خانه / مدخل / پرورش، سید علی اکبر

پرورش، سید علی اکبر

استاد اخلاق و زبان فارسی، نمایندهٔ مجلس شورای اسلامی در دوره‌های اول، سوم و چهارم، و وزیر آموزش و پرورش در اوایل دهۀ 1360ش

هنوز هیچ مقاله ای برای این مدخل نوشته نشده است. علاقه مندان از طریق فرم زیر می توانند مقاله خود را ارسال کنند.

پرورش، سیدعلیاکبر، استاد اخلاق و زبان فارسی، نمایندهٔ مجلس شورای اسلامی در دوره‌های اول، سوم و چهارم، و وزیر آموزش و پرورش در اوایل دهۀ 1360ش.

سیداکبر رفیعایی (بعدها سید علی‌اکبر پرورش) در اول تیر 1321 در خانواده‌ای مذهبی و متوسط در محلهٔ چهارسوق شیرازی‌های اصفهان به دنیا آمد.1 پدرش، سیدحسین رفیعایی، از نوادگان میرزا رفیعای نائینی (رفیع‌الدین محمد طباطبایی نائینی زواره‌ای) از استادان مشاهیری چون علامه‌ محمدباقر مجلسی* و شیخ‌محمد حرّعاملی بود.2 سید‌حسین در 1326ش زمانی درگذشت که تنها فرزندش خردسال بود، و علی اکبر زیر نظر مادر و دایی‌هایش (نصرالله، حسن و علی پرورش، از هنرمندان نقره‌ساز و ضریح‌ساز اصفهان) بالید. در همان زمان به خواست مادرش نام خانوادگی‌اش را از رفیعایی به پرورش تغییر داد. او دورۀ ابتدایی و دبیرستان را در دبستان مفید و دبیرستان‌های صائب، عِلّیه و کازرونی گذراند. در نوجوانی به محافل دینی رفت‌وآمد داشت و با سیدمحمد حسینی بهشتی* و سیدمصطفی بهشتی‌نژاد* و سیدحسین خادمی* آشنا شد.3 او متأثر از بهشتی بود و زمانی که بهشتی از قم به اصفهان می‌آمد با او ارتباط داشت. بعدها نیز در مبارزه‌اش با حکومت پهلوی، از طریق بهشتی، از نظرات آیة‌الله خمینی مطلع می‌شد و با هماهنگی وی در اصفهان راه‌پیمایی‌های‌ ماه‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی را برگزار می‌کرد.4

پرورش از دورۀ جوانی به مطالعهٔ منابع اسلامی به‌ویژه قرآن و نهج‌البلاغه روی آورد و همراه محمد فولادگر*، از درس سیدمحمدجواد غروی* و سیدعبدالحسین طیب*، نویسندهٔ تفسیر کلم‌الطیب، بهره برد. بعدها میان پرورش و غروی به‌دلیل برخی عقاید وی در حوزهٔ امامت و ولایت فاصله افتاد.5 پرورش با عالمان دینی و صاحب‌نظران در علوم اسلامی ‌مانند سید حسین طباطبایی بروجردی*، محمدتقی جعفری، و مرتضی مطهری ارتباط داشت و اندیشه‌هایش را با آنان مطرح می‌کرد.6 مطهری در کتاب سیری در نهج‌البلاغه در تعریف زهد، نظر پرورش را پذیرفت7 و این نشان‌دهندهٔ جایگاه علمی ‌او نزد مطهری بود. پرورش در مراتب روحی و معنوی هم اهل سیروسلوک بود. در نوجوانی تأکید داشت که نمازهای صبحش را پشت سر سیدمصطفی بهشتی‌نژاد بخواند. به حاج‌اسماعیل دولابی ــ که او را از اولیای الهی در تهران می‌دانست ــ ارادت داشت8 و با او در منزل مرتضی نبوی جلسه‌های منظم هفتگی برگزار می‌کرد.9 پرورش علاوه‌بر قرآن و نهجالبلاغه، اشعار فراوانی از شاعرانی چون جلال‌الدین مولوی از حفظ داشت و با استفاده از آن‌ها سخنرانی‌هایش را به زبان مردم نزدیک می‌ساخت.10

پس از درگذشت سید حسین طباطبایی بروجردی در فروردین 1340، پرورش همراه استادش بهشتی‌نژاد، برای شرکت در مراسم سوگواری، در سفری شش‌روزه به قم حضور در یکی از صحنه‌های بزرگ مذهبی را تجربه کرد.11 در اوایل 1343ش و پس از آزادی آیةالله خمینی نیز همراه خادمی و جمعی از مردم اصفهان به دیدار ایشان در قم رفت.12 پس از تبعید آیة‌الله خمینی به عراق، اعلامیه‌های ایشان در ایران پخش می‌شد و پرورش در آن نقشی داشت و از این رو برای اولین بار بازداشت اما با وساطت خادمی آزاد شد.13

