عمرانی، شاعر و نویسندۀ یهودی اصفهانی در سدۀ نهم و دهم (858 ـ زنده در 943).
او در اصفهان به دنیا آمد. نامش معلوم نیست و «عمرانی» به احتمال قوی تخلصش بوده است. عمران (در کتاب مقدس: عَمرام) نام پدر حضرت موسی بود و شاعر با انتخاب این تخلص، اندیشه و رویکردش را به خاندان نبوت موسوی و رهبری قوم اسرائیل منسوب کرده است. برخی نسخهنویسان عنوان «ملا» و «مولانا» را نیز پیش از تخلص او آوردهاند. هیچ سندی در معرفی عمرانی در دست نیست و خود او نیز در آثار بسیارش از زندگی شخصیاش اطلاع چندانی به دست نداده است.1 با این حال، از ابیاتی پراکنده در مقدمه و متن برخی سرودههایش میتوان به اطلاعاتی از زندگی او پی برد.
عمرانی در بیستسالگی توجه یکی از رابهای اصفهان به نام (یا لقب) امینالدوله را جلب کرد و او که به قدرت شاعری عمرانی پی برده بود، وی را تشویق کرد تا کار شاهین شیرازی را ادامه دهد. شاهین شیرازی در سدۀ هشتم زبدهترین شاعر یهودی ایرانی بود که پنج سِفر تورات را به همراه چند رسالۀ دیگر از کتاب مقدس در سه کتاب عمدهاش به شعر برگردانده بود.2 عمرانی، که بسیار تحتتأثیر شاهین بود و در آثار وی با شگفتی مینگریست، پیشنهاد راب را پذیرفت. او کتاب خود را فتحنامه نامید و آن را مشتاقانه با بهنظمدرآوردن رسالۀ یوشع از بخش انبیای کتاب مقدس آغاز کرد و کارش را ادامه داد تا اینکه امینالدوله درگذشت و مرگ او چُنان در روحیه عمرانی جوان اثر نهاد که سرودن فتحنامه را کنار گذاشت. مشخص نیست چند ماه از این رخداد گذشته بود که راب دیگری به نام ربییهودا از خاندان ربیاسحاق با عمرانی ملاقات کرد و او را به ادامۀ کار تشویق کرد.3
پس از آن در میانۀ سرودن فتحنامه، عمرانی مجبور شد بهرغم میلی باطنیاش اصفهان را برای همیشه ترک کند. دربارۀ دلایل این تصمیم اطلاع دقیقی در دست نیست، اما او در آثارش از حمایتنکردنها، حسادتها، اشکالتراشیها و زخمزبانهایی که شنیده بود، شِکوه کرده و با گذشت سالها از آن رخدادها، از بدکاری و دسیسههایی که در اصفهان ضد او کرده بودند، گلایه کرده است. عمرانی در ابیات پایانی کتاب انتخاب نخلستان، در فصلی که در ستایش خردمندی و پیری و ویژگیهای رهبری جامعۀ یهود سروده، آورده است که بر اثر شرارتهای سه تن اصفهان را به مقصد کاشان* ترک کرده تا دیگر مجبور به دیدن روی آنان نباشد.4
دربارۀ دلیل انتخاب کاشان برای مهاجرت، علاوه بر نزدیکی مسافت و پیوندهای مشترک فرهنگی، باید در نظر داشت که کاشان در آن زمان از پرجمعیتترین مراکز یهودیان* در ایران بود. وجود یک جامعۀ قدیم یهودی و رونق فرهنگی و مذهبی در این شهر به عمرانی در شکوفایی استعداد و غنای آثار بعدیاش کمک میکرد؛ چنانکه خودش در کتاب واجبات و ارکان سیزدهگانۀ ایمان ایسرائل/اسرائیل، صورتبندی دقیق نظام فلسفی یهودیت و بیان آن را در قالب شعر به نوعی مرهون مطالعات شبانهروزیاش در مدارس علوم دینی یهود (بیتهمیدراش) کاشان دانسته است.5
