جامع عباسی، مسجد، بنایی متعلق به میانۀ سدۀ یازدهم، در ضلع جنوبی میدان نقش جهان. این مقاله دارای دو بخش است: بخش معماری؛ بخش فرهنگی و اجتماعی.
بخش فرهنگی و اجتماعی
دربارۀ انگیزۀ ساخت مسجد جامعی جدید در شهر به فرمان شاه عباس*، نظرهای گوناگون وجود داشته است. سانسون، کشیش و مبلّغ فرانسوی، در سفرنامهاش نقل کرده که هدف شاه از ساخت مسجد تقدیم کردن آن به امام مهدی، امام دوازدهم شیعیان، بوده است.1 به نوشته اسکندر منشی، مورخ دورۀ صفوی، شاه عباس درصدد ساخت مسجدی بود تا نشاندهندۀ عظمت و شکوه پادشاهیاش باشد،2 اما مطابق آنچه در کتیبۀ سردر بنا مورخ 1025 آمده، نیت شاه عباس اول اهدای ثواب ساخت مسجد به روح شاه طهماسب بوده است.3 اسامی دیگر مسجد نیز شاید دلالت بر برخی انگیزههای دیگر داشته باشد.4
هزینۀ ساخت مسجد را دربار صفوی برآورد کرد و پرداخت،5 اما برای تـأمین هزینههای تعمیر و برخی خدمات داخل بنا موقوفهای تعیین و وقفنامۀ آن به نام شاه عباس اول تنظیم شد.6 در این وقفنامه، مخارج نگهداری، تعمیرات و سایر هزینههای جانبی شامل تأمین وسایل داخلی مسجد، هزینۀ ادوات روشنایی، تأمین مواد غذایی برای اطعام نذری در روزهای محرّم،7 حقوق متولیان، کارکنان، نگهبانان8 و مدرسان9 به صورت مجزا با ذکر اعداد منظور شده است. بر اساس متن وقفنامه، قرار بود تمام مخارج از اجارۀ تعدادی مغازه در بازار همجوار با مسجد جامع عباسی و درآمد تعدادی قریه، باغ و زمین کشاورزی در منطقۀ اصفهان تأمین شوند.10 علاوه بر وقفنامۀ مکتوب کاغذی، در کتیبۀ سنگی در ضلع غربی جلوخان به مفاد موقوفه اشارهای شده، اما به جز خطوط آغازین آن بقیۀ متن پاک شده است.11 شاردن*، سیاح فرانسوی، به نگهداری قرآن و خرقۀ شیخ صفیالدین اردبیلی در بالاخانۀ مسجد و قرآنی با خطِ منسوب به امام رضا و پیراهنی خونآلود منسوب به امام حسین بر روی دیوار محراب اشاره کرده است.12 این موضوع در منابع دوران قاجار و پهلوی تکرار شده،13 ولی مشخص نیست تا چه حد دقیق است. امروزه چنین آثاری در بنا وجود ندارد.
