علیرضا عباسی (تبریزی)، کتیبهنویس و خوشنویس شهیر ایرانی در سدههای دهم و یازدهم.
از تاریخ تولد و اوایل زندگی علیرضا اطلاع زیادی در دست نیست. احتمالاً اواسط سدۀ دهم در تبریز به دنیا آمد. خطوط ششگانه و فنون کتیبهنویسی* را نزد علاءالدین محمد تبریزی آموخت که خود شاگرد داییاش، علیبیگ تبریزی (متوفی 958) کتیبهنویس صاحبنام، بود. بااینحال، در کتاب روضاتالجنان و جنّاتالجنان که دربردارندۀ شرح حال علاءالدین محمد و علیبیگ تبریزی و سلسلۀ خوشنویسان تبریز است، از علیرضا یاد نشده است.1 در رسالۀ کشفالحروف نیز که بارها از شیوۀ خوشنویسی تبریزیها و خوشنویسانی چون علاءالدین محمد و عبدالباقی تبریزی یاد شده، از علیرضا سخنی به میان نیامده است.2 گفته شده علیرضا در تبریز خط نستعلیق را از محمدحسین تبریزی آموخت اما در رسالۀ مناقب هنروران نام علیرضا بین شاگردان این خوشنویس دیده نمیشود.3 میتوان پنداشت در این زمان علیرضا در آغاز راه بوده و هنوز در جمع خوشنویسان تبریز اعتباری نداشته است.
در 993، پس از تصرف تبریز به دست عثمانیان، علیرضا به قزوین، پایتخت صفویان، مهاجرت کرد و در مسجد جامع قزوین به کتیبهنویسی و کتابت قرآن و قطعهنویسی مشغول شد. نقطۀ عطف زندگی علیرضا پیوستن به دربار فرهادخان قرامانلو، از فرماندهان نظامی شاهعباس، بود که علیرضا را دو سال با خود به خراسان و مازندران برد.4 شوال 1001 علیرضا بنابه خواسته و ارادۀ شاهعباس در سِلک مُلازمان یعنی همراهان وی درآمد و در اصفهان، پایتخت جدید صفویان*، ساکن شد.5 از آن پس، آثارش را بهجای «علیرضا تبریزی» با عنوان «علیرضا عباسی» رقم زد.
علاقه و اعتماد شاهعباس به علیرضا موجب شد در 1006 او بهجای صادقبیگ افشار (متوفی 1018)، نگارگر نامدار، به ریاست کتابخانۀ سلطنتی منصوب شود. گویا نارضایتی صادقبیگ از این برکناری زمینهساز اختلافات بعدی میان این دو هنرمند شد، چنانکه صادقبیگ در ذیقعدۀ همان سال از کوتاهی علیرضا در تکمیلکردن مُرَقّع «خرقه»، دربردارندۀ نمونهآثار خوشنویسان و نقاشان، به شاهعباس* شکایت کرد و شاه خواهان پیگیری این کار شد.6 علیرضا با حمایت شاهعباس در اصفهان به ثروت و مُکنت فراوانی دست یافت، چنانکه گفته شده است شاهعباس برای توسعۀ میدان نقشجهان* و احداث مسجد جامع عباسی* در 1020، املاک علیرضا را در جنوب میدان نقش جهان به قیمت سیصد تومان خرید و همان سال برای احداث محلۀ تبریزیان، باغ جنّت را از او گرفت.7
موضوع رابطۀ علیرضا عباسی و قتل میرعماد قزوینی از مسائل بحثبرانگیز تاریخ خوشنویسی است. از آنجا که خصلتهای متناقض شاهعباس از مهربانی و سادگی تا قاطعیت و خونریزی در تغییر بود،8 شرط ماندگاری تابعیت محض از رأی و ارادۀ شاه بود. منابع مرتبط با دربار صفوی، همچون عالمآرا اثر اسکندربیگ منشی ترکمان، نمیتوانستهاند از نقش شاهعباس در قتل میرعماد آشکارا سخن بگویند. گفته شده است اتهام تسنّنگرایی به میرعماد همچنین صراحت و جسارت و زبان معترض و تند او در برابر شاهعباس زمینهساز قتل این خوشنویس بوده است.9 اما نظر به اینکه علیرضا عباسی «بسیار پاکیزهوضع و آدمیروش» توصیف شده است،10 دستداشتن وی در قتل میرعماد بعید مینماید. با توجه به اینکه پس از سال 1038 اثری از علیرضا عباسی شناسایی نشده است، میتوان پایان حیات وی را مصادف با پایان حیات ولینعمتش، شاهعباس، در نظر گرفت.