پرورش به تحصیلاتش ادامه داد و وارد دانشگاه اصفهان شد. او در 1344ش در رشتهٔ ادبیات فارسی مدرک کارشناسی گرفت. پایان‌نامه‌اش با عنوان «امامت امام دوازدهم از نظر عقل و نقل» با استفاده از منابع تفسیری و حدیثی عربی و فارسی زیر نظر محمدباقر کتابی* تدوین شد. در سال‌های 1344 و 1345ش، دورۀ کارشناسی ارشد کارآموزی دبیری را در دانشسرای عالی تهران گذراند و هم‌زمان با تحصیل، به‌صورت حق‌التدریس در مدارس اصفهان مشغول به کار شد.14

پرورش دورۀ سربازی (1346 – 1347ش) را در ژاندارمری فارس و شهرهای اصطهبانات و نیریز گذراند. در همان روزها، برای مردم آن منطقه سخنرانی‌های پرشور مذهبی برگزار ‌می‌کرد و علمای منطقه از آن استقبال می‌کردند. ژاندارمری نیز ناگزیر برای جلوگیری از اعتراض مردم به وی اجازهٔ سخنرانی ‌می‌داد، اما بعدها در طول خدمت از سخنرانی وی جلوگیری ‌کرد.15 پس از سربازی، یک سال در آموزش و پرورش شهرضا* تدریس ‌کرد و سپس به اصفهان منتقل شد و در دبیرستان هراتی* و پس از آن، در دبیرستان احمدیه* و حکیم سنائی* به تدریس مشغول شد. او در دبیرستان احمدیه که به مؤسسهٔ دینی چهارده معصوم وابسته بود، انجمن مددکاری امام زمان* را تشکیل داد و در این مدرسه و انجمن و دیگر کانون‌های دینی، مانند مؤسسهٔ آموزشی ابابصیر* ویژۀ نابینایان و کم‌بینایان، کانون علمی و تربیتی جهان اسلام، و مسجد حاج‌رسولیها به فعالیت‌های فرهنگی و انقلابی‌اش برضد حکومت پهلوی ادامه داد.16 نام پرورش در فهرست بانیان مؤسسهٔ آموزشی ابابصیر آمده است.17

در دبیرستان احمدیه که آن را خادمی و چند تن از روحانیان اصفهان تأسیس کرده بودند، امور سیاسی در پوشش کارهای فرهنگی انجام می‌شد. پرورش در این مدرسه روزهای جمعه به امور تربیتی و فرهنگی ایتام در قالب انجمن مددکاری امام زمان رسیدگی می‌کرد. با حساس‌شدن سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) بر فعالیت‌های انقلابی مدرسهٔ احمدیه، مدیر آن سیدابوالحسن بدری برکنار شد و پرورش نیز که معاونت مدرسه را برعهده داشت، به هنرستان شاه‌عباس منتقل شد.18 پرورش با کانون علمی و تربیتی جهان اسلام نیز که مدیریت آن برعهدهٔ عبدالعلی مُصَحِّف (برادر همسرش) بود و کارهای فرهنگی را با تمرکز بر نسل جوان شروع کرده بود، همکاری داشت. این مجموعه در 1352ش با فشار ساواک تعطیل شد.19

پرورش چندی در انجمن حجتیه فعالیت کرد. گفته می‌شود انجمن به‌دلیل تمرکز بر مقابله با بهائیت و احساس خطر از آن، ابتدا، مورد حمایت مراجع و حتی آیةالله خمینی بود. فعالیت پرورش در انجمن حجتیه از حساسیت ساواک نسبت به سایر فعالیت‌های او می‌کاست، چراکه این انجمن محل جمع‌شدن عناصر صرفا مذهبی و ترویج آموزش‌های عقیدتی بود.20 پرورش به تدریج به یکی از توانمندترین سخنرانان انجمن حجتیه در اصفهان تبدیل شد و در بیشتر شهرهای ایران هم سخنرانی می‌کرد. در 1352ش، او پس از اختلاف‌نظر با شیخ‌محمود حلبی، مؤسس انجمن حجتیه، که در آن زمان از مخالفان راهبرد آیةالله خمینی بود، از این انجمن جدا شد. انجمن حجتیه فعالیت سیاسی را برای اعضای خود مجاز نمی‌دانست، حال آنکه پرورش بر مبارزه با حکومت پهلوی تأکید داشت. او موفق شد عده‌ای از جوانان حجتیه را جذب کند و کانون احمدیه را تشکیل دهد. کانون بعدها در وقایع انقلاب اسلامی بسیار مؤثر بود.21

