شهناز، جلیل، نوازندۀ برجستۀ تار و بداههپرداز موسیقی ایرانی در دورۀ معاصر.
یکم خرداد ۱۳۰۰ در اصفهان به دنیا آمد. جد مادریاش، فتحعلیخان، از سنتورنوازان دورۀ قاجار بود. پدرش، شعبان شهناز (متوفی ۱۳۲۸ش)، سنتورنوازی را از فتحعلیخان آموخته بود، در نواختن تار، سهتار، ویولن، کمانچه و تنبک نیز تبحر داشت و آواز خوانندگانی، مانند سید جلال تاج اصفهانی*، را با ساز همراهی میکرد. دو برادر بزرگترش، حسین و علی، نیز در نواختن تار و سهتار مهارت داشتند و عموزاده و شوهرخواهرش، غلامرضا سارنج (۱۲۷۵ـ۱۳۳۵ش)، از کمانچهنوازان نامدار اصفهان بودند. همچنین دو تارنواز اصفهانی، رضا خانباشی و عباس سروری (۱۲۸۹ـ۱۳۵۲ش)، بهترتیب دایی و برادر همسر او بودند.1
شهناز آموختن تار، سهتار و تنبک را از دوازدهسالگی نزد برادرانش حسین و علی آغاز کرد. در چهاردهسالگی، در کنسرتی در چهارباغ* اصفهان، کنار علیاکبر شهنازی، نوازندۀ نامدار تار، و تاج اصفهانی، استاد آواز، تنبک نواخت و مهارتش شهنازی را شگفتزده کرد. تصنیف مشهور «به اصفهان رو» با آهنگ علیاکبر شهنازی و شعر ملکالشعرای بهار نخستین بار در همین کنسرت اجرا شد.
در ۱۳۱۸ش، پس از درگذشت برادرش، حسین، برادر دیگرش، علی، فنون تارنوازی را به او آموخت. همزمان نزد استادان دیگری نیز آموزش دید، مانند اکبرخان نوروزی (نوازندۀ تار) و غلامرضا سارنج (نوازندۀ کمانچه)، همچنین از خوانندگان برجستۀ اصفهانی، ازجمله حبیب شاطرحاجی، سیدمحمدصادق شهابالسادات افتخاری، سیدحسین طاهرزاده، میرزا علیمحمد قاضیعسگر، سلیمان اصفهانی و عبدالحسین برازنده مهارتهای بسیاری آموخت. شهنار نواختن سنتور، کمانچه، ویولن و فنون آواز و ضربیخوانی را فراگرفت. از میان تارنوازان تهران، بیش از همه به شیوۀ عبدالحسین شهنازی (متوفی ۱۳۲۷ش) علاقهمند بود.2
شهناز در ۱۳۲۲ش ازدواج کرد و کارمند شهرداری اصفهان شد. همان زمان، در رادیو ارتش اصفهان، در کنار جلال تاج اصفهانی، سیدمحمد طاهرپور، حسن کسایی* و منوچهر سلطانی، نوازندگی حرفهای را نیز آغاز کرد. در سال ۱۳۲۴ش به تهران رفت ولی کمبود امکانات ضبط باعث شد اجراهایش در رادیو زنده پخش شود. پس از مدتی به اصفهان بازگشت و همکاری با جلال تاج و حسن کسایی را ادامه داد؛ این گروه زمستان ۱۳۳۰ش در آبادان و خرمشهر نیز برنامههای موسیقی اجرا کردند.3 به نوشتۀ همایی* در سال ۱۳۳۳ش شهناز مشهورترین تارنواز اصفهان به شمار میرفت. او در سال ۱۳۳۵ش با صدیقه بشیرزاده ازدواج کرد.4
شهناز در سال ۱۳۳۴ش، با آغاز برنامۀ گلهای جاویدان در رادیو ملی ایران به سرپرستی داوود پیرنیا (۱۲۷۹–۱۳۵۰ش)، به جمع تکنوازان این برنامه پیوست و در کنار هنرمندانی، مانند مرتضی محجوبی، علی تجویدی، مهدی خالدی، پرویز یاحقی، حسن کسایی، لطفالله مجد، احمد عبادی، رضا ورزنده و حسین تهرانی، تکنوازی کرد و خوانندگانی، مانند جلال تاج اصفهانی، حسین قوامی، غلامحسین بنان و اکبر گلپایگانی را همراهی کرد. در مجموعههای دیگر برنامۀ گلها نیز حضور فعال داشت و تا ۱۳۵۷ش، کنار نوازندگانی، مانند جواد معروفی، همایون خرم، اسدالله ملک، فرهنگ شریف، منصور نریمان، منصور صارمی، فضلالله توکل، مجید نجاحی، جهانگیر ملک و ناصر افتتاح، بیشترین شمار تکنوازیها را انجام داد و با خوانندگانی، مانند عبدالوهاب شهیدی، حسین خواجهامیری (ایرج)، نادر گلچین و محمدرضا شجریان، همکاری کرد. علاوهبراین، شهناز در اجراهای صحنهای فرامرز پایور، علیاصغر بهاری و حسین تهرانی در آرامگاه خیام، حافظیۀ شیراز و تالار رودکی تهران شرکت میکرد. در ۱۳۴۷ش، اَلَن دنیلو،i موسیقیشناس فرانسوی، او را «از برجستهترین نوازندگان جهان» توصیف کرد.5
پس از انقلاب ۱۳۵۷ش، شهناز مدتی از فعالیت حرفهای کناره گرفت تا أواسط دهۀ ۱۳۶۰ش که در «گروه اساتید موسیقی ایران» به سرپرستی فرامرز پایور، همراه علیاصغر بهاری، سید محمد موسوی و محمد اسماعیلی نوازندگی را از سر گرفت. این گروه افزون بر اجراهای متعدد در ایران، اروپا و آمریکا، با خوانندگانی، مانند محمدرضا شجریان و شهرام ناظری، چند آلبوم موسیقی منتشر کرد؛ ازجمله انتظار دل و خلوتگزیده با صدای شجریان همچنین دل شیدا، لیلی و مجنون و کنسرت اساتید موسیقی ایران با صدای ناظری.
دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ش، خوانندگانی، مانند علیاصغر شاهزیدی، علی رستمیان، علیرضا افتخاری، ایرج بسطامی، حسامالدین سراج و عبدالحسین مختاباد با شهناز همکاری میکردند. شهناز در این دو دهه، بهویژه همراه نوازندگان همنسل خود مانند پرویز یاحقی و همایون خرم، اجرای صحنهای و ضبط تکنوازیهای متعدد انجام میداد.6
از آغاز دهۀ ۱۳۸۰ش، کهولتسن شهناز را از نوازندگی دور کرد. مهر ۱۳۸۲ش، چهرۀ ماندگار موسیقی ایران معرفی شد و آخرین بار در حضور عموم تار نواخت. در تیر ۱۳۸۳ش، وزارت ارشاد مدرک درجهیک هنری به او اهدا کرد و مرداد ۱۳۸۵ش، در فرهنگسرای هنر تهران، مجلس نکوداشتی برای شهناز برگزار شد و در آن برنامه محمدرضا شجریان و داریوش پیرنیاکان از مهارتهای هنری او ستایش کردند. در سال ۱۳۸۷ش، شجریان به افتخار او، گروه موسیقی خود را «گروه شهناز» نامید.
جلیل شهناز ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ش درگذشت و در قطعۀ هنرمندان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. از ازدواج اولش دو پسر و از ازدواج دومش چهار دختر و یک پسر داشت.7
شهناز متعلق به نسلی از نوازندگان بود که بداههنوازی را در موسیقی ایران توسعه دادند. او جملات بداههنوازی را بیشتر براساس محفوظات و برداشتهای شخصیاش اجرا میکرد و به سبک عبدالحسین شهنازی گرایش داشت. همکاری با برنامۀ «گلها» در شکلگیری سبک شخصی او مؤثر بود. استفاده از میکروفن امکان تنظیم شدت صوت و حالتبخشی به فرازوفرود نغمهها را به شهناز میداد. او در مضراب و پنجهکاری شیوهای منحصربهفرد داشت و با کندهکاریها، لرزشها، تکیهها، مالشهای دست چپ، ریزها و درّابهای قوی و شفاف همراه تکمضرابهای ظریف دست راست، نغماتش را متنوع و حالتدار میکرد.8
شهناز در نواختن قطعات ضربی خلاقیت و مهارتی چشمگیر داشت. به شیوۀ مرسوم برنامۀ گلها، ضربیهایش را اغلب با وزنهای سنگین ششچهارم آغاز میکرد و به چهارمضرابهای پرتحرک ششهشتم میرسانْد. قرینهسازی و گفتوگو میان پردههای زیر و بم تار، تغییر در شدت صوت، سکوتهای سنجیده و گاه شکستن یا دگرگونکردن وزن، از مشخصههای ضربیهای او بود. شهناز بیشتر از همه در تکنوازی هنرنمایی میکرد اما در همنوازیها نیز معمولاً نقش همراهیکننده داشت و میکوشید فرصت اجرا را به دیگر نوازندگان بدهد.
