتم بازمی‌گردد؛ زیرا از معدود کسانی که علاوه‌بر یهودیه از واژۀ جوباره نیز استفاده کرده، یاقوت حَمَوی (متوفی 626) است که ذیل دو مدخل «الیهودیه» و «جوبار» به این محله اشاره کرده است. وی ذیل جوبار می‌­نویسد این محله را در اصفهان جوباره نیز می‌­نامند.24پس از وی حمدالله مستوفی (متوفی 750) در وصف اصفهان در شعری از کمال‌الدین اسماعیل* اصفهانی، شاعر قرن هفتم، نام جوباره را آورده است  و به نزاع حنفیان و شافعیان و گاهی یهودیان در دو منطقۀ جوباره و دَردَشت اشاره می‌کند:

تا دردشت هست و جوباره
ای خداوند سبع سیاره
تا دردشت را چو دشت کند
نیست از کشتن و کشش چاره
لشکری را فرست خونخواره
جوی خون راند او ز جوباره

سپس در تأیید این شعر می­‌گوید به روایتی منسوب به رسول اکرم صلی‌الله علیه‌و‌آله وسلّم، در آخرالزمان دَجّال از یهودیۀ اصفهان یا همان جوباره خروج می‌کند.25در سده‌های بعد، اطلاع چندانی از جوباره در دست نیست؛ زیرا با رونق و گسترش شهر اصفهان منابع بیشتر از خود شهر اصفهان نام برده‌­اند تا محله‌های آن و از این رو حتی در حمله مغول به اصفهان و کشته شدن شمار بسیاری از یهودیان فقط از لفظ یهودیان اصفهان اشاره شده نه محله جوباره.26از این دوره نحوۀ رفتار با یهودیان ساکن جوباره در رونق یا کاهش اهمیت این محله تأثیرگذار بوده است. بااینکه ساکنان اصلی جوباره یهودیان بوده‌اند، در سده‌های مختلف تحت فشار جامعۀ پیرامونشان مجبور به پذیرش عناصر فرهنگی دیگر بودند؛27چنان که به گزارش شاردن* در 1087/1676، جوباره به محلی شیعه‌نشین معروف بوده است.28 ظاهراً اوج بی‌مهری به یهودیان اصفهان و محلۀ آنان به قرن نهم و دورۀ صفویان* بازمی‌گردد. این بی‌مهری ناشی از نفوذ اندیشه و باورهای روحانیان متعصب و اروپایی‌هایی بود که به دربار صفویان رفت‌و‌آمد می­کردند و از یهودیان نفرت داشتند. این بی‌مهری تا دورۀ قاجار ادامه داشت و بارها ایل‌ها و قبایل مختلف به محلۀ جوباره هجوم بردند.29این مُعضِل از بافت محیطی و معماری محلۀ جوباره نیز مشخص است؛ زیرا در ساخت منازل این محله، همیشه به جنبۀ دفاعی توجه می‌شده است. مثلا غالبا سطح حیاط خانه‌ها از یک تا سه متر گودتر از کوچه‌ها بوده است. همچنین کوچه‌ها بیشتر مُسقّف و تنگ ساخته می­شدند تا سواره‌نظام نتواند با اسب وارد شود و ساکنان محله امکان دفاع داشته باشند. کوتاهی درهای ورودی یا ارتفاع کم بناها نیز از مشخصات بافت سنتی این محله است. از ویژگی‌های بارز خانه‌ها، از جمله خانه‌های یهودیان، اتاق‌های زیاد بوده است که به‌دلیل زندگی جمعی چند خانواده در چهار طرف حیاط از این سبک استفاده می‌کردند. همچنین به‌سبب برخی محدودیت‌ها و ملاحظۀ برخی احکام فقهی بیشتر ساختمان‌های مسکونی این محله در دوره‌های مختلف نسبت به دیگر محله‌ها کوتاه‌تر ساخته شده‌اند.30شاهد بی‌رونقی جوباره در این دوره گزارشی از میرزا حسین خان تحویلدار* در 1294 است.31

در اواخر دورۀ قاجار اوضاع یهودیان جوباره بهتر شد و آزادی­های از‌دست‌رفتۀ خود را اندکی بازیافتند. برخی خانه­‌هایشان را مرمت کردند و در این محله ماندند، برخی دیگر به تهران یا محلات دیگر اصفهان نقل‌مکان کردند.32در این دوره، هنوز اکثر خانه‌ها و جمعیت ساکن جوباره‌ را یهودیان تشکیل‌ می‌دادند، علاوه بر آن  محلات دَردشت* و گلبهار* هم  جمعیت یهودی و کنیسه* داشت.33