به نظر میرسد منارههای مسجد بیشتر جنبۀ نمادین داشتهاند و مؤذن از گلدستۀ (مأذنه) چوبیای که روی یکی از طاقهای کوتاه مسجد ساخته بودند، اذان میگفته است. با این حال، به نقل از شاردن، بالارفتن از منارههای جامع عباسی برای اذان گفتن قدغن بود، زیرا منارهها بر داخل حرم شاهی و خانههای اطراف اشراف کامل داشتند.14 در منابع اواخر دورۀ صفوی، به زلزلهای به مرکزیت کاشان به تاریخ 119215 اشاره شده که باعث آسیب دیدن دو منارۀ سردر ایوان جنوبی شده است.16
برای متن برخی کتیبههای مسجد، احادیثی انتخاب شده که جلب توجه میکنند. بسیاری از احادیث را از کتابهای معتبر اهل سنت برگرفتهاند و مأخذ آنها را هم ذکر کردهاند. مضمون آنها بیشتر بر حقانیتِ امام علی علیهالسلام در جانشینیِ رسول خدا صلیالله علیه وآله وسلم یا در بیان مناقب و مدح او و اهل البیت علیهمالسلام متمرکز است، مانند کتیبۀ کمربندی گنبدخانۀ شرقی. حدیث نخست مندرج در این کتیبه حدیث غدیر به نقل از کتاب المُسند احمدبن حنبل است.17 دانشوران پیشین نشان دادهاند که آیات و احادیث برای کتیبههای مسجد جامع عباسی چنان خاص و هدفمند انتخاب شدهاند که در و دیوار مسجد برگهای کتابی مشتمل بر عقاید و تاریخ شیعۀ دوازده امامی شده است. این محققان شیخ بهایی* (متوفی 1031) را بهترین گزینۀ ممکن برای انتخاب احادیث و آیات دانستهاند؛18 هرچند تاریخ درگذشت او این فرضیه را تأیید نمیکند. نخستین کتیبههای حامل حدیث یا آیات قرآن در مسجد جامع عباسی را در ۱۰۳۵ نوشتهاند.19
در کنار استفادۀ معمول مسجد برای اقامۀ نمازهای یومیه، در تعدادی از منابع صفوی به صورت پراکنده به برگزاری مراسم مذهبی شیعیان مانند تاسوعا و عاشورا،20 اقامۀ نماز جمعه،21 تبرک دادن هدایای تقدیمشده به پادشاه22 و تشییع جنازۀ افراد سرشناس23 در مسجد جامع عباسی اشاره شده است. بهعلاوه، گزارش شده است که در فاصلۀ حکومت شاه عباس اول تا حکومت شاه سلطان حسین وجه علمی بنا اهمیتی چشمگیر داشته است24 و علمایی نامدار مانند آخوند مولانا حسین بروجردی25 و میرمحمد اسماعیل خاتونآبادی*26 به همراه شاگردانشان در آن سکونت داشتند و به آموزش و تحصیل علم میپرداختند. کاربرد دیگر مسجد اعلام و درج فرمانهای مهم حکومتی شاهان صفوی بوده است. مثلاً دو کتیبۀ داخل مسجد مورخ 103527 و 103828 که به فرمان شاه عباس اول نگاشته شدهاند، از حذف یا کاهش خراج و مالیات گروههای گوناگون کسبه خبر میدهند. بهعلاوه، بنابر گزارش مورخان، خطبۀ اعلام پادشاهی شاه جدید را امام جمعه در این بنا میخوانده است.29 همچنین مردم میتوانستند از مسجد به عنوان مکانی برای تحصن و رساندن صدای خود به حاکمان استفاده کنند، که در منابع دورۀ صفوی به آن اشاره شده است.30 مثلاً در وقفنامه، شاه عباس به صراحت دستور داده در زمان تحصن مردم، ورود کارگزاران حکومتی و سربازان همراه ادوات جنگی برای برچیدن تحصن معترضان ممنوع است.31 همچنین گزارش شده که پس از استیلای اشرف افغان بر اصفهان، در مسجد جامع عباسی نماز جمعه برپا میشده است.32 در فاصلۀ دورۀ صفوی تا قاجار، واقعهای در ارتباط با مسجد گزارش نشده است. با اینحال گمان میرود که در این دوره مسجد همچنان کاربرد دینی، اجتماعی، و علمی خود را حفظ کرده بوده است.