از زندگی شخصی عمرانی اطلاع چندان دیگری در دست نیست، جز اینکه یک جا در گنجنامه از فرزندش با نام ملاجلالالدین نام برده است. برخی پژوهشگران دربارۀ این نامگذاری برای فردی یهودی تردید کرده و احتمال دادهاند که شاید او مسلمان شده باشد.6 با این حال، عمرانی در گنجنامه، جلالالدین و «همۀ فرزندان ایسرائل» را در کنار هم مخاطب قرار داده و چنانکه از محتوای متن پیداست، به این فرزندش افتخار کرده و از نوع تربیت او به خود بالیده است.7
تاریخ درگذشت عمرانی نیز در دست نیست. او آخرین اثرش، گنجنامه، را در 943 در کاشان به پایان رسانده است. بیتی از باباییبن لطف، شاعر و تاریخنگار یهودی کاشانی در سدۀ یازدهم، در کتاب انوسی برخی از پژوهشگران را به این گمان رسانده که شاید عمرانی در شیراز درگذشته باشد. باباییبن لطف در شرح رخدادهای مربوط به یهودیان هر شهر، در مدخلی دربارۀ شیراز سروده است:
کنون خواهم کنم زین اُلکه پرواز برانم مرکب نطقم به شیراز
ببوسم تربت حافظ به عزت ز شیخ سعدی بخواهم نیز همت
به استادان خود عشقی بگویم گل شاهین و عمرانی ببویم8
تصور اینکه عمرانی پس از هشتادسالگی به شیراز رفته و در آنجا درگذشته باشد، اگرچه محال نیست، دشوار است. به همین دلیل، اکثر پژوهشگران ابیات باباییبن لطف را نوعی ادای دین و احترام به دو شاعر شاخص ادبیات فارسیهود -مکتوباتی به زبان فارسی و خط عبری- ذیل نام حافظ و سعدی، دو شاعر نامدار ادبیات فارسی، عنوان کردهاند9 و به نظر میرسد عمرانی در کاشان درگذشته باشد.10
دربارۀ اوضاع اجتماعی یهودیان در دوران حیات عمرانی نیز گزارش در خوری در دست نیست. پنجاه سال نخست زندگی عمرانی در اواخر دوران تیموری گذشت؛ دورانی که طی آن اوضاع اصفهان در پی حملۀ تیمور و جنگهای پس از آن تغییر کرد و به تبع آن، جامعۀ یهودیان این شهر نیز نقش پیشرو خود را به تدریج از دست دادند.11 سالهای بعدی زندگی عمرانی نیز در آغاز دورۀ صفوی* گذشت و با وجود گزارشهایی از بیزاری شاه اسماعیل اول از یهودیان، خبری از آزار و ستیز با آنان در دست نیست. گویا کاشان، که محل زندگی عمرانی بود، در این سالها در حوزههای اقتصادی و فرهنگی رونق زیادی داشت.
آثار
تا اوایل سدۀ چهاردهم/بیستم فقط دو کتاب فتحنامه و گنجنامه از عمرانی، که ویلهلم باخر12 آنها را معرفی کرده بود، در میان پژوهشگران متون فارسیـعبری و مستشرقان شناخته شده بود.13 پس از آن نیز اشعار و آثار دیگری را به اشتباه به او نسبت داده بودند. آمنون نتصر، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ یهودیان ایران، در اوایل دهۀ 1350ش با بررسی نسخههای خطی در مجموعههای مختلف، ده اثر اصلی عمرانی را شناسایی و در تحقیقات خود معرفی کرد.14 پس از او دیوید یروشلمی، استاد ادبیات فارسی دانشگاه تلآویو، بخشی از کتاب گنجنامه را منتشر کرد و در مقدمۀ آن آثار عمرانی را دقیقتر بررسی کرد.15 این آثار به فارسی در نظم و نثر یا تلفیقی از هر دو به خط عبری نوشته شدهاند. بررسی سرودهها و نوشتههای عمرانی و کاوش در محتوای آنها گرایش او را به بیان اندیشههای اخلاقی در قالب پند و اندرز و امثال و داستانسرایی دربارۀ روایتهای تاریخی و حکمی کتاب مقدس و سایر متون مرجع در یهودیت برای بهکارگرفتن آموزههای اخلاقی و عرفانی در زندگی نشان میدهد.