گفته شده در دورۀ پهلوی اول، جمعیت یهودیان جوباره حدود هفت‌هزار نفر بود و شماری از آنان به تهران و فلسطین اشغالی کوچ کردند.34 تا پیش از این دوره محله جوباره در برآوردن نیازهای اولیه ساکنانش تقریبا خودکفا بود و مشاغلی که مخصوصا با خورد و خوراک، صنایع چرم و بهداشت و تهیه شراب سر و کار داشت اغلب به دست خود کلیمیان* در محله ارائه می‌شد. این کارکرد تقریبا تا اواخر دوره پهلوی هم ادامه داشت و جوباره سه قصابی، دو عدسی‌پزی، دو کفاشی، یک ماهی‌فروشی، و دو حمام مخصوص یهودی‌ها به نام‌های «علی گنگ» و دیگری «عاشر کدخدا» و دو شِخ (مکتب)،35 داشت. رفته‌رفته با آغاز دورۀ پهلوی دوم درمانگاهی وابسته به اتحادیۀ جهانی آلیانس* و مهدکودکی یهودی به آن افزوده شد.36  در این دوره، مسیر رسیدن به مشاغل مختلف مانند عتیقه فروشی، پارچه‌فروشی در دکان، نه به صورت دوره گردی، و تجارت و کارمندی دولت برای یهودیان باز شد.37در همین دوره، یهودیان اصفهان کارخانۀ نساجی «نختاب*» را تأسیس کردند و شخصی به نام «ساسون» مدیرعامل کارخانه بود.38باوجود این تغییرات، جوباره در دورۀ پهلوی همچنان محله‌ای توسعه‌نیافته و نیازمند خدمات شهری و بهداشتی بود. در 1310ش، عده‌ای از اهالی محلۀ جوباره به حکمران اصفهان از «کثافت و خرابی و گردوغبار و گل و ناهمواری کوچه‌های محلۀ جهانباره، مضافاً از تاریکی در شب‌ها» شکایت کرده بودند. خواستۀ آنها ارائۀ خدمات شهری به محله‌شان بود.39 با گذشت زمان، این وضع بهبود نیافت؛ زیرا در 1339ش دوباره جمعی از مردم محله در نامه‌ای به شهردار اعتراض کردند که محله‌شان از شلوغ‌ترین نقاط شهر است اما «در تابستان بر اثر تعفن زباله و غیره و در زمستان بر اثر کوچک‌ترین بارش، عبورومرور مردم با وضع غیربهداشتی نکبت‌باری امکان‌پذیر می‌گردد.»40

شمار محله‌های جوباره تا حدود 1350ش بسیار کمتر شدند. به گزارش شفقی، در دهۀ پنجاه جوباره نُه محلۀ کوچک به نام‌های «میدان میر، لَت‌فَر یا لتور، دارالبطیخ، سیداحمدیان، درب دریچه، به زبان عامیانه درب درچه، گود مقصود، سلطان سنجر، پاشاخ و یازده پیچ» داشته و مجموع یهودیان اصفهان در این دوره 2 هزار و 300 نفر بوده است که در 329 واحد مسکونی زندگی می­‌کردند. از این تعداد 117 واحد در محلۀ جوباره و بقیه در محله‌های دیگر اصفهان ساکن بودند.41جمعیت یهودیان جوباره در دهه‌های بعد همواره با فرازونشیب رو به کاستی رفته است. شاهد آنکه جمعیت این اقلیت، بنابر گزارش‌های رسمی، در سال 1365ش 3 هزار و 189 نفر بوده که پنج سال بعد به 2 هزار و 933 نفر رسیده است.42 گزارش شده که در 1401ش، جمعیت یهودیان 2 هزار و‌267 نفر بوده است.43این کاهش جمعیت دلایل زیادی دارد؛ ازجمله مهاجرت به خارج کشور یا شهرهای دیگر و همچنین مهاجرت درون‌شهری. در دهه‌های اخیر یهودیان متمکن از محلۀ  جوباره رفتند و در مناطق دیگر شهر مانند پیرامون «چهارباغ*» به ویژه در کوی محمد‌آباد و فروهر و محلۀ «عباس‌آباد*» ساکن شده‌اند.44امروزه، ببیشتر جمعیت جوباره را مسلمانان تشکیل می‌دهند.