پادشاهان قاجار نیز از فضای مسجد برای ابلاغ حکم حکومتی استفاده میکردند. کتیبۀ لغو مالیات علافها و خبازها به فرمان فتحعلی شاه در 124033 و کتیبۀ مربوط به معافیت مالیاتی خبازها و نانوایان به فرمان ناصرالدین شاه در 126834 نمونههایی از کاربرد سیاسی مسجد در این دوره است. از 1325، سال اول بعد از نهضت مشروطه*، تا اوایل دهۀ 133۰، آخرین تاریخی که گزارشی از فعالیت مشروطهخواهان در مسجد ثبت شده، اهمیت مسجد جامع عباسی به عنوان فضایی امن برای تحصن و اعتراض مردم اصفهان علیه حُکام محلی و حکومت مرکزی پررنگتر شد.35 تحصن و اعتراض مردم به حکومت ظلالسطان*، حاکم اصفهان در 1325،36 و شکلگیری انجمنهای مشروطهخواه، مانند انجمن اتحادیۀ علمای اعلام37 و انجمن سعادت سادات،38 و برپایی جلسات آنها در داخل مسجد نمونههایی از کاربرد سیاسیـاجتماعی مسجد در این دوره است. واقعۀ مهم دیگر در 1328 رخ داد. اعتراض و تحصن مردم در مقابله با اقبالالدوله، حاکم جدید اصفهان، در مقابل مسجد شکل گرفت و حتی به سنگرسازی در داخل و صحن خارجی مسجد انجامید. نیروهای حکومتی با شلیک توپ به سمت آنان موجب خرابی در سردر و منارههای مسجد شدند.39
از سالهای نخستین حکومت پهلوی به بعد، توجه عمومی به آسیبهای واردشده به مسجد جامع عباسی بیشتر شد.40 از 1307ش تا 1310ش در برخی روزنامههای اصفهان مقالاتی یافت میشود با موضوع ابراز نگرانی و اعتراض به دزدی کاشیهای مسجد،41 آسیبها و ترکهای ساختار بنا،42 و انتقاد از بهکارگیری فضای مسجد برای تحصن.43 در 1310ش، تعمیراتی در مسجد جامع عباسی صورت گرفت و استفادههای عبادی و علمی در آن متوقف شد. اولین اشاره به استفادۀ مجدد از فضای مسجد در دورۀ تعمیرات زمان پهلوی مربوط است به گزارشی مورخ 1323ش با موضوع برگزاری امتحانات مدارس در بنا.44 در مورد برگزاری نماز جمعه نیز اشاره شده که رضا شاه پهلوی پیش از تاریخ 1320ش برگزاری نماز جمعه، مراسم دعا و روضه در مسجد جامع عباسی را ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا مدتها ادامه داشت.45 با این حال اشاره شده است که در 1340ش پیشنماز مسجد شیخ مهدی نجفی بوده که شاید بر برگزاری مجدد نماز جماعت در آن زمان دلالت داشته باشد.46 پس از آن نیز تا ۱۳۴۲ش، گزارشهایی از برگزاری مراسم دعا و ترحیم عالمان دینی در مسجد جامع عباسی وجود دارد.47
موضوع قابل ذکر دیگر دربارۀ مسجد جامع عباسی ممنوعیت ورود غیر مسلمانان به فضای مسجد بوده است. تعدادی از جهانگردان و مقامات خارجی در سفرنامههای خود به این موضوع اشاره کردهاند.48 از اواخر دهۀ 1330ش گزارشهایی از ورود و بازدید مقامات خارجی مانند ملکۀ انگلستان و ملکۀ بلژیک وجود دارد49 که نشان میدهد در این دوران بازدید غیر مسلمانان از مسجد جامع عباسی آزاد شده بود. با این حال در دوران پس از انقلاب اسلامی 1357ش برخی گزارشها نشان میدهد که مسجد جامع عباسی کاربری عبادی خود را بازیافته و ورود بازدیدکنندگان به آن ممنوع بوده است.50 تاریخ گشایش مجدد مسجد جامع عباسی بر روی بازدیدکنندگان مشخص نیست.
همزمان با روزهای شروع انقلاب اسلامی 1357ش، نام مسجد شاه و میدان نقش جهان* در زبان مردم به مسجد امام و میدان امام شهرت یافت. منظور از «امام» لقبی بود که برای رهبر انقلاب آیةالله خمینی به کار میرفت. سنت برگزاری نماز جمعه* که با شروع انقلاب در اصفهان احیا شده بود، در مسجد مُصلّی* واقع در خیابان میر و در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب و سالهای پس از آن، در میدان نقش جهان و گاهی در اوقات گرم تابستان یا روزهای بارانی زمستان، در مسجد جامع عباسی (مسجد امام) اقامه میشد. پس از نوسازی و گسترش مسجد مُصلّی، نماز جمعه در مسجد جامع عباسی به ندرت برگزار میشود. موضوع مهم دیگر این است که در دورۀ جمهوری اسلامی کاربرد علمی جامع عباسی ادامه نیافته است. مشخص نیست در چه سالی طلاب ساکن در حجرههای مسجد به محل دیگری منتقل شدهاند. امروزه این بنا اثری تاریخی و فرهنگی محسوب میشود که حفظ آن از نظر معماری، گردشگری و هویت تاریخی اهمیت زیادی یافته است. در ساعتهای غیر اقامۀ نماز، گردشگران مسلمان و غیرمسلمان با خرید بلیت میتوانند از فضای مسجد دیدن کنند.