فتحنامه
مهمترین و طولانیترین اثر عمرانی است که در بیستسالگی سرودن آن را آغاز کرد. این منظومۀ روایی در قالب مثنوی، در بحر هزج مُسدّس محذوف است و حدود دههزار بیت دارد16 و عمرانی در آن، در عین جوانی، تسلط خود را بر ساختارهای عَروضی و سبکی و آرایههای ادبی و بلاغی ادبیات فارسی نشان داده است. محتوای فتحنامه بر وقایع پس از مرگ حضرت موسی تا بر تخت نشستن حضرت سلیمان تمرکز دارد. عمرانی در این اثر به کلیات داستان کتاب مقدس وفادار مانده، اما در بیان جزئیات وقایع، از رجوع به منابع تلمودی و اشاره به رخدادهای افسانهآمیز در برخی متون تفسیری یهودی ابا نکرده است. زبان فتحنامه به شدت تحتتأثیر زبان فردوسی است و عمرانی در تصویرپردازی بزم و رزم و توصیف شخصیتها و حال و رفتارشان به شاهنامه نظر داشته است. شباهتسازی میان چهرههای کتاب مقدس با پهلوانان ایرانی و استفاده از قصص قرآنی در آشناسازی روایتها از ویژگیهای دیگر این کتاب است.17
واجبات و ارکان سیزدهگانۀ ایمان ایسرائل/اسرائیل
موسیبن میمون، الهیدان، فیلسوف، و دانشمند نامدار یهودی سدۀ ششم، اصول ایمانی یهودیت را بنابر کتاب مقدس و مفسران آن در سیزده اصل صورتبندی و تدوین کرد که پس از او در میان یهودیان پذیرفته شد. عمرانی در واجبات و ارکان سیزدهگانه که آن را در 914 سروده، این اصول و توضیح و تفسیر هریک را در 780 بیت در قالب مثنوی به نظم درآورده است. او نخست، سیزده اصل را در سیزده بیت با ترجمهای روان بیان کرده و سپس در فصلهای جداگانه به تفسیر منظوم هر اصل پرداخته است. عمرانی فراتر از متن موسیبن میمون، با اتکا بر آگاهی و دانش خود از متون تفسیری یهودی، هر اصل را به صورت مبسوط و جامع و با انتخاب معادلهای مناسب برای اصطلاحات فلسفی و کلامی در ادبیات فارسی تشریح کرده است.18 او در این کتاب به آموزشهای مداوم خود در علوم دینی اشاره کرده و از جایگاه و نام درخوری که در جامعه یهودیان کاشان به دست آورده بود سخن گفته است.19
حنوکانامه
این اثر یک منظومۀ حماسی در قالب مثنوی با حدود 1800 بیت است و عمرانی آن را در 930 سروده است. موضوع این کتاب شرح مبارزۀ گروهی از یهودیان با نیروهای امپراتوری یونان در سدۀ دوم پیش از میلاد است. داستان این کتاب بنابر گزارشهای موجود در کتاب اول مَکّابیان از مجموعۀ کتابهای قانونی ثانی روایت شده است. در این اثر نیز تأثیرپذیری از فردوسی هویداست و بهویژه توصیف صحنههای رزم و شرح پهلوانی مَکّابیان در جنگها تصویرسازیهای شاهنامه را به یاد میآورد.20 عمرانی در ابیاتی دربارۀ «سبب نظم کتاب» گفته که نام آن را ظفرنامه گذاشته است:
این کهننامۀ عمارت نو که از او یافت مهر و مه پرتو
چون نهادم بناش در خامه نام او راست شد ظفرنامه21
اما از آنجا که محتوای رخدادهای این کتاب با موعد حنوکا در یهودیت ارتباط دارد به حنوکانامه شهرت یافته است.22
انتخاب نخلستان
