تذهیب (زرنگاری)، هنر کتابآرایی.
تذهیب در لغت به معنای پوشاندن با طلا،1 زَراندود و زَربفتکردن2 و ریشۀ آن «ذ ه ب» است.3 ذهب (جمع آن: الأذهاب و الذَهوب) به معنای طلا و یک قطعه زَر است.4 تذهیب نیز به معنای فن تزیین نسخههای خطی با طلا و رنگهای مختلف است.5 آنچه تذهیب شده و با طلا پوشانده شده باشد، مُذَهَّب گویند6 و مُذَهِّب کسی است که طلاکاری یا تذهیب میکند.7 همچنین، نسخهآرایی به نُقوشی منظم گفته میشود که با آب طلا و خطوط سیاه کشیده شده باشد که ممکن است در آن از رنگهای مختلف طلا استفاده کرده باشند. این طیف رنگی حاصل ترکیب طلای خالص با مقداری نقره و مس است. در نسخهآرایی قدیم، در تذهیب رنگ دیگری جز طلا به کار نمیبردند. به نوع الوان یا رنگ «تَرصیع» و به نقش بهدستآمده از آن «مُرَصَّع» میگفتند.8 همچنین، امکان دارد بخشی از طلای بهکاررفته صیقلی و شفاف و بخشی ساده باشد که در اصطلاح آن را «خام و پخته» مینامند.9 اما امروزه، به تمام انواع این هنر، تذهیب یا زرنگاری گفته میشود و به معنای هنری است که در آن، اعم از نوشته یا تصویر، زر به کار رفته است.10
در رسالههای قدیم، تذهیب اغلب زیرمجموعۀ فن نقاشی و مُذهِّبان در زمرۀ نقاشان معرفی شدهاند. چُنان که در تاریخ عالمآرای عباسی* در ذکر نقاشان اشاره شده است که مذهِّبان کسانی هستند که اوراق زمانه را تذهیب و تزیین میکنند.11 در گذشته، قلم را به دو نوع نباتی و حیوانی تقسیم میکردند. از نوع نباتی قلم برای کتابت و خوشنویسی و از نوع حیوانی یا قلممو برای نقشبندی استفاده میکنند.12 به اولین مرحلۀ آمادهشدن برای تصویرگری «قلمبستن» گفته میشود. صادقبیگ افشار بهترین آن را قلمموی دُم سنجاب پیشنهاد میکند: «قلم را مو دُم سنجاب باید/ ولی آن مو که با گرمی گراید».13 در فرهنگ اسلامی، هنرمندان عموماً برای ساختن قلممو از موی سَمور و دُم سنجاب و گاهی از دیگر حیوانات مانند موی ستون فقرات گربه و موی موش استفاده میکنند.14 برخی ابزار اصلی15 فن تذهیب عبارتاند از: کاغذ،16 زرحل،17 مُهره،18 مرکب19 و الوان دیگر مانند لاجورد،20 شَنگَرف21 (سرخ مخملی شفاف)، زنگار،22 سُرَنج23 و سفیداب.24 شیوۀ آمادهسازی این ابزار در رسالههای تذهیبکاران گذشته مشهود است.25 امروزه، برخی هنرمندان از همان شیوۀ سنتی پیروی میکنند و برخی دیگر از ابزار و رنگهای صنعتی جدید استفاده میکنند.