بافت و معماری جوباره

جوبارۀ امروزی با مساحت ۳۶.۴۸ هکتار در منطقۀ سه شمال شرق شهر اصفهان قرار گرفته است. این محله از شمال به میدان «طوقچی*»، از جنوب به خیابان «ولیعصر»، از غرب به خیابان «هاتف» و از شرق به خیابان «سروش» محدود می‌شود. محلۀ جوباره از میدان «عتیق/کهنه» آغاز می‌شود، از مجموعۀ کنیسه‌ها، مناره‌ها و مقبرۀ «کمال‌الدین اسماعیل» گذر می‌کند و به مُنارۀ «ساربان» و منارۀ «چهل دختران» ختم می‌شود.

از بناهای قابل‌توجه در جوباره کنیسه‌های آن است. نمای بیرونی کنیسه‌ها با سایر بناها کاملاً متفاوت است. معماری آنها به گونه ای است که اغلب گنبدی مرکزی با پنجره‌هایی برای نوردهی استوانه‌ای دارند.خانه­‌های قدیم نیز حیاطی مستطیل‌شکل دارند که در گذشته برای نَخریسی استفاده می‌شده است. بافت قدیم و تاریخی این محله باعث شده در قوانین ساخت‌وساز در این منطقه حساسیت بیشتری وجود داشته باشد؛ به‌‌این‌ترتیب امکانات مردم در این زمینه محدود و بناهای موجود نیز روزبه‌روز فرسوده‌تر می­شود. این شرایط امکان خدمت‌رسانی شهری در این محله را سخت‌تر کرده و ارائۀ امکانات بهداشتی، آموزشی و تفریحی را در این منطقه دشوار کرده و موجب مهاجرت قشرهای سطح بالا و جوانان از این محله شده است. در سال‌های اخیر، برخی واحدهای مسکونی در جوباره نوسازی شده‌اند که به لحاظ نما و ظاهر با محله هماهنگی ندارند. علاوه‌بر‌این، تغییر کاربری واحدهای مسکونی به انبار واحدهای تجاری که حساب‌نشده و نامعقول بازسازی شده­‌اند، باعث ناهماهنگی در بافت محله و رفت‌وآمدهای فراوان تجاری شده است.45 محلۀ جوباره به‌دلیل نزدیکی به بازار شهر و عدالت نسبی در خدمات شهری، رفته رفته حال‌وهوای بهتری پیدا کرده و خانه‌های قدیمی آن با مصالح جدیدتر ساخته می‌شوند. همچنین ساخت پارک «کمال اسماعیل» در دل محله تا حدودی کمبود فضای سبز محله را جبران کرده است. گذرهای محله گشادتر و آسفالت شده‌اند. باوجود خدمات شهری دیگر مانند برق، آب، گاز و تلفن، محلۀ جوباره هنوز هم نیازمند توسعه و توجه مدیران شهری است.46

آثار تاریخی جوباره

آثار تاریخی زیادی در محلۀ جوباره به یادگار مانده است. در این محله سه مناره قرار دارد که از تمام نقاط محله دیده می‌شوند: منارۀ «ساربان» از دورۀ سلجوقی که در خیابان تازه‌تأسیس «صاحب‌الزمان» در محلۀ جوباره پیداست. این مناره شباهت زیادی به منارۀ «مسجد علی» دارد، هر دوی آنها سه طبقه دارند و بدون پایه ساخته شده‌اند. این مناره حدود ۴۴ متر ارتفاع و ۱۳۴ پله دارد که با آجرچینی* برجسته و کاشی‌کاری مُعرَّق* تزیین شده‌ است. منارۀ «چهل دختران» با ارتفاعی حدودی ۲۹ متر در شمال شرقی جوباره قرار دارد؛ مناره‌ای آجری که ساخت آن به قرن پنجم هجری بازمی‌گردد و دومین مناره تاریخ‌دار ایران است. مهم‌ترین ویژگی این مناره خط نسخی است که در یکی از کتیبه‌های آن به ‌کار رفته است. دو منارۀ «دارالضیافه» نیز به ارتفاع ۳۸ متر در خیابان «کمال» قرار دارند که با تزیینات مُقَرنَس* و کاشی‌کاری* به‌صورت جفت ساخته شده‌اند. سبک معماری این مناره‌ها مربوط به دورۀ مغول است.