این کتاب یک منظومۀ اخلاقی در قالب مثنوی با حدود ششصد بیت است و عمرانی در آن به بیان پند و اندرزهای اخلاقی و عرفانی پرداخته است. کتاب فاقد تاریخ سرایش است، اما محتوای آن در خطاب قرار دادن جوانان و پند و اندرز به آنان نشان میدهد که باید در دوران سالخوردگی شاعر سروده شده باشد. این کتاب چهارده فصل دارد و نام آن برگرفته از یکی از فصلها با عنوان «در فایدۀ فضیلت نخلستان» است که عمرانی در آن مخاطب را به انجام رفتار و کاری فراخوانده که نام او را ماندگار میکند و مردمان پس از مرگش نیز از فواید کارهایش سود میبرند.23 عمرانی در این کتاب ارجاع و اشارههای بسیاری به کتاب مقدس و متون تفسیری و سنتی یهودیت دارد و علاوه بر آن از اصطلاحات و مضامین عرفان اسلامی بهره برده است. در این کتاب است که عمرانی از یهودیانی که باعث مهاجرتش از اصفهان به کاشان شدهاند با نفرین یاد کرده است. همچنین به پیران و مشایخ و رهبران یهودی نیز در نحوۀ سلوک و رفتار درست با جماعت پند داده است.24
حکایت ده مقتول سلطنت
این اثر به نظم و نثر و فاقد تاریخ نگارش و دربارۀ پیامدهای سرکوب شورش یکی از رهبران یهودی به نام شمعون برکوخبا علیه نیروهای هادریان، امپراتور روم (117ـ138م)، در 136 میلادی است. بنابر روایتهای تفسیری یهودی، امپراتور پس از این پیروزی به بهانۀ خیانت ده فرزند یعقوب به برادرشان یوسف، ده روحانی شاخص یهودی را به قتل رساند. عمرانی در این اثر کلیات رخداد را بر اساس متون روایی یهودی به نثر بیان کرده و جزئیات داستان و نحوۀ شکنجه و قتل روحانیان را به نظم درآورده و دربارۀ هرکدام مرثیهسرایی کرده است.25
قصۀ هفت برادران
این کتاب نیز به نظم و نثر است و بخش منظوم آن 600 بیت دارد. تاریخ نگارش ندارد و تا پیش از پژوهشهای نِتصر، به یکی از نسخهنویسان آن منسوب میشد.26 قصۀ هفت برادران به مصیبتنامه نیز معروف است و در برخی نسخهها، بخش منظوم آن مجزاشده و داستان حنا دختر ناحوم نام گرفته است. کتاب بر داستان حنا و هفت پسرش متمرکز است که در دوران مبارزه مَکّابیان ضد یونانیان از تعظیم در برابر خدایان یونانی سرباز میزدند و یک به یک شکنجه میشدند و به قتل میرسیدند. عمرانی در این اثر شجاعت و عمل قهرمانانۀ این خانواده را ستوده و با بیانی نومیدوار به رنج و آوارگیهای یهودیان پرداخته است.27
قربانیکردن اسحاق
این کتاب، که به عنوان عبریاش، عَقیدَت ییصحاق، معروف است، تاریخ نگارش ندارد و تمام آن به نثر است.28 داستان ابراهیم و قربانی کردن فرزندش، اسحاق، در کتاب مقدس از مضامین پرتکرار در آثار ادبی، هنری و تفسیری یهودیت است و در طول سدهها، شرح و بسط یافته و شاخ و برگهای بسیار به خود گرفته است. عمرانی در اثر خود از این روایتها بهره گرفته و کوشیده است سیری کامل از داستان ابراهیم، از کودکی تا تکامل معنوی او و داستان قربانی کردن پسرش، را بر اساس متون مختلف متکی بر کتاب مقدس و سایر داستانهای افسانهآمیز نشان دهد.29 نسخههای زیادی از این کتاب در دست است که محبوبیت آن را در میان یهودیان ایران نشان میدهد.