شیوۀ علیرضا در کتیبهنگاری ثلث
در سدههای دهم و یازدهم انبوه خوشنویسان کتیبهنگار با یکدیگر در رقابت بودند. عبدالباقی تبریزی، هممشق علیرضا عباسی در حلقۀ شاگردان علاءالدین محمد تبریزی، قلم ثلث را به غایت استادانه مینگاشت، چندان که مراتب وی را حتی بالاتر از علیرضا عباسی دانستهاند.11 محمدصالح مولوی و محمدباقر بنّا نیز از کتیبهنویسان توانا بودند. صحیفی جوهری شیرازی دیگر کتیبهنویس پرکار روزگار علیرضا عباسی بود. کتیبهنویسان گمنامی، چون غیاثالدینعلی جوهری شیرازی، کتیبهنگار امامزاده هفدهتن گلپایگان با تاریخ 1031، در همین شمارند.12
سبک علیرضا عباسی در مفردات کتیبهنگاری ثلث وامدار شیوۀ علاءالدین تبریزی است اما در ترکیب و چیدمان کتیبه* میتوان گفت وی در نخستین کتیبههایش، ازجمله بر سردر عالیقاپوی قزوین، با اثرپذیری از سبک دورۀ تیموریان عمدتاً بر سنگینی کرسی اول (کرسی ذیل) و خلوت و سبکی کرسی بالا (کرسی صدر) تأکید میکرد. در نمونههای بعد، علیرضا به سبک مستقل خود رسید که اساس آن تنظیم و توالی یکدست حروف در کرسی صدر و ذیل و رعایت تراکم و خلوت سنجیده و متناسب در کلیت کتیبه بود (تصاویر 1 و 2).


علیرضا عباسی در راقمۀ کتیبههایش از دو قلم نستعلیق و ثلث استفاده کرده است. در این بین، چهارده رقم به ثلث و چهار رقم به نستعلیق دارد. ترکیبهای متنوع از ویژگیهای رقمزدن علیرضا عباسی است.
کتیبههای نستعلیق علیرضا
در مقایسه با کتیبههای ثلث، از کتیبههای نستعلیق علیرضا عباسی نمونههای کمتری بر جا مانده است. برخی رقمهای وی به قلم نستعلیق در انتهای کتیبههای ثلث گرداگرد ساقۀ گنبد حرم رضوی، الواح طلای صندوق پیشین مرقد امام رضا علیهالسلام، و کاروانسرای گنجعلیخان کرمان، گویای علاقۀ وی به کتیبهنگاری نستعلیق است. در این کتیبهها تأثیر سبک میرعلی هروی، نستعلیقنویس سدۀ دهم، را میتوان دید.