ساواک پرورش را زیرنظر داشت و سفرهای او به شهرهای مختلف را گزارش می‌کرد. او در این سفرها با علما و افراد فعال شهر‌های دیگر ارتباط می‌گرفت و سخنرانی‌های انقلابی و مذهبی ایراد می‌کرد. او به کویت و مصر نیز سفر کرد تا در میان شیعیان کویت و مراکز اهل سنت مصر حضور یابد. با آغاز اعتراض‌های مردم، او بر فعالیت‌های انقلابی‌اش افزود و در شهرهایی چون تهران، قم، آبادان و شهرکرد سخنرانی و اوضاع کشور را به دورۀ معاویه و یزید تشبیه می‌کرد.22 او از گروه‌های مسلح طرفدار نهضت امام‌خمینی پشتیبانی می‌کرد. نیروهای انسانی واجد شرایط را معرفی می‌کرد و ازجمله اقداماتش اعزام افراد برای آموزش‌های نظامی به لبنان بود. همچنین، با گروه «توحیدی صف» در اصفهان، که گروهی نظامی بود و بعدها به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پیوست، ارتباط داشت. پرورش با سازمان مجاهدین خلق ایران نیز همکاری می‌کرد، اما پس از تغییر ایدئولوژی سازمان، ارتباطش را با آنان قطع کرد و مانع همکاری شاگردانش با آن‌ها شد.23

حسن آیت و گروهی از همفکرانش در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی شبکه‌ای مخفی را در میان برخی افسران انقلابی ارتش حکومت پهلوی تشکیل دادند. این شبکه از حیث اطلاعاتی، خدماتی مؤثر برای انقلاب اسلامی انجام داد. یوسف کلاهدوز، حسن اقارب‌پرست و سیدموسی نامجو از اعضای این شبکه بودند. این شبکه با علی صیاد شیرازی، محمدمهدی کتیبه، محمدرضا رحیمی‌ و محمد سلیمی‌ نیز ارتباط گرفته بود.24 مسئولیت این شبکه در اصفهان برعهدهٔ پرورش بود. از ثمرات این شبکه، اطلاعاتی بود که در 1357ش از ارتش و ساواک به نیروهای انقلابی می‌رسید و همین امر موجب کاهش تلفات مردمی در شهر اصفهان شد.25

پرورش از اشخاص تأثیرگذار در جریان تحصن مردم اصفهان در خانهٔ سیدحسین خادمی ‌بود. او با سخنرانی‌هایش جریان تحصن را جهت می‌داد. در 10 مرداد 1357، در پی اعتراض به بازداشت سیدجلال طاهری اصفهانی* تحصن آغاز شد و در نوزدهم آن ماه پایان یافت.26 بعد از این تحصن ده‌روزه، حوادث خونینی در اصفهان رقم خورد و با شدت‌گرفتن سرکوب، عده‌ای از گردانندگان تحصن ازجمله پرورش دستگیر شدند.27

با آغاز سال تحصیلی 1357ش، دانش‌آموزان، معلمان و دانشجویان اصفهان دست به اعتصاب و تظاهرات زدند که یکی از خواست‌های اصلی آنان، آزادی پرورش و دیگر زندانیان سیاسی بود. دستگیری پرورش و پیامد آن، یعنی اوج گرفتن تظاهرات، سبب اعلام حکومت‌نظامی شد که نخستین حکومت نظامی دورۀ جنبش انقلابی بود. پرورش در 13 آبان همان سال، براساس تدبیر و پیشنهاد بهشتی، با نوشتن نامۀ تجدیدنظر خطاب به رضا ناجی، فرماندار نظامی اصفهان، آزاد شد. گفته شده این تدبیر برای حفظ حال و هوای مبارزه در اصفهان بود تا با فقدان پرورش صدمه نبیند. این متن پس از پیروزی انقلاب، به خصوص به هنگام بالاگرفتن رقابت‌های سیاسی جناح‌های مختلف اصفهان، از سوی برخی رقیبان به «توبه‌نامهٔ» پرورش معروف و از آن انتقاد شد.28

پرورش پس از آزادی از زندان، همراه جمعی از فرهنگیان، جامعهٔ معلمان اصفهان را تأسیس کرد و عضو شورای مرکزی آن شد. جامعهٔ معلمان در ادارۀ اعتصاب‌ها و تظاهرات، استقبال از امام خمینی و ساماندهی امور شهر نقشی فعال داشت.29 در ۲۹ دی ۱۳۵۷، مطابق با بیستم صفر ۱۳۹۹ روز اربعین حسینی، و در آستانۀ پیروزی انقلاب اسلامی، او در یکی از پرشورترین سخنرانی‌هایش در مسجد سید* اصفهان نقش امپریالیسم در برابر ملت ایران را به سه بخش شرک، مَکر و خشونت تقسیم کرد و از مردم خواست در برابر هریک از این‌ها قیام کنند و پیروزی را تحقق بخشند.30

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357، اولین مسئولیت پرورش، ادارۀ کمیتهٔ انقلاب برای ایجاد حفظ نظم و امنیت در شهر اصفهان بود.31 او فعالیت‌های فرهنگی‌اش را نیز ادامه داد و در بهار 1358، پس از تشکیل کانون فرهنگی دانش‌آموزان در محل کاخ جوانان اصفهان، در آنجا به تدریس مشغول شد. نوجوانان و جوانان در برنامۀ کانون با مباحث مذهبی و انقلابی آشنا می‌شدند.32 مدیریت این برنامه برعهدۀ احمد زمانی (متوفی1404)، دوست بسیار نزدیک پرورش و از هواداران سرسخت او، بود.