/گلریز نفیسی/
منابع
علاوه بر گزارشهای مذکور در متن موجود در سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی منطقۀ مرکزی کشور.
اسکندر منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، چاپ ایرج افشار، تهران: امیرکبیر، 1382ش.
اسناد موقوفات اصفهان، سرپرست علمی: صادق حسینی اشکوری، قم: مجمع ذخائر اسلامی، 1388ش.
اصفهان: از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول( گزیدۀ روزنامه ها)، [گردآوری] عبدالمهدی رجائی، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1386ش.
اکرامی، محمدصادق، «برنامۀ کتیبهنگاری در مسجد جامع عباسی اصفهان»، رسالۀ دکتری، دانشگاه شهید بهشتی، 1404ش.
امام خمینی، استفتائات امام خمینی(س)، ج7، تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، 1392ش.
بشارت، علیاحمد، میراث فرهنگی اصفهان به روایت سید احمدعلی بشارت، به اهتمام مسعود سید بنکدار، اصفهان: نقش مانا، ۱۴۰۱ش.
جابری انصاری، حسن، تاریخ اصفهان، چاپ جمشید مظاهری، اصفهان: مشعل ، 1378ش.
جناب اصفهانی، علی، الاصفهان، چاپ محمدرضا ریاضی، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1376ش.
حاج سیاح، محمدعلی، خاطرات حاج سیاح، یا، دورۀ خوف و وحشت، به کوشش حمید سیاح، به تصحیح سیف الله گلکار، تهران: امیرکبیر، 1359ش.
خاتون آبادی، عبدالحسین بن محمدباقر، وقایع السنین و الاعوام، یا، گزارشهای سالیانه از ابتدای خلقت تا سال 1195 هجری، چاپ محمد باقر بهبودی، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1352ش.
دیولافوا، ژن هانریت ماگر، ایران، کلده و شوش، ترجمۀ محمدعلی فره وشی، چاپ بهرام فره وشی، تهران: دانشگاه تهران، 1371ش.
رستم الحکما، محمدهاشم، رستم التواریخ، چاپ محمد مشیری، تهران: چاپخانۀ تابان، 1348ش.
رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، آثار ملّی اصفهان، تهران: انجمن آثار ملّی، 1352ش.
روزن، مادفون، سفری بدور ایران، ترجمۀ علی محمد عبادی، تهران: پاژنگ، 1369ش.
سانسون، فرانسوا، سفرنامۀ سانسون: وضع کشور شاهنشاهی ایران در زمان شاه سلیمان صفوی، ترجمۀ تقی تفضلی، تهران: کتابفروشی ابن سینا، 1346ش.
سپنتا، عبدالحسین، تاریخچۀ اوقاف اصفهان، اصفهان: ادارۀ کل اوقاف منطقۀ اصفهان، ۱۳۴۶ش.
شاردن، ژان، سیاحتنامۀ شاردن، ترجمۀ محمد عباسی، تهران: امیرکبیر، ج2، 1335ش، ج4، 1350ش.
شاملو، ولی قلی بن داوود قلی، قصص الخاقانی، چاپ حسن سادات ناصری، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1374-1371ش.
فلاندن، اوژن ناپلئون، سفرنامۀ اوژن فلاندن به ایران، ترجمۀ حسین نورصادقی، تهران: اشراقی، 1356ش.