در قانون الصور، اصول نقاشی و سبکهای مختلف اِسلیمی، خَتایی، ابر، واق، فرنگی و بند رومی بیان شده است.26 سه نقش اصلی در تذهیب عبارتاند از: 1) اِسلیمی، نقشی است که در آن طرح درختان و پیچوخم شاخهها نمودار شده است. پیشینۀ این واژه به بعد از قرن نهم و دورۀ صفوی بازمیگردد، اما پیشینۀ تصویری آن را میتوان در معماری ایران پیش از اسلام هم یافت.27 2) نقش خَتایی، منشأئی در سرزمینهای شرقی به خصوص چین دارد. این نقش از سدۀ هفتم هجری جزو آرایههای کاربردی در هنر ایران محسوب میشده و در گذر زمان به دست هنرمندان ایرانی تکامل یافته است.28 3) گِرۀ رومی یا گرۀ چینی، که در اصطلاح مذهِّبان به دو یا چند بند جدول گفته میشود که در یکدیگر آمیخته و گره خورده باشند. گرهبندی در عرف مذهِّبان و نقاشان یکی از اصول و نقشی است که پیچشهای گرهگونه دارد.29 در متون ادبی قرن دهم نیز از این واژگان با همین معنا یاد شده است.30
پیشینۀ تذهیب و تزیین کتاب به قرنهای پیش از اسلام بازمیگردد. احتمالاً، قدیمترین آثار بهجامانده از نُسَخ خطی ایرانِ پیش از اسلام، اوراق مُذهَّب و مصوَّر مانوی است که در منطقۀ تورفان31 کشف شده است. سابقۀ برخی از این قطعات به قرنهای ششم و هفتم میلادی بازمیگردد.32 به گفتۀ ابنندیم، اولین کسی که در صدر اسلام بخشی از قرآن را به زر نوشت، خالدبن ابوهیاج، کاتب و خوشنویس، بوده است.33 در روایات اسلامی چنین نقل شده که اولین کسی که به تذهیب قرآن پرداخت حضرت علی علیهالسلام بود. به گفتۀ راویان او ابواب قرآن را بهوسیلۀ قلم با چند برگ، که در عرف نقاشان به اسلامی معروف است، تزیین کرد.34 چند تن از اولین تذهیبکنندگان قرآن عبارتاند از: یَقطینی، ابراهیم صغیر، ابوموسیبن عمار، اِبن محمد سَقَطی و فرزندش، ابوعبدالله خُزَیمی و فرزندانش.35 تذهیبکاران پس از خوشنویسان بر سایر هنرمندان و صنعتگران مقدم بودند. تزیین دقیق و ظریف قرآنها بهدست مذهِّبان از همان نخستین قرن ظهور اسلام از دلایل این جایگاه ویژه بوده است.36
با توجه به آسیبپذیری نسخ خطی، تعداد نسبتاً کمی از قرآنهای قرنهای آغازین اسلام امروزه به دست ما رسیده است. قدیمترین کتب مُذَهَّب قرآنهای متعلق به قرنهای دوم تا چهارم هجری هستند. نقوش بهکاررفته در این آثار وامدار نقوش حجاریهای ساسانی است.37 جایگاه استفاده از تزیینات در متن نسخههای قرآنی تنها در سرسورهها و گاهی نشان پایان آیات و نشان «خمس» و «عَشر» بوده است.38 آثار بهجامانده از قرن اول تا حدود اواخر قرن چهارم، فاقد نام مُذهِّب و محل کتابت است. از نمونه آثار این دوره با احتمال تعلق به اصفهان، نسخۀ کِشواد بن املاس* با تاریخ وقف 327 در اصفهان است.39 قدیمترین نسخۀ قرآنی دارای نام کاتب و مُذهِّب در کنار یکدیگر، نسخۀ مُذهَّب به تاریخ 383 در اصفهان است. یک بخش از این نسخه در موزۀ هنر اسلامی استانبول و یک برگ آن در مجموعۀ هنر اسلامی ناصر خلیلی در لندن به شمارۀ KFQ90 نگهداری میشود.40 در آثار این دوره، رنگها به ترتیب میزان استفاده طلایی، شنگرفی، لاجوردی و زنگاریاند. نقوش و گرههای هندسی نقش اصلی و دیگر نقوش شامل اسلیمیهای درشتاندازهاند. نشان تُرَنج متصل به کتیبۀ سرسوره و همچنین بند جدول لاجوردی اطراف قابهای اصلی از شاخصۀ آثار این دوره است.