با تشکیل شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ‌در اصفهان، پرورش و احمد سالک از سوی انقلابیون و روحانیان به این شورا معرفی شدند و پرورش به‌عنوان فرمانده شورا انتخاب شد. اما پس از اینکه به مجلس بررسی نهایی قانون اساسی راه یافت، سالک به فرماندهی سپاه منصوب گردید.33

در 1358ش، پرورش به مجلس بررسی نهایی قانون اساسی راه یافت و عضو گروه دین و تاریخ این مجلس شد. او در مجلس بر موضوع‌هایی چون اصل ولایت فقیه، وحدت اسلامی، حقوق زنان و خانواده و تثبیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأکید داشت و خواهان انطباق قوانین با موازین اسلام بود و می‌گفت «قوانین باید مأخوذ از قرآن و سنت معصومین باشد».34 در 1359ش نیز در اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به نمایندگی از مردم اصفهان برگزیده و نائب اول رئیس مجلس شد. او در مجلس عضو هیئتی بود که برای تعیین نخست‌وزیر تشکیل شده بود. در این هیئت، زمینۀ نخست‌وزیری محمدعلی رجایی فراهم گردید. بعدها نیز برای رفع اختلاف میان ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس‌جمهور وقت و نخست‌وزیر، از سوی مجلس و رئیس‌جمهور گروه حکمیتی تشکیل شد که پرورش از اعضای آن بود.35

با آغاز جنگ عراق بر ضد ایران در 31 شهریور 1359، پرورش و محمد منتظری از سوی مجلس شورای ملی در شورای عالی دفاع عضو شدند. پرورش در این شورا، ضمن حمایت از نیروهای مردمی بسیج و سپاه، برای هماهنگی ارتش و سپاه تلاش می‌کرد.36

او در 1360ش فعالیتش را به‌عنوان دولتمرد آغاز کرد و در دولت محمدجواد باهنر وزیر آموزش و پرورش شد و تا 1363ش، در دولت موقت محمدرضا مهدوی کنی و دولت میرحسین موسوی این مسئولیت را برعهده داشت. با تشکیل دومین دورهٔ مجلس شورای ملی، هیئت دولت می‌بایست مطابق قانون وقت از مجلس تازه‌تأسیس رأی اعتماد می‌گرفت که پرورش موفق به کسب اکثریت آرا نشد و در دولت دوم میرحسین موسوی، سیدکاظم اکرمی جایگزین او در وزارت آموزش و پرورش شد.37 پرورش در دورهٔ وزارتش کوشید فعالیت‌های پرورشی را در کنار فعالیت‌های آموزشی مدارس گسترش دهد.38

در 1360ش، پرورش دو بار به‌عنوان نامزد احتیاطی حزب جمهوری اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد. علت این حضور احتمال ترور نامزدهای اصلی در آن مقطع بود.39 در 1364ش، پرورش همراه تعدادی از اعضای جامعهٔ مدرسین قم و کسانی چون مرتضی نبوی و احمد توکلی روزنامهٔ رسالت را تاسیس کرد و مسئولیت سردبیری آن را برعهده گرفت. مشی این روزنامه، نقد تفکر و سیاست‌های اقتصاد دولت‌محور کابینهٔ میرحسین موسوی بود.40

در دوره‌های سوم و چهارم مجلس، ‌پرورش بار دیگر نمایندهٔ مردم اصفهان شد. او در دورۀ سوم مجلس از نظریات استصوابی شورای نگهبان دفاع کرد و آمادگی‌اش را برای مناظره با مخالفان اعلام نمود. در مجلس چهارم، نایب‌رئیس دوم و نیز از اعضای هیئت تحقیق و تفحص از صداوسیما بود و ارزیابی محتوا و کیفیت آن را برعهده داشت.41 پرورش پس از پذیرش قطعنامهٔ 598 در 26 تیر 1367، برای پایان‌دادن به جنگ، در بخش‌‌هایی از مذاکرات اجرایی قطعنامه که زیر نظر دبیرکل سازمان ملل برگزار می‌شد، به‌عنوان نمایندهٔ مجلس با مسئولان همکاری ‌کرد و در تحقق حقوق ملت ایران کوشید.42

دربارۀ فعالیت‌های حزبی پرورش باید به حضور برجستهٔ او در حزب جمهوری اسلامی ‌اشاره کرد. او از کسانی بود که حزب جمهوری اسلامی، شاخۀ استان اصفهان را تأسیس کرد و عضو شورای مرکزی حزب شد43 و در زمان دبیرکلی سیدعلی خامنه‌ای (1360-1366ش) قائم‌مقام حزب بود. پرورش به کار تشکیلاتی در سیاست بسیار اعتقاد داشت و در این زمینه دنباله‌رو تفکرات بهشتی بود. او همچنین عضو شورای مرکزی جمعیت مؤتلفهٔ اسلامی بود و قائم‌مقامی دبیرکل جمعیت را برعهده داشت.44 پرورش در سال‌های 1376/1998 تا 1378/2000 رئیس سازمان فرهنگی اکوi در ایران بود.45