همچنین در جوباره بیش از هفده مسجد وجود دارد؛ ازجمله مسجد علی*، کمر زرین*، مصری و مسجد کریم ساقی که مطابق منابع شفاهی میخانه‌ای بوده که به مسجد تبدیل ‌شده است. تراکم مقبره‌ها و بقعه‌ها نیز در این منطقه از دیگر محلات بیشتر است و مقبرۀ تعدادی از باباها، پیرها و خواجه‌ها مانند مقبرۀ «پیر پینه‌دوز»* و مقبرۀ «کمال‌الدین اسماعیل»*، که در مجاورت کنیسۀ یهودیان در قسمت جنوبی خیابان کمال قرار دارد. همچنین باید به خانه‌های قدیم متعلق به یهودیان و  کنیسه‌های‌ این محله اشاره کرد. قدیم‌ترین کنیسۀ جوباره، به نام «عموشعیا*» ثبت شده47 اما در کاشی‌کاری سردر کنیسه «موسی‌حیا» یا به زبان عبری «موشه حیا» دیده می‌شود.48

بزرگان و اندیشمندان جوباره

منابع افرادی را که به جوباره منسوب شده‌اند، جوباری/الجوباری می­خوانند. از بعضی بزرگان و عالمان نیز با نسب جوباری یاد شده است اما باید به این نکته توجه کرد که تمام منسوبان به جوباری از اهالی جوبارۀ اصفهان نیستند؛ زیرا در مَرو، هِرات و جُرجان/گرگان، و حتی تهران نیز روستاها و محله‌هایی با نام جوباره وجود داشته است که علمایی به آن نواحی منسوب شده‌‌اند.49 از میان بزرگان جوبارۀ اصفهان، می­توان به این افراد اشاره کرد: ابومنصور محمود بن عبدالمنعم بن ماشاذه الجوباری، احمد بن علی السامکانی الاصبهانی الجوباری، ابومسعود عبدالجلیل بن محمد بن عبدالواحد بن کوتاه الجوباری، ابوعبدالله القاسم بن فضل بن احمد بن محمود الجوباری و احمد بن ابراهیم بن صالح بن المنذر الجوباری الاصبهانی که همگی از محدثان و راویان قرن پنجم و ششم بوده‌اند؛ سمعانی (متوفی562) صاحب الانساب از برخی آنها بهره برده است.50 در پایان، یادی از سیروس شفقی* (متوفی1401ش) خالی از لطف نیست، هرچند او جوباری و اصفهانی‌نَسَب نبود، اطلاعات موجود دربارۀ جوباره در دورۀ معاصر تا حدود 1380ش، مدیون کتاب جغرافیای اصفهان* اوست و اغلب نویسندگان بعدی از آن رونویسی کرده‌اند.

/عبدالمهدی رجائی و الهام امینی کاشانی/

 

منابع

آمارنامۀ شهر اصفهان1400، اصفهان: سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری، 1401ش.

ابراهیمی، ایوب، فرهنگ واژه‌ها و اصطلاحات جیدی:  گویش یهودیان محلۀ اصفهان، لس‌آنجلس:  ایوب ابراهیمی، ۲۰۱۵.

ابنحَوقَل ، کتاب صورة الارض، چاپ کرامرس، لیدن: بریل، 1938- 1939.

ابنرُسته، کتاب الاعلاق النفیسة، چاپ دخویه، لیدن: بریل، 1892.

ابوالفِداء، اسماعیل بن علی، تقویم البلدان ، قاهره: مکتبة الثقافة الدینیة، 1427/2007.

ابوریحان بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، چاپ پرویز اذکائی، تهران: میراث مکتوب ، 1380ش.

ابونُعَیم اصفهانی، ذکر اخبار اصبهان، بیروت: دارالکتب العلمیة، 1410.

اصطخری، ابراهیم بن محمد، کتاب مسالک الممالک، چاپ دخویه، لیدن: بریل، 1927.

بَلاذُری، احمد بن یحیی،  فتوح البلدان، بیروت: مکتبة الهلال،  1988.

تاجپور، محمدعلی ، تاریخ دو اقلیت مذهبی یهود و مسیحیت در ایران، تهران: مؤسسۀ مطبوعاتی فراهانی، 1344ش.

تحویلدار، حسین بن محمد ابراهیم، جغرافیای اصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1342ش.

تُطیلی، بنیامین بن یونه، سفرنامۀ  رابی بنیامین تودولایی، ترجمۀ مهوش ناطق، تهران: کارنگ، 1380ش.