جدول کتیبههای علیرضا عباسی بر اساس مکان، تاریخ، نوع قلم، جنس و محتوای کتیبه
| ردیف | محل کتیبه | تاریخ | نوع قلم | جنس | محتوای کتیبه |
| 1 | سردر عالیقاپوی قزوین | بین سالهای 1001 تا 1007 | کاشی معرّق | ذکر بانی بنا، شاهعباس صفوی | |
| 2 | سردر کاروانسرای گنجعلیخان کرمان |
1007 |
ثلث با رقم نستعلیق |
کاشـی
|
ذکر گنجعلیخان، بانی کاروانسرا، و ستایش شاهعباس |
| 3 | مسجد مقصودبیگ | 1011 | ثلث | کاشی معرّق | ذکر بانی بنا و ستایش شاهعباس |
| 4 | سردر مسجد شیخ لطفالله* | 1012 | ثلث | کاشی معرّق | ذکر بنای مسجد به امر شاهعباس |
| 5 | گرداگرد ساقۀ گنبد رضوی | 1016 | ثلث با رقم نستعلیق | طلا | شرح سفر پیادۀ شاهعباس از اصفهان به مشهد به قصد زیارت و تعمیر و توسعۀ حرم رضوی |
| 6 | سردر مسجد جامع عباسی اصفهان | 1020 | ثلث | کاشی معرّق | ذکر بنای مسجد به امر شاهعباس |
| 7 | بقعۀ شیخ امینالدین جبرائیل در کلخوران اردبیل | 1021 | ثلث | گچ | سخنان حکمتآمیز امام علی (ع) در نهجالبلاغه |
| 8 |
کاروانسرای رباط خرگوشی شهر عقدا، نزدیک یزد |
1023 |
ثلث |
سنگ |
فرمان شاهعباس جهت احداث بنا و طب رحمت برای شاهطهماسب |
| 9 | زیر طاق گنبد رضوی | 1024 | ثلث | گچ
(آینهکاریشده) |
آیات آغازین سورۀ جمعه |
| 10 | گرداگرد گنبد بقعۀ خواجهربیع | 1024 | ثلث | کاشی معرّق | اشاره به امر شاهعباس در ساخت بنا و حدیث نبوی در ذکر خصال مؤمنان و اولیاءالله |
| 11 | زیر گنبد مسجد شیخ لطفالله | 1025 | ثلث | کاشی معرّق | کتیبۀ بالا: روایتی از پیامبر اکرم دربارۀ آداب ورود به مسجد
کتیبۀ پایین: تمام آیات سورههای جمعه و نصر و عباراتی در حمد خدا و نعت پیامبر اکرم |
| 12 | داخل بقعۀ خواجهربیع | 1026 | ثلث | گچ | روایتی از جابر انصاری در شرح آیۀ اولوالأمر از زبان پیامبر اکرم |
| 13 | ورودی اصلی رواق شیخ طوسی (طاق ایوان غربی) در حرم رضوی | بین سالهای 1024 تا 1026 | ثلث | کاشی معرّق | حدیثی منقول از صحیح بخاری در شأن پنج تن آلعبا و شأن نزول آیۀ 33 سورۀ احزاب، حدیثی از پیامبر اکرم در مقام والای حضرت فاطمه (س) و در ادامۀ کتیبه، حدیث دیگری از پیامبر اکرم به نقل از جابربنعبدالله انصاری و تفسیر آیۀ 59 سورۀ نساء (آیۀ اولوا الامر) |
| 14 | ایوانچههای دو جانب ورودی اصلی رواق شیخ طوسی در حرم رضوی | بین سالهای 1024 تا 1026 | ثلث | کاشی معرّق | آیات 58 سورۀ بقره و 73 سورۀ زمر |
| 15 | قدمگاه نیشابور | احتمالاً بین 1024-1026 | ثلث | گچ | 11 آیۀ نخستین سورۀ جمعه |
| 16 | سردر ایوان آبانبار مجموعۀ شیخ جام | —— | نستعلیق | گچ | مدح بانی و ذکر امام حسین (ع) هنگام نوشیدن آب |
| 17 | الواح طلای صندوق پیشین مرقد رضوی | —— | ثلث | طلا | آیةالکرسی |
| 18 | الواح طلای صندوق پیشین مرقد رضوی | —— | نستعلیق | طلا | اشعاری در مدح امام رضا (ع) |
| 19 | بالای سردر مسجد شیخ لطفالله | 1028 | نستعلیق | کاشی معرّق | عبارت «مایۀ محتشمی خدمت اولاد علی» و احتمالاً کتیبۀ رقم «محمدرضا بن استاد حسین بناء اصفهانی» |
| 20 | آرامگاه شاهاسماعیل در بقعۀ شیخ صفیالدین اردبیلی |
1037
|
ثلث |
گچ |
سخنانی از امام علی (ع) دربارۀ رزّاقیت خداوند و اندرز به مردم |
کتابت مُصحَف
طبق گزارش صاحب گلستان هنر، علیرضا در مسجد جامع قزوین به کتابت مصحف مشغول بود.13 از مصحفهای دستنویس علیرضا در قزوین نمونهای به جا نمانده است اما کتابت یک نسخه قرآن نفیس، محفوظ در کتابخانۀ آستان قدس رضوی، به علیرضا منسوب شده است. به احتمال بسیار، علیرضا طی سالهای 1010 تا 1012، در مدت اقامت در مشهد، این مصحف را به سفارش شاهعباس کتابت کرده است.14 نام شاهعباس و نفاست این مصحف انتساب کتابت آن را به علیرضا محتملتر میکند.