در 1381ش، پرورش پس از حدود بیست سال سکونت در تهران به اصفهان بازگشت. دههٔ آخر عمرش به سکوت گذشت تا حدی که می‌شود آن را نوعی انزوا دانست و سبب آن دانسته نیست. در تابستان 1389ش و در پی وخامت بیماری‌ ناشی از دیابت برخی اعضای بدنش از کار افتادند. در 26 مهر 1390 درحالی‌که در بستر بود، مراسمی ‌در تجلیل از خدمات وشخصیت او برگزار شد. پرورش در 6 دی 1392 در 71سالگی درگذشت و در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.46

پرورش دو پسر (صابر و صالح) و چهار دختر ( فهیمه، نفیسه، عطیه و نعیمه) داشت.47 گفته شده در سیاست مقید به اخلاق بود48 و هر حرکت سیاسی در زمان غیبت امام عصر ازجمله جهاد را براساس اجازهٔ ولی فقیه مجاز می‌دانست.49 در رفتارهای شخصی در عین حال که اهل شوخی و مزاح بود، در چشم دوستانش ابهتی داشت. لقب «حاج آقا» در بین دوستدارانش همیشه منصرف به شخص او بود. بخش عمده‌ای از عمرش را در تربیت نیروی انسانی صرف کرد و بسیاری از انقلابیون و سپس مسئولان نظامی و انتظامی اصفهان و کل کشور از درس و رفتار او بهره گرفتند و خود را شاگرد او می‌دانستند. پرورش در آموزش به همۀ عناصر تربیتی توجه داشت. در دو رشتهٔ بسکتبال و شنا مهارت داشت. در فعالیت‌های آموزشی و پرورشی به جوان‌ها بها می‌داد و به آنان مسئولیت‌های بزرگ می‌سپرد.50 اهل مناجات و شب‌زنده‌داری بود و از ویژگی‌های او «شب‌گرفتن و روزرساندن بود».51

در دهه‌های 1360 و 1370ش، پرورش محور نیروهای انقلابی در اصفهان بود و می‌توان او را پدر معنوی و بنیان‌گذار کانون‌های فرهنگی مردمی و تربیت‌محور در اصفهان نامید. آیة ‌الله سید‌علی خامنه‌ای (شهادت 9 اسفند 1404) پرورش را «یاور صدیق انقلاب» خواند و تصریح کرد پرورش «لهجهٔ‌ صادق و دل بااخلاص و خُلق نیک را به ترویج و تحکیم انقلاب و نظام اسلامی گماشت».52 حسین نوری همدانی، او را از لحاظی انقلابی، پیشکسوت و دارای درجه‌ای والا نزد خدا دانست.53 ناصر مکارم شیرازی نیز او را مردی ثابت‌قدم دانست که در راه انقلاب هیچگاه مسیرش را تغییر نداد.54 از نظر جعفر ‌سبحانی، او «استاد قرآن، استاد حدیث، استاد اخلاق و اسوه» بود55 و به گفتۀ عبدالله ‌جوادی آملی حیات و ممات برای پرورش یکسان بود، زیرا او با خدماتی که به‌خصوص برای شاگردان و جوانان شایسته داشت، هرگز نمی‌میرد.56

پرورش بر ادبیات فارسی مسلط و اشعار فراوانی ــ حدود پنجاه‌هزار بیت شعر فارسی و عربی ــ حفظ بود. همچنین در ادبیات عرب تبحر داشت و آن را نزد سیدمحمدجواد موسوی غروی آموخته بود.57 پرورش برترین متفکر تاریخ اسلام را جلال‌الدین مولوی می‌دانست58 و خود مانند کتاب مثنوی برای انتقال مفاهیم عالی از داستان و حکایت استفاده می‌کرد. پرورش فقه را برای سلوک عرفانی حتمی می‌دانست.59 قرآن را محزون و در ارتباط با معنا تلاوت می‌کرد. از قرآن برداشت‌های هنرمندانه داشت60 و نگاهش به دین عقلانی بود.61

