استر خاتون، از معروفترین زیارتگاههای یهودیان ایران، در شهر پیربکران شهرستان فلاورجان*، نزدیک زایندهرود*.
پس از آرامگاه اِستِر و مُردخای در همدان،1 اِستِر خاتون، در بیست و هفت کیلومتری جنوب غربی اصفهان، از زیارتگاههای مهم یهودیان ایران است.2 یهودیان این مکان را زیارتگاه یا قدمگاه «ساره بَت آشِر» یا “مامان سارا” و مردم محلی «اِستِرا خاتون» یا «سارا خاتون» نامیدهاند و در کنار آن قبرستان نسبتاً بزرگی وجود دارد که هر سال در آن مراسم سال نوی عبری را همزمان با اول ماه تیشری در شهریور و مهر برگزار میکنند.3
پیوندها
زیارتگاه استر خاتون پیربکران با سه بانو پیوند دارد: ۱) سارَه، دختر آشِر و نوه یعقوب؛ ۲) استر؛ ۳) شوشیندخت.
- ساره. بر اساس روایات یهودی، ساره یکی از هفتاد عضو خاندان یعقوب بود که از کنعان به مصر مهاجرت کرده بودند: «… و پسران اَشیر، یَمنِه و یَشوَه و یَشوی و بَریعَه و خواهرشان سارَه…».4 همچنین در سرشماری بنیاسرائیل به فرمان موسی علیهالسلام، نام او ذکر شده است: «و نام دختر اشیر ساره بود».5 بنابر روایتی، یعقوب پس از آنکه ساره خبر زندهبودن یوسف را به او رساند، او را دعا کرد و او جاودانه شد.6 بر اساس روایتی اسطورهای، ساره در جستجوی گوسفندی در اورشلیم به غاری وارد شد و در نزدیکی پیربکران* از آن خارج شد.7 به نظر ارنست هرتسفلد*i، ساره هرگز به پیربکران نیامده است و روایتهای مربوط به او جنبۀ افسانهای دارند. او بر این باور است که احتمالاً یهودیانی از قبیله آشر در این ناحیه ساکن بودهاند و این داستانها در طول زمان شکل گرفتهاند.8
- استر. زنی یهودی در دوران هخامنشی که به همسری اَخشُورِش (خَشَیارشا هخامنشی) درآمد و با خردمندی و تدبیر، نقشه هامان وزیر برای قتلعام یهودیان را خنثی کرد. این واقعه، که در کتاب استر ذکر شده، به پیدایش جشن پوریم انجامید که برای یهودیان اهمیت ویژهای داشته است. اگرچه در صحت تاریخی این داستان تردید شده، از لحاظ فرهنگی تأثیری عمیق در تاریخ یهود گذاشته است و نماد نجات قوم یهود از نابودی شناخته میشود. برخی پژوهشگران بر این باورند که روایت استر عناصر اسطورهای و آیینی داشته است و پیوندهای فرهنگی و اجتماعی یهودیان در دربار هخامنشیان را نشان میدهد.9
این سوال مطرح است که اگر، از دیدگاه یهودیان، این زیارتگاه به ساره تعلق دارد، پس چرا در میان عموم مردم با نام استر خاتون شناخته میشود؟ در پاسخ به این پرسش، چند عامل مهم را بهعنوان دلایل تغییر هویت این مکان میشود مطرح کرد:
1. از آنجا که استر در فرهنگ ایرانی شناختهشدهتر بوده و در ادبیات و افسانههای محلی جایگاه ویژهای داشته، جامعه ایرانی به سبب این شناخت و وجود آرامگاهی در همدان به همین نام، استر را فردی مقدس دانسته و این زیارتگاه را به نام او پیوند داده است. کاربرد لقب خاتون برای استر بهعنوان بانویی محترم و مقدس در فرهنگ ایرانی رواج یافته است. واژۀ خاتون در فرهنگ ایرانی و اسلامی بر زنان اشرافی و همسران شاهزادگان اطلاق میشده و ریشه آن به زبان سُغدی بازمیگردد که به معنای همسر شاهزاده یا ملکه است.10
2. در جوامعی که فرهنگ شفاهی در آنها غالب است، نامها و داستانها به مرور زمان تغییر هویت میدهند. این تغییرات ممکن است باعث جابهجایی نام «ساره بت آشر» با «استر خاتون» شده باشد، چرا که داستانهای استر برای مردم آشناتر و جذابتر بودهاند.
3. فقدان منابع مکتوب و اسناد تاریخی دقیق درباره این زیارتگاه زمینهساز تغییر تدریجی هویت آن در حافظه عمومی شده است و در نتیجه، استر بهعنوان نماد زنی یهودی و مقدس، با این مکان مرتبط گردیده است.