شیوۀ کلی کتابت این قرآن به قلم زرّین مُحرّر و قلم سیاهی است که با نگارش متناوب و یکدرمیان سطرها به قلم زر و سیاهی نوعی تضاد رنگی مطلوب ایجاد کرده است. تمام سطور زرّین و جلّی با خطوط بسیار باریک و مویین دورگیری شدهاند. برخی سطور مصحف به شیوۀ سطرنویسی و سطور دیگر با الهام از کتیبهنگاری و بهویژه ترکیببندی کتیبهای کتابت شدهاند. شیوۀ کتیبهنگارانۀ این قرآن با فشردگی و تراکم بیشازحد، ایجاد تنوّع در جابهجایی حروف و کلمات که در برخی سطور با تمام دانگ قلم و اصطلاحاً جلّینویسی انجام شده است، نوعی اشارت پنهان در باب علایق خاص کاتب این قرآن به سنّت کتیبهنگاری است که در آن ترکیب و سوار و پیادهکردن حروف ارزش بصری فراوانی دارد. به نظر میرسد علیرضا در کتابت این مصحف بیشتر به سبک قرآننویسی باعظمت و کتیبهمانند سدۀ هشتم تا دهم، بهویژه شیوۀ کتابت قرآن در عصر تیموری نظر داشته است و این امر با توجه به دسترس علیرضا، در مقام ریاست کتابخانۀ سلطنتی، به مصحفهای آن دوره محتمل مینماید.15 (تصویر3)

از قلم نسخ علیرضا عباسی قطعهای به شیوۀ علاءالدین تبریزی حاوی سخنان بزرگان دین و حکمت در مجموعۀ شخصی علی خوشنویسزادۀ اصفهانی باقی مانده است (تصویر4).

شیوۀ نستعلیق علیرضا
1. قطعهنویسی و چلیپا
آثار تاریخدار علیرضا عباسی به قلم نستعلیق زیاد نیست. با آنکه در گلستان هنر از اشتغال علیرضا «به کتابت و قطعهنویسی» یاد شده است،16 گویا او در دربار شاهعباس کمتر از دیگر خوشنویسان آن روزگار به قطعهنویسی و کتابت میپرداخت. اثر یگانهای با رقم علیرضا تبریزی حاوی شعری به زبان ترکی (محفوظ در مجموعۀ کریمزاده تبریزی؛ تصویر 5)، ازجمله آثار علیرضا پیش از پیوستن او به دربار صفویان است و تأثیر شیوۀ محمدحسین تبریزی را نشان میدهد.

بااینحال علیرضا در نستعلیق بیشتر پیرو شیوۀ میرعلی هروی بود و از ظرفیتهای کتیبهنگاری نیز در ترکیب و چیدمان کلی اثر استفاده میکرد. شاکلۀ حروف نستعلیق علیرضا عباسی با دانگ بالاتری نسبت به دستخط میرعماد نوشته شده است که این امر از تأثیر کتیبهنگاری او حکایت دارد. از مجموع آثار علیرضا عباسی، بهخصوص چلیپاهای او، پیداست وی شیوۀ میرعلی هروی را رونق و اعتبار بیشتری بخشید و این شیوه را به کمال رساند. گویی او حد فاصلی میان سبک بهکمالرسیدۀ میرعلی هروی و سبک منحصربهفرد میرعماد است (تصویر 6). سیاهمشقی یگانه نیز با رقم علیرضا عباسی در کتابخانۀ دانشگاه استانبول محفوظ است.17


2. مُرقع و نسخهها
ـ مرقع ششصفحهای حاوی ابیاتی از جامی، با تاریخ 1007 (مجموعۀ هنر و تاریخ تراستi؛ تصویر 7)؛18.