غالب آثاری که از پرورش منتشرشده مجموعۀ سخنرانی‌های اوست. برخی از مهمترین مکتوبات و آثار او عبارت‌اند از: مقاله‌هایی کوتاه دربارۀ آرای برخی مستشرقان که در اواخر 1348 و اوایل 1349ش در مجلهٔ مکتب اسلام منتشر شد؛ قرآن و خطوط اِنفاق ([اصفهان]: قائم، 1354ش)؛ دو کتاب پیامبر در مکه ( قم: شفق، بی تا) و علی در مدینه  (قم: شفق، 1355ش) شامل سخنرانی دربارۀ زندگی پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله و امام علی علیه‌السلام؛ پدیدهٔ جاهلیت از دیدگاه قرآن (تهران:رسا، 1358ش)؛ پیشگامان کهف (قم:شفق، 1361ش) تفسیری از سورهٔ کهف است برای آشنایی جوانان با شیوهٔ مبارزاتی با منطق قرآن؛ و نگرشی به نظام خانواده در اسلام (قم: پارسایان، 1382ش). همچنین مجموعه‌ای از سخنرانی‌های او با عنوان مردان آنجلس (اصفهان: حدیث راه عشق، 1393ش)؛ جاهلیت پدیده‌ای بی‌مرز (اصفهان:حدیث راه عشق، 1393ش)؛ ما و قرآن  (اصفهان: حدیث راه عشق، 1393ش )؛ نبرد نور و نار (اصفهان:حدیث راه عشق، 1393ش)؛ جلوه‌هایی از عاشورا (قم: عطش، 1395ش)؛ در انتظار ظهور (قم: عطش، 1396ش) و راهیابی به ملکوت قرآن (قم، عطش، 1400ش) که همگی پس از درگذشت او منتشر شده‌اند.

/iiاحمد زمانی؛ محمود فروزبخش؛ و دانشنامهٔ اصفهان/

 

منابع

«استاد انقلابی: مروری بر زندگی و فعالیت‌های سیاسی و انقلابی سید اکبر پرورش»، شاهد یاران، ش167-168، 1398ش.

اسدی، اکبر، «در محضر علامه طباطبائی»، شاهد یاران، ش167-168، 1398ش.

انقلاب اسلامی ‌به روایت اسناد ساواک: شرح مبارزات مردم استان اصفهان، کتاب 1، تهران: وزارت اطلاعات، مرکز بررسی اسناد تاریخی،1382ش.

ایران. مجلس بررسی نهائی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: مجلس شورای اسلامی، ادارۀ کل امور فرهنگی و روابط عمومی، 1364-1368ش.

بادامچیان، اسدالله، «اسراری از نهضت می‌دانست که به بزرگان گفته نمی‌شد»، در یادمان دومین سالروز ارتحال استاد سید علی اکبر پرورش، [اصفهان ?1394ش].

پرورش، علی‌اکبر، «ناگفته‌های انقلاب در گفت‌وشنود با مرحوم استاد سید علی‌اکبر پرورش: تنها رضای خدا در نظرم بود»، پاسدار اسلام، سال 33، ش385و386، دی و بهمن 1392.

پرورش، علی‌اکبر، «ناگفته‌های انقلاب در گفت‌وگو با استاد سید اکبر پرورش»، شاهد یاران، ش167-168، 1398ش.

پرورش، نفیسه‌، «روزهای سخت مبارزه: خاطراتی از استاد علی اکبر پرورش به قلم نفیسه پرورش»، شاهد یاران، ش167-168، 1398ش.

پیشگاهی فرد، محمد، خاطرات محمد پیشگاهی‌فرد، تدوین رضا مختاری اصفهانی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی 1385ش.

جوادی آملی، عبدالله، «دو عهد مرحوم پرورش»، در یادمان دومین سالروز ارتحال استاد سیدعلی‌اکبر پرورش، [اصفهان ?1394ش].

حجازی، محمد، «روایت یک مرد: برگرفته از خاطرات سردار حجازی»، در دربارۀ علی‌اکبر پرورش، [اصفهان]: ستاد برگزاری نکوداشت استاد سیداکبر پرورش، [?1390ش].

حدادعادل، غلامعلی، «همه‌جا معلم بود»، در یادمان دومین سالروز ارتحال استاد سیدعلی‌اکبر پرورش، [اصفهان ?1394ش].

حنیف، محمد، اصفهان در انقلاب، ج1: 1343-1340، تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1396ش.

رحیم صفوی، یحیی، «مرحوم پرورش در شکست حصر آبادان نقش ویژه داشت»، در یادمان دومین سالروز ارتحال استاد سیدعلی‌اکبر پرورش، [اصفهان ?1394ش].

زمانی، احمد، «آدم تربیت می‌کردند: گفت و گو با دکتر زمانی»، در دربارۀ علی‌اکبر پرورش، [اصفهان]: ستاد برگزاری نکوداشت استاد سیداکبر پرورش، [?1390ش].

«زندگی‌نامهٔ استاد سیداکبر پرورش»،در دربارۀ علی‌اکبر پرورش، [اصفهان]: ستاد برگزاری نکوداشت استاد سیداکبر پرورش، [?1390ش].

سالک، احمد، خاطرات حجة‌الاسلام شیخ احمد سالک، تدوین محمدمهدی سیفی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385ش.

سبحانی، جعفر، «رمز محبوبیت پرورش»، در یادمان دومین سالروز ارتحال استاد سیدعلی‌اکبر پرورش، [اصفهان ?1394ش].