قصۀ زنبیلدوز
این اثر روایی فاقد تاریخ است و فقط 83 بیت از آن باقی مانده است. داستان این کتاب روایت اسلامی از پاکدامنی یوسف در مواجهه با زلیخا را به یاد میآورد. در این داستان، خواهر نوشیروان مرد زیبای زنبیلدوزی را در بازار میبیند، به او دل میبازد و میکوشد با نیرنگ وی را به خود مایل کند. روزی به بهانۀ خرید زنبیل مرد را به قصر خود میکشاند و به او ابراز عشق میکند. مرد پس از آنکه میبیند موعظه و پند و اندرزش در زن تأثیری ندارد، برای غلبه بر شهوت و حفظ پاکدامنی، خود را از بام قصر به زیر میاندازد.30
ساقینامه
اثری غنایی و عرفانی با حدود 190 بیت است و تأثیر ساقینامۀ حافظ در آن هویداست و از شور و حال ساقینامههای بزرگ ادبیات فارسی کم ندارد. حس و حال فلسفی، اخلاقی و عرفانی آن متناسب با این سبک است و مضامین عمده در بیثباتی و بیوفایی دنیا و شادباشی و زیستن در لحظه و اندرزهای حکیمانه در دل نسپردن به امور دنیا در آن دیده میشود. این اثر در منتخب اشعار فارسی از آثار یهودیان ایران منتشر شده است.31
گنجنامه
منظومهای اخلاقی در قالب مثنوی با بیش از پنجهزار بیت است و گمان میرود که آخرین اثری باشد که عمرانی در اواخر عمر در 943 سروده است. گنجنامه ترجمۀ منظوم بخشی از رسالۀ اندرز پدران (به عبری: مَسِخِت آبوت) از مجموعه متنهای اخلاقی تلمود است که بر حکایتهای پندآمیز و گفتارهای حکیمانۀ رابها و معلمان بزرگ یهودی از زمان موسی تا سدۀ سوم میلادی تمرکز دارد. در این اثر نیز عمرانی فقط به متن اصلی اکتفا نکرده و خواننده را با مضامین متعددی از منابع عرفانی و اخلاقی ایرانی و اسلامی و متون عبری مواجه کرده است. پژوهشگران این کتاب را پختهترین و شیواترین اثر عمرانی دانستهاند.32 این کتاب بهسبب محتوای جذاب و بیان شیوا و دلپذیر عمرانی محبوبترین اثر او در میان یهودیان ایران بوده و نسخههای بسیاری از آن در مجموعههای جهانی وجود دارد. یک ترجمۀ منثور فارسی از رسالۀ اندرز پدران نیز به عمرانی منسوب شده است.33
آثار پرشمار عمرانی به نظم و نثر و تنوع گستردۀ مضامین آنها، در کنار ذوق و توانایی و مهارت او در سرودن شعر و آوردن اندیشههای دینی و فکری در آنها، مقام والایی به او در ادبیات فارسی یهودی بخشیده است، چندانکه وی را پس از شاهین شیرازی دومین سرایندۀ بزرگ در این حوزه دانستهاند.34 او هرچند آشکارا پیرو و دنبالهرو شاهین بوده، تأثیر شاعرانی چون حافظ در آثارش، بهویژه ساقینامه، دیده میشود.35
نظم عمرانی گاه چندان قوی نیست و حتی اشکالات وزن و قافیه نیز دارد،36 که البته ممکن است شماری از آنها طی بازخوانی و بازنگاری رخ داده باشند. با این همه، آثار وی را واجد ارزشهای گوناگون ادبی و تاریخی دانستهاند. او در آثارش و ضمن متن فارسی (به خط عبری)، واژههای عبری و عربی را هم آورده است و در میان آنها، واژههای مهجور هم دیده میشود و از این رو، در پژوهشهای لغتشناسانه سودمند است. عمرانی اصطلاحات عرفانی بسیاری را برای بیان مفاهیم یهودی به کار برده و حتی اصطلاحاتی چون «الله اکبر» و «سید» را استفاده کرده است. در شعر او نمونههای زیادی از صنایع ادبی چون استعاره و تشبیه و جناس دیده میشود. از این گذشته، در آثار او اشارههایی به رویدادهای تاریخی و اوضاع اجتماعی روزگارش آمده است که برای پژوهش در این زمینهها مفید و ارزشمندند.37
/امیرعلی فلاحیان/
منابع
باباییبن لطف کاشانی، کتاب انوسی، برگردان، تصحیح و پژوهش امیرعلی فلاحیان، لسآنجلس: شرکت کتاب، 1400ش.
پیرنظر، ناهید، «ادبیات فارسیهود میراث فرهنگی یهودیان ایران»، ایران شناسی، دورۀ جدید، سال14، ش1، 1381ش.
عمرانی، انتخاب نخلستان، نسخۀ خطی کتابخانه ملی اسرائیل، ش1183:
The National Library of Israel Jerusalem Israel Ms. Heb. 1183=28.
عمرانی، حنوکانامه، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی اسرائیل، ش 1183:
The National Library of Israel Jerusalem Israel Ms. Heb. 1183=28.
عمرانی، فتحنامه، نسخه خطی بنیاد بنصوی، ش4571:
The Ben Zvi Institute Jerusalem Israel Ms. 4571
عمرانی، گنجنامه، نسخه خطی کالج سینسیناتی، ش 2181:
Hebrew Union College Library Cincinnati, OH USA Ms. 2181
عمرانی، واجبات و ارکان سیزدهگانۀ ایمان ایسرائل/اسرائیل، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی اسرائیل، ش 1183:
The National Library of Israel Jerusalem Israel Ms. Heb. 1183=28.