از قرنهای پنجم و ششم، با رویکارآمدن سلجوقیان* (حکـ: 429-552)41 در اصفهان، نام کاتب و مُذهِّب در پایان نسخهها بیشتر مشاهده میشود، اما محل تولید نسخه بهطور دقیق مشخص نیست. همچنین، تغییرات درخور توجهی در شیوۀ نسخهپردازی، قطع کتابها و تزیینات به وجود آمد.42 از نمونه نسخههای مُذهَّب بهجامانده، قرآن شمارۀ 23 کتابخانۀ آستان قدس رضوی است.43 این قرآن فاقد تاریخ است، اما نام واقف آن ملکه ترکانخاتون (متوفی 487)،44 همسر ملکشاه سلجوقی (متوفی 485)،45 در آن آمده است. نسخۀ قرآنی دیگر به کتابت تاجالدین راوندی به تاریخ 586 و تذهیب نجمالدین راوندی به تاریخ 585 در کتابخانۀ آستان قدس رضوی به شمارۀ 2261 نگهداری میشود.46 نجمالدین محمدبن علیبن سلیمانبن محمد راوندی، مؤلف کتاب راحةالصدور، در معرفی خود اشاره میکند که نزد تاجالدین احمدبن محمدبن علی راوندی، دایی خود، در اصفهان به تحصیل علم و فنون خط و کتابت قرآن و تذهیب پرداخته است.47 او تا زمان انقراض سلجوقیان عراق (حکـ: 511-595)48 در اصفهان زندگی کرد.49 در این دوره، علاوهبر تزیینات با ویژگیهای پیشین، تزیین دو صفحۀ آغاز نسخه با عنوان صفحات سرلوح50 آغاز میشود. این صفحات پیش از آغاز متن و بهصورت مُزدوَجِ تماممُذهَّب با قاببندی هندسی آمده است. استفاده از هاشور متقاطع و تزیینات نقطهای در زمینۀ متن و نقوش نیز دیده میشود. رنگ اصلی طلایی و نقش اصلی گرههای هندسی است.
در نیمۀ اول قرن هشتم، اصفهان در محدودۀ عِراق عَجَم* و تحت حاکمیت خاندان چوپانی بود که پس از استقلال با نام ایلکانان یا آل جلایر (حکـ: 740- 813)51 شناخته میشدند.52 از سوی دیگر، اینجویان (حکـ: 703-758)53 در آن زمان حاکمان منطقۀ فارس بودند و ادعای حاکمیت بر اصفهان را داشتند.54 نسخهای از معیار جمالی، مورخ 741 در کتابخانۀ سلیمانیۀ ترکیه به شمارۀ 2768 نگهداری میشود و احتمالا متعلق به اصفهان است. به لحاظ تنوع رنگی مشابه دورۀ پیشین است. نقوش اسلیمی درشتاندازه بهعنوان نقش اصلی و گرههای هندسی در طراحی اثر به کار رفته است. نقوش پولکی نیز بهعنوان تزیین در اطراف قاب شمسه و کتیبهها کار میشدند. این ویژگیها به تذهیب نسخههای آل اینجو نزدیکتر است. در نیمۀ دوم قرن هشتم نیز اصفهان را شاهمحمود مظفری (حکـ: 737-776)، برادر شاهشجاع و زیر نظر حاکمان آل مظفر اداره میکرد.55 نسخههای بهدستآمده از دربار مظفریان (حکـ: 713-795)56 بدون توجه به محل دقیق کتابت، همه از یک سبک پیروی میکنند. با وجود اینکه محل کتابت در بسیاری از آنها وجود ندارد، احتمالاً همه در یک مکان کتابت نشدهاند و کل گسترۀ حکومتی مظفریان را دربرمیگیرند. محل اجرا و کاربرد قابها مشابه دورۀ پیشین است. رنگ اصلی لاجوردی است و نقش اصلی نقوش ختایی ظریف است. از این زمان و کمی پیش از آن، استفاده از قاب سرلوح کتیبهدار57 شامل کتیبۀ بازوبندی (مستطیلی) و تاج58 در آغاز هر بخش از کتاب بهطور گسترده آغاز شده است. با وجود شواهد نسخهشناسی، میتوان تذهیب قرن هشتم اصفهان را بیشتر پیرو تذهیب شیراز آن زمان در نظر گرفت.