– مناجاتنامۀ چهار صفحهای خواجه عبدالله انصاری، با تاریخ 1008 به سفارش میرعبدالقادر معصومی در مشهد (کتابخانۀ آستان قدس رضوی)؛
– نسخۀ تاریخ بایزید خواندگار روم (موزۀ آسیایی آکادمی علوم روسیه، سنپترزبورگ) در 145 صفحۀ نُهسطری با تاریخ 1010؛19
– نسخۀ مثنوی مخزنالاسرار حیدر خوارزمی، با تاریخ 1027 (کتابخانۀ توپقاپیسرای) که پیش از آن، در 1023، کتابت و تصویرسازی آن با همکاری رضا عباسی نقاش و میرعماد ناتمام مانده بود.20
شاگردان علیرضا عباسی
علیرضا احتمالاً بهسبب اشتغال به کتیبهنویسی و ریاست کتابخانۀ سلطنتی همچنین رفاه حاصل از حمایتهای درباری انگیزه و فرصت شاگردپروری نداشت؛ ازاینرو، برخلاف میرعماد، حلقۀ شاگردان و پیروان او چندان پرشمار نیست. فرزندان علیرضا، بدیعالزمان و محمدرضا مشهور به میرزاخانبیگ، ازجمله شاگردان او بودند. بدیعالزمان که با تخلّص «بدیعا» شعر میسرود و نستعلیقنویسی توانا بود، همچون پدرش مورد احترام شاهعباس بود و دستکم تا عصر شاهصفی زندگی کرد.21 محمدرضا در خط ثلث و نسخ مهارت داشت و نسخۀ رجال کبیر (کتابخانۀ دانشگاه تهران) را به نسخ خَفیّ با سرعنوانهایی به قلم رقاع کتابت کرد.22 نعمتالله مشهدی در دورۀ اقامت علیرضا در قزوین از او نستعلیق آموخت. مولانا فغانالدین بلبل از دیگر پیروان علیرضا دانسته شده است که به خطوط ثلث و نسخ و رقاع خوشنویسی میکرد.23 از آقاحسین لواسانی، خوشنویس و شاعر قرن یازدهم، نیز یاد شده که مورد توجه خاص شاهعباس بوده و علیرضا در قطعهای وی را به ذوفنون ملقّب کرده است.24 از پیروان علیرضا در کتیبهنویسی علاوهبر محمدرضا امامی و فرزند و نوهاش، محمدمحسن و علینقی، باید از عبدالرحیم جزایری، کتیبهنویس اواخر دورۀ صفوی، و صدها خوشنویس دیگر یاد کرد که قرنها از روی کتیبههای استادانۀ علیرضا مشق نظری و عملی کردهاند.25 (تصویر 8)

جعل آثار علیرضا عباسی
آوازۀ علیرضا عباسی و همنامی او با چند خوشنویس علیرضا نام دیگر به ابهام در شناسایی برخی آثار این خوشنویس منجر شده است. از علیرضای کاتب که در بخارا میزیسته، آثاری بین سالهای 930 تا 990 بر جا مانده است.26 همنامی این خوشنویسان به رواج آثار جعلی نیز دامن زده است؛ چنانکه کتابت نسخهای از «قصیدۀ بُرده» در موزۀ ملی قرآن، سورۀ یاسین در کتابخانۀ برلین و مُرقّعی به شمارۀ 7450 در کتابخانۀ دانشگاه تهران به علیرضا عباسی نسبت داده شده است درحالیکه عیار خط این آثار در مقایسه با دیگر دستخطهای بازمانده از علیرضا عباسی چندان قوی و پُرمایه نیست.27 (تصویر 9)

/شهاب شهیدانی/
منابع
ابن کربلائی ، روضات الجنان وجنات الجنان ، چاپ جعفر سلطان القرائی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1344-1349ش.
