اَهَرونبِن ماشیَح اصفهانی، شاعر یهودی در قرن یازدهم و دوازدهم.
از زندگی و سرگذشت او اطلاعاتی در دست نیست، جز این که میدانیم مدتی در اصفهان زیسته است. او خودش را در ابتدای کتابش، شوفطیمنامه، این گونه معرفی کرده است: «اهرونبن ماشیح صفاهونی ساکن یزد».1 اهرون پس از شاهین شیرازی (متوفی سدۀ هشتم) و عِمرانی* اصفهانی (متوفی سدۀ نهم و دهم) سومین حلقۀ شاعران حماسهسرای ادبیات فارسیهود (مجموعه متنهای ادبی یهودیان ایران به زبان فارسی و خط عبری) به شمار میرود. او و برخی شاعران یهودی دیگر کوشیدند کتاب مقدس یهودیان* را به نظم فارسی برگردانند.2
اهرونبن ماشیح در دوران شاهعباس دوم* (حکـ: 1052-1077) و شاهسلیمان* صفوی (حک: ۱۰۷۷یا 1078-۱۱۰۵) میزیست. دورانی که غیرمسلمانان ایران در شرایط دشواری به سر میبردند. در وقایعنامه کَرمِلیها، که دارای گزارشهای دستاولی از رخدادهای این زمان است، به آزارهای گستردهای در دوران این دو پادشاه بر ضد یهودیان اصفهان اشاره شده است، ازجمله اجرای فرمان تغییر کیش اجباری یهودیان در دوران شاهعباس دوم3 به مدت شش سال و به دار آویختن راب و دو تن از رؤسای جامعۀ یهودیان اصفهان به اتهام کارشکنی در اثربخشی نماز باران به فرمان شاهسلیمان.4 این وقایع و آزار و اذیت یهودیان، به بهانههای مختلف، موجب شد آنها برای باقی ماندن بر یهودی بودن خود هزینههای بسیار بپردازند.5 اما اوضاع و احوال مذکور فقط برخاسته از اوضاع داخلی نبود بلکه احتمالا متأثر از ظهور یک ماشیَح (مسیحای) دروغین در سرزمینهای عثمانی در همین دوره بود. در ۱۶۴۸/1057، شَبتای صِوی/ظِویi (۱۶۲۶ـ۱۶۷۶/1035ـ1087) در شهر اِزمیر ادعای نجات مسیحایی کرد و طی بیست سال چُنان قبول عام یافت که نمازنامههای یهودیان به تصویر او مزین شده بودند. اما او سرانجام در دربار سلطانمحمد چهارم در ۱۶۶۶/1077 اسلام آورد و به دنبال وی، تعدادی از پیروانش هم به اسلام گرویدند. شبتای ده سال بعد در تبعید درگذشت و پس از مرگش، پیروانش آموزههای منجیگری او را ادامه دادند.6
شبتای، پس از اعلام منجیگری، برخی از پیروان راسخش را عنوان «شاه»، بهسان سنت پادشاهان قدیم اسرائیل و یهودا، داد؛ از جمله، به مَتَتیاسبن بنیامین زئو بُلوخii عنوان «شاه آسا»iii داد. یک سال بعد، بلوخ از جملۀ رهبران جنبش شبتای در مصر قلمداد میشد، ولی پس از این که شبتای مسلمان شد و جنبش منجیگری شکست خورد او بر باور خود باقی ماند اما مصر را ترک کرد و به موصل رفت. بلوخ در منطقۀ کردستان باورش به شبتای را ترویج میکرد و تا ۱۶۶۸/1078 به قرینۀ تاریخ نامههایش فعال بوده است. به گفتۀ شولم،iv نویسندۀ مقالۀ بلوخ در دایرة المعارف یهود، بعد از این هیچ اطلاعی از او نیست.7 اما برخی مؤلفان بُلوخ را به اصفهان ربط دادهاند، با این که اثبات حضور او در این شهر سخت است. از جمله اینها آمنون نِتصر است که به این وقایع با اختلاف زمانی اندک اشاره کرده و و معتقد است عاقبت کار او را میتوان در اصفهان یافت.8 همچنین یهودا بن العازار، فیلسوف یهودی کاشانی در این دوره، در کتاب حوبوت یهودا روایت کرده که ربی متتیاهو [مَتَتایس بلوخ] در 1075/1664 در اصفهان کشته شده و بهسبب او یهودیان اصفهان بسیار تاوان و خسارت دادند.9 اهرونبن ماشیح در پایان کتابش، علت ترک اصفهان و رفتن به یزد را همین واقعه و رخدادهای پس از آن ذکر کرده و به کشتهشدن چهار راب و تحمیل جزیهای سنگین بر جامعۀ یهودیان اشاره کرده و از بلوخ با نام کوچکش «متتیا» یاد کرده است:
صفاهان آمد آن رِبی متتیا // ورا کشتند مانند زکریا
دگر شد مدتی آن چار ملا // شدند کشته ز امر حق تعالی
ز جور او بسی زحمت کشیدم // بسا زهری که از امت چشیدم
شدم بیخانمان آخر بهناچار// فتادم من به غربت آخر کار
که چون گفتند پی او یک قضیه// بود از بهر هفتسالی جزیه
زغربت آمدن بهر همین بود// قضا و قسمتم گویی چنین بود10
برای انتخاب یزد به عنوان مقصد مهاجرت اهرونبن ماشیح دو عامل مهم گفته شده است: یکی نزدیکی به اصفهان و دیگری شرایط مناسبتر آنجا در مقایسه با کاشان* و وجود جامعۀ قدیم یهودیان در یزد. گفتنی است مردم یزد بهسبب ارتباطات اجتماعی و وضع مناسب اقتصادی توانستند احکام تغییر کیش و تبعید (نَفیِ بَلَد) در دورۀ شاهعباس دوم را باطل کنند.11
از اهرونبن ماشیح فقط کتاب شوفطیمنامه به زبان فارسی و خط عبری و به نظم بهجای مانده که آن را در (۱۶۹۱)۱۱۰۳ به پایان رسانده است.12 این کتاب با حدود سههزار بیت، در قالب مثنوی و در وزن هزج مسدس محذوف سروده شده است و درونمایهای حماسی دارد. شوفطیمنامه یا کتاب داوران یکی از بخشهای کتاب مقدس یهودیان و دربارۀ سرگذشت بنیاسرائیل در سرزمین موعود پس از یوشَعv تا آغاز دوران سلطنت است. مضمون این بخش، شرح مکرر ارتداد قوم و تنبیه الهی و پناهبردن بنیاسرائیل در مواقع سختی به خدا و برانگیختهشدن رهبرانی الهی (داوران) برای نجات و استقرار صلح در سرزمین موعود است.13
اهرونبن ماشیح شوفطیمنامه را در پنجاهوسه باب مطابق با «کتاب داوران» در بخش انبیاء کتاب مقدس تنظیم کرده و از وفات یوشع* و «رفتن یهوداvi و شَمعونvii به جنگ پِلِشطیم [فلسطیان]» آغاز کرده و به همه بابها دربارۀ داوران ازجمله عُتنیئل،viii اِهود،ix شَمجَر،x دبوره،xi بالاق،xii گیدعون،xiii ابیملک،xiv تولع،xv یائیر،xvi یفتاح،xvii ابصان،xviii ایلون،xix عبدون،xx و شمشونxxi پرداخته است. او به باب هجدهم «کتاب داوران»، که عاقبت میکاهxxii با قبیله بنیدان همراه شد، بهصورت گذرا اشاره کرده و کتابش را با رفتن لاوی از سِبط یهودا به پیش میکاه و قبول لاوی به عنوان کاهن خویش پایان داده است. اهرون به بابهای نوزده تا بیستویک «کتاب داوران» نپرداخته است که در آن داستان آمیختنِ جمعیِ اراذل با سُرِیّه، همسر لاوی، آمده و باعث جنگ و قتل عام قبایلی شده است.14
از آنجا که عمرانی در نظر داشت کتاب داوران را نیز در اثرش، فتحنامه، به نظم درآورد و به عللی از این کار بازماند، نسخهنویسان شوفطیمنامه اهرون را بر فتحنامه او افزودهاند.15 شوفطیمنامه نیز بر وزن فتحنامه عمرانی است.16 اهرونبن ماشیح در ختم کتابش، عمرانی را پیر و استاد خود دانسته و اعلام کرده سرایش این کتاب را عمرانی چون گُلی در خواب به دست او سپرده است. به گفته اهرون، برخی گمان میکنند که او اشعارش را از عمرانی دزدیده است و تأکید کرده اگر کسی بتواند این را ثابت کند، حاضر است بابت هر بیت دویست دینار تاوان بدهد.17
اهرون همچون شاهین و عمرانی، هم اصطلاحات و اسامی اسلامی چون باری تعالی، حق جل جلاله، و حضرت موسی کلیمالله را بهجای اسامی عبری در اثرش به کار برده و هم از اصطلاحات عبریای که معادل فارسی داشتند، مانند گئولاxxiii (نجات)، یشوعاxxiv (منجی)، و میقراxxv (تورات)، استفاده کرده است، اما شعرش در کمیت و کیفیت به پای آن دو نمیرسد.
آوازۀ اهرون مانند شاهین و عمرانی همهگیر نشد و تاریخنویسان یهودی، چون حبیب لِوی، از او در زمرۀ شاعران یهودی نام نبردهاند. در آرامستانهای فعلی اصفهان و یزد هم که سنگ قبرهایی از دورۀ صفوی دارند، اثری از سنگ قبری به نام وی نیست.18 نخستین کسی که اثر او را بازشناخت، امنون نتصرxxvi بود و پس از او، ورا باش مورینxxvii و ناهید پیرنظر قسمتهای کوچکی از شوفطیمنامه را در منتخب آثار شاعران یهودی منتشر کردند. سنت به نظم درآوردن کتاب مقدس یهودیان نزد شعرای یهودی تا امروز ادامه یافته که ازجمله آخرین آنها، ابراهیم سعیدیان اهل اصفهان است.
/لئا دانیالی/
منابع
اهرونبن ماشیح اصفهانی، شوفطیمنامه، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی اسرائیل، ش ۶۸۳۸Heb. .
باباییبن لطف کاشانی، کتاب انوسی ، برگردان، تصحیح و پژوهش امیرعلی فلاحیان، لسآنجلس، شرکت کتاب، ۱۴۰۰ش.
پیرنظر، ناهید، فارسیهود، تهران، پردیس دانش، ۱۳۹۷ش.
دایرۀ المعارف کتاب مقدس، ترجمۀ آلیس علیایی و دیگران، تهران: سرخدار، 1381ش.
شریفی، یوسف، درد اهل ذِمه: نگرشی بر زندگی اجتماعی اقلیتهای مذهبی در اواخرعصر صفوی، لس آنجلس: شرکت کتاب، ۱۳۸۷ش.
کتاب مقدس. عهد عتیق (ترجمۀ فارسی)، عهد عتیق، ج2 : کتاب های تاریخ، بر اساس کتاب مقدس اورشلیم، ترجمۀ پیروز سیار، تهران : نشر نی، 1396ش.
گرینستون، جولیوس هیلل، انتظار مسیحا در آیین یهود، ترجمۀ حسین توفیقی، قم: دانشگاه ادیان و مذاهب، ۱۳۷۸ش.
گوهریان، اسحاق، عضو انجمن کلیمیان یزد، مصاحبه، مصاحبهکننده: لئا دانیالی، ۲۰ شهریور ۱۴۰۴.
نتصر، امنون، «سیری در ادبیات یهود ایران»، در پادیاوند، به کوشش امنون نتصر، ج 1، لسآنجلس: مزدا، 1996.
نتصر، امنون، گنجینۀ نسخههای خطی یهودیان ایران در مؤسسۀ بنصوی (به عبری)، اورشلیم: مؤسسۀ بنصوی، 1985.
یروشلمی، دیوید، «عمرانی: شاعر یهود ایران» در پادیاوند، به کوشش امنون نتصر، ج ۲، لسآنجلس: مزدا، ۱۹۹۷ .
A Chronicle of the Carmelites in Persia and the Papal mission of the XVIIth and XVIIIth centuries, vol.1, London: Eyre & Spottiswoode, 1939.
Moreen, Vera Basch, In Queen Esther’s garden: an anthology of Judeo-Persian literature, New Haven: Yale University Press, 2000.
Moreen, Vera Basch, “The Safavid era”, in Esther’s children: a portrait of Iranian Jews, ed. Houman Sarshar, Beverly Hills, Calif.: Center for Iranian Jewish Oral History, 2002.
Scholem, Gershom, “Bloch, Mattathias Ben Benjamin Ze’ev (wolf) Ashkenazi”, in Encyclopaedia Judaica, ed. Fred Skolnik, vol. 3, Detroit: Thomson Gale, 2007.
Yahudah ben Elʻazar, Ḥovot Yehudah, ed. Amnon Netzer, Jerusalem: Mekhon Ben-Tsevi le-ḥeḳer ḳehilot Yiśraʼel ba-Mizraḥ, 1995.
- Sabbatai Zevi[↩]
- Mattathias Ben Benjamin Ze’ev Bloch[↩]
- King Asa[↩]
- Scholem[↩]
- Joshua[↩]
- Judah[↩]
- Simeon[↩]
- Othniel[↩]
- Ehud[↩]
- Shamgar[↩]
- Deborah[↩]
- Balac[↩]
- Gideon[↩]
- Abimelech[↩]
- Tola[↩]
- Jair[↩]
- Jephthah[↩]
- Ibzan[↩]
- Elon[↩]
- Abdon[↩]
- Samson[↩]
- Micah[↩]
- Geula[↩]
- Yeshua[↩]
- Miqra[↩]
- Amnon Netzer[↩]
- Vera Basch Moreen[↩]
- اهرونبن ماشیح اصفهانی،گ ۱ب.[↩]
- پیرنظر، ص ۳۹.[↩]
- A Chronicle of the Carmelites in Persia, vol. 1, p. 364؛ نیزنگاه کنید به: باباییبن لطف کاشانی، ص 147 به بعد.[↩]
- A Chronicle of the Carmelites in Persia, vol. 1, p. 408.[↩]
- Moreen, 2002, p. 70؛ نیزنگاه کنید به: شریفی، ص 96-97.[↩]
- گرینستون، ص، ۱۳۵- ۱۴۲.[↩]
- Scholem, p. 766[↩]
- نتصر،1985، ص 34.[↩]
- Yahudah ben Elʻazar, p. 22.[↩]
- اهرونبن ماشیح اصفهانی، گ ۹۱ الف.[↩]
- باباییبن لطف کاشانی، ص ۳۱۱-۳۱۵.[↩]
- نتصر،1996، ص ۷۹.[↩]
- دایرة المعارف کتاب مقدس، ص ۱۴۸.[↩]
- کتاب مقدس. عهد عتیق، ص ۱۱۷ـ۲۰۴.[↩]
- یروشلمی، ص ۸۳؛ نتصر،1996، ص ۷۹.[↩]
- Moreen,2000, p.143.[↩]
- اهرونبن ماشیح اصفهانی، گ ۹۱ ، ۹۲ ب.[↩]
- گوهریان، مصاحبۀ مورخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۴.[↩]