4. زنانی چون استر و شوشندخت جایگاهی برجسته در تاریخ و فرهنگ ایران داشتهاند و احتمالاً این محبوبیت و احترام عمومی موجب شده این زیارتگاه به نام استر شناخته شود.
افزون بر اینها، شباهتهایی بین نامهای هَدَسَّه (هدثه) و هَئوتُسَه (آتوسا) وجود دارد که از جنبههای زبانی، فرهنگی، و تاریخی قابل تأملاند:
الف) ریشه زبانی و فرهنگی. نام هَدَسَّه، که در کتاب استر بهعنوان نام اصلی استر آمده است،11 احتمالاً ریشهای بابلی یا اکدی داشته و نامی یهودی در کتاب مقدس عبری بوده است. این نامها در زبانهای کهن بینالنهرین غالباً دارای معانی نمادین بودهاند و هَدَسَّه نیز ممکن است به همین دسته تعلق داشته باشد. در مقابل، نام هَئوتُسَه (آتوسا) دارای ریشهای پارسی است. آتوسا، دختر کوروش بزرگ و همسر داریوش بزرگ، از بانوان برجسته دربار هخامنشی بوده است.12
ب) شباهت آوایی. از نظر آوایی، نامهای هَدَسَّه و هَئوتُسَه شباهتهایی با هم دارند. در زبانهای باستانی، مانند اکدی و فارسی باستان، تغییرات آوایی در انتقال نامها از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر امری معمول بوده است و این احتمال وجود دارد که ساختار آوایی مشابه توجهها را به این دو نام جلب کرده باشد.
ج) ارتباطات فرهنگی و تاریخی. هر دو شخصیت استر و آتوسا، در بستر تاریخی مشترکی زندگی میکردهاند. استر همسر احتمالی خَشَیارشا بود که از نابودی یهودیان جلوگیری کرد و آتوسا همسر داریوش بزرگ بود که نقشی کلیدی در دربار هخامنشیان داشت. این نزدیکی زمانی و مکانی، احتمال انتقال و تعامل فرهنگی میان یهودیان و ایرانیان را افزایش داده و ممکن است به پیدایش ویژگیهای مشترک یا اسامی مشابه میان این دو فرهنگ انجامیده باشد.
د) ابعاد اسطورهای و نمادین. در متون اسطورهای و دینی، نامها غالباً معانی نمادین دارند و گاهی برای نمایاندن پیوندهای فرهنگی و سیاسی به کار میروند. اسامی شخصیتهای تاریخی گاه تعاملات میان جوامع را بازتاب میدهد و احتمالاً نامهای هَدَسَّه و هَئوتُسَه در متون دینی و اسطورهای، بهعنوان نمادی از پیوندهای فرهنگی و تاریخی میان یهودیان و هخامنشیان بهصورت نمادین به یکدیگر نزدیک شدهاند.
هرچند شواهد قطعی برای اثبات ارتباط مستقیم میان این دو نام وجود ندارد، توجه به این شباهتها شاید زوایای جدیدی از تعاملات فرهنگی و زبانی میان یهودیان و هخامنشیان را آشکار کند و ارزش مطالعه بیشتری داشته باشد. - شوشَندخت. او در منابع ایرانی بهعنوان ملکه یهودی یزدگرد اول، پادشاه ساسانی، نقشی برجسته در تقویت موقعیت یهودیان در دربار ساسانیان و تحکیم پیوندهای فرهنگی و اجتماعی آنان داشته و به استناد برخی منابع، بهبود وضع اجتماعی یهودیان را در دورۀ ساسانی تسهیل کرده بود. هرتسفلد بر این باور است که آرامگاه منسوب به استر در همدان و آثار پیربکران متعلق به شوشندخت است.13 با این حال، در تلمود مدرکی دال بر یهودی بودن همسر یزدگرد یافت نشده14 و حبیب لِوی نیز نظریه مرتبط بودن این مکانها با شوشندخت را رد کرده است.15
شخصیتهای ساره، استر و شوشندخت در زمره اسطورهها قرار دارند و مستندات علمی و تاریخی کافی برای تأیید تاریخی آنان وجود ندارد. با این حال، در سنت یهودیت، روایتهایی از این نوع که در آنها شخصیتهای برجسته به شکل الهی یا با سفرهای معجزهآسا به سرزمینهای دوردست میروند، نقشی مهم در ایجاد ارتباط معنوی و فرهنگی با اماکن مقدس داشتهاند. این مکانها نیز به دلیل پیوند معنوی و تاریخی آنها با ساره، برای زائران و یهودیان محلی جذابیتی ویژه داشتهاند و نمادی برای پیوند یهودیان با اجداد و تاریخ مقدسشان شدهاند. همچنین، روایت شخصیتهایی مانند استر و شوشندخت تعاملات فرهنگی یهودیان با حکومتهای ایرانی را نشان میدهند و بازتابدهنده نقش آنان در تاریخ ایران، بهویژه در زمینه روابط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برای یهودیان، بهشمار میروند.