مهارت او در «جواب آواز» شهرت بسیار داشت؛ چنانکه بسیاری از خوانندگان مشتاق همراهی او بودند. شهناز با درک دقیق اوزان عروضی شعر فارسی، جملات آوازی خواننده را با ساز دنبال میکرد و بسط میداد.9 آنقدر بر ظرایف نغمههای آوازی تسلط داشت که محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران، جملهبندیهای شهناز را از الگوهای اصلی آواز خودش میدانست و خود را شاگرد غیرمستقیم نواختههای او معرفی کرده است.10
با آنکه شهناز علاقه و فرصت چندانی برای تربیت شاگرد نداشت، تارنوازان بسیاری از شیوۀ او پیروی کردند، ازجمله شهرام میرجلالی (متولد 1338ش). از بداههنوازیهای شهناز مجموعههایی مانند زبان تار، افتخار آفاق، عشق و زندگی، دفتر تار همچنین تار و ترمه منتشر شده است. در این مجموعهها، تنبکنوازانی مانند جهانگیر ملک، ناصر افتتاح، ناصر فرهنگفر، محمد اسماعیلی و فریار دیبا، نوۀ دختری شهناز، با او همکاری کردهاند. مقدمهٔ کوتاه شور در برنامهٔ رادیویی یک شاخه گل، شمارهٔ ٣٨۵، نیز از ساختههای اوست.
اغلب موسیقیدانهای معاصر ایران با سبکها و سلیقههای گوناگون، استادی شهناز را در تارنوازی ستودهاند و از شوخطبعی و بداههگویی او یاد کردهاند.11
/ ولیالله کاووسی/
منابع
بهروزی، شاپور، چهرههای موسیقی ایران، تهران: کتابسرا، 1367ش.
حسینی دهکردی، مرتضی، «مروری بر زندگی و آثار جلیل شهناز»، چیستا، سال۲۶، ش10، تیر 1388.
حنانه، شهین، پشت دریچهها: گفتوگو با همسران هنرمندان، ج2، تهران: صدای معاصر، 1376ش.
زریننقش، مژگان، «گزارش نکوداشت استاد جلیل شهناز و یادمان درویشخان»، هنر موسیقی، ش74، شهریور 1385.
ستایشگر، مهدی، واژهنامۀ موسیقی ایران زمین، ج3: نامنامۀ موسیقی ایران زمین، تهران: اطلاعات، 1376ش.
شجریان، محمدرضا، «در سوک تاج اصفهانی بزرگ مرد آواز ایران»، کتاب چراغ، ج2، زمستان 1360.
شجریان، محمدرضا، راز مانا: دیدگاهها، زندگی و آثار استاد آواز ایران محمدرضا شجریان، گفتوگو و تدوین: محسن گودرزی، محمدجواد غلامرضا کاشی، و علیاصغر رمضانپور، تهران: گام نو، 1385ش.
شهرنازدار، محسن، «سندی از اهمیت یک فرهنگ: دربارۀ استاد جلیل شهناز که چکیدۀ موسیقی ایران است»، تجربه، دورۀ جدید، ش21، اردیبهشت و خرداد 1392.
شهناز، جلیل، «جلیل شهناز: جانمایۀ موسیقی ما عشق و اخلاص است» (گفتگو)، ادبستان فرهنگ و هنر، ش22، مهر 1370.
ضیا، رضا، «ذکر جمیل جلیل»، کرگدن، ش79 ، بهمن 1396.
علیزاده، حسین، «با مردم و نه همسطح مردم: دربارۀ استاد جلیل شهناز که سازش فوران احساس و خلاقیت است»، تجربه، دورۀ جدید، ش21، اردیبهشت و خرداد 1392.
فخرالدینی، آزرم و فخرالدینی، فرهاد، شرح بینهایت: خاطرات مشترک آزرم و فرهاد فخرالدینی، تهران: نشرقطره، 1392ش.
کاووسی، ولیالله، «شهناز همنواز»، شرق، ش1762، 30 خرداد 1392.
کسایی، محمدجواد، «تو خود یک چیزی و چندین هزاری: استاد جلیل شهناز»، هنر موسیقی، ش43، اردیبهشت 1382.
همایی، جلالالدین، تاریخ اصفهان: مجلد هنر و هنرمندان، به کوشش ماهدخت بانو همایی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375ش.
- Alain Daniélou[↩]
- نگاه کنید به: کسایی، ص5؛ شجریان، 1360ش، ص204.[↩]
- شهناز، ص۲۷؛ کسایی، همانجا.[↩]
- کسایی، همانجا؛ شهرنازدار، ص۱۰۴.[↩]
- پشت دریچهها، ص۱۲۷[↩]
- آزرم فخرالدینی و فرهاد فخرالدینی، ص196؛ بهروزی، ج1، ص 433.[↩]
- نگاه کنید به: ستایشگر، ج۳، ص۳۲۳؛ حسینی دهکردی، ص۱۱۳ -۱۱۴.[↩]
- آزرم فخرالدینی و فرهاد فخرالدینی، ص۷۳۳ -۷۳۴؛ زریننقش، ص۱۴–۱۷؛ حنانه، ج2، ص۱۲۷.[↩]
- علیزاده، ص۱۰۳؛ شهرنازدار، ص۱۰۴-۱۰۵.[↩]
- نگاه کنید به: کاووسی، ص11؛ شهرنازدار، ص105.[↩]
- شجریان، 1385ش، ص212.[↩]
- نگاه کنید به: علیزاده، ص103؛ ضیا، ص59ـ61.[↩]