«سلمان انقلاب: گفتگو با استاد احمد زمانی، محمود فروزبخش و جواد جلوانی پیرامون نقاط مبهم زندگی استاد پرورش»، اصفهان زیبا: یادنامهٔ گرامیداشت یازدهمین سالگرد درگذشت مرحوم استاد پرورش، [دی ?1403].

شهیدی، مسعود، «ولایت فقیه از منظر استاد پرورش: گفت و گو با مسعود شهیدی عضو سابق شورای سرپرستی صدا و سیما»، شاهد یاران، ش167-168، 1398ش.

عسگراولادی، حبیب‌الله، «خود را فراموش کرده بود»، در یادمان دومین سالروز ارتحال استاد سیدعلی‌اکبر پرورش، [اصفهان?1394ش].

عظیمیان زواره، محمدعلی، سادات طباطبایی از آغاز تا امروز، ج1، زواره: محمدعلی عظیمیان زواره، 1397ش.

«علی‌اکبر پرورش که بود؟ مروری بر زندگی و سوابق فعالیت مرحوم پرورش»، اصفهان زیبا: یادنامهٔ گرامیداشت هشتمین سالگرد درگذشت مرحوم استاد پرورش،[دی 1400].

فاضلی بیرجندی، محمود، از مهدی بازرگان تا حسن روحانی: کابینه‌ها در جمهوری اسلامی ایران، تهران: پایان، 1393ش.

فروزبخش، محمود، حکمت و حدید: زندگی و کارنامۀ معلم اخلاق و مفسر نهج البلاغه: استاد محمد فولادگر، اصفهان: آرما، 1398ش.

فروزبخش، محمود، شهر گنبدهای فیروزه‌ای و کاشی‌های شکسته: تلاشی برای شناخت اصفهان، اصفهان: آرما، 1397ش.

لاریجانی، علی،«شهید مطهری ایشان را به‌عنوان یک آدم خوش‌فکر می‌شناختند: گفت و گو با دکتر علی لاریجانی»، در دربارۀ علی اکبر پرورش، [اصفهان]: ستاد برگزاری نکوداشت استاد سیداکبر پرورش،[?1390ش].

«مروری بر آثار استاد پرورش»، شاهد یاران، ش167-168، 1398ش.

مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، ]تهران[: صدرا، [?1353ش].

مکارم شیرازی، ناصر، «ثابت‌قدم بود»، در یادمان دومین سالروز ارتحال استاد سیدعلی‌اکبر پرورش، [اصفهان ?1394ش].

مهرعلیزاده، مهدی، تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی ‌در اصفهان، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری، 1386ش.

نبوی، مرتضی، «از وزارت تا رسالت: گفتگو با مرتضی نبوی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام»، شاهد یاران، ش167–168، 1398ش.

نجفی قدسی، مرتضی، خاطراتی از استاد پرورش، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری،1393ش.

نحوی، مهران، «آزادگی و انزوا…»، اصفهان زیبا: یادنامهٔ گرامیداشت یازدهمین سالگرد درگذشت مرحوم استاد پرورش، [دی ?1403].

نصر، عباس و همکاران، اصفهان در انقلاب، ج5: سال پیروزی، تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1396ش.

نصر، عباس و همکاران، تاریخ انقلاب در اصفهان: 1358-1344، تهران: کویر، 1394ش.

نوری همدانی، حسین، «نباید آثارش فراموش شود»، در یادمان دومین سالروز ارتحال استاد سیدعلی‌اکبر پرورش، [اصفهان ?1394ش].

یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 19: خادم شریعت: شرح مبارزات حضرت آیت الله سید حسین خادمی، تهران: وزارت اطلاعات، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1380ش.

یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57:  استاد سید علی اکبر پرورش، تهران: وزارت اطلاعات، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1394ش.