کازاما، آکیو، سفرنامۀ کازاما: سفرنامه و خاطرات آکی ئو کازاما نخستین وزیر مختار ژاپن در ایران، ترجمۀ هاشم رجب زاده، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1380ش.
محمد معصوم، خلاصة السیر: تاریخ روزگار شاه صفی صفوی، تهران: علمی، ۱۳۶۸ش.
ملا کمال منجّم، تاریخ ملا کمال، در دو کتاب نفیس از مدارک اولیۀ تاریخ صفویان، چاپ ابراهیم دهگان، اراک: چاپ فروردین،] ?1334ش[ .
مهدوی، مصلح الدین، دانشمندان و بزرگان اصفهان، تصحیح، تحقیق و اضافات رحیم قاسمی و محمدرضا نیلفروشان، اصفهان: گلدسته، 1383-1384ش.
نصیری، محمدابراهیم بن زین العابدین، دستور شهریاران: سالهای 1105 تا 1110 ه.ق پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی، چاپ محمد نادر نصیری مقدم، تهران: بنیاد موقوفات ایرج افشار ، 1373ش.
وحید قزوینی، محمدطاهر بن حسین، تاریخ جهانآرای عباسی، چاپ سعید میرمحمدصادق، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1383ش.
همایی، جلال الدین، تاریخ اصفهان: حوادث و وقایع و حکام و سلاطین اصفهان، به کوشش ماهدخت بانو همایی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1395ش.
هنرفر، لطف الله، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، اصفهان: ثقفی، 1350ش.
Babayan، Kathryn. Mystics, monarchs, and messiahs: cultural landscapes of early modern Iran, Cambridge, Mass.: Harvard University Press, 2002.
Khoury، Nuha N. N. “Safawid epigraphy in Isfahan: The Masjid-i Shah”, M.A.، University of Victoria, 1983.
Stewart, Charles Edward, Through Persia in disguise, ed. Basil Stewart, London: G. Routledge and Sons, 1911.
Thévenot, Jean de, The travels of Monsieur de Thévenot into the Levant, London: H. Clark,1687.
- سانسون، ص67.[↩]
- اسکندر منشی، ج۲، ص۸۳۱.[↩]
- هنرفر، ص429.[↩]
- نگاه کنید به: جامع عباسی*، مسجد، بخش معماری.[↩]
- خاتونآبادی، ص 501؛ ملا کمال منجّم، ص۸۱؛ نیزنگاه کنید به: هنرفر، ص429: متن کتیبه سردر مسجد که در آن شاه عباس پرداخت مخارج ساخت مسجد از مال خالص خود را اعلام کرده است.[↩]
- برای مطالعه متن وقفنامه و جزئیات آن نگاه کنید به: سپنتا، ص 51-61؛ اسناد موقوفات اصفهان، دفتر6، ص 215-229.[↩]
- سپنتا، ص57 – 58؛ اسناد موقوفات اصفهان، دفتر6، ص 223-225.[↩]
- سپنتا، ص 60؛ اسناد موقوفات اصفهان، دفتر6، ص 228-229.[↩]
- سپنتا، ص 58 – 59؛ اسناد موقوفات اصفهان، دفتر6، ص 223-225.[↩]
- سپنتا، ص51-55؛ اسناد موقوفات اصفهان، دفتر6، ص215 -222.[↩]
- سپنتا، ص49 -50؛ نیز نگاه کنید به: رفیعی مهرآبادی، ص667، که درباره این سنگنوشته گفته است : «… میگویند در قدیم بر روی آن وقفنامه موقوفات نوشته شده بوده که در زمان نادرشاه آن را محو کردهاند و فقط این عبارت خوانده میشود «بسم الله الرحمن و الرحیم».[↩]
- شاردن، ج2، ص123.[↩]
- فلاندن، ص160؛ روزن، ص266؛ جابری انصاری، ص147؛ جناب اصفهانی، ص178.[↩]