مؤید، حشمت، «شاعر یهودی پارسیگوی: عمرانی و گنج نامۀ او»، ایران شناسی،سال 8 ، ش4، زمستان 1375.
نتصر، امنون، «سیری در ادبیات یهود ایران»، در پادیاوند، به کوشش امنون نتصر، ج 1، لسآنجلس: مزدا، 1996.
نتصر، امنون، منتخب اشعار فارسی از آثار یهودیان ایران، تهران: فرهنگ ایرانزمین، 1352ش.
یروشلمی، دیوید، «عمرانی: شاعر یهود ایران»،در پادیاوند، به کوشش امنون نتصر، ج 2، لسآنجلس: مزدا، 1997.
Asmussen, Jes P., “Judaeo-Persica I: Šāhīn-i Šīrāzī’s Ardašīr-nāmā”, Acta Orientalia, 28, 1963.
Bacher, Wilhelm, Zwei jüdisch-persische Dichter: Schahin und Imrani, zweite Halfte, Budapest: Druck von Adolf Alkalay, 1908.
Fischel, Walter J., “Isfahan: The story of a Jewish Community in Persia”, in Joshua Starr Memorial Volume, New York: Conference on Jewish Relations, 1953.
Moreen, Vera Basch, In Queen Esther’s Garden, New Haven: Yale University Press, 2000.
Yeroushalmi, David, The Judeo-Persian poet Emrani and his “Book of Treasure”, Leiden: Brill, 1995.
- یروشلمی، 1997، ص70 و پانویس 18؛ Moreen, p.14.[↩]
- نگاه کنید به: نتصر، 1352ش، ص37-40؛ Moreen, p. 12-14,120.[↩]
- عمرانی، فتحنامه، گ 7ب-9الف؛ Moreen, p.120.[↩]
- عمرانی، انتخاب نخلستان، گ 222الف؛ Moreen, p.120.[↩]
- عمرانی، واجبات، گ 12ب.[↩]
- نگاه کنید به: نتصر، 1996، ص 62، پانویس 48.[↩]
- عمرانی، گنجنامه، گ 3ب-4الف.[↩]
- باباییبن لطف کاشانی، ص 205.[↩]
- نگاه کنید به: نتصر، 1352ش، ص 41-42؛ Asmussen, p.246.[↩]
- یروشلمی، 1997، ص69ـ74.[↩]
- Fischel, p.117.[↩]
- برای اطلاع از این دو اثر نگاه کنید به:Bacher, 1908 .[↩]
- یروشلمی، 1997، ص66.[↩]
- نگاه کنید به: نتصر، 1352ش، ص 40-45.[↩]
- نگاه کنید به:Yeroushalmi,1995, p.11-41.[↩]
- Moreen, p.121.[↩]
- Moreen, p.120-121 .[↩]
- Yeroushalmi,1995, p .38-39[↩]
- عمرانی، واجبات ، گ 12ب و 20ب؛ نتصر، 1352ش، ص43؛ Moreen, p.14.[↩]
- نتصر، 1352ش، ص 43؛ Yeroushalmi,1995, p.36.[↩]
- عمرانی، حنوکانامه، گ 17الف.[↩]
- Moreen, p.122 .[↩]
- عمرانی، انتخاب نخلستان، گ 215ب ـ216الف.[↩]
- Yeroushalmi,1995, p.39-40 .[↩]
- Yeroushalmi,1995, p.37; Moreen, p.122.[↩]
- نگاه کنید به: نتصر، 1352ش، ص 44.[↩]
- Yeroushalmi,1995, p.37-38 .[↩]
- Moreen, p.220.[↩]
- Yeroushalmi,1995, p. 38.[↩]
- یروشلمی، 1997، ص 103-104.[↩]
- نگاه کنید به: نتصر، 1352ش، ص 251-260؛ پیرنظر، ص134.[↩]
- نتصر، 1352ش، ص 45؛ یروشلمی، 1997، ص 105.[↩]
- نتصر، 1352ش، ص 44.[↩]
- Moreen, p.122.[↩]
- پیرنظر، ص134.[↩]
- مؤید، ص823.[↩]
- پیرنظر، ص130ـ133.[↩]