جناب اصفهانی، علی، احصائیۀ خانه ها و محلات اصفهان، چاپ رضوان پورعصار، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1393ش.

جناب اصفهانی، علی، الاصفهان، چاپ عباس نصر، اصفهان: نشر گلها، 1371ش.

جهان اقتصاد، 1402ش.

Retrieved Feb.23,2025,from www.jahaneghtesad.com/-جوباره-سه-راه-ادیان-اصفهان-مح38/2769.

حمدالله مستوفی،  حمدالله بن ابی بکر، کتاب نزهة ‌القلوب، چاپ گی لسترنج، لیدن 1915، چاپ افست تهران: دنیای کتاب، 1362ش.

دهقان‌نژاد، فاطمه ، بافت قدیم نصف جهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1386ش.

رجایی، عبدالمهدی، فرازوفرود صنعت نساجی اصفهان از آغاز تا انقلاب اسلامی، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری،  1396ش.

سَمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب ، چاپ عبدالرحمان بن یحیی معلمی یمانی، حیدرآباد، دکن: دائرةالمعارف العثمانیة، 1382/1962.

شاردن،  ژان ، سفرنامۀ شاردن، ترجمۀ اقبال یغمایی، تهران: توس،  1372-1375ش.

شفقی، سیروس، جغرافیای اصفهان: به ضمیمه هفتاد قطعه نقشه و نمودار و عکس، چاپ اول، اصفهان: دانشگاه اصفهان،  1353ش.

شفقی، سیروس، جغرافیای اصفهان: به ضمیمه یکصد و پنجاه قطعه نقشه، نمودار و عکس، چاپ دوم، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1381ش.

شهرستانی، محمدبن عبدالکریم ، الملل و النحل، چاپ محمد سید کیلانی، بیروت: دارالمعرفة، ]بی تا.[.

عزری، مئیر ، یادنامۀ مئیر عزری، ترجمۀ ابراهام حاخامی، ]بی جا[: ]بی نا.[،  1379ش.

لوی،حبیب، تاریخ یهود ایران ،  تهران: کتابفروشی بروخیم،1334- 1339ش.

مافَرّوخی، مُفَضّل بن سعد، محاسن اصفهان، ترجمۀ حسین بن محمد آوی، چاپ عباس اقبال آشتیانی، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1385ش.

مَقدِسی، محمد بن احمد، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، چاپ دخویه، لیدن: بریل، 1877، چاپ افست1967.

مهریار، محمد، فرهنگ جامع نامها و آبادیهای کهن اصفهان، اصفهان: فرهنگ مردم، 1382- 1387ش.

نوری فشارکی، شهباز؛ جاوری، محسن؛ و مرتضایی، محمد، ” جایگاه محلۀ جوباره در تحولات تاریخی و تأثیر آن بر بافت شهر اصفهان “، مجلۀ مطالعات باستان شناسی دانشگاه تهران، دورۀ 14، ش3، پاییز 1401.

هارونیان،منور،مصاحبه، مصاحبه کننده: لئا دانیالی، ۷ دی ۱۴۰۳.

هنرفر، لطف‌الله، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، اصفهان: ]بی‌نا.[، ۱۳۵۰ش.

یاقوت حَمَوی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت : دار صادر، 1995.

یعقوبی، احمد بن اسحاق،  البلدان، چاپ محمد امین ضناوی، بیروت : دار الکتب العلمیة، 1422/2002.

 

Edalatnejad, Saeid, The legal status of non-Muslims in the Shiite fiqh and Iranian laws (1906-2020), Leiden: Brill, 2023.

Esther’s children: a portrait of Iranian Jews, ed. Houman Sarshar, Beverly Hills: The Center for Iranian Jewish Oral History, 2002.