با توجه به نسخههای تولیدشده در اصفهان، در فاصلۀ سالهای 810 تا 850، و با وجود منازعات بر سر قدرت میان خاندان تیموری، اصفهان در امر کتابآرایی همچنان پیرو سبک کتابخانههای شیراز بود. از سال 850 با شروع حاکمیت محمدبن بایسَنغُر تیموری، نسخههایی به نام وی بهعنوان سفارشدهنده با تذهیب مکتب هِرات موجود است.59 نسخۀ خطی شمارۀ 3049 کتابخانۀ اَیاصوفیه، کتابتشده در 846 در اصفهان است. ویژگیهای تذهیب این دوره در این منطقه، ادامۀ سبک تذهیب آل مظفر است و تفاوت در پیچیدهتر بودن نقوش ختایی و همچنین اضافهشدن قاب ترنج بادامی در ترکیببندیهاست. نسخۀ دیگری به شمارۀ 3288 در کتابخانۀ ایاصوفیه نگهداری میشود که مورخ 861 و کتابتشده در «باغ شهرز اصفهان» است. نسخه دارای نام سلطانمحمد بهادرخان و شیوۀ تذهیب آن پیرو مکتب هرات است. نقوش اسلیمی بهعنوان نقش اصلی، لاجوردی بهعنوان رنگ اصلی، و گرههای پرکار و قاببندیهای مُدوّر شیوۀ هرات از شاخصههای تذهیب این نسخه است.
شاهان صفوی (حکـ: 905-1135)60 توجهی ویژه به اصفهان داشتند. نتیجۀ این توجه، بهخصوص از جانب شاهعباس اول و پایتختی اصفهان در سال 1006،61 کتابهای بسیاری است که اکنون موجود است. همچنین، با گسترش مراودات با غرب، ردپای فرهنگ و هنر آن دوره و دورۀ پسین در سفرنامههای اروپاییان دیده میشود. قرآن تکجلدی شمارۀ Qur17 به تاریخ 1074، قرآن تکجلدی مورخ 1101 به شمارۀ Qur301 محفوظ در مجموعۀ هنر اسلامی ناصر خلیلی،62 دیوان صائب به شمارۀ 2193 در کاخ گلستان مورخ قرن یازدهم63 و شاهنامۀ مورخ 1012، احتمالاً، متعلق به اصفهان در دورۀ شاهعباس اول در کتابخانۀ ملی فرانسه به شمارۀS.Persan 490،64 دیوان صیدی مورخ قرن یازدهم کتابتشده در دارالسلطنۀ اصفهان محفوظ در کتابخانۀ آستان قدس رضوی به شمارۀ 662965 نمونههایی از نسخههای این دورهاند. نقوش ختایی پیچیده با تنوع بالا در گلها بهعنوان نقش اصلی، کاربرد انواع متنوع اسلیمی با تزیینات مختلف، استفاده از رنگهای مختلف طلا و ایجاد تزیینات با استفاده از آن، استفاده از رنگهای ترکیبی فرعی مانند صورتی، بنفش و آبی کمرنگ در کنار رنگهای پیشین و تراکم، پویایی و تنوع در طراحی قابها و نقوش در مقایسه با دورههای پیشین، تزیینات و طلااندازی میان سطور از ویژگیهای تذهیب نسخههای اصفهان در دورۀ صفوی است.
