اصفهان خوانی

«دانشنامه اصفهان»، سند هویتی و حافظه استراتژیک یکی از درخشان‌ترین کانون‌های تمدنی جهان است. در دورانی که میراث فرهنگی ایران با تهدیدهای چندگانه‌ای همچون تخریب‌های محیطی، سایه سنگین جنگ و غبار فراموشی دست‌وپنجه نرم می‌کند، تدوین این دانشنامه حکم یک سد دفاعی علمی و نفوذناپذیر را دارد.

برای اصفهان، این دانشنامه زیربنای اصلی بازشناسی هویت شهری است که قرن‌ها مرکز ثقل هنر، سیاست و اندیشه بوده است. در ابعاد ملی، این اثر گنجینه‌ای است که پیوستگی فرهنگی فلات ایران را با تکیه بر اسناد متقن، صیانت می‌کند و در پهنه جهانی نیز، مرجعی استوار برای پژوهشگرانی است که به دنبال درک عمیق «مکتب اصفهان» در معماری، فلسفه و هنر هستند.

دانشنامه اصفهان با گردآوری داده‌های مستند و روشمند، مانع از تحریف تاریخ شده و به عنوان یک زیرساخت فرهنگی، قطب‌نمایی برای سیاست‌گذاران است تا مسیر توسعه شهر را بدون گسست از ریشه‌های تاریخی‌اش ترسیم کنند. این پروژه، پاسخی هوشمندانه به نیاز مبرم مستندنگاری دارایی‌هایی است که اگر امروز مکتوب نشوند، در تلاطم بحران‌های فردا، نشانی از آن‌ها باقی نخواهد ماند.

در همین راستا و با هدف غنابخشی به این گنجینه ملی، در رویدادی تحت عنوان «اصفهان خوانی» در روز پنج‌شنبه دهم اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۵ در سالن اجتماعات باغ طوبی، چهار مقاله کلیدی با موضوعات متنوع ارائه شد که هر یک گوشه‌ای از عظمت تاریخی و نمادهای هویتی این شهر را بازخوانی می‌کنند:

۱. «گز»؛ به قلم محمد گوهریان
۲. «گل‌سرخ اصفهان»؛ به قلم شاهین سپنتا
۳. «دردشت»؛ به قلم محمدحسین ریاحی
۴. «کمال‌الدین اسماعیل اصفهانی»؛ به قلم محمدرضا ضیاء

گز اصفهان؛ از معجزه گون تا نشان جهانی

مقاله محمد گوهریان در دانشنامه اصفهان، فراتر از معرفی یک شیرینی ساده، به کالبدشکافیِ هویتی محصولی می‌پردازد که نماد نبوغ ذائقه ایرانی است. گز اصفهان، تنها فراورده قنادی جهان است که در ترکیب آن از هیچ‌گونه آرد، نشاسته، روغن و مواد نگهدارنده شیمیایی استفاده نمی‌شود. این ویژگی منحصربه‌فرد، در کنار بهره‌گیری از مواد ارگانیک و اصیلی چون «انگبین‌های گیاهی»، عصاره‌های طبیعی و مغزهای مغذی، گز را به شیرینی‌ سلامت‌محور تبدیل کرده است.

گوهریان در این نوشتار، سیر تحول گز را از یک کارگاه سنتی تا رسیدن به جایگاه یک صنعت جهانی با ثبت ملی و نشان جغرافیایی بین‌المللی واکاوی می‌کند. علاوه بر این،‌ بخش درخشان این پژوهش، پاسخ به دغدغه‌های معاصر سلامت است؛ جایی که با استناد به یافته‌های علمی، نقش گزهای بدون قند و پروبیوتیک در کنترل شاخص‌های خونی بیماران دیابتی بررسی می‌شود. این مقاله ثابت می‌کند که «گز اصفهان» تنها یک سوغات نیست، بلکه تلاقی هوشمندانه «سنت صفوی» با «صنعت مدرن» است که توانسته اصالت خود را در تلاطم بازارهای جهانی حفظ کند.

گل سرخ اصفهان، نمادِ گیاهی اصفهان، شهرِ گل سرخ

مقاله شاهین سپنتا، اصفهان را نه یک شهر معمولی، که «شهرِ گل سرخ» در نگاه جهانیان معرفی می‌کند. شکوه این گل در هویت اصفهان چنان ریشه دارد که از نام «درویش حسن» در گوشه موسیقی «بیات اصفهان» تا سفرنامه‌های جهانگردانی چون پیر لوتی و کلود آنه جاری است؛ تا جایی که اصفهان را با نام «گل سرخ جهان» می‌شناختند.

در عصر صفوی، چهارباغ و چهلستون غرق در بوته‌های گل سرخی بود که حتی گدایان زیر پل نیز شاخه‌ای از آن به دست داشتند. این پژوهش نشان می‌دهد که گل سرخ برای اصفهان تنها یک گیاه نیست؛ بلکه پیوند میان ادبیات، موسیقی و هنر زندگی است که عطر آن از شعرهای فرانسوی تا صنایع عطرسازی و گردشگری امروز، همچنان به عنوان یکی از اصیل‌ترین شناسنامه‌های فرهنگی این دیار می‌درخشد.

کمال‌الدین اسماعیل؛ خلاق‌المعانی و راوی رنج‌های اصفهان

در مقاله محمدرضا ضیاء،‌ کمال‌الدین اسماعیل، فرزند جمال‌الدین عبدالرزاق، برجسته‌ترین شاعر اصفهان در آستانه هجوم مغول معرفی می‌شود، شاعری که به سبب باریک‌اندیشی‌های بی‌مانندش در شعر، لقب «خلاق‌المعانی» یافت. او که در کانون خاندان‌های بزرگ اصفهان همچون «صاعدیه» بالید، عمر خود را صرف حراست از میراث ادبی این شهر کرد.

زندگی او با فراز و فرودهای تند سیاسی و سوگ‌های جان‌گداز خانوادگی گره خورده بود، اما همواره اصفهان را مرکز عالم می‌دید. کمال‌الدین نه‌تنها مداح پادشاهان خوارزمشاهی، بلکه آیینه‌ تمام‌نمای نبوغِ زبانی اصفهانیان است که حتی در آثار مورخانی چون جوینی، شعرش سندی بر اعتبار فرهنگی این کهن‌شهر شمرده می‌شود.

دردشت؛ از اقامتگاه ابن‌سینا تا سنگر علمی نظامیه

در مقاله محمد‌حسین ریاحی می‌خوانیم که دردشت (بابلدشت)، از اصیل‌ترین محلات اصفهان است، محله‌ای که پیوندی دیرینه با هویت تمدنی این شهر دارد؛ از روایت اسکان یهودیان مهاجرِ بابِل تا دوران طلایی آل‌کاکویه که با حضور پانزده‌ساله‌ ابن‌سینا، به مرکز علم و سیاست بدل شد.

در عصر سلجوقی، با استقرار خاندان «آل خجند» و بنای مدرسه‌ نظامیه، دردشت به کانون علمی شافعیان شهرت یافت، هرچند رقابت‌های مذهبی آن با محله جوباره در تاریخ ثبت شده است. این محله که حمدالله مستوفی آن را از ارکان چهارگانه‌ اصفهان می‌داند، با میزبانی از بقعه سلطان بخت‌آغا و محله شهشهان، قرن‌ها نبض تپنده‌ فرهنگ و مذهب بوده و شکوهش تا عصر صفوی تداوم داشته است.

منبع خبر:

اصفهان زیبا