معماری بنا
ظاهراً پژوهشگران معاصر به بنای مقبرۀ استر، بر خلاف بقعۀ پیربکران*، از نظر معماری توجه نکردهاند.16 بنای مقبره استر خاتون شامل دو کنیسه، دو غسالخانه و یک مهمانخانه است. بخشی از این بنا، با نام «چلهخانه» یا «صفه سید موسی»، از کهنترین و منحصربهفردترین اجزای آن است. این چلهخانه با گنبدی شلجمی و ورودیای کوچک به ارتفاع یک متر با دری سنگی محافظت میشده است.17 در سنگی به کنیسه کترداوید* منتقل شده و دری فلزی جایگزین آن شده است. در داخل چلهخانه، سنگی مخروطیشکل بهعنوان شمعدان وجود دارد. کاشیهای هفترنگ* موجود در بنا، که ویژگیهای دوره صفویه* را نمایان میکنند، نشاندهنده ساخت یا بازساخت این بنا در دوره صفویهاند.18 تصویر هرتسفلد از چلهخانه، به عنوان یکی از قدیمترین بخشهای باقیمانده از این بنا، از دوره صفویه است19. کنیسهها* با توجه به قوسهای جناغی و ساختارشان به نظر متعلق به عصر صفویاند. غسالخانه قدیم، کمی پایینتر از سطح زمین، دارای قوسهای جناغی و ستونهای مدور سنگی عصر صفویه، یادآور حمام علیقلیآقا* در بیدآباد* اصفهان است. همچنین قدیمترین سنگ قبر کشفشده در این مکان به دورۀ صفویه باز میگردد.20 محمود زارعی، ادیب و اصفهانشناس، با استناد به منابع تاریخی و میدانی، قبرستان قدیم یهودیان را در محله جوباره* دانسته است.21 افزون بر اینها، حبیب لوی به وجود سه قبرستان قدیم از یهودیان در اصفهان اشاره کرده که حتی تا دورۀ معاصر از آنها استفاده میشده است.22 از سوی دیگر، روایتهای تاریخی دربارۀ رفتار سختگیرانه صفویان با یهودیان نشاندهنده اوضاع دشوار یهودیان در این دوران است.23


با توجه به تمامی شواهد موجود معماری و آثار کشفشده، ازجمله کاشیهای هفترنگ، گنبد شلجمی و قدیمترین سنگ قبر کشفشده از دوره صفویهاند. همچنین با در نظر گرفتن اوضاع سخت دوره صفویه احتمالاً تدفین یهودیان در استر خاتون از همین دوره آغاز شده و آنها اجساد خود را از اصفهان و دیگر شهرها به این مکان میآوردند و به خاک میسپردند؛ هرچند برای تأیید این دیدگاه، کاوشهای باستانشناختی الزامی است.

بخشهای دیگر بنا، مانند محوطه مهمانسرا و الحاقات دیگر، جدیدترند و احتمالاً پس از بازدید هرتسفلد ساخته شدهاند، چرا که در نوشتهها و تصاویر او اشارهای به آنها نشده است و به نظر میرسد از دوران پهلوی به بعد باشند. همچنین، در محوطه قبرستان، چندین چهارطاقی و چندطاقی وجود دارد که شامل آرامگاههای خانوادگی و متعلق به مشاهیر و ثروتمندان دوران معاصرند.