  1. Eco Cultural Institute[]
  2. سفارش تألیف مقالۀ «پرورش، سید‌علی اکبر» به تقاضای احمد زمانی، از شاگردان و دوستان بسیار نزدیک پرورش، در تاریخ 8 دی 1403  صادر شد. او تلاش‌هایی برای نگارش مقاله کرد ولی در اثر سانحۀ تصادف در 22 فروردین 1404 از دنیا رفت. کار تکمیل یادداشت‌ها و مراجعه به منابع بیشتر را محمود فروزبخش دنبال کرد. اما صورت نهائی مقاله حاصل کار گروهی همکاران دانشنامه اصفهان بوده است.[]
  1. «زندگی‌نامۀ استاد سید اکبر پرورش»، ص3.[]
  2. عظیمیان زواره، ج1، ص174، 180-181.[]
  3. یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57، ص‌نه – ده.[]
  4. همان، ص‌ده، بیست‌وسه؛ زمانی، ص35.[]
  5. فروزبخش، 1398ش، ص51-54.[]
  6. «زندگی نامهٔ استاد سید اکبر پرورش»، ص3.[]
  7. مطهری، ص240؛ علی‌اکبر پرورش، 1392ش، ص35.[]
  8. نجفی قدسی، ص66.[]
  9. نبوی، ص47.[]
  10. فروزبخش، 1397ش، ص136.[]
  11. حنیف، ج1، ص56–57، به نقل از علی‌اکبر پرورش.[]
  12. همان، ج1، ص261، به نقل از علی‌اکبر پرورش.[]
  13. همان، ج1، ص285، به نقل از محمدعلی فرخ‌فال.[]
  14. یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57 ، ص‌ده – یازده؛ «زندگی‌نامهٔ استاد سیداکبر پرورش»، ص3.[]
  15. یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57 ، ص‌چهارده، 6، 13؛ «زندگی‌نامهٔ استاد سیداکبر پرورش»، ص3.[]
  16. حنیف، ج1، ص368-369؛ «زندگی‌نامهٔ استاد سیداکبر پرورش»، ص3؛ «علی‌اکبر پرورش که بود؟…»، ص2.[]
  17. یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57، ص34-35.[]
  18. همان، ص ‌پانزده تا هفده، بیست ‌وهشت؛ انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب1، ص237.[]
  19. حنیف، ج1، ص368–371؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57، ص‌ بیست ‌وهشت.[]
  20. «سلمان انقلاب»، به نقل از احمد زمانی، ص4؛ حنیف، ج1، ص381-382.[]
  21. «سلمان انقلاب»، به نقل از احمد زمانی، ص4؛ پیشگاهی‌فرد، ص117، 165-167.[]
  22. یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57، ص‌بیست‌وسه‌ –‌ بیست‌وشش، 37-42، 175.[]
  23. همان، ص‌بیست‌وشش؛ پیشگاهی‌فرد، ص170؛ «زندگی‌نامهٔ استاد سیداکبر پرورش»، ص3-4.[]
  24. نصر و همکاران، 1394ش، ص617-618، به نقل از علی‌اکبر پرورش.[]
  25. «زندگی‌نامهٔ استاد سیداکبر پرورش»، ص4.[]
  26. یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 19، ص318–387؛ مهرعلیزاده، ص181-191.[]
  27. یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57، ص157؛ مهرعلیزاده، ص214.[]
  28. پیشگاهی‌فرد، ص169-171، 189؛ نصر و همکاران، 1396ش، ج5، ص26-32.[]
  29. یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57، ص‌بیست‌ونه، 208-210.[]
  30. نصر و همکاران، 1396ش، ج5، ص32-33.[]
  31. علی‌اکبر پرورش، 1392ش، ص35.[]
  32. نحوی، ص6.[]
  33. سالک، ص191-193؛ صفوی، ص14.[]
  34. ایران. مجلس بررسی نهائی قانون اساسی، ج1، ص315؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57، ص‌سی‌ویک و پانویس1.[]
  35. یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57، ص سی‌ویک – سی‌ودو.[]
  36. علی‌اکبر پرورش، 1392ش، ص36؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57، ص سی‌وسه.[]
  37. فاضلی بیرجندی، ص199.[]
  38. حداد عادل، ص26.[]
  39. نبوی، ص46.[]
  40. همان، ص46-47.[]
  41. شهیدی، ص11؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57، ص‌سی‌ودو.[]
  42. «استاد انقلابی»، ص31.[]
  43. پیشگاهی‌فرد، ص193-194؛ بادامچیان، ص17.[]
  44. علی‌اکبر پرورش، 1392ش، ص36.[]
  45. «زندگی‌نامهٔ استاد سیداکبر پرورش»، ص7؛ نیز نگاه کنید به: https://www.ecieco.org/en/aboutus/pastpresidents[]
  46. نحوی، ص6؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 57، ص‌سی‌وهفت – سی‌وهشت.[]
  47. عظیمیان زواره، ج1، ص181.[]
  48. لاریجانی، ص14.[]
  49. حجازی، ص36.[]
  50. زمانی، ص32-33.[]
  51. عسگر اولادی، ص9.[]
  52. وطن امروز، سال 6، ش1217، 7 دی 1392، ص1.[]
  53. نوری همدانی، ص8.[]
  54. مکارم شیرازی، ص6.[]
  55. سبحانی، ص5.[]
  56. جوادی آملی، ص4.[]
  57. علی‌اکبر پرورش، 1398ش، ص35؛ پیشگاهی‌فرد، ص165.[]
  58. علی‌اکبر پرورش، 1392ش، ص37.[]
  59. نفیسه‌ پرورش، ص86.[]
  60. لاریجانی، ص16.[]
  61. اسدی، ص16-17.[]
شیوه استناد به این مقاله
کپی متن
Zamani, Ahmad and Mahmoud Forouzbakhsh. "Parvaresh, Sayyed Ali-Akbar." isfahanica, https://isfahanica.org/?p=2023. 17 June 2026.

مطالب مرتبط

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

88  +    =  90