اصفهانی، محمدصالح، تذکرةالخطاطین، چاپ پژمان فیروزبخش، در نامۀ بهارستان، دفتر 11-12، 1385-1384ش؛
اوحدی بلیانی، تقیالدین محمدبنمحمد، تذکرۀ عرفات العاشقین و عرصات العارفین، چاپ محسن ناجی نصرآبادی، تهران: اساطیر، 1388ش؛
بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران: علمی، 1363ش؛
شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی: منتخب قطعات نستعلیق، مشهد: سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، 1391ش؛
شکراللهی، احسانالله، «تصحیح رسالۀ کشفالحروف عنایتالله شوشتری»، در مجموعه مقالات خوشنویسی: گردهمایی مکتب شیراز، به کوشش حمید رضا قلیچ خانی، تهران: موسسۀ تألیف، ترجمه ونشر آثار هنری، متن، 1390ش؛
شهیدانی، شهاب، تحولات خوشنویسی عصر صفوی با تکیه بر آثار و احوال علیرضا عباسی، اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1398ش؛
عالیافندی، مصطفی، مناقب هنروران، ترجمه و تحشیۀ توفیق ه. سبحانی، تهران: سروش، 1369ش؛
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران: دانشگاه تهران، 1347ش؛
قلیچخانی، حمیدرضا، علیرضا عباسی، تهران: پیکره، 1395ش؛
منجم یزدی، جلالالدین محمد، تاریخ عباسی، یا، روزنامۀ ملاجلال، چاپ سیفالله وحیدنیا، تهران: وحید، 1366ش؛
منشی قمی، احمدبنحسین، گلستان هنر، چاپ احمد سهیلی خوانساری، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1366ش؛
نصرآبادی، محمدطاهر، تذکرۀ نصرآبادی، چاپ حسن وحید دستگردی، تهران: ارمغان، 1317ش؛
هراتی، محمدمهدی، هنرپژوهی در برگزیدۀ قرآن کریم به خط و کتابت علیرضا عباسی، تهران: فرهنگستان هنر، 1387ش؛
Soudavar, Abolala, Art of the Persian courts: selections from the Art and History Trust collection, NewYork:Rizzoli,1992.
- Art and History Trust Collection[↩]
- منشی قمی، ص40؛ ابن کربلائی ، ج1، ص370 – 371.[↩]
- شکراللهی، ص159-167.[↩]
- عالیافندی، ص87.[↩]
- منشی قمی، ص40، 125.[↩]
- منجم یزدی، ص119؛ منشی قمی، ص125.[↩]
- اوحدی بلیانی، ج4، ص2123 – 2124؛ منجم یزدی، ص 170.[↩]
- منجم یزدی، ص411-413.[↩]
- فلسفی، ج2، ص77.[↩]
- اصفهانی، ص 19.[↩]
- نصرآبادی، ص207.[↩]
- همانجا.[↩]
- شهیدانی، ص134-136.[↩]
- منشی قمی، ص40.[↩]
- هراتی، ص20، 193.[↩]
- شهیدانی، 222-226.[↩]
- منشی قمی، ص 125.[↩]
- قلیچخانی، ص 24.[↩]
- سودآور، ص 286 – 287.[↩]
- قلیچخانی، ص 35.[↩]
- سودآور، ص273.[↩]
- بیانی، ج1-2، ص97 و 98.[↩]
- اصفهانی، ص22؛ بیانی، ج3-4، ص 1169.[↩]
- منشی قمی، ص40 و 41، 127.[↩]
- بیانی، ج1-2، ص167.[↩]
- شهیدانی، ص237-241.[↩]
- شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی، ص134.[↩]
- شهیدانی، ص248-250.[↩]
یک پاسخ
استاد شهیدانی عزیز سلام و درود
از مطالعه این مطلب ارزشمند بسیار لذت بردم
ممنون از شما دستمریزاد خداقوت