قدیمترین سند شناختهشده از حضور یهودیان در این منطقه، سنگنبشتهای است که طی تعمیرات ۱۳۲۲ و ۱۳۲۳ش در کنار چلهخانه کشف شد. این سنگنبشته با ابعاد ۹۵ در ۷۵ سانتیمتر است و اکنون در کنیسه کترداوید نگهداری میشود. ترجمه متن سنگنبشته به این شرح است: «دروازههای عدالت را برای من بگشایید تا وارد شده و خدا را حمد گویم.24 این سنگ را چون ستون برپا کردم تا خانه خداوند شود و آنچه به من بدهی، ده یک آن را به تو خواهم داد.25 اینک من فرشته پیش روی تو میفرستم تا تو را در راه محافظت کند و به مکانی که مهیا کردهام برساند.26 خداوند برای شما جنگ خواهد کرد و شما خاموش باشید.27 تاریخ پنجشنبه ۲۶ ماه آو«که مبدل به خوب میشود» در سال گ (ج) ت ت ص آفرینش. سلام بر تمام اسراییل. غلام این درگاه، یعقوب بن داود».28
گفتنی است تاریخ ۲۶ ماه آو به حروف ابجد عبری «گ (ج) ت ت ص»، معادل سال ۳۸۹۰ آفرینش، برابر با ۱۸ اوت ۱۳۰ میلادی و همزمان با دوره بلاش دوم اشکانی است. با این حال، حبیب لوی با استناد به دلایل زبانشناختی معتقد است حروف ابجد «ج ت ت ص» ممکن نیست صحیح باشد و به احتمال زیاد، باید «د ت ت ص» یا ۴۸۹۰ آفرینش، معادل ۱۱۳۰ میلادی (همزمان با نخستین سال حکومت سلطان محمودبن محمدبن ملکشاه سلجوقی*) باشد.29 این نظر لوی ظاهراً دقیقتر است، هرچند ممکن است این سنگنبشته در ابتدا به مکان دیگری تعلق داشته و سپس به اینجا منتقل شده باشد. برای اطمینان از صحت این فرضیهها، انجام مطالعات دقیقتر باستانشناختی و زبانشناختی ضروری است.
یکی از آثار برجسته دوره ایلخانی* که در نزدیکی این زیارتگاه واقع شده، بنای آرامگاه محمدبن بکران (پیربکران) است.30 طبق بازدید نگارنده، در چندکیلومتری زیارتگاه ساره در شمال روستای زودان، آثار بناها و چندین تَل وجود دارد که قدمت آنها احتمالاً به دوره ساسانی میرسد و مقدار قابل توجهی سفال از دورههای ساسانی تا اسلامی در آنجا یافت شده است. با توجه به قرار داشتن روستای دارگان، که نامش مشتق از آذرگان به معنای محل آتش است، حوالی زودان، احتمالاً این سازهها مذهبی و محل نیایش آتش بودهاند. در ادامه تنگه و پشت کوه گیلیمیلی یا سید موسی، غار کوکولو قرار دارد که شامل چشمه و درخت چناری کهنسال بوده است. این مکان نزد مسلمانان و یهودیان محترم بوده است و در مراسم سیزدهبهدر، مردم به آنجا میرفتند و پارچههایی به نیت نذر و نیاز به درخت میبستند. با توجه به مشاهدات ناقص و قرار گرفتن این مکان در حریم معدن پیربکران، امکان بازدید از نزدیک فراهم نشد. همچنین، مردم زودان از وجود یک قبرستان یهودیان در شرق این سازهها خبر دادهاند که متأسفانه آثاری از آن مشاهده نشد. البته در اسفند 1403 در کاوشهای باستانشناختی همین محدوده، یک جسد کشف شد که احتمالاً به دوره ساسانی تعلق دارد و متأسفانه نگارنده به گزارش این کاوش دسترسی نداشت.
/حامد شریفیان/
منابع
علاوه بر کتاب مقدس. عهد عتیق.
بلر، شیلا و بلوم، جاناتان ام. ، هنر و معماری اسلامی، ترجمۀ اردشیر اشراقی، تهران: سروش، 1385ش.
پوپ، آرتور اپهام، معماری ایران، ترجمۀ غلامحسین صدری افشار، تهران: نشراختران،1388ش.
خاکشور، بیژن، «استرا خاتون: دومین استر ایران»، انجمن کلیمیان تهران، 1399ش.
Retrieved Oct.4,2025, from https://www.iranjewish.com/essay/Essay_53_bina_04Esterakhatoon.htm.
دانیالی، لئا، عضو انجمن کلیمیان، مصاحبه، مصاحبه کننده: حامد شریفیان، 3 آبان 1403.
راولینسون، جرج، «دودمان هخامنشی»، در پژوهشهای هخامنشی: شامل هشت مقاله در باب تاریخ و باستانشناسی هخامنشی بقلم دانشوران غربی، ترجمۀ علیرضا شاپور شهبازی، ]شیراز[: مؤسسۀ تحقیقات هخامنشی، 1354ش.
زارعی سودانی، محمود، ادیب و اصفهان شناس، مصاحبه، مصاحبه کننده: حامد شریفیان، 17 مهر 1403.