- شاردن، ج۴، ص ۱۴۳۶.[↩]
- خاتونآبادی، ص575.[↩]
- همان، ص572.[↩]
- هنرفر، ص449.[↩]
- Babayan, p.214, no.27, p.234; Khoury, p.157-158.[↩]
- برای جزئیات بیشتر دربارهٔ فهرست کتیبههای بنا، بحث دربارۀ ضبطهای مختلف از متن کتیبههای مسجد، تغییرات پدیدآمده در کتیبههای مسجد، و بحث درباره نظم از پیش اندیشیده شده برای انتخاب کتیبههای حدیثی و قرآنی و بررسی سایر گزینههای محتمل برای فردِ انتخابکنندهٔ حدیثها و آیهها، نگاه کنید به: اکرامی، 1404ش.[↩]
- در متن وقفنامه به صورت مشخص به هزینههای مربوط به مراسم تاسوعا و عاشورا در مسجد جامع عباسی اشاره شده است؛ در این باره نگاه کنید به: سپنتا، ص57.[↩]
- وحید قزوینی، ص 728 از حضور شاه عباس دوم برای اقامه نماز جمعه در مسجد جامع عباسی خبر داده است: «اعلیحضرت ظل الرحمن… به مسجد جامع عباسی دارالسلطنه اصفهان تشریف شریف ارزانی داشته به ادای نماز جمعه قیام و اقتدا به جناب مولانا محمد محسن کاشانی فرمودند…».[↩]
- شاردن، ج2، ص640.[↩]
- برای نمونههای از مراسم تشییع در جامع عباسی نگاه کنید به: نصیری، ص 33؛ در این کتاب از مرگ شاه سلیمان دوم و تشییع جنازهاش و مراسم سوگواری و دعا گزارش شده که در مسجد جامع عباسی برگزار شده است؛ نیزنگاه کنید به: خاتونآبادی، ص 572، که به تشییع حاکم اصفهان میرزاعبدالوهاب اشاره کرده است.[↩]
- اسناد موقوفات اصفهان، دفتر6، ص 225: در متن وقفنامه آمده است که «مدرسین یازده نفر…که دو یوم از ایام هفته را تعطیل و باقی ایام را به امر تدریس در مسجد مزبوره قیام نمایند…»، که نشاندهنده کاربرد علمی مسجد جامع عباسی بوده است.[↩]
- خاتونآبادی، ص 532.[↩]
- مهدوی ، ص91.[↩]
- برای نمونههایی از خواندن خطبه پادشاهی در جامع عباسی نگاه کنید به: محمد معصوم ، ص 39؛ ملا کمال منجّم، ص81؛ شاملو، ص 208 -209، هرسه منبع دربارۀ خطبۀ شاه صفی است؛ خاتونآبادی، ص530، دربارۀ خطبۀ شاه سلیمان دوم.[↩]
- برای متن کتیبه نگاه کنید به: هنرفر، ص444-446.[↩]
- نصیری، ص۲۱.[↩]
- برای متن کتیبه نگاه کنید به: هنرفر، ص435 – 436.[↩]
- سپنتا، ص61.[↩]
- رستم الحکما، ص168، براساس گزارش این منبع در این دوره یک بار در حین برگزاری نماز جمعه در جامع عباسی سوءقصدی به جان اشرف افغان اتفاق میافتد.[↩]
- برای متن کتیبه نگاه کنید به: هنرفر، ص458.[↩]
- برای متن کتیبه نگاه کنید به: همان، ص459.[↩]
- برای خواندن شرح نمونههایی از این بستنشینی نگاه کنید به: حاج سیاح ، ص612-613؛ همایی، ص 701؛ اصفهان: از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول، ص 159-163[↩]
- گزارش این واقعه در روزنامۀ جهاد اکبر به تاریخ چهارشنبه 21محرم 1325 به چاپ رسیده است.[↩]
- اصفهان: از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول ، ص ۹۰- ۹۱.[↩]
- همان، ص11.[↩]
- گزارش این واقعه در دو روزنامۀ اصفهان به چاپ رسید: «قضیۀ نتیجۀ استبداد» در روزنامۀ جهاد اکبر، 19محرم 1327، و دیگری در روزنامۀ ناقور، 4 صفر 1327 ، نگاه کنید به: اصفهان: از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول، ص 214-217. نیز نگاه کنید به: همایی، ص 698-703؛ حاج سیاح ، ص 611-615.[↩]