در رسالهها و تذکرههای بهجامانده از دورۀ صفوی نام هنرمندان ذکر شده است. دوست محمد در دیباجۀ مُرّقع بهراممیرزا از هنرمندان به گونهای یاد میکند که به نظر میرسد همۀ آنها در تمام فنون ظریفه، تذهیب و نقاشی ماهر بودهاند.66 نشان دیگر این که درخصوص مذهِّببودن نقاشان بهطور خاص صحبت نمیشده و منظور از نقاشان جمیع هنرمندان اعم از مذهِّبان، جدولکشان و مُصوِّران بودهاند.67 مانند مولانا مظفرعلی که مُذهِّببودن و اَفشانگری او در گلستان هنر آمده است.68 در بین این اسامی، هنرمندان بسیاری هستند که در زمان شاهان صفوی در تبریز، قزوین، مشهد و دیگر شهرهای مهم فعال بودهاند. اما پس از پایتختی اصفهان و از زمان شاهعباس اول به بعد، هنرمندی که بهطور خاص مُذهِّب و در دارالسلطنۀ اصفهان فعالیت کرده باشد، در تذکرهها یافت نشده است. منشی قمی تنها از میریحیی مُذهِّب در اصفهان در زمان شاهعباس اول یاد میکند. میریحیی از سادات تبریز و مذهِّبی بیبدیل بوده که در زمان منشی قمی (متوفی 1015) در دارالسلطنۀ اصفهان مشغول به کار بوده است.69
در دورۀ قاجار (حکـ: 1210- 1344)،70 ویژگیهای تذهیب اصفهانِ صفوی پررنگتر و تراکم نقوش و تنوع رنگی در طرح بیشتر میشود. تاج سرلوحها بهطور درخور توجهی بلندتر طراحی میشوند. صفحات تاج و سرلوح با حاشیۀ ختایی بر زمینۀ بدون رنگ در آغاز متن نسخهها و طلااندازی و تزیین ختایی بین سطور در این دوره کاربرد بیشتری در مقایسه با دیگر قابها دارد. استفاده از رنگهای گرم مانند شنگرفی و سرنج بیشتر و بهعنوان رنگ زمینه نیز کاربرد داشتهاند. همچنین توجه به جزئیات گلها و طراحی در مقایسه با دورههای پیشین کمتر است. نسخۀ لیلی و مجنون شمارۀ 4926 کتابخانۀ آستان قدس رضوی مورخ 1232 در دارالسلطنۀ اصفهان،71 قرآن به خط عبدالله رنانی به تاریخ 1233 محفوظ در کتابخانۀ کاخ گلستان72 و قرآن به خط میرزاعلیرضا پرتو اصفهانی* مورخ 1277 محفوظ در کاخ گلستان73 از نمونه آثار تولید شده در اصفهان این دورهاند.
از هنرمندان قرنهای سیزدهم و چهاردهم اصفهان، عبدالوهاب، مُذهِّب قرآن شمارۀ 1277 کاخ گلستان74 است. سیدابوالقاسم، میرزامحمدتقی، آقامحمدجواد،75 آقامحمدابراهیم (متوفی 1333ق) و پسرانش، میرزاعبدالکریم معروف به میرزاکریم نقاش و نجاتعلی نعمةاللهی از دیگر هنرمندان مُذهِّب اصفهان بودهاند.76 همچنین، میرزاآقا امامی* (متوفی 1334 ش) با فنون نقاشی، مذهِّبی و نگارگری و منبتسازی آشنا بود. برخی از شاگردان وی پسرش آقافخرالدین، میرزاهادی تجویدی، حسین بهزاد و آقامحمدعلی مُذهِّب بودند.77 حسین بهزاد (متوفی 1347ش) نیز اصالتاً اصفهانی بود اما در تهران فعالیت میکرد.
/پگاه ابراهیمی/
منابع
آژند، یعقوب، هفت اصل تزیینی هنر ایران، تهران: پیکره، 1400ش.
ابنمعروف، فرهنگ کنزاللغات، چاپ رضا علوی ، تهران: کتابخانۀ مرتضوی، 1350ش.
ابنمنظور ، لسانالعرب، بیروت: دارصادر، 1414/1994.
ابنندیم، کتاب الفهرست،چاپ محمدرضا تجدد، تهران: اساطیر، 1381ش.
اتینگهاوزن، ریچارد، « تذهیب نسخ خطی»، ترجمۀ زهرا باستی، در سیری در هنر ایران از دوران پیش از تاریخ تا امروز، زیر نظر آرتور پوپ و فیلیس اکرمن، ج 5، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1387ش.
اسکندرمنشی، تاریخ عالمآرای عباسی، چاپ ایرج افشار، تهران: امیرکبیر، 1382ش.
بیانی، مهدی، کتابشناسی کتابهای خطی، چاپ حسین محبوبی اردکانی، تهران: انجمن آثار ملّی، 1353ش.