«سرح بت آشر»، در فرزندان استر: مجموعه مقالاتی درباره ی تاریخ و زندگی یهودیان در ایران، به کوشش هومن سرشار،
ترجمۀ مهرناز نصریه، تهران: نشر کارنگ، 1384ش.
شفقی، سیروس، جغرافیای اصفهان: به ضمیمۀ یک صد و پنجاه قطعه نقشه، نمودار و عکس، چاپ دوم، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1381ش.
صدیق پور، سلیمان، خاخام یهودیان اصفهان، مصاحبه، مصاحبه کننده: حامد شریفیان، 25 شهریور 1382ش.
عرب زاده سربنانی، مرتضی، افسانۀ اِستر و مُردخای: واکاوی خاستگاه جشن پوریم، تهران: ققنوس، 1402ش.
غنی، یاسمن، «بررسی صحت تاریخی واقعۀ پوریم از دیدگاه موافقان و مخالفان»، در نخستین کنگرۀ ملی ایران شناسی ایران، سیویلیکا، 1403ش.
Retrieved Oct.4, 2025, from https://civilica.com/doc/2049449.
لوی، حبیب، ، تاریخ یهود ایران، تهران: کتابفروشی بروخیم، 1339-1334ش.
محمدی، مرضیه، «بررسی معماری زیارتگاه سارح بت آشر: نگاهی بر سازه یهودیان»، در کنفرانس بینالمللی انسان، معماری، عمران و شهر، تبریز، خرداد1394، سیویلیکا،1394ش.
Retrieved Oct.4,2025, from https://civilica.com/doc/410046.
منفرد، افسانه، «خاتون»، در دانشنامۀ جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حدادعادل، ج14، تهران: بنیاد دایرة المعارف اسلامی، 1389ش.
نتصر، امنون، «شاهان ساسانی در تلمود: شاپور اول، شاپور دوم و یزدگرد اول»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال ۱۹، ش ۱و ۲، آبان1351.
هرتسفلد، ارنست ، تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستانشناسی، ترجمۀ علیاصغر حکمت، تهران: انجمن آثار ملّی،1354ش.
هنرفر، لطف الله، «آثار تاریخی لنجان اصفهان»، وحید، ش18، خرداد1344.
هنرفر، لطف الله، «پیر بکران و اشترجان»، هنر و مردم، ش138، فروردین 1353.
Smithsonian, 2025.Retrieved Oct.4, 2025, from https://www.si.edu/object/archives/components/sova-fsa-a-06-ref28297#.


- Ernst Herzfeld[↩]
- شفقی،ص522.[↩]
- هنرفر،1344ش، ص49؛ همو، 1353ش، ص2.[↩]
- صدیقپور،مصاحبۀ مورخ 25 شهریور 1382.[↩]
- سفر پیدایش، 17: 46.[↩]
- سفر اَعداد، 26: 46.[↩]
- خاکشور، 1399ش.[↩]
- «سرح بت آشر»، ص ۳۵3.[↩]
- هرتسفلد، ص178.[↩]
- در این باره نگاه کنید به: عربزاده سربنانی، 1402ش؛ نیزنگاه کنید به: غنی، 1403ش.[↩]
- برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به: منفرد، ص589-591.[↩]
- کتاب استر، 2: 7.[↩]
- راولینسون، ص 9.[↩]
- هرتسفلد، ص ۱۷۷.[↩]
- نتصر، ص23.[↩]
- لوی، ج ۲، ص۲۶۸.[↩]
- نگاه کنید به: پوپ، ص183، در مبحث معماری پیربکران و بِلِر و بُلوم، ص 23، در مبحث معماری ایلخانی که سخنی از زیارتگاه ساره بت آشر نگفتهاند.[↩]
- هرتسفلد، ص۱۷۸.[↩]
- محمدی، ص 9.[↩]
- Smithsonian, 2025[↩]
- دانیالی، ، مصاحبۀ مورخ ۳ آبان ۱۴۰۳.[↩]
- زارعی سودانی، مصاحبۀ مورخ ۱۷ مهر ۱۴۰۳.[↩]
- لوی، ج ۵، ص129.[↩]
- «سرح بت آشر»، ص353.[↩]
- کتاب مزامیر داود، ۱۱۸: ۱۹.[↩]
- سفر پیدایش، ۲۸: ۲۲.[↩]
- سفر خروج، 23: 22.[↩]
- سفر خروج، 14: 14.[↩]
- شفقی، ص553؛ لوی، ج ۴، ص249.[↩]
- لوی، همانجا.[↩]
- نگاه کنید به: مقالۀ پیربکران، بقعه.[↩]