  1. جناب اصفهانی، 1371ش، ص 252؛ شفقی، 1353ش، ص 404؛ مهریار، ج 2، ص304.[]
  2. Edalatnejad, p.91 .[]
  3. ابونُعَیم اصفهانی، ج1، ص33 -34.[]
  4. مهریار، ج2، ص 305.[]
  5. ابوریحان بیرونی، ص 278.[]
  6. مافَرّوخی، ص 39-40.[]
  7. ابونعیم اصفهانی، ج1، ص 34.[]
  8. مهریار، ج2، ص 306.[]
  9. ابن‌حَوقَل، ج2، ص 366 -367؛ مَقدِسی، ص 388؛ یاقوت حَمَوی، ج5، ص 453 -454؛ ابوالفِداء، ص472.[]
  10. ابونعیم اصفهانی، ج1، ص33؛ شفقی،  1381ش، ص 255، ؛ برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به: عزری، ج1، ص11.[]
  11. نوری فشارکی و همکاران، ص ۲۰۱.[]
  12. شفقی، 1381ش، ص 258-259.[]
  13. بَلاذُری، ص۳۰4-305.[]
  14. ابونعیم اصفهانی، ج1، ص35.[]
  15. یعقوبی، ص 85؛ نیز نگاه کنید به: اصطخری، ص 198؛ ابن‌حوقل، ج2، ص 362.[]
  16. یعقوبی،ص 85 – 86.[]
  17. شهرستانی،ج۱، ص۲۱۶.[]
  18. ابونعیم اصفهانی، ج1، ص 35؛ برای اطلاع بیشتر از چگونگی شهر شدن یهودیه نگاه کنید به: شفقی، 1381ش، ص260.[]
  19. شفقی، 1381ش، ص261.[]
  20. مقدسی، ص 388 389 ؛ نیز نگاه کنید به: ابن‌رُسته، ص 274؛ اصطخری، ص 198 – 199؛ ابن‌حوقل، ج2، ص 362 -363.[]
  21. نگاه کنید به: نوری فشارکی و همکاران، ص 202-204؛ یاقوت حموی، ج2، ص 202، ج5، ص 454؛ برای اطلاع بیشتر از میدان عتیق و رابطۀ آن با جوباره نگاه کنید به: شفقی، 1381ش، ص449-452.[]
  22. ابونعیم اصفهانی، ج1، ص 35 -36.[]
  23. تُطیلی، ص126.[]
  24. یاقوت حموی، ج2، ص 175، ج 5، ص 453.[]
  25. حمدالله مستوفی، ص49 -50.[]
  26. برای اطلاع از حملات مغول و کشته شدن یهودیان نگاه کنید به: لوی، ج3، ص 55-66.[]
  27. شفقی، 1381ش، ص453.[]
  28. شاردن، ج4، ص 1398.[]
  29. شفقی، 1353ش، ص 402، ؛ نیز نگاه کنید به: عزری، ج1، ص 13.[]
  30. شفقی، 1353ش، ص 421 – 422؛ برای اطلاع بیشتر از خصوصیات مسکونی این محله نگاه کنید به: همان، ص 416-422، ؛ نیز نگاه کنید به:, p.[110-111] Esther’s children .[]
  31. تحویلدار، ص 32 -33، 107؛ برای اطلاع بیشتر از این دوره نگاه کنید به: جناب اصفهانی، 1393ش، ص 253 ـ 268.[]
  32. دهقان‌نژاد، ص130.[]
  33. هارونیان، مصاحبۀ  مورخ 7دی1403؛ هنرفر، ص ۱۷۸.[]
  34. تاج‌پور، ص40.[]
  35. ابراهیمی، ص ۱۲۴- ۱۳۵. لوی ، ج۳ ، ص ۶۷۵. []
  36. هارونیان، مصاحبۀ  مورخ 7 دی 1403.[]
  37. شفقی، 1353ش، ص412.[]
  38. رجایی، ص174.[]
  39. سازمان اسناد ملی، سند شمارۀ 77635/ 293.[]
  40. سازمان اسناد ملی، سند شمارۀ 84258/293.[]
  41. شفقی، 1353ش، ص 403، 410 -411.[]
  42. نگاه کنید به: شفقی، 1381ش، ص459.[]
  43. آمارنامۀ شهر اصفهان 1400، ص 87.[]
  44. نگاه کنید به: شفقی، 1381ش، ص 467، ؛ عزری، ج1، ص 15.[]
  45. شفقی، 1381ش، ص454-457، 462-464؛ جهان اقتصاد، 1402ش.[]
  46. دهقان نژاد، ص137.[]
  47. هنرفر، ص178.[]
  48. دهقان نژاد، ص134-136.[]
  49. سَمعانی، ج3، ص 376-378؛ یاقوت حموی، ج2، ص176.[]
  50. سمعانی، ج3، ص373-375؛ یاقوت حموی، ج 2، ص175-176.[]
شیوه استناد به این مقاله
کپی متن
Rajaei, Mehdi and Elham Amini Kashani. "Jūbāre." isfahanica, https://isfahanica.org/?p=1587. 16 December 2025.

مطالب مرتبط

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *