ذوفن، محمدتقی، ضریحساز و قلمزن برجستۀ معاصر (1279- 1357ش).1
او در ۱۳۱۸/1279ش در اصفهان زاده شد. پس از تحصیل در مکتبخانه، در دوازدهسالگی آموختن قلمزنی را زیر نظر عمویش، حاج حسنعلی قلمزن، آغاز کرد و در کنار آن، طراحی سنّتی را نیز آموخت.2 او پس از سالها ممارست، در طراحی و قلمزنی به استادی رسید. از اولین کارهای وی الگوبرداری از بناهایی مانند کاخ عالیقاپو* و مسجد شاه* و مسجد شیخ لطفالله* در اصفهان بود. همچنین، او در قلمزنی روی مس، برنج، و نقره از نگارههای رضا عباسی* استفاده کرد. ذوفن بهرهگیری از این نگارهها را مهمترین علت رونق کارش میدانست. وی همچنین آثار برتر قلمزنی دورههای تاریخی ایران را چیرهدستانه زنده کرد؛ آثاری چون رِیتون طلا یا جامهای زرینی که به عنوان نماد قدرت به شکل حیوانات مختلف و غالباً شیر در دورۀ هخامنشی ساخته میشدند، و نیز بشقاب طرح شکار از دورۀ ساسانی.3 ذوفن برای ماندگاری هنر قلمزنی، آموزش این هنر را در رأس کارهایش قرار داد و خانۀ خود را کارگاه آموزشی کرد.4 طراحی ذوفن چنان مقبول بود که قالیبافان، کاشیکاران، و قلمکاران اصفهانی طرحهای قیمتی خود را به او سفارش میدادند. وی از استادان معروف ضریحساز اصفهان نیز بود.

برجستهترین اثر قلمزنی و طراحیشدۀ ذوفن ضریح پیشین حرم امام رضا علیهالسلام است که آن را به کمک زبدهترین شاگردانش مانند آقارضا کمیلی، حسن گلبیدی، باقر جهانبخش، عطاءالله اعظمی و هنرمندان رشتههای دیگر ساخت تا جای ضریح فولادی متعلّق به دورۀ فتحعلیشاه را بگیرد. سیدابوالحسن حافظیان (متوفی ۱۳۶۰ش)، از افراد اهل سلوک مشهد در آن دوره، با کمک مردم پاکستان و آستان قدس رضوی به ساخت ضریح جدید اقدام کرد و ساخت آن را به ذوفن سفارش داد. ذوفن نیز متعهد شد ضریح را بهتر از همۀ ضریحهایی بسازد که تا آن زمان ساخته شده است.5 او برای طراحی و تهیه این ضریح مأموریت یافت با مراجعه به اماکن مقدّس در عراق، اطلاعات لازم را به دست آورد.6 ساخت این ضریح که به نامهای ضریح طلاونقره، مُلمّع و شیروشکر معروف است، در ۱۳۳۶ش آغاز شد. در ساخت آن صدها کیلو طلاونقره و هزاران کیلو مِفرغ، آهن، و چوب گردو به کار رفت و وزن آن بالغ بر هفت تُن شد. این ضریح با ارتفاع ۳/۹۰، طول ۴/۵۰، و عرض ۳/۶۰ متر، پس از دو سال و نیم کار در مشهد، در ۱۳۳۸ش تکمیل و نصب شد.7 تمام پایهها، ستونها و کتیبههای نقرۀ ضریح را ذوفن قلمزنی کرده است. او ساخت بزرگترین و قیمتیترین اثر هنری زمان خود را سرپرستی و طراحی کرد، و در طی انجام آن دهها کتیبۀ طلاونقره در فضیلت زیارت امام رضا علیهالسلام به خط احمد نجفی زنجانی، حبیب الله فضایلی*، و محمد رضوان، و نیز نقوش خوشههای انگور، برگها و گلدانهای طلا را با میناکاریِ هنرمندانه در ضریح به کار برد.8 این ضریح در ۱۳۸۰ش به سبب ساییدگیِ روکشهای طلاونقره و کمشدن استحکام آن، پس از نصب ضریح جدید، به موزه آستان قدس منتقل شد.9 نام ذوفن در مقام سازندۀ آن در کتیبهای از نقره در پایین ضریح حک شده است. او به پاس این هنرنمایی، خادم افتخاری حرم شد و نشان طلای آستان قدس را دریافت کرد.10 مهمترین طرحهای قلمزنی شدۀ این ضریح عبارتند از: نقوش حیوانی، گرفتوگیر، شکار در کنار انواع طرحهای نقاشی اِسلیمی و خَتایی، منسوب به مردم ختا در چین، گلهای شاهعباسی و گلومرغ. گفتنی است که ذوفن قلمزنیِ ضریح حضرت رقیه در دمشق و درهایی در آستان نجف اشرف و حرم امام رضا علیهالسلام را نیز برعهده داشته است.