پورتر، ایو، آداب و فنون نقاشی و کتابآرایی، ترجمۀ زینب رجبی، تهران: مؤسسۀ تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری “متن”، 1392ش.
جوکار، جلیل، شیوههای رنگسازی در قلمرو هنر و نقاشی، تهران: مؤسسۀ تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری”متن”، 1389ش.
جوهری، اسماعیلبن حماد، الصحاح: تاجاللغة و صحاحالعربیّة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت: دارالعلم للملایین، 1984.
جهانگشای خاقان: تاریخ شاه اسماعیل، چاپ الله دتا مضطر، اسلامآباد: مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، 1364ش.
حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، ترجمۀ تقویمالتواریخ: سالشمار وقایع مهم جهان از آغاز آفرینش تا سال 1085 ه ق.،از مترجمی ناشناخته، چاپ میرهاشم محدث، تهران: میراث مکتوب، 1384ش.
حافظ ابرو، عبدالله ابنلطفالله، زبدةالتواریخ، چاپ کمال حاج سیدجوادی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380ش.
حسین یوسف موسی و صعیدی، عبدالفتاح، الافصاح فی فقه اللغة، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیۀ قم، 1369ش.
حیدری، مرحمت علی، الوان الصور: رساله ای در فن مصوری و نسخه پردازی، چاپ محمدحسین سلیمانی، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 1395ش.
خلیل بن احمد، کتاب العین،چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم: مؤسسة دارالهجرة، 1409-1410.
دایرةالمعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران: فرانکلین، 1345-1374ش.
دِروش، فرانسوا، دستنامۀ نسخهشناسی نسخههای به خطی عربی، ترجمۀ محمدحسین مرعشی، تهران: سمت، 1395ش.
دوست محمد هروی، دیباچۀ دوست محمد گواشانی هروی، در نجیب مایل هروی، کتابآرایی در تمدن اسلامی، ج 1، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1397ش.
راوندی، محمدبن علی ، راحةالصدور و آیةالسرور در تاریخ آل سلجوق، به سعی و تصحیح محمد اقبال، بانضمام حواشی و فهارس با تصحیحات لازم مجتبی مینوی، تهران: امیرکبیر، 1364ش.
ریشار، فرانسیس، جلوههای هنر پارسی: نسخههای نفیس ایرانی قرن 6 تا 11 هجری قمری موجود در کتابخانۀ ملّی فرانسه، ترجمۀ ع. روحبخشان، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1383ش.
زرکوب شیرازی، احمد بن ابی الخیر، شیرازنامه، چاپ محمدجواد جدی و احسانالله شکراللهی، تهران: مؤسسۀ تألیف و ترجمه و نشر آثار هنری “متن”، 1389ش.
زکی محمدحسن ، صنایع ایران بعد از اسلام، ترجمۀ محمدعلی خلیلی، تهران: اقبال، 1320ش.
سبک عباسی: قرآن نویسی تا قرن چهارم هجری قمری، گردآوری ناصر خلیلی و فرانسیس دروش، سرویراستار انگلیسی: جولیان رابی، مترجم فارسی: پیام بهتاش، تهران: نشر کارنگ، 1379ش.
سمسار، محمدحسن، کاخ گلستان: گنجینۀ کتب و نفائس خطی، تهران: زرین و سیمین، 1398ش.
شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی، ج1: منتخب قرآنهای نفیس از آغاز تا سدۀ نهم هجری قمری، مشهد: مؤسسه ی آفرینش هنری آستان قدس رضوی، 1391ش.
صاحببن عبّاد، اسماعیلبن عبّاد، المحیط فی اللغة، چاپ محمدحسن آل یاسین، بیروت: عالم الکتب، 1414/1994.
صادق بیگ افشار، قانون الصور، در نجیب مایل هروی، کتابآرایی در تمدن اسلامی، ج 1، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1397ش.
صفری آققلعه، علی، نسخهشناخت: پژوهشنامۀ نسخهشناسی نسخ خطی فارسی، تهران: میراث مکتوب، 1390ش.