- تعدادی از این گزارشها در روزنامۀ اخگر آمده است؛ نگاه کنید به: «ما حق حیات داریم» ، اخگر، سال 1، ش27، 14 آذر 1307؛ «ما حق حیات داریم»، اخگر، سال 1، ش31، 19 آذر1307؛ «خرابی طاق چارسو مقصود»، اخگر، سال1، ش 69، 18 بهمن 1307 و «قابل توجه حکومت جلیله و ریاست نظمیه»، اخگر، سال اول، ش96، 11 فروردین 1307.[↩]
- برای گزارش این واقعه نگاه کنید به:«اقدامات معارف و اوقاف اصفهان دربارۀ مسجد شاه»، اخگر، سال 2، ش 435، 10 مهر 1309.[↩]
- این موضوع در روزنامههای آن زمان پراکنده به چاپ رسیده است؛ برای نمونه نگاه کنید به: «مرثیه بر آثار تاریخی اصفهان»، راه نجات، سال 5، ش 17، 8 شهریور۱۲۹۹؛ سعید نفیسی، «آثار تاریخی اصفهان یا علائم بیحسی ما»، اخگر، 23تیر ۱۳۰۸و «موقوفات مسجد شاه دست کیست؟»، اخگر، سال 1، ش 173، 20 مرداد ۱۳۰۸.[↩]
- اصفهان: از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول، ص347 – 348.[↩]
- نگاه کنید به: سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی منطقۀ مرکزی کشور، «برگزاری امتحانات در مسجد شاه اصفهان و درخواست برگزاری امتحانات دختران بی حجاب و اقلیتهای مذهبی در مکان دیگر»،1323ش، گزارش ش 97/264/42.[↩]
- بشارت، ص 94-95.[↩]
- همان، ص93.[↩]
- نگاه کنید به: سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی منطقۀ مرکزی کشور، «برگزاری مجلس ترحیم آیت الله شیرازی در مسجد شاه اصفهان»، 1325ش، گزارش ش 97/264/443؛ «برگزاری مجلس ختم ناظم کارخانۀ وطن اصفهان در مسجد شاه»، 1331ش، گزارش ش 97/264/433؛ «برگزاری مجلس ترحیم برای افسران و سربازان شهید فاجعۀ سمیرم در مسجد شاه اصفهان»، 1341ش، گزارش ش 97/264/410.[↩]
- دیولافوا (ص318-320) اشاره کرده که برای ورود به مسجد سختیهایی وجود داشته و مجبور به هماهنگیهای خاصی شدهاند؛ کازاما (ص 72) اشاره کرده که به عنوان نخستین وزیرمختار غیرمسلمان وارد مسجد شده است؛ تونوف (Thévenot) اشاره کرده که مسیحیان اجازۀ ورود به مسجد را نداشتهاند و او با پوشیدن لباس مبدل وارد شده است(ص80-81)؛ استوارت (Stewart) اشاره می کند که اجازۀ ورود به مسجد را نداشته است(ص259).[↩]
- اشاره به بازدید ملکۀ انگلستان در تاریخ 1339( بشارت، ص 88-90) و بازدید ملکۀ هلند در تاریخ 1342ش (بشارت، ص137).[↩]
- در تاریخ 7/8/1358 از دفتر امام خمینی سوال شده است که “…مسجد امام خمینى (شاه سابق) در اصفهان – که بعد از انقلاب، فقط مخصوص عبادت و برنامههاى مذهبى مىباشد – را مىخواهند مثل سابق؛ یعنى زمان اختناق، دوباره براى تماشاى آن بلیط بفروشند…. خواهشمند است وضع مسجد را روشن نمایید که آیا بلیط بگذارند براى فروش یا اینکه فقط براى برنامههاى مذهبى باشد؟” که پاسخ داده شده است که برای برنامههای مذهبی مورد استفاده قرار بگیرد( نگاه کنید به: امام خمینی، ج 7، ص22).[↩]