محمدتقی ذوفن در بهمن ۱۳۵۷ درگذشت و در جنوب تکیه فیض در تخت فولاد به خاک سپرده شد. وی جزو هنرمندان معدودی بود که تهیه و قلمزنی بسیاری از نشانها و جوایز و هدایای جشنها و مراسم به او سپرده میشد. بخشی از این آثار در مجموعههای خصوصی اروپا و امریکا موجود است. ذوفن چهار فرزند پسر داشت که از میان آنها، مهدی شغل پدر را دنبال کرد.11 ذوفن شاگردان بسیاری تربیت کرد از جمله مرتضی سرائیان، میرزااسدالله، عباس نژادتبریزیان، و حسین تیموری.
/ محمد افروغ و عبدالکریم عطارزاده /
منابع
حافظیان، ابوالحسن، شرح و تفسیر لوح محفوظ، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۸۶ش.
دهنوی، محمود، قلمزنی به روایت محمود دهنوی، تهران: خانۀ فرهنگ و هنر گویا، ۱۳۸۰ش.
ذوفن، محمدتقی، “گفتگوئی با محمدتقی ذوفن استاد قلمزنی”، هنر و مردم، ش ۱۲۶، فروردین ۱۳۵۲.
عطاردی قوچانی، عزیزالله، تاریخ آستان قدس رضوی، ج ۱، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۷۱ش.
فرمانیکیا، معصومه، “چند روایت از یک ضریح”، قدس، ۱۴ اسفند ۱۳۸۷.
مشهدیمحمد، عباس (حمید)، مشهدالرضا علیهالسلام، تهران: عباس (حمید) مشهدیمحمد، ۱۳۸۳ش.
مؤتمن، علی، راهنما، یا، تاریخ و توصیف دربار ولایتمدار رضوی (ع)، مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۴۸ش.
مهران، محمد، “ضریح جدید”، نامۀ آستان قدس، ش ۱، تیر ۱۳۳۹.
- این مقاله قبلا در دانشنامۀ جهان اسلام، ج 19، ص14-15 چاپ شده و در دانشنامۀ اصفهان با اندکی تغییر منتشر شده است.[↩]
- نگاه کنید به: ذوفن، ص۹۵ـ۹۶.[↩]
- نگاه کنید به: همان، ص۹۷ و تصویر ص۹۸ـ۹۹.[↩]
- همان، ص۹۹.[↩]
- نگاه کنید به: عطاردی قوچانی، ج ۱، ص۷۵ـ۸۱؛ مهران، ص۱۳؛ حافظیان، مقدمۀ محمدرضا حکیمی، ص۱۵ـ۱۶.[↩]
- مهران، ص۴.[↩]
- نگاه کنید به: مؤتمن، ص۹۶ـ۹۷؛ عطاردی قوچانی، ج ۱، ص۸۱، ۸۵ـ۸۶؛ مهران، ص۸.[↩]
- نگاه کنید به: مؤتمن، ص۹۸ـ ۱۰۰.[↩]
- نگاه کنید به: مشهدیمحمد، ص۱۵۴؛ فرمانی کیا، ص۴.[↩]
- مهران، ص۱۳، ۱۷.[↩]
- دهنوی، ص۱۲.[↩]