عبدی شیرازی، زینالعابدین علی بن عبدالمؤمن، دوحةالازهار، چاپ علی مینائی تبریزی و ابوالفضل رحیموف، مسکو: دانش، 1974.
فرهنگ بزرگ سخن، به سرپرستی حسن انوری، تهران: سخن، 1382ش.
کُتُبی، محمود، تاریخ آل مظفر، چاپ عبدالحسین نوائی، تهران: امیرکبیر، 1364ش.
کمال آراستگی: قرآن نویسی تا قرن دوازدم هجری قمری، گردآوری ناصر خلیلی و دیوید جیمز، سرویراستار انگلیسی: جولیان رابی، مترجم فارسی: پیام بهتاش، تهران: نشر کارنگ، 1381ش.
مایل هروی، نجیب، تاریخ نسخهپردازی و تصحیح انتقادی نسخههای خطی، هرات: بنیاد فرهنگی مایل هروی، 1403ش.
مایل هروی، نجیب، کتابآرایی در تمدن اسلامی ، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1397ش.
مدنی، علی خان بن احمد، الطراز الاول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول، مشهد: مؤسسة آلالبیت (علیهم السلام) لاحیاء التراث، 1384ش.
معلوف، لویس، المنجد فی اللغة العربیة المعاصرة ، بیروت: دار المشرق، 2000.
منشی قمی، احمدبن حسین، گلستان هنر، چاپ کمال حاجسیدجوادی، تهران: مؤسسۀ تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری “متن”، 1400ش.
ناصری مهر، علیاصغر، شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی: نسخههای نفیس کتب ادبی، مشهد: آستان قدس رضوی، 1401ش.
همایی، جلالالدین، تاریخ اصفهان: حوادث و وقایع و حکام و سلاطین اصفهان، به کوشش ماهدختبانو همایی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1395ش.
همایی، جلالالدین، تاریخ اصفهان: مجلد هنر و هنرمندان، به کوشش ماهدختبانو همایی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375ش.
BnF Archives et manuscrits, 2026. Retrieved Jan.6, 2026, from
https://archivesetmanuscritsbnf.fr/ark:/12148/cc33982j?collect
- جوهری، ج1، ص129؛ ابنمنظور، ج1، ص395؛ حسین یوسف موسی و صعیدی، ج2، ص1216.[↩]
- ابنمعروف، ج1، بخش 3، ص296.[↩]
- ابنمنظور، ج1، ص395؛ حسین یوسف موسی و صعیدی، ج2، ص1216؛ معلوف، ص515.[↩]
- خلیل بن احمد، ج4، ص40؛ جوهری، ج1،ص129؛ صاحببن عبّاد، ج3، ص469؛ مدنی، ج2، ص40.[↩]
- معلوف، ص515.[↩]
- خلیل بن احمد، ج4، ص40؛ جوهری، ج1، ص129؛ صاحببن عبّاد، ج3، ص470.[↩]
- جوهری، ج1، ص129.[↩]
- مایل هروی،1397 ش، ج2، ص39.[↩]
- بیانی، ص23.[↩]
- فرهنگ بزرگ سخن، ج5، ص3852.[↩]
- اسکندر منشی، ج1، بخش 2، ص174.[↩]
- منشی قمی، ص257.[↩]
- صادق بیگ افشار، ص420.[↩]
- مایل هروی، 1397 ش، ج2، ص243.[↩]
- برای اطلاع دربارۀ ابزار فنون کتاب آرایی نگاه کنید به: دروش، ص124-198؛ برای شیوۀ رنگسازی سنتی نگاه کنید به: جوکار، ص15-95.[↩]
- برای اطلاع بیشتر دربارۀ این واژه نگاه کنید به: مایل هروی، 1397ش، ج2، ص251؛ همو، 1403ش، ص236-246؛ دروش، ص53-70.[↩]
- نگاه کنید به: مایل هروی، 1397ش، ج2، ص149.[↩]
- نگاه کنید به: همان، ج2، ص359.[↩]
- همان، ج2، ص330.[↩]
- همان، ج2، ص305-307.[↩]
- همان، ج2، ص177-180.[↩]
- همان، ج2، ص153.[↩]
- همان، ج2، ص161.[↩]
- همان، ج2، ص163.[↩]
- برای رسالات مختلف نگاه کنید به: همان، ج1، ص67-80؛ صادق بیگ افشار، ص415-429؛ حیدری، ص77-83.[↩]
- صادق بیگ افشار، ص421.[↩]
- آژند، ص45-47.[↩]
- همان، ص97-120.[↩]
- مایل هروی، 1397ش، ج2، ص302.[↩]
- نگاه کنید به: عبدی شیرازی، ص88-108؛ جهانگشای خاقان، ص292.[↩]
- در منطقه خودمختار سینکیانگ چین واقع شده است.[↩]
- پورتر، ص24.[↩]
- ابنندیم، ص11. «در مسجدالنبی از سورۀ والشمس و ضحیها را تا آخر قرآن را به طلا بنوشت».[↩]
- دوست محمد هروی، ص324؛ منشی قمی، ص257-259.[↩]
- ابنندیم، ص15.[↩]
- زکی محمدحسن، ص72.[↩]
- اتینگهاوزن، ص2236.[↩]
- برای دیدن نمونه آثار نگاه کنید به: سبک عباسی، ص62-65.[↩]
- برای دیدن تصویر نسخه نگاه کنید به: شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی، ج1، ص59.[↩]
- ریشار، ص30.[↩]
- دایرة المعارف فارسی، ج2، بخش 1، ص1857.[↩]
- اتینگهاوزن، ص2240.[↩]
- برای دیدن تصاویر نسخه نگاه کنید به: شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی، ج1، ص108-111.[↩]
- دایرة المعارف فارسی، ج1، ص628.[↩]
- همان، ج2، بخش 2، ص2849.[↩]
- برای دیدن تصاویر نسخه نگاه کنید به: شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی، ج1، ص128.[↩]
- راوندی، بخش 2، ص38-40.[↩]
- دایرة المعارف فارسی، ج1، ص1312.[↩]
- شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی، ج1، ص128.[↩]
- نگاه کنید به: بیانی، ص27.[↩]
- دایرة المعارف فارسی، ج1، ص205.[↩]
- حاجی خلیفه، ص131.[↩]
- دایرة المعارف فارسی، ج1، ص348.[↩]
- برای اطلاع از وقایع تاریخی این دوره نگاه کنید به: زرکوب شیرازی، 1389ش.[↩]
- حافظ ابرو، ج1، بخش 2، ص312؛ برای اطلاع بیشتر دربارۀ وقایع حکومتی آل مظفر نگاه کنید به: کُتُبی، 1364ش.[↩]
- دایرة المعارف فارسی، ج1، ص225.[↩]
- برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به: صفری آققلعه، ص298-316.[↩]
- برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به: همانجا.[↩]
- برای اطلاع از تاریخ اصفهان در دورۀ تیموری نگاه کنید به: همایی، 1395ش، ص389-410.[↩]
- دایرة المعارف فارسی، ج2، بخش 1، ص1576.[↩]
- اسکندر منشی، ج2، ص372.[↩]
- کمال آراستگی، ص134، 138.[↩]
- سمسار، ص214.[↩]
- BnF Archives et manuscrts, 2026.[↩]
- ناصری مهر، ص320.[↩]
- دوست محمد هروی، ص315-336.[↩]
- اسکندر منشی، ج1، ص128.[↩]
- منشی قمی، ص274؛ همایی، 1375ش، ص290.[↩]
- منشی قمی، ص287؛ همایی، 1375ش، ص293.[↩]
- دایرة المعارف فارسی، ج2، بخش 2، ص1984.[↩]
- ناصری مهر، ص266.[↩]
- سمسار، ص73.[↩]
- همان، ص92.[↩]
- همایی، 1375ش، ص317.[↩]
- همان، ص318-319.[↩]
- همان، ص334.[↩]
- همان، ص320-324.[↩]